دیدار در گفت‌وگو با دیاکو حسینی، کارشناس مسائل بین‌الملل به بررسی سناریوهای احتمالی احیای برجام و روابط ایران و آمریکای در دوره بایدن پرداخته است.

کد خبر: ۸۰۲۶۳
۱۷:۴۴ - ۳۰ دی ۱۳۹۹

تیتر امروز

حلقه خندان انیشتین در کیهان
دانش آدینه ۲۹

حلقه خندان انیشتین در کیهان

در ۲۹ امین شماره دانش آدینه، سروش زمانی مقدم به تشریح پدیده لنزینگ گرانشی و اثرات آن بر مشاهدات ما از کیهان بی‌انت‌ها پرداخته است.
دیاکو حسینی: مخالفان برجام شانسی در انتخابات ۱۴۰۰ نخواهند داشت
 
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی‌راد: ۲۰ ژانویه جو بایدن به کاخ سفید وارد می‌شود و او بار‌ها از بازگشت به برجام صحبت کرده است. این روز‌ها هم بحث مهم در ایران احیای برجام است. انتظار می‌رود با شروع کار جو بایدن به عنوان رییس جمهوری جدید ایالات متحده، احیای برجام با سرعت اتفاق بیافتد. برای بررسی روند احتمالی احیای برجام و مذاکره احتمالی تهران ـ واشنگتن دیدار با دیاکو حسینی کارشناس مسائل بین‌الملل گفتگو می‌کند. این گفتگو در استودیوی دیدار انجام شده است.
 
در ادامه این گفتگو را ببینید و بخوانید:
 

فیلم کامل گفت‌وگوی دیدار با دیاکو حسینی را ببینید

 
 
 
 



ترکیب تیم سیاست خارجی بایدن از مدافعان و معماران برجام هستند. به نظر شما در این شرایط بایدن چه سناریو‌هایی برای برگشت به برجام دارد؟
تا به امروز اطلاعات دقیقی درباره اینکه آقای بایدن در عمل چه خواهد کرد، نداریم. اما با توجه به سوابقی که از بایدن وجود دارد، مثلاً در زمانی که ترامپ از برجام خارج شد، ایشان به صراحت از او انتقاد کرد و همین طور اطرافیان او که در حزب دموکرات در پست‌هایی که توزیع شده، قرار دارند یا احتمالاً در آینده خواهند پیوست، به نظر می‌رسد که آقای بایدن مصمم است که به برجام برگردد. فکر می‌کنم مسئله اصلی کیفیت بازگشت آمریکای بایدن به برجام است نه اصل بازگشت. سناریو‌های بسیار متنوعی می‌تواند درباره این نحوه بازگشت وجود داشته باشد. دیدگاه‌های مختلفی، هم در آمریکا و هم در اطراف تیم بایدن مبنی بر چگونگی این بازگشت وجود دارد. یک حالت ایده آل برای ما که شاید برخی از دموکرات‌های دولت و تیم آقای بایدن هم از آن حمایت می‌کنند، بازگشت یکباره به برجام و لغو کامل کلیه تحریم‌هایی که بعد از خروج آمریکا از برجام وضع شده است. اما حالت‌های دیگری هم وجود دارد. مثل اینکه نیت آقای بایدن برای برگشت به برجام به سرعت اعلام شود، اما تحقق این بازگشت مستلزم زمانی طولانی‌تر باشد با این استدلال از طرف آمریکا که آقای بایدن نیاز دارد منتقدان داخلی آمریکا را مجاب کند که بازگشت به برجام ضرورت دارد و در عین حال انتقاد‌هایی که به برجام وارد بود، مدنظر قرار خواهد گرفت و آن معایب را از نگاه واشنگتن برطرف خواهد کرد. همین طور ممکن است با این استدلال که برای مجاب کردن متحدان منطقه‌ای آمریکا از عربستان سعودی و امارات گرفته تا اسرائیل، به زمان بیشتری نیاز است، مدتی این بازگشت در عمل به تعویق بیافتد؛ بنابراین اشکال مختلف می‌تواند وجود داشته باشد. البته همه این اشکال و سناریو‌ها هم مورد تأیید ایران نخواهد بود.

آیا بایدن در برداشتن تحریم‌ها با موانعی مواجه است؟ تیم ترامپ راجع به این صحبت می‌کنند که بایدن نمی‌تواند تحریم‌های ترامپ و دولتش علیه ایران را به راحتی لغو کند.
رئیس جمهوری به لحاظ قانونی قدرت عمل بسیار زیادی در آمریکا دارد. همان طور که آقای ترامپ این تحریم‌ها را با دستورات اجرایی وضع کرده است، آقای بایدن به همان ترتیب می‌تواند آن‌ها را فارغ از اینکه چه برچسبی به آن‌ها خورده است، به راحتی لغو کند. هرچند ممکن است در داخل آمریکا منتقدانی هم داشته باشد، ولی به هر حال خروج آقای ترامپ از برجام و وضع تحریم‌های مختلفی هم که انجام داده منتقدانی در آن زمان داشته که ترامپ به آن‌ها بی توجه بوده است؛ بنابراین آقای بایدن به لحاظ قانونی به راحتی می‌تواند این کار را انجام بدهد. با توجه به یک دست بودن مجلس نمایندگان، سنا و کاخ سفید قاعدتاً نباید چالش‌ها و یا انتقاد‌ها آن قدر سنگین و زیاد باشند که برای آقای بایدن چالش محسوب شود.

امروز اکثریت سنا و مجلس نمایندگان آمریکا دموکرات هستند و دولت هم در دست دموکرات‌ها است. یکی از بحث‌هایی که در زمان خروج ترامپ از برجام شکل گرفت این بود که اگر اوباما می‌توانست برجام را در کنگره آمریکا به تصویب برساند ریاست جمهوری بعدی که آقای ترامپ بودند، دیگر نمی‌توانست از برجام خارج شود. فکر می‌کنید با این شرایط آقای بایدن این ریسک را می‌پذیرد که برجام را در کنگره آمریکا به تصویب برساند که رئیس جمهوری بعدی اگر جمهوری خواه بود نتواند از برجام خارج شود؟
واقعیت این است این استدلال که در دوره‌ای مطرح بود اساساً معیوب است. آقای ترامپ از توافق‌هایی خارج شد که در سنا یا در کنگره تصویب شده بود. پیمان آسمان‌های باز با روسیه که ترامپ از آن خارج شد، از جمله پیمان‌هایی بود که در کنگره تصویب شده بود؛ بنابراین صرف اینکه یک پیمانی در کنگره تصویب شود، عدم خروج را تضمین نمی‌کند. به هر حال رئیس جمهوری آمریکا اختیارات خیلی زیادی برای انجام چنین کار‌هایی دارد. اما در عین حال با توجه به اینکه از طرف آقای ترامپ یک قانون شکنی و یک توافق شکنی بین ایران و آمریکا صورت گرفته، بردن برجام به کنگره می‌تواند دست کم به لحاظ نمادین نشان دهنده این باشد که دولت آقای بایدن مصمم به اجرای کامل برجام است. با توجه به ساختاری که امروز کنگره دارد و دموکرات‌ها در آن صاحب اکثریت هستند قاعدتاً می‌تواند با سهولت برجام را در آنجا به تصویب برساند.

در درون حاکمیت ایران چه رویکردی با دولت بایدن و بازگشت به برجام اتخاذ می‌شود؟ با همین روندی که وجود دارد مذاکره تهران ـ واشنگتن برای احیای برجام شکل بگیرد؟ البته این را هم اشاره کنم که به نظر می‌رسد که هسته سخت قدرت در ایران موافق شروع مذاکرات و بازگشت آمریکا به برجام است.
فکر می‌کنم ما با بازگشت آمریکا به برجام مشکلی نداریم. ضمن اینکه به مذاکرات هم نیاز نداریم. اصل بازگشت آمریکا به برجام، به مذاکره نیاز ندارد. یک سری تعهدات را انجام نداده است و ما هم در مقابل آن و در تلافی آن یک سال بعد از اینکه آمریکا نقض گسترده و فاحش را شروع کرد، گام‌هایی را برای عدم اجرای متقابل تعهدات برداشتیم. اگر برجام بخواهد به طور کامل احیا شود، فقط کافی است که بایدن تمامی اقداماتی که بعد از خروج آمریکا از برجام را انجام داده، متوقف کند و معکوس بکند و ایران هم گام‌هایی را که برداشته، معکوس کند. این راه آنقدر روشن است که هیچ نیازی به چانه‌زنی ندارد. اما طرف آمریکایی ادعا می‌کند که نواقصی وجود دارد که از ابتدای برجام وجود داشته یا در این ۳ سالی که برجام اجراء نشده، ایجاد شده است. طرف ایرانی هم این مطالبه را دارد که به واسطه خروج آمریکا از برجام خسارت‌هایی دیده است. این خسارت‌ها باید پس از این در اجرای برجام مدنظر قرار داده شود. این‌ها نکاتی است که شاید به گفتگو نیاز دارد، اما در چارچوب همان ۱+۵ و بعد از بازگشت آمریکا به برجام می‌توانیم در آن قالب با هم گفتگو کنیم. چنان که قبل از خروج آمریکا از برجام، مذاکره ایران و آمریکا در قالب همان میز ۱+۵ امکان‌پذیر بود. این مسئله می‌تواند دوباره احیاء شود. همه این‌ها به بازگشت آمریکا به برجام و امکان استفاده از این مکانیسم با این ساز و کاری که قبلاً داشته، موکول می‌شود.

بعد از بازگشت احتمالی آمریکا به برجام و شروع دوباره کار ایران با ۱+۵، روال مذاکره ایران و واشنگتن برای حل مسائل بزرگی که بین دو کشور وجود دارد اتفاق می‌افتد یا اصلاً این احتمال را نادیده بگیریم که فعلاً ایران و آمریکا بتوانند با هم مذاکره‌ای داشته باشند؟
برای این بحث خیلی زود است که ما در این مرحله‌ای که اعتماد بین ایران و آمریکا به طور کامل از میان رفته و همان توافق برجام هم در موضوع بسیار محدود هسته‌ای انجام نگرفته، توقع داشته باشیم درباره اصل روابط ایران و آمریکا که طیف بسیار متنوعی از موضوعات است و شامل عمق خیلی بیشتری از اختلافات است، در گفتگو‌های بعدی در آینده‌ای نزدیک حل و فصل شود. از سال ۲۰۱۵ به صراحت از طرف رهبری هم گفته شد که اگر آمریکا به این توافق برجام پایبند باشد و آن را اجراء کند، در آن صورت می‌توانیم به بقیه موضوعات هم فکر کنیم و درباره سایر موضوعات هم مذاکره صورت گیرد، اما این اتفاق رخ نداد. در نتیجه در این مرحله که ما به دنبال تنفس مصنوعی برجام هستیم تا ببینیم آیا می‌شود آن را زنده کرد یا نه، صحبت در این‌باره بسیار بلندپروازانه است و من فکر نمی‌کنم واقع‌بینانه باشد. اما اگر موفق شویم برجام را به شکلی که از ابتدا انتظار می‌رفت احیا کنیم، احتمالاً می‌تواند زمینه‌های بهتری را برای رسیدگی به سایر موضوعات فراهم بکند. این سایر موضوعات هم به معنای این نیست که ما خواهیم توانست یک شبه و یا در یک مدت زمان کوتاه کلیه اختلافات ایران و آمریکا را حل و فصل کنیم. من فکر می‌کنم این خیلی دور از انتظار است.

این بار اگر قرار باشد برای بازگشت یا احیای کامل برجام مذاکره‌ای شکل بگیرد، اگر موضوع موشکی بر روی میز قرار بگیرد واکنش ایران چه خواهد بود؟ آیا می‌توانند به این موضوع ورود کنند یا خیر؟
ما به صراحت در دوره اوباما به طرف آمریکایی تفهیم کرده‌ایم که ایران هرگز تحت هیچ شرایطی پای میز مذاکره‌ای نخواهد نشست که موضوع آن مذاکره و مسئله آن موشک‌های ایران یا قابلیت‌ها و توانایی‌های نظامی ایران باشد. این اتفاق به هیچ وجه نخواهد افتاد. اما ما در گذشته این را تکرار کرده‌ایم که ایران آماده است درباره موضوعاتی که به امنیت منطقه مرتبط می‌شود، از جمله انبار تسلیحات ـ متعارف یا غیرمتعارف ـ در این منطقه با کشور‌های منطقه گفتگو کنیم. در سال‌های اخیر پیشنهاد‌های مختلفی مثل طرح صلح هرمز و پیمان عدم تجاوز که همه این موارد جنبه نظامی هم دارند، ارائه داده‌ایم؛ که از طرف کشور‌های خلیج فارس و منطقه تا به امروز نادیده گرفته شده است. پس این آمادگی از طرف ایران همیشه وجود داشته است. این مسائل مستقیماً به آمریکا مربوط نیست. چون موضوع کشور‌های منطقه و امنیت منطقه از جمله تسلیحات در منطقه است. اما در جا‌هایی می‌تواند به آمریکا ارتباط داشته باشد. به خاطر اینکه آمریکا مهمترین تأمین کننده تسلیحات و انبار تسلیحات در این منطقه است. آمریکا مهمترین کشور خارجی است که پایگاه‌های متعدد نظامی در این منطقه دارد که بر مفهوم امنیت در منطقه تأثیر گذاشته است. در این حوزه‌ها و زمینه‌ها که به آمریکا مربوط است شاید در آینده این امکان فراهم شود که آمریکا در مذاکراتی که ایران با کشور‌های منطقه دارد، در بخش‌ها و قسمت‌هایی از آن شرکت بکند و دیدگاه‌هایش را اعلام کند؛ بنابراین در چنین شرایطی این آمادگی وجود دارد. ضمن اینکه به نظر می‌رسد با توجه به گفتگو‌هایی که آقای جک سالیوان انجام داده، آقای بایدن هم به چنین فرمولی حداقل به صورت انتزاعی نزدیک شده‌اند. یعنی از گفتگوی ایران با همسایگان خودش برای حل اختلافات حمایت بکنند و آمریکا فقط از شکل گیری چنین گفتگو‌هایی پشتیبانی کند. به نظر من نفس این پذیرش و رسیدن به این مرحله از آمادگی برای طرف آمریکایی یک قدم مثبت و پیشرفت حساب می‌شود.
 
 

بیشتر بخوانید:


یکی از موضوعاتی که گفته می‌شود ممکن است در مذاکرات بعدی خیلی راجع به آن صحبت شود، حضور منطقه‌ای ایران است. حق داشتن موشک برای هر کشوری مخصوصا در منطقه خاورمیانه که پر از تنش است، طبیعی به نظر می‌رسد. فکر نمی‌کنید حضور منطقه‌ای ایران باعث شده که حتی بحث موشکی ما روی میز مذاکره با ۱+۵ باشد؟ فکر می‌کنید دولت بایدن با حضور منطقه‌ای ایران چگونه برخورد خواهد کرد و در مذاکرات آتی راجع به این چگونه برخورد می‌کند؟
گاهی وقتی صحبت از حضور منطقه ایران می‌شود، این تلقی به ذهن متبادر می‌شود که ایران به جایی نیرو اعزام کرده یا در حال یک عملیات امپریالیستی در خارج از مرز‌های خودش است، این با واقعیت کاملاً مغایرت دارد. جا‌هایی که ما هستیم یا امروز ما به حضور منطقه‌ای متهم می‌شویم، دقیقاً همان جا‌هایی است که آمریکایی‌ها برای بر هم زدن امنیت منطقه یک شعله روشن کردند؛ که اگر جلوی آن گرفته نشود می‌توانست به سرعت به مرز‌های ایران کشیده شود. کاری که ایران در این سال‌ها خصوصاً بعد از سال ۲۰۰۳ به بعد که جنگ عراق آغاز شد یا قبل از آن در جنگ افغانستان و بعد یک بار دیگر انقلاب‌های عربی بعد از سال ۲۰۱۱ انجام داده، این بوده که نیرو‌های محلی که می‌خواستند از کشورشان یا از وضع موجود در آن زمان در برابر مداخله خارجی ایستادگی کنند، سامان داده است. تنها کاری که ایران عملاً انجام داده، این موضوع بوده است. اگر کشوری می‌خواهد حضور نظامی ایران کمتر شود، حضور فتنه انگیزی‌های خودش را کمتر کند. خیلی ساده است. یعنی اگر آمریکا جنگ سوریه را آغاز نمی‌کرد، آیا امروز در سوریه بودیم؟ اگر آمریکا جنگ یمن را به یک نحوی شعله‌ور نمی‌کرد و در همراهی با عربستان سعودی در بمباران مردم یمن به او کمک نمی‌کرد، آیا نیازی بود که ایران به لحاظ معنوی یا مستشاری از انصارالله حمایت کند و امروز مسئله انصارالله و حمایت ایران از انصارالله مطرح شود؟ طبیعتاً نه. اگر جنگ ۲۰۰۳ عراق و حمله آمریکا به عراق نبود لازم بود که امروز آمریکا نگران مثلاً گروه‌های حشدالشعبی و نفوذ ایران در عراق باشد؟

فکر می‌کنید اگر نفوذ نظامی آمریکا در منطقه کمتر شود، ایران هم نفوذ خود در منطقه را کمتر می‌کند؟
اصلاً مسئله نفوذ نظامی آمریکا نیست. آمریکا سال‌هاست که نفوذ نظامی در این منطقه دارد. به واسطه پایگاه‌های نظامی، قرارداد و توافق‌هایی که با دولت‌های رسمی منطقه داشته از اردن تا عربستان سعودی، بحرین، قطر سال‌ها است که نفوذ نظامی دارد. اما هیچ وقت اوضاع این گونه نبوده است. پس مسئله امروز مسئله حضور نظامی آمریکا نیست. مسئله جنگ افروزی‌های آمریکا است. بدون اینکه منافع حیاتی قدرت‌های مشروع این منطقه از جمله ایران را در نظر بگیرد. اگر آن اقدامات و مداخله‌ها و تلاش برای تغییر رژیم‌های زنجیره‌ای متوقف شود، ایران هیچ نیازی برای این کمک‌های مستشاری نظامی و آموزش‌ها ندارد. چون کسی نیست که ما بخواهیم با او وارد جنگ شویم. تمام این اتفاقات وقتی رخ داد که آمریکایی‌ها شروع به تغییر رژیم کردند. از زمان آقای جورج بوش و در دولت آقای اوباما هم در سوریه، یمن و لیبی ادامه پیدا کرد. اگر ما آن‌ها را به حال خودشان رها می‌کردیم تمام این منطقه را به واسطه کمک به گروه‌هایی مثل داعش یا گروه‌هایی با جهت‌گیری‌های غیرقابل قبول و افراطی تبدیل می‌کردند؛ بنابراین من فکر می‌کنم آنچه ما تا کنون انجام داده‌ایم فقط مقاومت بوده است. سپر وقتی توجیه دارد که شمشیر‌ی وجود داشته باشد. اگر آن‌ها شمشیر را بیاندازند، سپر فلسفه وجودی خودش را از دست می‌دهد.

بایدن نسبت به رویکرد ایران در منطقه چگونه برخورد می‌کند؟ آیا این مسئله را وارد مباحث مذاکره‌ می‌کند؟
از نظر آمریکایی‌ها و تیم آقای بایدن یک مسئله‌ای به نام ناامنی و رقابت در منطقه موسوم به خاورمیانه وجود دارد. این رقابت به بی اعتمادی‌ها و احتمالاً به رقابت‌های تسلیحاتی و شاید رقابت تسلیحاتی هسته‌ای دامن زده است؛ بنابراین رسیدگی به این نگرانی‌ها برای آقای بایدن حتماً مهم خواهد بود. ولی نکته و سؤال اصلی در اینجا است که چگونه می‌توان به یک مسئله ناامنی منطقه‌ای رسیدگی کرد به روشی که به جای تعمیق بی اعتمادی و دامن زدن به رقابت‌ها و همان دور باطل، به رویکرد‌های سازنده و همه بازیگران آن منطقه که سابقاً با هم ناسازگار بودند، کمک بکند؟ تنها راه منطقی و موجود برای این کار این است که کشور‌های این منطقه خودشان با هم دور میز بنشینند و اختلافات مختلف‌شان را دسته‌بندی بکنند و برای حل آن‌ها به لحاظ دیپلماتیک تلاش کنند.
 
دیاکو حسینی: مخالفان برجام شانسی در انتخابات ۱۴۰۰ نخواهند داشت

ایران سعی کرده حداقل نسبت به عربستان این کار را بکند؟
ما بار‌ها در همین چند سال چه در دولت آقای اوباما و چه در دوره ترامپ این کار را کرده‌ایم. طرح‌هایی مثل صلح هرمز و مجموعه گفتگو‌های منطقه‌ای که آقای ظریف بار‌ها آن را تکرار کرده‌اند و پیمان منع تجاوز نمونه‌های متعددی از چنین تلاش‌های بوده که هیچ وقت پاسخ مناسب و متناسب از طرف کشور‌های منطقه از جمله عربستان دریافت نکرده است. چون آن‌ها معتقد بودند و امید داشتند که فشار حداکثری دولت آقای ترامپ به ایران در نهایت ایران را به زانو خواهد انداخت؛ بنابراین نیازی به چنین گفتگو‌هایی نیست. امروز که آن آرزو‌ها بر باد رفته، به نظر من امکان بیشتری برای چنین نرمشی از طرف همه بازیگران منطقه فراهم است.

 آمریکا به هر صورتی منافع اسرائیل را در منطقه تامین می‌کند. ما و حتی آقای بایدن برای این موضوع چه تصمیمی خواهیم گرفت؟
من فکر نمی‌کنم آقای بایدن یک تغییر بسیار بزرگ و نقطه عطفی در روابط آمریکا و اسرائیل ایجاد کند. لابی اسرائیل در آمریکا بسیار قدرتمند است. فکر می‌کنم در نهایت آقای بایدن هم به تأمین منابع اسرائیل کمک خواهد کرد، اما شاید به روشی متمدنانه‌تر در مقایسه با دولت آقای ترامپ این کار را انجام دهد. ترامپ مثلاً با انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم یا نادیده گرفتن الحاق بلندی‌های جولان به اسرائیل یا بی اعتنایی به وضعیت حقوق انسانی در نوار غزه این کار را انجام می‌داد. آقای بایدن ممکن است دست کم در فرم‌های ظاهری امر به این ظرافت‌ها مقداری حساس‌تر باشد. مثلاً ممکن است با بعضی تندروی‌ها نتانیاهو مخالفت‌هایی ابراز کند، ولی به نظر من روابط استراتژیک آمریکا و اسرائیل دست نخورده باقی خواهد ماند. اما در عین حال فکر نمی‌کنم روابط نتانیاهو با آقای بایدن به خوبی روابط او با ترامپ باشد.

بن سلمان برای آسیب زدن به ایران برای جلب همراهی آقای ترامپ خیلی تلاش کرد. آیا آقای بایدن این روند را ادامه می‌دهد و سعی می‌کند آن قدرتی که آقای ترامپ به بن سلمان می‌داد تا هر کاری دوست دارد در خاورمیانه انجام دهد، به بن‌سلمان بدهد؟
من فکر می‌کنم از نگاه دموکرات‌ها و بسیاری از آمریکایی‌های حساس به موضوعات این منطقه، عربستان تحت رهبری بن‌سلمان و به خصوص از زمانی که بن‌سلمان قدرت اصلی را در عربستان به دست گرفته، ناراضی هستند. عربستان را به عنوان کشوری نگاه می‌کنند که بیش از حد سرخود (سرکش) است و ممکن است تا جایی در این رفتار‌های سرخود جلو برود که منافع آمریکا را به خطر بیندازد. چنان که در یمن این کار را به وضوح انجام داده است. فکر می‌کنم که آمریکا، بایدن و احتمالاً دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا اطمینان کافی نسبت به شخص محمد بن‌سلمان ندارند؛ بنابراین فکر می‌کنم تلاش کنند که جنگ یمن را خاتمه دهند و به نحوی به بن‌سلمان هشدار دهند که نمی‌تواند به سیاق گذشته ادامه بدهد یا با مخالفان خودش همان طور که درباره خاشقچی برخورد کرده، به آن نحو برخورد کند و همه اصول را نادیده بگیرد. ولی بدین معنی نیست که آقای بایدن رابطه عربستان و آمریکا را به سمت تنش پیش خواهد برد. یعنی موضوع اصلی این است که رابطه آمریکا و عربستان و اتحاد این‌ها باقی بماند، ولی در عین حال یک عربستان کنترل شده‌تر متحد آمریکا باشد.

در خصوص انتخابات ایران که سال آینده برگزار می‌شود اولاً بازگشت به برجام به قبل از آن برمی‌گردد؟ تا قبل از انتخابات ۱۴۰۰ بازگشت به برجام به جایی می‌رسد؟ فکر می‌کنید این احیای برجام چه تأثیری بر انتخابات ایران خواهد داشت؟ در انتخاب مردم تأثیری خواهد داشت؟
گفتن اینکه آیا ما قبل از انتخابات ایران می‌توانیم برجام را به یک نقطه باثبات برسانیم واقعاً سخت است. این بستگی دارد به ایده اولیه‌ای که آقای بایدن احتمالاً در هفته اول یا دوم حضورش در کاخ سفید خواهد داد. اعلام خواهد کرد که چه تصمیمی درباره برجام دارد. دوم به اینکه در عمل دیپلماسی احیای برجام بین ایران و آمریکا و بقیه کشور‌های برجام چگونه پیش رود، پیچیدگی‌های زیادی وجود دارد. موضوعات مختلفی برای مذاکره و تعیین تکلیف وجود دارد چه از نگاه آمریکا و چه از نگاه ایران. ولی آنچه که برای ما مهم است و به زمان نیاز ندارد و هیچ توجیه زمانبری برای او قابل قبول نیست این است که در مدت زمان کوتاهی بخش عمده‌ای تحریم‌هایی که کاملاً غیر منصفانه و خلاف قوانین و توافقات ایران و آمریکا اعمال شده، برداشته شود و مردم در آن شرایط به خوبی خواهند دید که واقعیت بدون رتوش برجام چیست؟ اقتصاد ایران تا اندازه زیادی به شبکه اقتصاد بین‌المللی بر می‌گردد، البته انتظار‌ها باید معقول باشد. حتی اگه برجام در دوره ترامپ گرفتار این سرنوشت نمی‌شد هم نمی‌توانستیم به طور کامل ایران را به اقتصاد جهانی متصل کنیم. نه به خاطر الزاماً تحریم‌های اولیه‌ای که وجود داشت و ربطی به هسته‌ای نداشت و آن‌ها بر سرجای خودشان باقی ماند، بلکه به خاطر اراده‌های سیاسی در داخل خود ایران از جمله درباره مسئله fatf که ما هنوز درگیر موضوعی با این سطح و اینقدر ابتدایی هستیم و نتوانستیم خودمان را متقاعد کنیم که استاندارد‌های بین المللی زندگی اقتصادی را رعایت بکنیم. استاندارد‌هایی که تقریباً همه کشور‌ها به استثنای دو یا سه کشور آن را مراعات می‌کنند. کشوری که تا این حد درگیر مسائلی ابتدایی است و افسار آن مسائل هم در اختیار خودمان است و نمی‌توانیم آن را با خودمان حل و فصل کنیم، طبیعی است این کشور نمی‌تواند به طور کامل در اقتصاد بین المللی ادغام شود. ولی با احتساب این هم اگر برجام درست اجراء می‌شد و اگر به زودی احیا شود خواهیم دید که می‌تواند اقتصاد ایران را تا اندازه بسیار زیادی شارژ کند. در آن صورت انتظار می‌رود که همه ما متوجه شویم که برجام قبل از یک توافق خاص هسته‌ای بین ایران و ایالات متحده و کشور‌های ۱+۵ باشد، یک رویکرد به اداره امور خارجی کشور است. این رویکرد که می‌شود حتی با یک کشور دشمن با چنین سابقه دیرینه‌ای از منازعات و کشمکش‌ها با تلاش و اراده سیاسی و دیپلماتیک به نقطه‌ای رسید که طرفین احساس کنند وجود این توافق برای تأمین منافع همه طرف‌ها بهتر از نبودن آن بوده است. اگر این رویکرد تثبیت شود دیگر مهم نیست مصداق برجام است یا توافق دیگری است مهم این است ما به این رویکرد در سال‌ها و دهه‌های آینده هم متعهد باشیم و بپذیریم که دیپلماسی می‌تواند یک ابزار بسیار مؤثر و کارآمد در اداره امور خارجی، حتی کشور‌های دشمن باشد. به نظر من این به تنهایی یک انقلاب دیپلماتیک در جهان بین ایران و آمریکا محسوب می‌شد که توانستند به چنین توافقی دست پیدا کنند. به نظر من آنقدر این توافق ریشه‌دار و برای مدافعان آن و کسانی برای آن زحمت کشیدند در چین و روسیه و اروپا آن قدر هیجان انگیز بود که به رغم دشمنی عجیب و غریب دولت آقای ترامپ هم هنوز زنده است. به نظر من این به تنهایی شگفت انگیز است، مثلاً ‌آی ان اف به طور کلی نابود شد. اگرچه فقط آمریکا از آن خارج شد، ولی نابود شد. ولی برجام ماند و این به نظر من نشان دهنده اهمیت این اتفاق است. اینکه بر روی اتفاقات ۱۴۰۰ چقدر می‌تواند مؤثر باشد فکر می‌کنم به درایت نامزد‌های انتخابات بعدی ما بستگی دارد که متوجه باشند به دنیایی قدم گذاشته‌ایم که برجام یک مصداقی از گریز ناپذیری رویکرد است. کسانی که آن رویکرد را رد می‌کنند به جای آن دشمنی ابدی و لفاظی‌های ابدی را جایگزین می‌کنند، فکر نمی‌کنم در انتخابات آینده شانسی داشته باشند. مگر اینکه بپذیرند ایران مثل کشور‌های دیگر هیچ راهی ندارد جز اینکه دیپلماسی را قدر بداند و آن را در تمامی مسائلی که وجود دارد برای بهبود امنیت ملی دخالت دهد که البته شاخص آن هم بهبود زندگی مردم و احساس خوشبختی و سعادت و امنیت مردم است. باید ببینیم چه پیش خواهد آمد. ولی من فکر می‌کنم این دو تا می‌توانند به هم ربط پیدا بکنند و این به زیرکی و درایت نامزد‌ها بستگی دارد.

پذیرش FATF به اهرمی برای مذاکره برای ایران با ۱+۵ تبدیل شده یا اینکه عدم پذیرش FATF ناشی از اختلافات داخلی است؟ برخی کارشناسان معتقدند که شاید نگه داشته شده برای اهرم فشار برای این که طرف‌های مقابل ما این را اهرمی بدانند که ما باید بپذیریم و آن‌ها پای میز مذاکره بیایند.
زمانی که دولت آقای ترامپ آن فشار‌ها را پیگیری کرد و آن تحریم‌ها را وضع کرد شاید استدلال منتقدان پذیرش لوایح مربوط fatf تا اندازه‌ای قابل فهم بود. البته به طور کامل قابل فهم نبود، چون خیلی از این استدلال‌ها ضعیف بودند و به اندازه کافی قانع کننده نبودند و متکی به شواهد کافی هم نبودند. اما امروز که ما به سمت تغییر فضا و اتمسفر بین المللی حرکت می‌کنیم که پیامد آن می‌تواند منجر به لغو تحریم‌ها شود و فضای تازه‌ای در روابط ایران و آمریکا ایجاد شود، استمرار این نگاه و مخالفت دیگر توجیه کافی ندارد. هسته اصلی ماجرای fatf این است که تا زمانی که ما این استاندارد‌ها را مراعات نکنیم، در تبادلات بین‌المللی جزیره‌ای دور افتاده از شبکه مالی جهانی خواهیم بود و معنای آن در دوران معاصر این است که ما باید فاتحه توسعه ملی را برای همیشه بخوانیم. چون کشوری که نتواند در جهان اقتصادی دوران معاصر خودش ارتباط عمیق و درهم تنیده داشته باشد، نمی‌تواند به انباشت سرمایه فکر کند. نمی‌تواند به توسعه که بخش بزرگی از آن از طریق جذب سرمایه‌گذاری خارجی است فکر کند و حتی تجارت مرسوم و عادی او هم دچار مشکل خواهد شد. این اصل ماجرا است. ما نمی‌توانیم بگویم fatf استانداردهایش را به هیچ وجه قبول نداریم و در آینده هم قبول نمی‌کنیم. ممکن است بتوانیم بگوییم در این مقطع زمانی به خاطر این ملاحظات فعلاً نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم، ولی به محض اینکه اوضاع مساعد شد ما گریزی جز پذیرش این موضوع نداریم. من فکر می‌کنم در میان‌مدت ما مجبور هستیم به این سازوکار پیچیده و جهان شمول ملحق شویم. همان طور که من بار‌ها طی سال‌های اخیر گفته‌ام به جای رد این مسئله، مهارت‌های خودمان را برای زندگی و اداره امور امنیتی، نظامی و ... که نیاز داریم با وجود این شبکه‌های پیچیده و مقررات پیچیده اف‌ای تی اف به جلو ببریم. مثل این است که کسی، چون اینترنت را موضوع پیچیده می‌داند که می‌تواند افراد را ردگیری کند و مکان را تشخیص بدهد، اساساً اینترنت را قطع کند، امروز این کار شدنی نیست. ما توانسته‌ایم اینترنت را داشته باشیم، ولی یک مقداری ذکاوت و مهارت‌های خودمان را برای تامین امنیت اجتماعی، سیاسی و ... در درون اینترنت پیش ببریم. چنین کاری را می‌توانیم در حوزه اقتصادی هم انجام دهیم؛ بنابراین من فکر می‌کنم در نهایت باید بپذیریم که ما مجبوریم در این استاندارد زندگی کنیم. چنان که مجبور هستیم درون سازمان ملل باشیم و به رغم اینکه گاهی آسیب‌هایی هم می‌زند و تحریم‌هایی هم علیه ما وضع می‌کند، ولی از فواید آن هم استفاده کنیم.
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: