تیتر امروز

ایران ۱ ـ آمریکا ۲؛ مبارزه به جای مذاکره!
المپیک توکیو (۱۱)، روز شکست‌های بزرگ

ایران ۱ ـ آمریکا ۲؛ مبارزه به جای مذاکره!

در ششمین روز از بازی‌های المپیک ۲۰۲۰ توکیو، بخت از ورزشکاران ایرانی روگردان شد و تقریبا هیچ یک از شرکت‌کنندگان ما نتوانستند در حد انتظار به موفقیتی دست پیدا کنند.
سرنوشت برجام در دولت رئیسی؛ چشم‌اندازی در مه!

سرنوشت برجام در دولت رئیسی؛ چشم‌اندازی در مه!

مذاکرات برای احیای برجام در دولت رئیسی ادامه می‌یابد. رحمن قهرمان‌پور تحلیلگر مسائل سیاسی در مورد سرنوشت برجام می‌گوید ایران و آمریکا هر خواهان توافق هستند اما رسیدن به توافق تنها با با خواست...

مرگ یک مادر ۱۷ ساله در سراوان؛ می‌خواهم زنده بمانم 

دوازدهم تیرماه بود که خبری مبنی بر فوت یک مادر ۱۳ ساله سراوانی در هنگام زایمان منتشر شد. ساعاتی بعد این خبر تکذیب شد و سن مادر فوت شده را ۱۷ سال اعلام کردند. اصل داستان اما یکی است!

کد خبر: ۹۹۰۱۴
۱۲:۳۵ - ۱۴ تير ۱۴۰۰

مرگ یک مادر 17 ساله در سراوان؛ می خواهم زنده بمانم 

 

دیدارنیوز ـ نسرین نیکنام: مرگ یک مادر ۱۳ ساله برای ۲۴ ساعت در صدر اخبار شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت، مادری که گفته می‌شود اهل سراوان است و در سن ۱۲ سالگی ازدواج کرده و سه ماه بعد باردار شده بود. بهترین منبع برای تائید یا تکذیب این خبر اهالی سراوان و کانال‌های معتبر این شهر بود هر چند در همان ساعات اولیه انتشار خبر بسیاری از فعالان توییتر هم برای به دست آوردن اطلاعات دقیق‌تر دست به کار شدند و به دنبال اطلاعات تازه‌تری بودند، اما در نهایت گفته شد که مادر فوت شده ۱۷ ساله بوده نه ۱۳ ساله و علت مرگ هم نارسایی کلیه است نه زایمان! هر چند هنوز هیچ کس به طور دقیق جزییات این ماجرا را نمی‌داند و گمانه زنی‌ها مبنی بر این است که این اتفاق رخ داده، اما نمی‌خواهند خبرش دردسر ساز شود، به هر حال در این خبر یک اصل فراموش شد و آن هم ازدواج دختران کم سن و سال به عنوان کودک همسری است که قرار بود قانونا اتفاق نیفتد، اما افتاده و قطعا لحظه‌ای که او فریاد می‌زد: می‌خواهم زنده بمانم کسی فریادش را نشنید.

برای بررسی پدیده کودک همسری در سیستان و بلوچستان و مخاطرات و آسیب های آن بر خانواده های درگیر به سراغ محمد بلوچ زهی یکی از فعالان اجتماعی بلوچ رفتیم و درباره این پدیده نامیمون کودک همسری گفت‌وگو کردیم که می‌خوانید.

علیرغم این همه سخت گیری چرا هنوز ماجرای کودک همسری در برخی روستاها و حتی شهرهای کشور ادامه دارد؟

باید خدمت‌تان عرض شود که ازدواج در سنین پایین و کودک همسری در سیستان و بلوچستان مسئله امروز و دیروز این استان نیست. این اقدام از قدیم‌الایام رایج و مرسوم بوده و هست که بیشتر ریشه در باورها، عقاید و سنت‌های حاکم بر منطقه دارد.

در حال حاضر مسئله کودک همسری در سیستان و بلوچستان به قوت خود همچنان باقی است اما به این مهم هم باید اشاره کنم که اکنون چنین مواردی بیشتر در روستاهای دور افتاده و حاشیه شهرها رایج هست و هر منطقه‌ای که از لحاظ سطح سواد و سایر شاخصه‌های توسعه‌ای برخوردارتر باشد آمار کودک همسری به مراتب پایین‌تر است.

البته نمی گویم که این موضوع فقط در روستاهای دور افتاده و کم برخوردار رایج هست بلکه عرضم این است که ازدواج در سنین پایین کودکان در شهرها وجود دارد منتهی این آمار در روستاها به مراتب بالاتر از شهرهاست به گونه‌ای که تفاوت از زمین تا آسمان است.

متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها که معمولا پر جمعیت و از لحاظ مالی و اجتماعی ضعیف هستند برای کاستن از بار هزینه‌ها اقدام به ازدواج فرزندانشان در سنین پایین می‌کنند.

 به نظر شما تصویب قانون می‌تواند راه حل درستی برای پیشگیری از این اتفاق‌ها باشد؟

در مناطقی چون بلوچستان هیچ موارد باز دارنده‌ای برای ازدواج در سنین پایین وجود ندارد حتی از لحاظ اجتماعی یعنی هم عرف و هم قوانین مربوطه راه را برای این امر باز گذاشته است. هر ساله بسیاری از دانش آموزان به‌دلیل ازدواج در سنین پایین به دلایل مختلف از جمله منع شدن توسط شوهر، خانه داری، فرزندآوری و رسیدگی به سایر امورات مربوطه از تحصیل و درس و مشق منع می‌شوند.

اجازه بفرمایید در این باره چند فکت خدمت‌تان ارائه کنم برای مثال بالاترین موارد مربوط به کودک همسری و ازدواج در سنین پایین بیشتر در روستاهایی رخ می‌دهد که کودکان به دلایل عرفی و عقیده‌ای تنها اجازه دارند تا پنجم ابتدایی تحصیل کنند. بنده این موارد را بر اساس تجربه شخصی و حضور فعال در عرصه اجتماعی عرض می‌کنم و هیچ آمار رسمی در این خصوص وجود ندارد بنابراین ازدواج در سنین پایین بیشتر در مناطقی اتفاق می‌افتد که دارای سطح سواد و آگاهی پایینی هستند.

یکی دیگر از مواردی که منجر به ازدواج در سنین پایین می‌گردد بیشتر مربوط به کودکانی است که پدران آنها داری چند همسر هستند و بدلیل ناتوانی در هزینه‌ها ناچار خواهند شد کودکان خود را در سنین پایین به خانه بخت بفرستند.

آیا می‌توان موضوع کودک همسری را به فرهنگ جامعه ارتباط داد؟

باتوجه به اینکه آمار فرزندان بدون سرپرست و بد سرپرست در مناطق روستایی سیستان و بلوچستان بالاست اینگونه خانواده‌ها که به دلایل مختلفی چون اعتیاد، طلاق، مرگ و یا از کار افتادن والدین را شامل می‌شود کودک همسری در اینگونه خانواده‌ها نیز بسیار بالاست.

این را نیز باید یادآور شوم که این استان بالاترین آمار کودکان سوء تغذیه‌ای را در سطح کشور دارد؛ بنابراین این کودکانی که در خانواده‌های فقیر بزرگ شده‌اند و از لحاظ تغذیه‌ای و رشد ضعف فراوان دارند مسلم است بعد از ازدواج و دوران بارداری دچار مشکلات مختلف بشوند و احتمال مرگ اینگونه کودکان باردار که بدنشان نیازهای مهم تغذیه‌ای از جمله پروتئین، کلسیم و ویتامین‌های لازم را دریافت نکرده بسیار بالا باشد.


بیشتر بخوانید: همگی خواب بودیم؛ دختر ۸ ساله در کهگیلویه به ۵۰ میلیون فروخته شد


در اینجا نیازهای عاطفی کودکان نیز متاسفانه نادیده گرفته می‌شود یعنی کودکی که هنوز نیازمند مهر مادری است و نمی‌تواند نیازهای شخصی خود را برطرف کند پس از ازدواج مسئولیت خانه داری، فرزند آوری و سایر وظایف سنگین زندگی را به تنهایی به دوش می‌کشد مسلما بعد از مدتی دچار فرسایش خواهد شد.

آمارهای رسمی می گویند که بالاترین موارد طلاق مربوط به کودکانی است که بیشتر در سنین پایین ازدواج نموده‌اند و تجربه کودک همسری را داشته‌اند؛ بنابراین این فرسایش تا یک مرحله از زندگی ممکن است جواب بدهد و در ادامه از توان کودک خارج باشد که این همه مسئولیت سنگین در کنار فشارهای روحی و جسمی را پاسخگو باشد.

در مناطق دارای بافت سنتی چون سیستان و بلوچستان کودکی از کودکان ربوده خواهد شد و حتی کودکانی به غیر از آنان که تجربه ازدواج زودهنگام و در سنین پایین را دارند با مصائب و مشکلات روحی، جسمی و روانی فراوانی دست و پنجه نرم می‌کنند.

در اینجا کودک تا به سن بلوغ می‌رسد بلافاصله عروسک را از او می‌گیرند و شوهر و بچه را به آغوش کودک تحمیل می‌کنند و در چنین شرایطی اینگونه ازدواج‌ها تبعات و آسیب‌های اجتماعی فراوانی را نه تنها برای پدر و مادر بلکه برای فرزندان حاصل از ازدواج‌های زود هنگام به بار می‌آورند.

مسلما تصویب قوانین مربوطه می‌تواند راهگشا باشد و بازدارنده برای ازدواج‌های در سنین پایین چرا که در سایر موارد تجربه ثابت کرده است که تخطی از قوانین می‌تواند تبعات و محدودیت‌های قانونی را برای افراد ایجاد کند. برای مثال در مناطقی چون سیستان و بلوچستان در گذشته قبل از اینکه قوانین و حتی بخشنامه‌های سخت گیرانه‌ای در خصوص اجباری شدن آزمایشات قبل از ازدواج اعمال شود مردم چندان تمایلی برای گرفتن آزمایش‌های اختیاری از خود نشان نمی‌دادند ولو اینکه این مهم تبعات مختلفی را برای آینده و فرزندان فرد به دنبال داشته باشد.

اما به محض اینکه اجبار شد مردم حتی از سر ناچاری تن به انجام آزمایش‌های قبل از ازدواج و مشاوره‌های لازم در این خصوص دادند حتی اینکه هیچ اعتقادی هم به این اقدام نداشته باشند. بنابراین گرچه در برخی از موارد شاهد قانون گریزی‌های مختلف هستیم اما ذات اقدام و اصل کار می‌تواند بازدارنده باشد و منجر به کاهش آسیب‌ها گردد.

در بروز پدیده کودک همسری خانواده دختر را می‌شود بیشتر مقصر دانست یا پسر یا هر دو چرا؟

به اعتقاد بنده در بروز پدیده کودک همسری نمی‌توان خانواده دختر یا پسر را مقصر عنوان کرد من متهم ردیف نخست این پدیده را ناآگاهی و ضعف مفرط در عرصه آموزش می‌دانم. همه این موارد بر می‌گردد به کاستی‌هایی که در عرصه آموزش و آگاهی بخشی و آگاهی رسانی در جامعه بویژه در مناطق کم برخوردار و محروم صورت گرفته است.

برای جنابعالی مثال آوردم که بیشترین ازدواج‌ها در سنین پایین به مناطقی مربوط است که محروم و کمتر برخوردار هستند و از لحاظ سطح سواد پایین‌ترین شاخص‌ها را دارا است. وقتی یک خانواده روستایی تا چشم باز کرده این دور تسلسل ازدواج در سنین پایین را دیده و تجربه نموده بنابراین باور اینکه این اقدام نارسایی، خلل و ناموجه باشد بسیار سخت خواهد بود و غیر قابل پذیرش که اینجا اگر ضعف و کاستی در عرصه آموزش نمی‌بود می‌توانست به کمک چنین پدیده‌هایی بیاید.

شما ببینید در جوامعی مترقی و توسعه یافته آموزش چگونه توانسته نقش ایفا کند یعنی مسلما آن جامعه از اول اینگونه موارد را به‌عنوان آسیب و نارسایی نپذیرفته‌اند بلکه با آموزش و ارتقاء سطح آگاهی به این جایگاه مترقی رسیده‌اند.

به باور من در مناطق کم برخورداری چون سیستان و بلوچستان گروه‌های مدنی و خیرین و فعالان عرصه‌های احتماعی اگر به جای آنکه تمرکز بر روی اقدامات سطحی چون توزیع کنسرو لوبیا چیتی و تن ماهی کنند بر عرصه آموزش و آگاهی سازی توجه می‌کردند اکنون وضع استان ما بهتر از گذشته می‌بود.

شما ببینید طی همین یک هفته‌ای که استان سیستان و بلوچستان درگیر بحران کروناست چگونه گروه‌های خیریه اقدام به جمع آوری پول و کمک‌های غیر نقدی از جمله توزیع ماسک و اقلام بهداشتی می‌کنند که متاسفانه بدلیل ناآگاهی و عدم آموزش این اقدامات منجر به بهبود در آمار و وضعیت کرونا نخواهد شد چرا که مردم اعتقادی به استفاده از ماسک و رعایت پروتکل‌های بهداشتی ندارند که این خود بر می‌گردد به همان متهم ردیف نخست که قبلا اشاره شد یعنی ضعف مفرط در عرصه آموزش و عدم توجه کافی به شاخص‌های توسعه و ارتقاء سطح آگاهی جامعه.

یعنی این همه هزینه صرف هیچ شده و اگر توان اینگونه گروه‌ها و ان جی او ها از گذشته تا کنون متمرکز می‌شد بر آموزش خانواده‌ها و آگاه سازی در خصوص مخاطرات کودک همسری حال اوضاع رو به بهبودی پیش می‌رفت.

آماری دارید که نشان دهد در طول سال چند ازدواج در سن پایین در منطقه شما انجام می‌شود و‌ چندتا منجر به انفاق‌های تلخ مثل فوت آن دختر در هنگام زایمان شده است؟

ما هیچ دسترسی به آمارهای رسمی در این خصوص نداریم یا بهتر عرض کنم هیچ بررسی و آمارگیری مدون با رویکرد و نگاه کارشناسانه آسیب‌هایی چون ازدواج زودهنگام کودکان صورت نگرفته بنابراین در اینجا باز خلأ نهادهای غیر دولتی و ان جی او ها احساس می‌شود. 

راهکاری برای این ماجرا دارید؟

دوباره در پاسخ به این سوال‌تان که برای جلوگیری از بروز این پدیده و کاهش تبعات ناشی از آن تاکید می‌کنم بر آموزش جامعه و مناطق درگیر با این پدید و تلاش برای ارتقاء سطح آگاهی مردم صد البته تصویب قوانین مربوطه نیز می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند اما باز قبل از آن اگر زیرساخت اجرای قانون یعنی ارتقاء سطح آگاهی بالا برود، قوانین بهتر مورد پذیرش واقع می‌شود.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
تبلیغ شرکت هفت الماس
آکادمی دیدار
واحد بازرگانی دیدار