از هفته پیش که بازار سرمایه با ریزش شاخص کل مواجه شد، بسیاری از «کد اولی ها» و فعالان خُرد بازار، نگران دارایی های خود شدند. اما احتمال ریزش یا توقف روند صعودی شاخص کل، علاوه بر فعالان بازار، یک نگرانی کلی را نیز موجب شد. نگرانی از خروج سرمایه ها از بورس و اثرات تورمی آن بر سایر بازارها.

کد خبر: ۶۹۳۷۹
۱۶:۲۹ - ۰۱ شهريور ۱۳۹۹

اقتصاد ایران: هواپیمایی که با یک موتور در حال پرواز است/ آیا بورس به چشم اسفندیار اقتصاد تبدیل می شود؟

 

دیدارنیوز - مهدی الیاسی: از هفته پیش که بازار سرمایه با ریزش شاخص کل مواجه شد، بسیاری از «کد اولی ها» و فعالان خُرد بازار، نگران دارایی های خود شدند. اما احتمال ریزش یا توقف روند صعودی شاخص کل، علاوه بر فعالان بازار، یک نگرانی کلی را نیز موجب شد. نگرانی از خروج سرمایه ها از بورس و اثرات تورمی آن بر سایر بازارها.

 

واقعیت این است که در حال حاضر بورس، بخش بزرگی از نقدینگی کشور را در خود حبس کرده است. این نقدینگی محبوس در بورس اگر از این بازار خارج شود، در اولین گام، بازار ارز، سکه، طلا و مسکن را با تورم فزاینده مواجه خواهد کرد. علاوه بر پیامدهای تورمی، تاثیر دیگر این رویداد، حاکم شدن رکود در تنها بخشی از اقتصاد کشور است که تا کنون بازدهی قابل توجهی داشت. بورس تا کنون علاوه بازدهی و سودی که نصیب بازیگران بازار می کرد، به محلی برای تامین سرمایه بنگاه ها و شرکت ها نیز تبدیل شد. 

 

رکود و تورم، دو پیامد قطعی بی اعتبار شدن بورس در اقتصاد ایران است. اتفاقات روز‌های اخیر و ریزش بازار، می‌تواند تلنگری برای تصمیم گیران اقتصادی کشور باشد. رشد اقتصادی نیاز به سرمایه گذاری دارد. تامین سرمایه به چهار طریق صورت می‌گیرد: ۱. سرمایه گذاری دولت یا بخش خصوصی. ۲. نظام بانکی ۳. سرمایه گذاری خارجی ۴. بورس

 

امیدی به دولت نیست

 

در حال حاضر به دلیل تحریم ها و شرایط خاص سیاست خارجی، تامین سرمایه برای اجرای پروژه  ها از طریق دولت و بخش خصوصی ممکن نیست. چند ماه پیش بود که اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهوری، تاکید کرد دولت در وضعیتی است که اگر بتواند حقوق کارمندانش را به موقع پرداخت کند، هنر کرده است و دیگر از دولت نباید توقع سرمایه گذاری برای اجرای پروژه ها را داشت. 

 

هزینه های سرمایه گذاری دولت از محل بودجه عمرانی و تملک دارایی های سرمایه ای صورت می گرفت که این بودجه چند سالی است که محقق نمی شود. سرمایه گذاری بخش خصوصی هم امکان پذیر نیست زیرا علاوه بر ریسک سیاسی موجود، سرمایه گذار بخش خصوصی در شرایط رکود تورمی، چشم اندازی برای سرمایه گذاری بلند مدت و میان مدت نمی بیند و اگر سرمایه خود را از کشور خارج نکند، حداقل این است که سرمایه گذاری جدید نیز نخواهد داشت. 

 

بانک ها اسیر انجماد منابع

 

اقتصاد ایران برای چند دهه متوالی، اقتصادی بانک محور بود. اما حجم بالای منابع منجمد شده بانک ها، مطالبات مشکوک الوصول و بعضا سوخت شده بانک ها موجب شده دیگر بانک های ایرانی، توانی برای تامین مالی پروژه های بزرگ نداشته باشند. اساسا یکی از دلایل انجماد منابع بانکی نیز سرمایه گذاری در ابر پروژه هایی مانند احداث پالایشگاه و پتروشیمی است. پروژه هایی که گاه، راه اندازی آن چندین سال طول می کشد. در مجموع وضعیت بسیاری از بانک ها به گونه ای نیست که قادر به تجهیز منابع به قصد تامین مالی پروژه های بزرگ باشند.

 

سرمایه گذاری خارجی: ما هیچ، ما نگاه!

 

سرمایه گذاری خارجی در اقتصاد ایران در شرایطی که تحریم های بانکی وجود نداشت و شرکتی بابت حضور در اقتصاد ایران، جریمه نمی شد، به سختی و دشواری صورت می گرفت و شامل بخش های محدودی از اقتصاد ایران بود. در شرایط تحریم کنونی که بی سابقه ترین تحریم ها در تاریخ اقتصاد جهان است، وضعیت سرمایه گذاری خارجی کاملا عیان و مشخص است. در سال های اخیر تنها سرمایه گذاری خارجی جدید انجام نشده، که بسیاری از شرکت هایی که از گذشته در ایران بودند نیز تصمیم به خروج گرفتند.

 

 

بورس: موتور پرواز یا چشم اسفندیار؟

 

با توضیحات فوق، مشخص است که تنها بخشی که در حال حاضر کار می کند و وظیفه تامین سرمایه را برای بنگاه ها و شرکت ها را به دوش می کشد، بورس است. به خصوص در دو سال گذشته، به واسطه غیاب دولت، بخش خصوصی، نظام بانکی و فقدان سرمایه گذاری خارجی، عملا تمام فشار تامین سرمایه به بورس، منتقل شد. استقبال دولت، موسسات اقتصادی و عموم مردم به بورس نیز رشد شارپ و جهنده شاخص کل را به دنبال داشت. 

 

در واقع اقتصاد ایران به هواپیمایی چهار موتوره شبیه است که اکنون تنها با یک موتور در حال ادامه پرواز است و این پرواز تک موتوره، فشار غیرمنطقی را به بورس تحمیل کرده است. به نحوی که در افکار عمومی و بخش واقعی اقتصاد، سقوط بورس، معادل سقوط اقتصاد کشور، تلقی می شود. تصوری که دور از واقعیت نیست. اتکای بیش از حد اقتصاد ایران به بورس، چه برای مهار تورم و چه برای تامین سرمایه برای ادامه حرکت و رشد اقتصادی، می تواند به پاشنه آشیل و چشم اسفندیار اقتصاد تبدیل شود.

 

همان گونه که هیچ هواپیمایی در طولانی مدت نمی تواند با یک موتور به پرواز ادامه دهد، هیچ اقتصادی نیز نمی تواند با خارج کردن سرمایه گذاری دولتی، خصوصی، بانکی و سرمایه گذاری خارجی، صرفا با اتکا به بورس، ادامه حیات دهد. اگر اختلالات در محیط بین الملل و تحریم مسبب شرایط کنونی است، باید فکری به حال این موضوع کرد. در غیر این صورت پرواز هواپیمای اقتصاد ایران، صرفا با موتور بورس، یک پرواز اضطراری است که باید به سرعت به فکر فرود اضطراری اش بود!

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: