در چهل و یکمین برنامه دیدار اندیشه، مقارن با سالروز ولادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) با ناصر مهدوی در موضوع "علی؛ پدر در زندگی شخصی- پدر یا سلطان قدر قدرت در سپهر اجتماع" گفتوگو کردیم.

دیدارنیوز ـ حسین جعفری: اگر شناخت و فهم ما از اسلام و قرآن از منظر و دریچه نهج البلاغه علی باشد، آن اسلام و تدین و شریعت، انسانیتر، اخلاقیتر و عقلاییتر میشود و ما در سالروز ولادت علی (ع) این الگوی انسانیت، بهدنبال آن بودیم که از نقشهای متعدد علی در خانه به عنوان پدر، و حاکم به عنوان اداره کننده جامعه الگو بگیریم و چنین شد که در چهلویکمین برنامه دیدار اندیشه، مقارن با سالروز ولادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) با ناصر مهدوی با موضوع "علی؛ پدر در زندگی شخصی- پدر یا سلطانِ قدر قدرت در سپهر اجتماع" همصحبت شدیم.
ویدیوی این گفتوگو را میتوانید اینجا، یوتیوب و آپارات ببینید.
در بخش اول این گفتوگو بدنبال فهم نقش امام علی (ع) بعنوان پدر در خانه بودیم و اینگونه بود که مهدوی از نحوه مواجهه آزاداندیشانه علی در خانه خصوصاً در تربیت فرزندان سخن گفت؛ و ما با طرح این پرسش؛ "اگر علی ناگزیر میشد در سطل زباله تا کمر خم شود تا چیزکی پیدا کند تا برای زن و بچهاش ببرد و چیزی نمییافت، آن زمان به عنوان پدر چه میکرد؟ و به پدران شرمنده از زن و فرزند چه میگفت؟ و با این پرسش فضای گفتوگو به مساله تاثیر فقر بر رفتار پدرانه در منزل منتقل شد.
در بخش دوم گفتوگو سوال صریح ما این بود که علی بعنوان خلیفه مسلمین و جانشین رسول خدا خود را همانند پدری دلسوز نسبت به آحاد جامعه میدانست و یا خود را حاکمی در جایگاه سلطان قدرقدرتی مینشاند که مردم وظیفه اطاعت از سلطان و خلیفه را دارند؟
پرسیدیم آیا میتوان به عنوان یک عارف وارد سیاست شد و اگر چنین شود، آیا عرفان ضایع؛ و سیاست تخریب نمیشود؟ آیا عارفی که فقر را برای خود فخر میداند و به زندگی زاهدانه و فقیرانه خود نه تنها راضی بلکه همگان را توصیه به زندگی زاهدانه میکند، اینچنین آدمی با فرهنگ و ادب عارفانه، آیا وقتی وارد ساحت اداره جامعه و حکمرانی میشود میتواند وظیفهاش را نجات مردم از فقر قرار داده و توسعه و پیشرفت و رفاه جامعه را هدفش تعیین کند؛ در حالی که معتقد است: رفاه در زندگی باعث دوری مردم از بندگی خدا میشود؟ و البته پاسخهای دقیق و نکته سنجانهی استاد نشان داد چگونه در عمل هم عرفان بد فهمیده شده و هم سیاست و حکمرانی از محتوای واقعی تهی شده است.

مهدوی در این بخش توضیح میدهد هیچ فقیهی حق ندارد بدلیل تسلط بر فقه خود را شایسته حکمرانی بداند و میپرسد چه کسی به فقها اجازه داده که بگویند، چون فقیهاند شایسته تصدی حکمرانی نیز هستند؟ سیاست راه بلد میخواهد و برای سیاستمدار شدن و اداره جامعه باید هنر سیاست ورزی دانست؛ لذا صرف فقیه بودن دلیلی بر عالم بودن علم سیاست نیست.
بهاعتقاد مهدوی، علی(ع) هیچگاه جایگاهش در خلافت را همانند سلطانی قرار نداد که خود را فراتر از قانون و نقد و نظارت و اعتراض مردم بداند؛ و برای همین علنی اعلام میکرد که اگر نظارت مردم نباشد چه بسا پای حکمران بلغزد؛ و این گونه است که از مردم تقاضای نظارت بر حاکم میکند.
در خاتمه از دکتر ناصر مهدوی تقاضا کردیم با توجه به اینکه رئیس دولت؛ آقای پزشکیان به وسیله تمسک به نهجالبلاغه رای اعتماد بخشی از مردم را کسب کرده، سخنی بگوید؛ و سخنان دردمندانه استاد بسیار جالب و تامل برانگیز است.
از خوانندگان فرزانه دعوت میکنم این گفتوگو را از "دیدار اندیشه" مشاهده و مورد توجه قرار دهند.