بایدن برای مشارکت دادن شرکای آمریکا در خلیج فارس، نیازمند استراتژی واقعی است تا از آن‌ها حفاظت کند. از طرفی باید دنبال راه‌هایی برای دادن سهم به آن‌ها باشد.

کد خبر: ۸۱۲۰۳
۱۹:۱۹ - ۱۴ بهمن ۱۳۹۹

تیتر امروز

 

آمریکا، احیای برجام و متحدان عرب

دیدارنیوز ـ سرویس بین‌الملل: بلال صعب در فارین پالیسی اشاره کرده است که بایدن برای آنکه بتواند کشورهای عربی را در طرحهای آمریکا در خلیج فارس مشارکت دهد باید یک استراتژی واقعی داشته باشد. دیدار یادداشت مزبور را ترجمه کرده است. انتشار این یادداشت به معنای تایید برخی از ادعاهای مطرح شده در آن نیست. 

منبع: فارین پالیسی
نویسنده: بلال صعب، مدیر برنامه‌ دفاعی و امنیتی در اندیشکده‌ Middle East Institute در واشنگتن
مترجم: حمیدرضا بابایی
 
توافق هسته‌ای ایران که در دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ حاصل شد، طرفداران و منتقدان زیادی در آمریکا دارد. اما اگر فقط یک مورد باشد که همگی نسبت به آن اتفاق نظر داشته باشند، این است که شرکای منطقه‌ای واشنگتن ـ یعنی اسرائیل و اکثر کشور‌های عربی خلیج فارس ـ از این توافق کاملا متنفرند، آن هم به یک دلیل: برجام نگرانی‌های امنیتی آن‌ها را که فراتر از توانایی‌های ایران در غنی سازی اورانیوم بوده، برآورده نکرده است.


مشاوران "باراک اوباما" رئیس جمهور سابق آمریکا فکر نمی‌کردند رسیدن به توافقی جامع با ایران ممکن باشد، زیرا نگران بودند اگر زرادخانه‌ موشکی و شبکه‌ گروه‌های نیابتی ایران را در مذاکرات هسته‌ای لحاظ کنند، ایرانی‌ها مذکرات را رها خواهد کرد. به نظر می‌رسد احساس آن‌ها درست بوده است.


پس از حصول توافق محدودتر با ایران، اوباما تلاش کرد برای کاستن از هزینه‌های وارد شده به شرکای عرب خلیج فارس دو نشست سطح بالا برگزار و راه‌های تقویت روابط دفاعی و امنیتی آن‌ها را با آمریکا بررسی کند. یکی از این نشست‌ها در سال ۲۰۱۵ در کمپ دیوید آمریکا و مورد دیگر در سال بعد در ریاض برگزار شد. در این نشست‌ها پنج کارگروه تشکیل شد و در عرصه‌هایی نظیر مقابله با تروریسم، دفاع موشکی بالستیک، امنیت سایبری و امنیت دریایی، پیشرفت‌هایی حاصل شد.

 

بیشتر بخوانید: احیای برجام؛ اول واشنگتن یا اول تهران + خلاصه تصویری


دولت بایدن که بسیاری از اعضای آن در زمان اوباما در امور خاورمیانه و به ویژه مساله‌ هسته‌ای ایران فعال بودند، احتمالا به زودی پیشنهاد خود را در خصوص راه‌های ازسرگیری آن مذاکرات و روند‌های مربوطه ارائه خواهد کرد و شاید در چارچوب‌های قبلی، تغییراتی اعمال کند.


اتخاذ رویکردی گسترده‌تر و تلاش برای گفتگو‌های امنیتی منطقه، متناسب با دورنمای مذاکرات هسته‌ای، نیز از دیگر مواردی است که دولت بایدن می‌تواند به دنبال آن باشد. چنین مذاکراتی در حالت مطلوب چارچوب‌های جدید کاری را تبیین خواهد کرد، و با ارائه‌

مشاوران "باراک اوباما" رئیس جمهور سابق آمریکا فکر نمی‌کردند رسیدن به توافقی جامع با ایران ممکن باشد، زیرا نگران بودند اگر زرادخانه‌ موشکی و شبکه‌ گروه‌های نیابتی ایران را در مذاکرات هسته‌ای لحاظ کنند، ایرانی‌ها مذکرات را رها خواهد کرد.

اقدامات اعتماد ساز، از التهابات سیاسی خواهد کاست. اکثر قدرت‌های خاورمیانه عموما از چنین پیشنهادی استقبال می‌کنند. در هر حال، خاورمیانه تنها منطقه در جهان است که فاقد ساز و کار چند ملیتی برای برقراری ثبات است، و با توجه به مشکلات بی حد و حصر آن، به چنین چیزی به شدت نیاز دارد.


اما بدون اعتماد عمیق‌تر میان آمریکا و شرکای منطقه‌ای‌اش، هیچ پیشنهادی احتمالا کارساز نخواهد بود. دلیل اصلی ناکامی نشست‌های کمپ دیوید و ریاض آن بود که کشور‌های عربی خلیج فارس همراه اسرائیل ـ به درستی یا اشتباه ـ  اعتمادشان را به این مساله از دست داده بودند که آیا واشنگتن مایل است هنگام خطر در کنار آن‌ها باشد.


مشخص نیست امروز که اهمیت خلیج فارس بیشتر شده است، چگونه می‌توان این اعتماد را احیاء کرد. چنین روندی قطعا زمان بَر خواهد بود. شاید دیپلماسی در سطوح شخصی‌تر و عالی رتبه‌تر که رهبران عربی به ویژه خواستار آن هستند، بتواند کمک کند. شاید بتوان ابتکارات جدید در همکاری‌های امنیتی ابداع و با "تهدیدات متعارف و غیرمتعارف ایران" مقابله کرد. شاید بتوان برای کاهش سوء تفاهمات و خودداری از اقدامات غافل گیر کننده، نشست‌هایی برنامه‌ریزی شده برگزار کرد و به مشورت‌های دایم سیاسی پرداخت.

 

بیشتر بخوانید: بایدن و تیمش عجله‌ای برای برگشت به برجام ندارند


با این وجود حتی تمام این اقدامات هم بعید است کافی باشد، عمدتا به دلیل حملات به تاسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ که فضای کلی را تغییر داد. پرداختن به مسایل حاشیه‌ای، احتمالا حلال مشکلات اصلی نخواهد بود. در آن حملات تعداد زیادی از تجهیزات نفتی عربستان نابود شد. اما اعتقاد تمام کشور‌های عربی به واشنگتن به عنوان یک شریک قابل اعتماد امنیتی، در آن حملات ویران شد. در این حملات غافلگیر کننده، دکترین کارتر خسارت دید که بر اساس آن یا باید چنین حملاتی را متوقف کرد و یا در صورت ناتوانی در بازدارندگی، باید به آن‌ها پاسخ سریع داد.


کشور‌های عربی خلیج فارس ترجیح دادند نگرانی عمیق خود را از ناتوانی آمریکا در اِعمال بازدارندگی، علنی نکنند و دلیل آن عمدتا خودداری از ایجاد بحران سیاسی با "دونالد ترامپ" رئیس جمهور سابق آمریکا بود، و به این ترتیب پیروزی دیگری را نصیب ایران کردند. اما در محافل خصوصی در کشور‌هایی مانند عربستان و امارات، مسایل مرتبط با تعهدات امنیتی آمریکا بسیار مطرح می‌شد.


با وجود ضربه‌ هولناک ناشی از آن حادثه، دولت ترامپ و شرکای عرب آن واقعا هرگز کاری پس از آن انجام ندادند. واشنگتن ژنرال "قاسم سلیمانی" فرمانده ارشد نظامی ایران را در ژانویه ۲۰۲۰ در حملات پهبادی نزدیک فرودگاه بین المللی بغداد ترور کرد. اما آن پاسخ، چندین ماه پس از حادثه‌ انفجار در تاسیسات نفتی اباقیق رخ داد و در این که آیا اقدامی تنبیهی بود یا خیر، تردید فراوان وجود دارد. بازدارندگی تنها زمانی مفید و قابل اتکا است که قاطع، سریع و تعیین کننده باشد. ترور ژنرال سلیمانی قطعا با دو مورد نخست هم خوانی ندارد.


تیمِ سیاست خارجی بایدن و رهبران عربی خلیج فارس فرصت‌های فراوانی دارند تا در خصوص نحوه‌ رسیدگی به چالش‌های ناشی از ایران مشورت کنند. در چنین مذاکراتی مساله‌ اباقیق ـ و این که چگونه باید مقابل حملات مشابه را گرفت ـ قطعا مطرح خواهد شد. صداقت شفاف هر دو طرف درباره‌ حدود تعهداتشان نسبت به هم نیز امری ضروری است. اگر نظر جمعی، همکاری واقعی با یکدیگر، یافتن زمینه‌های مشترک و تقویت مشارکت باشد، آن کارگروه‌ها و متغیر‌های  ۲۰۱۶-۲۰۱۵ (سال‌های مربوط به برجام) کافی نخواهد بود.


آن چه که ضروری است، برنامه و یا برنامه‌های ملموس نظامی آمریکا علیه ایران است. این چیزی است که سنت کام ـ فرماندهی مرکزی آمریکا ـ OPLAN می‌نامد و هدف آن حمایت موثر از مراکز حساس در عربستان سعودی، امارات عربی متحده، بحرین و دیگر کشور‌های شبه جزیره‌ عرب، در برابر ایران است. جدا از هر اتفاقی که در جبهه‌ هسته‌ای رخ دهد، وجود این طرح‌ها ضروری است، اما صرفِ تحقق آن‌ها به شرکای واشنگتن اطمینان خاطر مورد نیاز امنیتی را می‌دهد و این امر می‌تواند به اختیار عمل بیشتر برای واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای بینجامد.

 

بیشتر بخوانید: چراغ‌های سبز برای احیای برجام


شاید تاکنون چنین طرحی برای هر یک از کشور‌ها وجود داشته باشد، اما در خصوص زمان و مکان فعال شدن آن، هدایت استراتژیک مشخص از جانب مدیریت اجرایی آمریکا وجود نداشته است و شاید هم اصلا چنین برنامه‌ای وجود نداشته باشد. هر دو سناریو برای شرکای عربی آمریکا در خلیج فارس مشکل آفرین است. اگر چنین ساز و کاری وجود ندارد، مذاکرات سطح بالای آمریکا و کشور‌های عربی در خصوص امنیت منطقه بهتر است بر پارامتر‌هایی متمرکز شود که واشنگتن متعهد شود آن‌ها را انجام خواهد داد تا از شرکایش حفاظت کند، و مهم‌تر اینکه کشور‌های عربی چه کمک‌های نظامی برای اجرای آن طرح‌ها ارائه خواهند کرد. برای این که چنین طرحی کارآمد باشد، باید آن را در قالب مشارکت انجام داد؛ و برخلاف عملیات توفان صحران در سال ۱۹۹۰، این بار کشور‌های عربی قطعا می‌توانند در آن مشارکت کنند.    

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: