"دیدارنیوز" در گفتگو با کارشناسان، بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را مورد بررسی قرار می‌دهد/بخش اول

یک زمانی مردم فکر می‌کردند اگر بخواهند کسب درآمد بیشتری داشته باشند، حتما باید تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. در آن زمان مطالبی را که دانشگاه‌ها آموزش می‌دادند با نیاز‌های بازار متناسب بود. اما اکنون نیاز بازار تغییر کرده، ولی ما در دانشگاه هنوز مطالب همان زمان قدیم را ارائه می‌دهیم. به گونه‌ای که ۹۰ درصد انرژی در دانشگاه صرف این می‌شود که مطالبی آموزش دهند که تنها ۱۵ درصد، در کسب و کار به درد می‌خورد.

کد خبر: ۲۹۸۵۸
۱۴:۴۷ - ۰۱ مرداد ۱۳۹۸

دغدغه‌ای از جنس بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی

دیدارنیوز ـ یکی از دغدغه‌ها و مشکلاتی که امروز در جامعه وجود دارد بیکاری فارغ‌التحصیلان دبیرستانی و دانشگاهی است. پدران و مادران نگران آینده شغلی فرزندان‌شان هستند. کسانی که در دانشگاه‌ها مشغول تحصیل هستند دغدغه دارند که در آینده دنبال چه شغلی باشند؟ آیا می‌توانند تشکیل خانواده دهند؟ آیا می‌توانند در عرصه زندگی موفق شوند؟ یا اینکه همچنان باید سر سفره پدر و مادر باشند و کمافی‌السابق دست در جیب پدر و مادر کنند. در این زمینه قرار است همراه با دیدگاه‌های کارشناسی دو مهمان‌مان علت‌های این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم؛ آقای مهندس پوریا حداد از فعالان حوزه استارت آپ‌های ایران هستند. ایشان در بحث هوش مصنوعی مشغول کار و یکی از افراد موفقی هستند که در پارک علم و فناوری فعالیت دارند. همچنین در خدمت دکتر داود فدایی استاد دانشگاه امیرکبیر هستیم. ایشان ریاست چند پژوهشگاه را برعهده دارند و مراکز علمی گوناگونی تأسیس کرده‌اند.

 

ببینید: گفتگوی دیدارنیوز با دکتر داود فدایی و مهندس پوریا حداد در آپارات


مجری: به نظرم شما آغازگر بحث باشید. قبل از اینکه وارد شرکت استارت آپ شوید، دغدغه شغلی شما چه بود و به چه چیزی فکر می‌کردید؟

 

حداد: اولین دغدغه اکثریت دانشجویانی که یک رشته تحصیلی را انتخاب می‌کنند، این است که آیا با این رشته می‌توانند شغلی داشته باشند یا نه؟ این برای دانشجویان و خانواده‌های آن‌ها مسئله مهمی است. وقتی فردی وارد دانشگاه می‌شود از یک طرف برای آن رشته هزینه‌های مالی و زمانی صرف می‌کند. از طرف دیگر دولت و جامعه هزینه‌های زیادی متحمل می‌شوند که امکانات آموزشی فراهم کنند و دانشجویی فارغ‌التحصیل شود. اما بعد از آن، هدف از تحصیلات این است که شغلی داشته باشیم و جامعه را پیشرفت دهیم. اینکه چقدر این بحث در کشور ما و دیگر کشور‌ها عملی شده باید در ادامه بررسی شود.


مجری: زمانی که در دانشگاه تحصیل می‌کردید چند نفر بودید، شما شرکت استارت آپ دارید، باقی دانشجویانی که کاری ندارند درباره آینده شغلی خود چگونه فکر می‌کنند؟

 

حداد: در مقطع کارشناسی ارشد دوستان زیادی داشتم. با ۵ نفر از این دوستان یک شرکت دانش بنیان تأسیس کردیم. یک امکان خوبی که اکنون توسط دولت یا حاکمیت فراهم شده این است که مکان‌هایی به اسم پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد ایجاد شده‌اند و خیلی خوب گسترش پیدا کرده‌اند و در همه دانشگاه‌ها اعم از آزاد و سراسری، مراکز رشد ایجاد شده است. در حال حاضر در هر شهری پارک‌های علم و فناوری وجود دارد که امکانات خوبی به تحصیل کرده‌ها می‌دهند تا بتوانند ایده‌های خود را عملی کنند و از فضای تئوری دانشگاه خارج شوند و وارد یک فاز عملیاتی شوند. ما از همین امکانات استفاده کردیم و در پارک‌های فناوری ساکن شدیم. روی تکنولوژی‌هایی سرمایه‌گذاری کردیم که در لبه‌های دانشگاه بودند و در همین زمینه هم تلاش کردیم جلو برویم.


مجری: آیا برای سایر رشته‌های تحصیلی هم این امکان وجود دارد؟


حداد: در گذشته دیدگاهی وجود داشت که فقط رشته‌های مهندسی می‌توانند بازار کار خوبی داشته باشند. این باعث شد در یک دوره‌هایی حجم عظیمی از دانشجویان به سمت رشته‌های مهندسی بروند یا به خاطر درآمد پزشکان، به سمت رشته‌های پزشکی بروند. اما اکنون این موضوع برای همه مشخص شده که علوم جدید درآمد‌های بزرگ را کشف می‌کنند. مثلاً یک رشته که قبلاً خیلی مغفول باقی مانده بود مهندسی کشاوزی بود. بنده شرکت‌های دانش بنیانی می‌شناسم که عده‌ای دانشجو در اطراف تهران یا کرج با فضای بسیار کم روی زمین کار می‌کنند و درآمد‌های بزرگ دارند. به‌عبارتی از کوچک‌ترین فضا حداکثر درآمد را دارند. رشته‌های دیگر اعم از هنری و انسانی هم به سمت خوبی پیش می‌روند.

دغدغه‌ای از جنس بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی

 

مجری: برخی از کارشناسان معتقدند رشته‌های علوم انسانی داری این توانمندی نیستند که در پارک‌های علم و فناوری مطرح باشند و به عنوان شرکت‌های استارت آپ در آنجا‌ها دیدگاه و نظری ارائه دهند. نظر شما چیست؟


حداد: این مسئله را کاملاً رد می‌کنم. در پارک علم و فناوری یک بخشی به نام ICT داریم که بیشتر مربوط به رشته‌های مهندسی است. اما شرکت‌هایی داریم که بحث کاری آنان روی حوزه علوم انسانی است و علاوه بر آن ما در شرکت مهندسی از افرادی که در علوم انسانی کار می‌کنند بسیار استفاده می‌کنیم. به‌عنوان مثال وقتی می‌خواهیم UI یا UX یک اپلیکیشن را طراحی کنیم، نیاز داریم که یک روانشناس، انتظارات مخاطب از این اپلیکیشن را بیان کند. در واقع این کار را یک مهندس هم می‌تواند انجام دهد، اما در واقع سپردن کار به دست یک غیر متخصص است، در حالی که متخصص این کار وجود دارد. ما از آن‌ها مشاوره‌های لازم را می‌گیریم که بتوانیم بهترین استفاده از اپلیکیشن را داشته باشیم.


مجری: چند سال پیش شرکت‌تان را تأسیس کردید؟


حداد: ۴ سال پیش  شرکت را تأسیس کردم. آن زمان هنوز دانشجو بودم. اکنون فارغ‌التحصیل شده‌ام.


مجری: به نظر می‌آید وقتی امروز در جامعه با خانواده‌ها یا نسل جوان صحبت می‌کنیم انگیزه‌ای برای ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل ندارند. به تعبیر دیگر، یک دلزدگی برای نسل جدید به‌وجود آمده است که ادامه تحصیل ندهند. اگر از الان وارد یک شغل آزاد شوند درآمد بیشتری دارند و در آینده موفق‌تر هستند و اقتصاد خود، خانواده و کشور را بهتر می‌توانند به جریان بیندازند. آقای دکتر فدایی شما چقدر با این رویکرد موافق هستید؟


فدایی: یک زمانی مردم فکر می‌کردند اگر بخواهند کسب درآمد بیشتری داشته باشند، حتما باید تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. در آن زمان مطالبی را که دانشگاه‌ها آموزش می‌دادند با نیاز‌های بازار متناسب بود. اما اکنون نیاز بازار تغییر کرده، ولی ما در دانشگاه هنوز همان مطالب زمان قدیم را ارائه می‌دهیم، به گونه‌ای که ۹۰ درصد انرژی در دانشگاه صرف این می‌شود که مطالبی آموزش دهند که تنها ۱۵ درصد، در کسب و کار به درد می‌خورد. ۸۵ درصد چیزی که دانشجو فرا گرفته اصلاً در کسب و کار مورد مصرف قرار نمی‌گیرد. امروزه به دلیل گسترش شبکه‌های اجتماعی، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان خیلی سریع خبردار خواهند شد که چه مقدار از فارغ‌التحصیلان توانسته‌اند در کدام یک از گرایش‌ها کار پیدا کنند. آمار و ارقام نشان می‌دهد که قشر عظیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بیکار هستند که یکی از علل آن ناکارآمدی سیستم آموزشی است.


 مجری: علت بیکاری تحصیل کرده‌ها را در چه چیزی می‌دانید؟


فدایی: آموزش‌هایی که در دبیرستان و یا مقطع دانشگاه داده می‌شود، با نیاز‌های بازار تناسب ندارد. هر کسی در بخش خصوصی بخواهد استخدام شود اولین سؤال این است که در چه کاری مهارت دارد و اصلاً مدرک و مقطع شخص مهم نیست. نکته قابل توجه این است که بچه‌ها هم علاقه به کسب مهارت ندارند. چون می‌بینند در داخل کشور ما افرادی یک شبه میلیاردر شده‌اند. یعنی یک سری از فرهنگ‌ها هم از بین رفته است. خیلی‌ها دوست دارند دست به کسب و کار‌هایی بزنند که در کوتاه مدت منجر به یک ثروت بسیار کلان شود. وقتی می‌گوییم در کسب و کاری ۷ یا ۸ سال به اصطلاح خاک آن را بخورید تا این سیستم جا بیفتد، می‌گوید ۲۰ سال طول می‌کشد تا به نقطه رشد برسم. این‌ها درست می‌بینند. چون مشاهده می‌کنند که کسب و کار‌های نوین بعد از ۵ سال به جایی رسیده که میزان سرمایه‌ای که برای خرید آن شرکت تخصیص می‌دهند، ۵۰ میلیارد تومان است. چند جوان یک نرم افزاری را توسعه داده‌اند که اکنون می‌توانند ۵۰ میلیارد بفروشند. این برای کسی که کارخانه‌دار بود و یک شرکت تولیدی را در شهرک صنعتی راه می‌انداخت غیر قابل باور است که ظرف ۵ سال به چنین درآمدی برسد. نسل جوان این موارد را می‌بیند و رغبتی به کسب و کار‌های آنچنانی که در نسل قبلی بود، ندارد. چرا که می‌بیند آنقدر که اکنون در خدمات می‌توان بیزینس راه انداخت و سود بیشتری کسب کرد، در بخش تولید وجود ندارد. از آن طرف می‌بینیم که فقط عملکرد دانشگاه نبوده، عملکرد سایر سیستم‌ها هم کمک کرده است. چون تولید را به زمین زدیم. نسل جوان می‌بیند که تولیدکنندگان دچار مشکل شده‌اند. اصطلاحاً خود تولیدکنندگان می‌گویند دچار بمب‌زدگی شده‌ایم. «ب» اول متعلق به بیمه است که به تولیدکننده فشار می‌آورد. «م» بحث مالیات است. مالیات‌های ارزش افزوده‌ای که به بخش‌های مختلف می‌خورد. «ب» آخر بانک‌ها هستند که تأمین کننده منابع مالی تولیدکنندگان هستند که سود آنچنانی می‌گیرند. البته سود و ربا حرام است و به‌عبارتی کارمزد زیادی می‌گیرند و چون سودی که از تولید در می‌آورند جوابگوی بهره بانکی نمی‌شود، خیلی از شرکت‌های ما یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند.

نسل جوان می‌بیند که تولیدکنندگان دچار مشکل شده‌اند. اصطلاحاً خود تولیدکنندگان می‌گویند دچار بمب‌زدگی شده‌ایم. «ب» اول متعلق به بیمه است که به تولیدکننده فشار می‌آورد. «م» بحث مالیات است. مالیات‌های ارزش افزوده‌ای که به بخش‌های مختلف می‌خورد. «ب» آخر بانک‌ها هستند که تأمین کننده منابع مالی تولیدکنندگان هستند که سود آنچنانی می‌گیرند. البته سود و ربا حرام است و به‌عبارتی کارمزد زیادی می‌گیرند و چون سودی که از تولید در می‌آورند جوابگوی بهره بانکی نمی‌شود، خیلی از شرکت‌های ما یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند.


مجری: دانشگاه‌ها چقدر در بحث بیکاری فارغ‌التحصیلان نقش داشته‌اند؟


فدایی: دانشگاه‌ها اصلا خود را مسئول نمی‌دانند.


مجری: سیاستی در کلان کشور برای شغل‌های آینده و نیاز‌های صنعتی و علمی کشور در حال برنامه‌ریزی است. بر اساس آن به دانشجو و کتاب‌های درسی نیازمندیم.


فدایی: این برای زمانی است که ما یک استراتژی ملی تعریف کرده‌ایم که ایران در ۵ سال دیگر می‌خواهد دارای چنین صنعتی شود و برای این صنعتی که ۵ یا ۱۰ سال دیگر می‌خواهیم به دست بیاوریم نیاز به چه مقدار کارگر فنی داریم.


مجری: گفته شده در سند ۱۴۰۴ و سند چشم انداز، این موضوع وجود دارد.


فدایی: در قالب تعریف است و عملیاتی نیست. ما خیلی قوانین داریم که آیین‌نامه اجرایی ندارند. ما تنها کشوری هستیم که نزدیک ۱۳ هزار قانون برای کار نوشته‌ایم و خودمان را با کشوری مثل ژاپن مقایسه کنیم که نزدیک ۴۰۰ قانون بیشتر ندارد. در مجلس، اینقدر قانون ضد و نقیض درست شده که خود این قوانین، یک سری از محدودیت‌ها برای جامعه کاری ما ایجاد کرده است.


مجری: آقای مهندس حداد با توجه به اینکه شما دانشجو بودید و هستید و اکنون هم با فضای دانشگاهی ارتباط نزدیکی دارید دانشگاه‌ها چقدر در بیکاری فارغ‌التحصیلان نقش دارند؟


حداد: من دوست ندارم خیلی سیاه و سفید ببینم. می‌خواهم بگویم این وسط یک فضای خاکستری وجود دارد. در حقیقت دانشگاه‌ها به تنهایی مسئول بیکاری نیستند. از طرف دیگر دانشجویان هم نیستند. در واقع این دو با هم مشکلات را به وجود می‌آورند.


مجری: دانشجو که فرآیند برنامه‌ریزی قبلی است. به دنبال آن است تا بر اساس برنامه‌ریزی‌های دانشگاه درس بخواند و در آینده بتواند در جایی شغلی داشته باشد. به نظر می‌رسد دانشجویی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود نسبت به آنچه یاد گرفته مهارت به دست نیاورده است. به همین جهت چندی پیش بر اساس یک برنامه‌ریزی کلان، دانشگاه‌های نسل یک به دو و دو به سه تبدیل شده و الان برخی دانشگاه‌ها مدعی هستند که ما به سمت دانشگاه‌های نسل چهارم حرکت می‌کنیم. اگر چنین چیزی باشد باید در هر رشته‌ای که دانشجویان در دانشگاه تحصیل می‌کنند، بحث مهارت و کارآفرینی در آنجا داشته باشند. آیا شما داشتید؟


حداد: دیدگاهی بین دانشجویان وجود دارد که شاید آن دیدگاه، خودش مانع به وجود آمدن فرآیند‌های شغلی است، همانند دیدگاه کارمند شدن. این دیدگاه وجود دارد؛ در حالی که درست نیست. هر چند اکنون کم‌رنگ‌تر شده است. اگرچه ما به کارمند‌ها نیاز داریم، اما در کنار آن باید کارآفرین هم داشته باشیم. یعنی باید طرز فکر تغییر کند، این به دانشگاه بر نمی‌گردد، بلکه به آموزش و پرورش باز می‌گردد. یک فرهنگ است که باید در طولانی مدت و از مقطع دبستان بین دانش آموزان تغییر کند تا بدانند حتماً نباید کارمند کسی باشند. به تمامی مشاغل در یک جامعه نیاز است. ولی خوب است یک مقداری در مورد تفکر کارآفرینی صحبت کنیم تا وقتی کسی دانشجو می‌شود، یک ایده‌ای از ذهنش بگذرد و بداند امکاناتی اعم از پارک علم و فناوری و وام و ... وجود دارد که می‌تواند ایده خود را پیاده کند. به قول معروف، آقا و نوکر خود باشد. لازم نیست حتماً کارمند کسی باشد. از طرف دیگر، دروسی مثل کارآفرینی نباید در دانشگاه یک درس انتخابی باشد، بلکه باید الزام به ارائه آن وجود داشته باشد. چون ما نیاز داریم کارآفرین مشاغلی ایجاد کند چرا که دولت نمی‌تواند برای همه شغل ایجاد کند.

 

دغدغه‌ای از جنس بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی

 

فدایی: شما اشاره کردید خیلی از دانشگاه‌ها ادعا دارند که دانشگاه کارآفرین یا نسل ۳ هستند. من می‌گویم این یک دروغ محض است. زمانی یک دانشگاه می‌تواند این ادعا را داشته باشد که تمام اساتید آن کارآفرین باشند. یعنی تمام هیأت علمی که در دانشگاه صنعتی هستند، خودشان کارخانه‌دار هستند، بیزینس را می‌فهمند و همان‌ها را به دانشجو آموزش می‌دهند. وقتی در آموزش عالی از استاد می‌خواهید که در هفته ۴۰ ساعت حضور فیزیکی داشته باشد، یعنی ۵ روز در هفته روزی ۸ ساعت، در دانشکده حضور داشته باشد پس دیگر ارتباطی با صنعت ندارد.

زمانی یک دانشگاه می‌تواند این ادعا را داشته باشد که تمام اساتید آن کارآفرین باشند. یعنی تمام هیأت علمی که در دانشگاه صنعتی هستند، خودشان کارخانه‌دار هستند، بیزینس را می‌فهمند و همان‌ها را به دانشجو آموزش می‌دهند. وقتی در آموزش عالی از استاد می‌خواهید که در هفته ۴۰ ساعت حضور فیزیکی داشته باشد، یعنی ۵ روز در هفته روزی ۸ ساعت، در دانشکده حضور داشته باشد پس دیگر ارتباطی با صنعت ندارد.
 


مجری: آیا به مدرس دانشگاه اجازه داده می‌شود در بخش صنعتی، یا صاحب صنعت باشد یا با صنعت درگیر باشد؟


فدایی:  بله می‌تواند. ولی حضور ۴۰ ساعت در دانشگاه مانع این امر می‌شود.

 

مجری: یک موضوعی مطرح می‌شود که خیلی قدیمی است. موضوعی به نام ارتباط صنعت و دانشگاه که از ۴۰ سال پیش مطرح شده است. این ارتباط زمانی مطرح شد که دانشجو بتواند طی زمانی که در دانشگاه مشغول به تحصیل است، با صنعت نیز مرتبط باشد و کار کند و وقتی فارغ‌التحصیل می‌شود یک مهندس یا یک فرد موفق باشد. یا کارآفرین باشد یا در عرصه صنعت حضور پیدا کند. این مسئله چقدر شکل پیدا کرد؟


فدایی: در بخش پزشکی، این مسئله خوب شکل گرفت. چون اساتیدی که در دانشکده‌های پزشکی بودند خودشان در بیمارستان‌ها و مطب‌ها حضور داشتند و دانشجویان هم از مقطعی به بعد در بیمارستان‌ها کار می‌کردند اما در رشته‌های مهندسی، چون شبانه روز استاد در دانشگاه می‌گذرد رخ نداد. استاد بیشتر دنبال مقاله نویسی است. هیچگاه دانشجوی خود را ترغیب به کار کردن نمی‌کند. او را مجبور می‌کند مقاله بنویسد که موجب ارتقای استاد شود و استاد هم به او کمک کند فارغ‌التحصیل شود. در واقع سیستم نظام آموزشی، غلط است. ما افتخار می‌کنیم که تولیدکننده علم شدیم، اما علمی که در عمل اجرا نمی‌شود و فقط مقاله است. ما مقاله تولید کردیم، اما صنعت و تولید، فرهنگ، اقتصاد به خواب رفت. تأثیر این مقالات در کجاست؟ چون گفته شده که مقاله را در یک نشریه بین‌المللی زمانی چاپ می‌کنید که روی مواردی که آن‌ها می‌خواهند کار شود. اگر من مشکلات روستا و شهرستان خود را در قالب مقاله حل کنم، هیچ کس مقاله من را چاپ نمی‌کند. در وزارت علوم بهای خوبی به مقاله‌های ISI دادند. در واقع دانشجو‌ها و اساتید مجبور می‌شوند که مسائل گردانندگان ISI را حل کنند، در حالی که این موارد مسائل ما نیست.

استاد بیشتر دنبال مقاله نویسی است. هیچگاه دانشجوی خود را ترغیب به کار کردن نمی‌کند. او را مجبور می‌کند مقاله بنویسد که موجب ارتقای استاد شود و استاد هم به او کمک کند فارغ‌التحصیل شود. در واقع سیستم نظام آموزشی، غلط است. ما افتخار می‌کنیم که تولیدکننده علم شدیم، اما علمی که در عمل اجرا نمی‌شود و فقط مقاله است. ما مقاله تولید کردیم، اما صنعت و تولید، فرهنگ، اقتصاد به خواب رفت. تأثیر این مقالات در کجاست؟


مجری: در واقع ما به نوعی به توسعه اقتصادی و توسعه علمی کشور‌های دیگر کمک می‌کنیم.


حداد:  بله درست است. این یک تله است. ارتقاء از مربی به دانشیار نیاز به چاپ تعدادی  مقاله ISI و مسائلی از این دست است. همه این مقالات در راستای حل مشکلات خارج از کشور است.


فدایی: من زندگی یک پروفسور در هندوستان را می‌خواندم. در آنجا گاو خیلی محترم است. تز دکترای مکانیک او در این رابطه بود که اصطکاک چرخ گاری گاو چگونه باید کم شود که به گاو فشار نیاید؟! چرا همچین موضوعی کار کرده بود؟ چون جامعه نیاز داشت که به دلیل احترام به گاو شرایطی فراهم شود که به آن فشار نیاید. پس اصطکاک چرخ کم شود که گاو راحت حرکت کند. حال اگر یکی از مشکلات کارخانه‌ام را سوژه پایانامه ارشد یک دانشجو کنم، گفته می‌شود نوآوری آن کجاست؟ سطح علم را چقدر ارتقا می‌دهد؟ من می‌گویم این کارخانه در حال بسته شدن است. حداقل فرآیند تولید آن را نگاه کنند و در آنجا یک نوآوری انجام دهند.


مجری: این درباره کارخانه دولتی است یا کارخانه‌های خصوصی هم این مشکل را دارند؟


فدایی: همه جا این مشکل هست.


مجری: آن کسی که در بخش صنعت مشغول به کار است و صاحب یک کارخانه بزرگ است می‌داند که می‌تواند مشکلش را از طریق دانشگاه حل کند. آیا به دانشگاه مراجعه می‌کند؟


فدایی: خیر. اگر هم مراجعه کند چیزی به دست نمی‌آورد.


مجری: چرا؟


 فدایی: چون اساتید دانشگاه اصلاً از صنعت خبر ندارند. همکاران من می‌گویند که ما مانند پزشکی هستیم که در مطب نشسته‌ایم، مریض باید به سراغ ما بیاید. یعنی منتظرند صنعت گام بردارد و به سراغ دانشگاه بیاید. در صورتی که ما باید به سراغ صنعت برویم. باید به شهرک‌های صنعتی و کارخانه‌های مختلف سر زد.


مجری: وزارت علوم یک قانونی قرار داده بود برای اینکه بعضی از دانشگاه‌ها بتوانند بودجه‌شان را تأمین کنند. گفته بود از طریق مشارکت‌های بین صنعت و دانشگاه مسائل‌شان را حل کنند. این درصد بالایی بود. آیا این اقدام، تا حدی مشکل را حل نکرد؟


فدایی: خیر. عاقبت پروژه‌هایی که به اسم پروژه‌های ملی تعریف کرده‌اند را ببینید که چند درصد آن اجرا شده است. ما می‌خواستیم یک هواپیمای صد نفره تولید کنیم اما این پروژه هنوز روی کاغذ است. مشکل ما نبود یک استراتژی واحد است. ما هنوز نمی‌دانیم کشورمان قرار است صنعتی شود یا کشاورزی یا خدماتی؟! می‌خواهیم صنعت خودرو داشته باشیم، هواپیماسازی داشته باشیم، کشاورزی داشته باشیم. در صورتی که ما یک پتانسیل داریم که شاید کشور‌های دیگر نداشته باشند. ما یک کشور چهار فصل هستیم. این یک مزیت است. اگر فقط روی بحث کشاورزی کار می‌کردیم و کشاورزی را صنعتی می‌کردیم آن وقت در تمام منطقه و دنیا حرف داشتیم. اما کشاورزی ما صنعتی نشده است. در خودروسازی موفق نبودیم. اکنون قطعه‌ساز خوبی هستیم، اما خودروساز خوبی نیستیم. فرصت‌های خوبی به وجود آمده است. بحث نانو، استارت آپ‌ها را داریم. ما می‌توانیم در عصر چهارم انقلاب صنعتی ورود پیدا کنیم. اما به شرطی که مدیران خسته نسل قبل این جوانان را بفهمند.


مجری: جوانان را به سمت دانشگاه‌ها و استارت آپ‌ها و پارک‌های علم و فناوری هدایت کرده‌اند که در آنجا موفق شوند. قرار بوده تا سال ۱۴۰۴ حدود ۲۰ هزار شرکت دانش بنیان داشته باشیم، اما تا این لحظه از ۳۲۰۰ مورد بالاتر نمی‌روند. ممکن است تأسیس شده باشند، اما بعد از مدتی دچار ورشکستگی شده‌اند و بعضی از این‌ها از رده شرکت‌ها خارج شده‌اند. اینجا چالش کجاست؟


حداد: یک اشتباه سیستماتیکی که در کشور و در صنعت‌های دست بالا وجود دارد، این است که ما حالت دستوری داریم. مثلاً همین آماری که می‌گویید تا سال ۱۴۰۴ باید ۲۰ هزار شرکت دانش بنیان به وجود آید! بیان این عدد‌ها از اساس اشتباه است. این باعث می‌شود که بعداً یک سری مسئولان زیر دست برای اجرای دستور مسئول بالا دست خود، شرکت‌های الکی دانش بنیان ایجاد کنند که این‌ها جلو بروند و ورشکست شوند و یک پولی از بیت‌المال حیف و میل شود. در دانشگاه‌ها هم همین مسئله وجود دارد. از یک طرف گفته می‌شود که خوب است که دانشگاه‌ها بودجه دولتی می‌گیرند، در صورتی که بودجه‌های دانشگاه‌های موفق دنیا از دولت تأمین نمی‌شود و خودشان کسب درآمد می‌کنند.


مجری: وزارت علوم در سال‌های پیشین بر حسب محاسباتی به دانشگاه‌ها اعلام کرد حدود ۳۰ یا ۴۰ یا ۵۰ درصد بودجه خودشان را تأمین کنند اما این اتفاق رخ نداد، چون که مباحث ملی بود؟


حداد: باز هم دخالت‌های دولت است که سعی می‌کند یک ساختاری به این ماجرا بدهد، در صورتی که خود دانشگاه‌ها و اساتید می‌دانند که چه کار کنند. اگر به خودشان اعتماد کافی داشته باشند می‌توانند این بحث را جلو ببرند و به درآمدزایی واقعی برسند.
 
 ادامه دارد...

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
عکس
بشنوید
فیلم