"دیدارنیوز" به کشف رمز از یک چرخه معیوب می‌پردازد؛

تیم فوتبال امید در دوره بی سر و سامانیان!

افشاگری‌های فرهاد مجیدی و پاسخ‌های حمید استیلی و اکبر محمدی به مسائلی که درباره تیم امید مطرح شده بیش از آنکه روشنگرانه باشد و موجب بروز اتفاقات مثبت شود، همچون چاقویی بود که برای خودزنی به کار گرفته شد و ارزش و اعتبار تیم ملی المپیک را نزد افکار عمومی پایین آورد. اگر اندک امیدی برای موفقیت امید‌ها برای حضور در المپیک ۲۰۲۰ متصور بودیم حالا می‌توانیم ادعا کنیم که آرزوی حضور نماینده فوتبال ایران در المپیک ۴ سال دیگر تمدید شده است!

کد خبر: ۳۷۸۱۶
۱۵:۵۲ - ۱۶ مهر ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ آرش راهبر: بازیکنان تیم ملی امید ایران از امروز و همچنان مثل آدم‌های گیج و منگ به اردو می‌روند تا با یک مربی جدید و در عین حال دیرآشنا کارشان را از سر بگیرند بلکه چند درصد آمادگی برای مسابقات انتخابی المپیک در منطقه آسیا پیدا کنند. بعد از آنکه فرهاد مجیدی از طریق فضای مجازی استعفای خود را برای مربیگری امید‌ها اعلام کرد و رفت، می‌شد حدس زد که طلاق عاطفی او از کادر مدیریتی و کمیته فنی فدراسیون فوتبال، چندان بی سر و صدا و آرام اتفاق نخواهد افتاد و ماجرا‌های عبرت آموز دیگری در راه است.
 
 


شب گذشته در برنامه تلویزیونی فوتبال برتر، گوشه‌های تازه‌ای درباره سطح ارتباطات و تعاملات افراد در فوتبال ایران به نمایش درآمد و شگفتانه تازه‌ای را در میان مخاطبان فوتبال ایجاد کرد. اینکه چه روابط عمیق و دوستانه‌ای در میان گردانندگان تیم امید وجود داشته و مناسبات افراد مسئول نسبت به هم چه بوده، آینه تمام نمایی است از آشفتگی‌ها و ناسازگاری‌هایی که هم در فوتبال و هم در عرصه‌های دیگر وجود دارد!

افشاگری‌های فرهاد مجیدی و پاسخ‌های حمید استیلی و اکبر محمدی به مسائلی که درباره تیم امید مطرح شده بیش از آنکه روشنگرانه باشد و موجب بروز اتفاقات مثبت شود، همچون چاقویی بود که برای خودزنی به کار گرفته شد و ارزش و اعتبار تیم ملی المپیک را نزد افکار عمومی پایین آورد. اگر اندک امیدی برای موفقیت امید‌ها برای حضور در المپیک ۲۰۲۰ متصور بودیم حالا می‌توانیم ادعا کنیم که آرزوی حضور نماینده فوتبال ایران در المپیک، ۴ سال دیگر تمدید شده است!

امید‌ها تنها حدود ۳ ماه برای به دست آوردن آمادگی برای جنگ با مدعیان قدرتمند آسیایی فرصت دارند، اما مسائل لاینحل تیم المپیک، اصلا در حیطه ماجرا‌های فنی نیست و طبق معمول گیر‌های مدیریتی، کار را زمین گذاشته است. تیم امید از همان موقع که از کرانچار گرفته شد (در حالی که همان وقت هم تیم خوبی نبود)، علائم مشهودی از بی توجهی مدیران فدراسیون را نسبت به این تیم نشان داد. تیمی که به دلیل بی پولی فدراسیون تبدیل به بچه سرراهی شد و از همان چند ماه پیش سر و سامانی نداشت و از اولویت‌های فدراسیون خارج شده بود. ظاهرا بی پولی فدراسیون فوتبال و ناکامی دامنه دار این تیم در طول ۴۴ سال اخیر، حضرات را به این نتیجه رساند که بهتر است امید‌ها را مثل گندم دیم، به بادهای موسمی و فصلی بسپارند و حالا اگر تیم به المپیک نرفت هم نرفت، قرآن خدا که غلط نمی‌شود.

همان موقع که گفته می‌شد فدراسیون فوتبال مشغول مذاکره با چند نفر از مربیان جوان فوتبال ایران است، این خبر هم به آن ضمیمه شد که فدراسیون پول ندارد و نمی‌تواند قرارداد پر و پیمانی با مربیان داخلی ببندد، مربی خارجی که پیشکش... از همین رو بود که مربیانی مثل مهدوی کیا و گل محمدی هم پیشنهاد فدراسیون فوتبال را رد کردند و عطای کار با تیم پرریسک و پردردسر و البته کم درآمد امید را به لقایش بخشیدند.

فدراسیون حتی زمانی که فرهاد مجیدی را برای هدایت امید‌ها استخدام کرد نیز اعلام کرده بود که پولی برای دستیاران خارجی ندارد. در عین حال گروهی که تمشیت امور تیم امید را به عهده داشتند اعم از حمید استیلی، محمد رضا ساکت، اکبر محمدی، میرشاد ماجدی، فریدون معینی و مرتضی محصص نیز در نقش آدم‌های کاتولیک‌تر از پاپ، رویه فدراسیون را به شکل شدّاد و غلّاظی در پیش گرفتند و راه را برای ورود خارجی‌ها به طور کامل بستند. از آن طرف فرهاد مجیدی نیز احتمالا سرمربی گری تیم امید را فرصتی برای اثبات توانایی‌های خود پنداشت و اینکه به مدیران استقلال نشان دهد که می‌توانسته مربی خوبی برای آبی‌ها باشد، اما این فرصت به او داده نشده است!

در واقع همه افراد حاضر در معادله تیم ملی المپیک از تصمیم‌هایی که در این مدت گرفته و نتایجی که به بار آمد مطلع بودند و سیر این ماجراها، انتخاب همه آن‌ها بوده است. درست است که درگیری‌های لفظی میان فرهاد مجیدی، حمید استیلی و اکبر محمدی در تلویزیون، شگفت انگیز و ناامید کننده به نظر می‌رسید، اما آن‌هایی که از فاصله نزدیک تری مسائل تیم ملی المپیک را پیگیری می‌کردند می‌دانستند که در این بی سر و سامانی، قطعا بازیکنان امید ایران هستند که بیش از همه متضرر خواهند شد و البته هوادارانی که هزار امید و آرزو برای تیم زیر ۲۲ سال ایران داشته و دارند.

در واقع نتیجه کار این تیم مدیریتی و فنی ضعیف، از ماه‌ها قبل قابل پیش بینی بود و خود کرده را هم تدبیر نیست. هواداران آرزوهایشان را برای المپیک ۲۰۲۶ تنظیم کنند. امیدی به این تیم نیست!
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: