تورم با تشر رام نمی‌شود؛ بساط گرانی هم با جریمه کردن و بستن چندمغازه جمع نمی‌شود

تعطیلات نوروزی که سرآمد و ماه مبارک که آغاز شد، انتظار این بود که هم به خاطر رکود فروردین و هم به‌خاطر تیمّن و تبرک این ماه، آرامش مناسبی بر بازار حاکم باشد و قیمت‌ها آرام گیرند و هوس بالا رفتن نکنند و تورّم مدتی جماعت را به حال خود بگذارد تا نفسی تازه کنند.

کد خبر: ۱۲۷۵۰۷
۰۸:۵۶ - ۲۹ فروردين ۱۴۰۱

دیدارنیوز ـ چرا قیمت‌ها با وجود همه تأکیدات دولت و حتی عدم تمایل او بالا می‌رود؟

رد بی‌تعادلی در این مورد خاص این است که مگر می‌شود حداقل دستمزد را بالغ بر ۵۰ درصد بالا برد و به واحد‌های تولیدی گفت حق گران کردن اجناس را ندارید؟

و این تازه جدای افزایش قیمت نهاده‌های تولید است که بر قیمت نهایی محصول اثر می‌گذارد.

از این عدم تعادل‌ها کم نداریم، دولت همه تلاشش را به کار می‌گیرد تا قیمت ارز ثابت بماند، اما باز تورّم پدید می‌آید. این هم یک عدم تعادل دیگر، مگر می‌شود بهای ارز با وجود تورّم بالای ۳۰ درصدی ثابت بماند و تولید داخلی با وجود افزایش دستمزد‌ها و نهاده‌های تولید داخلی در مقایسه با کالای وارداتی مزیت نسبی پیدا کند؟

به یک مورد دیگر نگاه کنیم. از این عدم تعادل‌ها مگر می‌شود قیمت گاز، بنزین، گازوئیل، برق و… با یارانه وحشتناک همراه باشد و انتظار صرفه جویی و کاهش مصرف و رشد تولید و سرمایه‌گذاری منطقی منطبق بر ساز وکار بازار را داشت؟ به میزان یارانه پرداختی اوراق چاپ کرد و قرض بالا آورد و کسری بودجه را بیشتر کرد و در عین حال تورم را پائین نگه داشت؟

مگر می‌شود با تورم ۳۰، ۴۰درصدی وقتی قرار است ارز رانتی و فسادزای ۴۲۰۰ تومانی را حذف کنیم برای کاهش نگرانی مردم و احتمالاً یک نمایش شیک ـ در پارلمان مصوب کنیم به شرطی که قیمت‌ها بیشتر از شهریور سال گذشته نشود، آن هم با وجود تورم چهل درصدی؟ به قول عوام: مگه میشه؟ مگه داریم؟

اینکه چند مغازه را ببندیم و چندنفر را جریمه کنیم و با حرکت‌های موقتی و زودگذر بهای چندکالا را برای چند روز پائین نگه داریم چاره کار نیست. اقتصاد و فضای کسب و کار و اصولاً بازار را دیگر نمی‌شود مثل صدسال قبل با به تنور انداختن یک نانوا در تنور یا فلک کردن چند گران فروش مدیریت کرد.

اگر منطق اقتصاد را در نیابیم و قانون رقابت آزاد و شفاف و بی‌دخالت بیجا و غیرمنطقی دولت را رعایت نکنیم و اگر به این همه بی‌تعادلی در اقتصاد خاتمه ندهیم با هیچ شمشیری و با هیچ گرزی نمی‌توان به جنگ این دیو بی‌شاخ و دم رفت چرا که او به تشر هیچ صاحب منصب بی‌منطق و بی‌تدبیری هرچه هم که زورگو باشد وقعی نمی‌نهد.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: