آیا وانت اسطوره‌ای با بازار ایران خداحافظی می‌کند؟

ظاهرا تولید وانت نیسان آبی آخر امسال به پایان می‌رسد، اما این خودرو تاریخی حالا حالا‌ها در زندگی ما ایرانی‌ها حضور خواهد داشت.

کد خبر: ۷۹۹۹۱
۱۹:۲۲ - ۲۵ دی ۱۳۹۹

تیتر امروز

کتایون سپهری: خلاقیت یعنی از اقیانوس قرمز به اقیانوس آبی برویم!
دیدار کار و خلاقیت ـ قسمت ششم

کتایون سپهری: خلاقیت یعنی از اقیانوس قرمز به اقیانوس آبی برویم!

سلسله برنامه‌های دیدار، کار و خلاقیت با همکاری مشترک آکادمی دوکسو و مجموعه رسانه‌ای دیدار با محوریت مسئله خلاقیت تهیه می‌شود. ششمین قسمت این برنامه به گفتگو با کتایون سپهری مدیر عامل شتابدهنده...

نیسان آبی

 

دیدارنیوز ـ آرش راهبر: به عنوان یک جوان قدیم از شنیدن این خبر که قرار است وانت سایپا ۲۴ یا همان «نیسان آبی» خودمان در پایان امسال بازنشسته شده و از خط تولید شرکت زامیاد خداحافظی کند دچار احساس دوگانه‌ای شدم. وقتی به آسمان تیره و دودزده تهران در این روز‌های خفقان‌آور نگاه می‌کنم طبعا از رده خارج شدن یک خودرو قدیمی پرمصرف خوشحالم می‌کند، اما یادآوری حدود ۵۰ سال خاطره با این وانت هیکل‌دار هم چند نسل را دچار دریغناکی یا به قول فرنگی‌ها نوستالژی می‌کند. نیسان آبی انگار عضو خانواده همه ماست و البته نماینده صنعت خودرو در گونه گیاهی مرکبات!

***

در خبر‌ها آمده که قرار است تولید نیسان زامیاد یا همان نیسان آبی خودمان آخر امسال به پایان برسد! دو سال قبل یعنی در سال ۹۷ هم گفته بودند که دیگر وقت خداحافظی با نیسان فرا رسیده، اما بندگان خدا خبر ندارند که مردم عزیز شهر و روستا، خصوصا صنف محترم وانت‌بار چه اُنس و اُلفتی با این خودرو جذاب و دوست‌داشتنی دارند؟! خدا وکیلی اصلا می‌شود از خیر کنتراست جذاب رنگ پرتقال نارنجی ساری با آبی عمیق نیسان گذشت؟ این ترکیب و تضاد، اگر شعر نیست پس چیست؟

البته که کنار گذاشتن نیسان از بازار وانت ایران کار ساده‌ای نخواهد بود. همان طور که پیکان عزیز حدود ۴۰ سال در ایران ساخته شد و تا پایان قرن به ما خدمت کرد و همانطور که پراید گرامی به زودی سی سالگی حضورش در ایران را جشن خواهد گرفت، انشالله نیسان آبی هم سال ۱۴۰۰ و قرن بعدی را با چشم‌های چهارگانه‌اش خواهد دید!

 

شرحی بر نیم قرن زندگی با نیسان آبی!

پدران ما ورود نیسان آبی به ایران را ابتدای دهه ۵۰ ثبت کرده‌اند و با یک محاسبه ساده می‌فهمید که تا امروز کل یومش ۵۰ سال است که این ماشین کارگر زحمتکش وارد جاده‌های ایران شده! تازه آن اوایل که بهش می‌گفتند نیسان جونیور و موتورش هم ۲ هزار سی‌سی بیشتر نبود، هر چند که ۲ هزار سی‌سی آن موقع با محاسبه تورم حداقل ۸۰ هزار سی‌سی امروز می‌شود! آن موقع البته به این ماشین نیسان آبی نمی‌گفتند، اما به هر حال دو دهه طول کشید تا با تلاش زیاد و سوزاندن فسفر بسیار، دست‌اندرکاران زحمتکش زامیاد به وحدت بصری و رنگ اورجینال امروز برسند و مفهوم «نیسان آبی» را خلق کنند! بعد از آن بود که ما فهمیدیم قدیم‌ها این وانت در چند رنگ از جمله «نیسان آبی قرمز»، «نیسان آبی سبز» و رنگ‌های دیگر ساخته می‌شده!

شرحی بر نیم قرن زندگی با نیسان آبی!


یادش به خیر آن موقعی که موتور ۲ هزار سی‌سی قبلی را با موتور ۲۴۰۰ سی‌سی نیسان پاترول دو در با کد Z۲۴ عوض کردند چه رکورد‌های جدیدی که در زمینه سرعت و سبقت در تونل‌های جاده چالوس و هراز به ثبت نرسید! همین حالا هم اگر صبر کنید تا کرونا برود و بعد با ماشین شخصی به شمال سفر کنید حتما توی جاده چند صد نیسان آبی را با کیت اگزوز ابتکاری صنعتگران خودمان که روی نیسان آبی‌ها نصب شده و نفس ماشین را چند برابر کرده خواهید دید و شنید! اصلا وقتی این قطعه که فقط در بازار اَفترمارکت وجود دارد به انتهای لوله اگزوز نیسان آبی بسته می‌شود نمی‌دانید که چه غوغایی در تونل‌ها به پا می‌شود. انگار که حضرت اسرافیل در صور می‌دمد و روح و جسم ماشین‌های دیگر را زنده می‌کند!



فقط موقعی که نیسان آبی از پشت سر چراغ می‌زند که سبقت بگیرد، است که می‌بینید بنز و ب‌ام‌و هم راه را باز می‌کنند و خیال کل‌کل هم به سرشان نمی‌زند، چون نیسان آبی نه شوخی دارد و نه ترمزی که بتواند آن حجم از پرتقال یا برنج دمسیاه استخوانی را متوقف کند! شما هم در صورت دیدن صحنه مشابه در آینه وسط، خواهشا خیلی زود بکشید کنار که نیسان آبی نه به ناز که به گاز می‌آید!

از جاده که بگذریم باید به جایگاه اجتماعی نیسان آبی نیز اشاره کنیم که واقعا جایگاهی ستُرگ و ماناست. مهم نیست چند سال دارید یا چقدر تحصیلات گذراندید یا شغل مبارکتان چیست؛ همین که پشت فرمان نیسان بنشینید اساسا شکل ستون فقرات‌تان منحنی جدیدی به خود می‌گیرد و هیپوتالاموس مبارک هم کمی نشیمنگاهش را در جوار مغز تکانی می‌دهد، کلی هورمون جورواجور ترشح می‌کند تا به صورت خودکار، توانایی مهار هیجان بی‌پایان سواری بر نیسان را به دست بیاورید. آدرنالین تنها، اصلا کفایت نمی‌کند!


مورد داشتیم که طرف همزمان دندانپزشک و جراح مغز و اعصاب از دانشگاه هاروارد بوده، اما به مجرد اینکه پشت فرمان نیسان آبی نشسته و زده به دل جاده چالوس، تعریف جدیدی از حق تقدم، آیین نامه رانندگی و «چگونه دو تن پرتقال را اورژانسی به بازار میوه برسانیم؟» را از خود ارائه کرده است. ضمنا اگر خیلی از پدر‌ها و اجداد ما رانندگی را با پیکان و ژیان یاد گرفتند همین حالا کلی آدم داریم که دست فرمان عالی و بی‌نقص‌شان را از رانندگی با نیسان یاد گرفته‌اند. می‌بینید که نیسان آبی عزیز چه جایگاه مهمی در حوزه فرهنگی و اجتماعی دارد؟! اصلا نیسان آبی خودش یک خرده فرهنگ محسوب می‌شود. دقت کردید که پشت در عقب نیسان‌ها چه شعار‌های زیبایی می‌نویسند و آدم را به فکر فرو می‌برند. مثلا حقیر یک بار پشت یک نیسان خواندم که: «من ساده بودم اما، او پیاز جعفری دوست داشت…!» و تا مغز استخوان دنبالچه‌ام تیر کشید، بی‌اغراق!

شرحی بر نیم قرن زندگی با نیسان آبی!



خودتان را جای آن عده از فامیل و آشنای صاحب نیسان بگذارید که روز سیزده به در یا مناسبت‌های پرتعداد دیگر سال، به صورت انبوه و با وسایل کامل پیک‌نیک، می‌ریزند پشت وانت آبی جذاب و مدام سه نفر آن جلو به صورت ایستاده و به نوبت، مقاومت موهایشان را در مقابل سرعت ۱۰۰ کیلومتر باد آزمایش می‌کنند! انصافا از این تفریح باحال‌تر و کم‌خرج‌تر هم هست؟ این‌ها تازه گوشه‌ای از وابستگی‌ها و دلبستگی‌های ما به نیسان آبی است که در این مقاله می‌گنجید، وگرنه این ماجرا مثنوی هفتاد من کاغذ است.



حالا به بنده حقیر حق می‌دهید که نسبت به خداحافظی با نیسان آبی خاطره‌انگیز ساکت ننشینم و زانوی غم به بغل نگیرم! به قول حضرت حافظ: «به طاقتی که ندارم کدام بار کشم...»

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: