تیتر امروز

علی نیک جو: ریشه بحران روان‌شناختی جامعه ایران اجتماعی و سیاسی است
گفت‌وگو با یک روان‌درمانگر و فعال سیاسی

علی نیک جو: ریشه بحران روان‌شناختی جامعه ایران اجتماعی و سیاسی است

جامعه ایران از پس بحران‌های شدید سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مملو از جان‌های ملول و روان‌های زخم خورده است. ریشه‌های این وضعیت و راه‌های التیام آن موضوع گفتگو با دکتر علی نیک جو روانپزشک و فعال...

باج گیری از دختر جوان با تهیه فیلم‌های غیراخلاقی

پلیس پایتخت در تعقیب زن و مردی است که با ربودن یک زن جوان و تهیه فیلم سیاه از او دست به اخاذی سریالی از وی زده بودند.

کد خبر: ۹۹۷۳۱
۱۱:۴۲ - ۱۹ تير ۱۴۰۰

باج گیری از دختر جوان

دیدارنیوز ـ پلیس پایتخت در تعقیب زن و مردی است که با ربودن یک زن جوان و تهیه فیلم سیاه از او دست به اخاذی سریالی از وی زده بودند.

هفته گذشته زنی ۳۳ ساله به دادسرای جنایی تهران رفت و گفت در دام یک زن و مرد سارق و باج‌گیر افتاده است. وی توضیح داد: ۶‌ماه قبل برای خرید به پاساژی در تهران رفتم. پس از خرید سوار یک ماشین مسافرکش شدم، اما در صندلی عقب زنی پایش را روی صندلی دراز کرده و مدعی بود که پادرد دارد و باید پاهایش را روی صندلی بگذارد. او محترمانه از من خواهش کرد در صندلی جلو بنشینم و می‌توانیم کرایه را نصف‌نصف بپردازیم و از راننده بخواهیم که مسافر دیگری سوار نکند. من هم قبول کردم و ماشین حرکت کرد.

وی ادامه داد: راننده در بین راه تغییر مسیر داد و وارد خیابانی فرعی شد. وقتی اعتراض کردم گفت قصد دارد از مسیر خلوت‌تری برود. زنی که در صندلی عقب نشسته و نقش مسافر را بازی می‌کرد هم از من خواست آرام باشم و گفت راننده حتما از جای خلوت‌تری می‌رود تا ما را به مقصد برساند. اما به هر دوی آن‌ها مشکوک شدم و از راننده خواستم توقف کند. او، اما به حرفم توجه نکرد و فریاد کشیدم و دستانم را روی دستگیره در گذاشتم که آن را باز کنم، اما ناگهان زنی که در صندلی عقب نشسته بود چاقویی روی پهلویم گذاشت و تهدید کرد که اگر بیشتر تقلا کنم جانم را می‌گیرد. همان لحظه مرد جوان هم چاقویی از زیر صندلی‌اش بیرون آورد و به سمت من گرفت. شوکه شده بودم و تازه فهمیدم در دام افراد خلافکار گرفتار شده‌ام.

شاکی گفت: از ترس جانم ناچار بودم سکوت کنم. آن‌ها در جای خلوتی توقف کردند و با تهدید کیفم را که داخل آن حدود ۸۰۰ هزارتومان پول به همراه کارت‌های عابربانکم و رمزش بود سرقت کردند. علاوه بر این تمام طلا‌هایی که همراهم بود را هم گرفتند. اما این پایان نقشه آن‌ها نبود. آن‌ها به زور لباسم را درآوردند و فیلم سیاه از من گرفتند و بعد تهدید کردند که اگر شکایت کنم فیلم را در فضای مجازی منتشر کرده و آبرویم را می‌برند. پس از آن در حوالی خانه‌ام رهایم کردند و من آن شب از ترس حتی به همسرم هم حرفی نزدم. به حدی از این اتفاق ترسیده بودم که شب‌ها کابوس می‌دیدم، اما جرأت نمی‌کردم به کسی حرفی بزنم. سارقان چند روز بعد با شماره موبایلم تماس گرفتند و تهدید کردند که اگر پول به حسابشان واریز نکنم فیلم را در فضای مجازی منتشر می‌کنند. آن‌ها گفتند که اگر پول را واریز کنم، فیلم را پاک می‌کنند، اما به قولشان عمل نکردند. آن‌ها در مدت ۶‌ماه در دو مرحله از من اخاذی کردند و چند روز قبل تماس گرفتند تا برای سومین‌بار باج‌گیری کنند و، چون می‌دانستم دست‌بردار نخواهند بود، تصمیم گرفتم این راز را برای همسرم فاش کنم. وقتی همسرم متوجه شد که چه بلایی بر سر من آمده است، خواست نزد پلیس بیاییم و با اصرار او تصمیم به شکایت گرفتم تا آدم‌ربایان باج‌گیر هرچه زودتر دستگیر شوند.

با این شکایت، پرونده‌ای تشکیل شد و گروهی از مأموران پلیس آگاهی تهران با دستور قاضی حبیب‌الله صادقی، بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران مأمور شدند تا با سرنخ‌هایی که از متهمان به‌دست آمده، آن‌ها را دستگیر کنند و به تبهکاری‌هایشان پایان بدهند.

منبع: حادثه 24
برچسب ها: حوادث
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
تبلیغ دیباچه صفحات خبر