گزارش دیدار از رواج یک سبک سفر در ایران

چقدر اهل سفر کردن هستید آن هم سفری خارج از قاعده و چارچوب مرسوم؟ سفری که نه برای آن بلیط هوایپما خریده باشید و نه قطار، نه با ماشین شخصی باشد و نه با اتوبوس و شاید حتی مقصد هم مشخص نباشد. اگر تمایل دارید چنین هیجانی راتجربه کنید باید وسایل خود را در یک کوله کوچک جا دهید و بزنید به دل جاده و به قول معروف هیچهایکر شوید. در گزارش پیش رو شما بیشتر با "هیچهایک و هیچهایکرها" آشنا می شوید و آن وقت است که می توانید تصمیم بگیرید که می خواهید این نوع سفر را امتحان کنید یا نه.

کد خبر: ۷۴۱۷۹
۰۸:۴۰ - ۱۰ آبان ۱۳۹۹
هیچهایک؛ قصه جاده‌ها و کوله‌پشتی‌ها// وقتی جاده‌ها و کوله پشتی‌ها هم داستان می شوند// حکایت جاده‌ها و کوله‌پشتی‌گردها
 
دیدارنیوز ـ سپیدار مقدم: در ایران تب هیچهایکری چندسالی است که اوج گرفته؛ حتی در حال حاضر که ویروس کرونا بر جهان خیمه زده است، باز هم نتوانسته از علاقه گردشگران بکاهد و بسیاری از دوست داران سفر و گردشگری با وجود سختی‌ها و ترسی که این ویروس به دنبال خودش دارد همچنان به سفرهایشان ادامه می‌دهند.

 این روز‌ها اگر به فضای مجازی که در حوزه گردشگری و معرفی جاذبه های آن فعالیت می کنند سر بزنید با حجم بسیار بالایی از گردشگران دختران و زنان جوانی روبرو می شوید که این نوع سفر را تجربه می کنند و عکس‌ها و ویدئوهای سفر خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند.

ساده‌ترین تعریفی هم که دوستداران هیچهایک برای این نوع سفر مطرح کرده‌اند این است که «کوله پشتی را بردار و به دل جاده بزن. همین! وقتی به جاده می‌رسی به احتمال زیاد یک راننده‌ای پیدا می‌شود که دلش بخواهد با یک فرد غریبه که داستان‌های زیادی برای گفتن دارد همسفر شود. البته گاهی ممکن است که شما مدت زیادی را در کنار جاده بایستید تا کسی شما را سوار کند. گاهی هم ممکن است در کمتر از چند دقیقه این اتفاق بیفتد. این دیگر بستگی به شانس شما دارد.»

این موضوع بهانه‌ای شد تا با دو خانم جوان که تجربه سفر هیچهایک در جاده‌های کشورمان را دارند صحبتی کوتاه داشته باشم که در ادامه می‌خوانید:
 
سفرهای مصنوعی راضی‌ام نمی کند
«عاشق سفر کردن هستم دلم می خواهد به دل طبیعت بروم، سفر‌های مصنوعی راضی ام نمی کند، دلم می خواهد بروم وسط جنگل، بالای کوه، میان آرام دریا، دوست دارم خودم را در آغوش طبیعت رها کنم.اولین باری که با دوستم تصمیم گرفتیم که هیچهایک کنیم فصل بهار بود و بیشتر شهر‌های شمالی هم بارانی. من و ساناز کوله پشتی هایمان را بستیم و به جاده زدیم تا خودمان را به ماسال برسانیم. باید بگویم روز‌های این سفر از زیباترین و لذت بخش‌ترین روز‌های زندگیم بود.»

این‌ها را سارا دختر جوانی که عاشق سفر کردن و گردشگری است می‌گوید. از او درباره اینکه چطور با هیچهایک آشنا شد و اینکه آیا خانواده اش و خودش از اینگونه سفر کردن  ترسی نداشتند، پرسیدم. سارا می گوید که سفر کردن نیاز روحی اش است و به عنوان یک انسان بالغ آنقدر رشد کرده که بتواند به تنهایی و به روشی که دوست دارد و تقریبا در تمام کشور‌های دنیا هم انجام می‌شود سفر کند.

او ادامه داد: «من ابتدای سفر آنقدر هیجان زده بودم که به هیچ اتفاق و خطر احتمالی فکر نکردم، برای همین با پیشنهاد دوستم موافقت کردم و خوشبختانه در این سفر هیچ حادثه‌ای تلخی رخ نداد و سفری مملو از خاطرات شیرین و تجربیات متفاوت بود. با آدم‌های زیادی آشنا شدیم بعضی هایشان حتی کلمه هیچهایک را تا به حال نشنیده بودند و ما برایشان توضیح می‌دادیم، بعضی‌ها هم می‌دانستند و با اشتیاق از علاقه خودشان به سفر حرف می‌زدند. حتی ارتباط برقرار کردنمان با حیوانات در این سفر تغییر کرد. من همیشه حیوانات را دوست داشتم، ولی در این سفر علاقه‌ام به آن‌ها بیشتر شد و به وفاداری سگ‌ها بیش از پیش پی بردم و عاشق سگ‌ها شدم حتی سگ‌های ولگرد هم اگر تکه نانی بهشان بدهی وفادار می‌شوند و از تو مراقبت می‌کنند.»

سارا از یک روز مه آلود برایم تعریف کرد و گفت این روز از بهترین روز‌هایی است که برای همیشه در خاطرم می‌ماند. یک صبح که آسمان مه غلیظی داشت با ساناز از کلبه خارج و به سمت جاده حرکت کردیم تعدادی سگ ولگرد به سمتمان می‌آمدند که یکی شان یک پایش لنگ می‌زد، چند تکه نان به سگ‌ها دادیم و همین کار باعث شد که سگ‌های ولگرد تا آخر مسیر به دنبالمان بیایند و مراقبمان باشند، حتی وقتی یک سگ سیاه بزرگ زوزه‌کشان به سمتمان می‌دوید، سگ‌ها به طرفش رفتند و اجازه ندادند که آن سگ سیاه نزدیک مان شود. تا وقتی که یک ماشین در جاده پیدا شد و ما رفتیم.
 
 
زندگی عادی در شرایط سخت با تغییر سبک زندگی 
تهمینه هیچهایکر و گردشگر دیگری که تجربه زیادی از گردشگری در ایران و دیگر کشور‌ها دارد و این روز‌ها هم در حال سفر به کل ایران است و طرفداران زیادی هم در فضای مجازی به خاطر سفرهایش دارد، مخاطب دیگرم بود.
 
هیچهایک؛ قصه جاده‌ها و کوله‌پشتی‌ها// وقتی جاده‌ها و کوله پشتی‌ها هم داستان می شوند// حکایت جاده‌ها و کوله‌پشتی‌گردها
از او در مورد وضعیت فعلی سفر کردن با وجود کرونا و برخورد سایر افراد با او در طول سفرهایش پرسیدم.

او گفت: «امسال به دلیل کرونا حجم سفر‌ها کم شده، ولی با این حال هیچهایکر‌ها سفرهایشان را انجام می‌دهند. من هم از اول مرداد ماه در سفر هستم چه با اتوبوس چه هیچهایک، گردشگرانی را که دیدم همگی پروتکل‌های بهداشتی را رعایت می‌کردند و مهمترین آن‌ها استفاده از ماسک و مواد ضدعفونی کننده بود.»

تهمینه ادامه داد: از مرداد ماه که سفر دور ایران را شروع کرده‌ام در هیچ استانی برخورد بدی از مردم ندیده‌ام. حمایت‌های مردم از ما در جاده‌ها حتی در اقامتگاه‌ها مثل گذشته است. در طول مسیر وسایل نقلیه‌ای که استفاده می‌کنیم تاکید راننده بر استفاده از ماسک و رعایت پروتکل‌های بهداشتی است.

این فعال گردشگری و هیچهایکر همچنین گفت: «افرادی که در طول سفر با آنها هم صحبت می شوم بیشترشان می گویند دمتان گرم که در این شرایط جرات سفر دارید، مراقب خودتان باشید و غیره. من هم سعی می‌کنم نشان دهم که در شرایط بد و سخت هم می‌توان خوب وشاد زندگی کرد تنها باید سبک زندگی‌مان را کمی تغییر دهیم و خودمان را باشرایط هماهنگ کنیم و با هماهنگ کردن سبک زندگی با شرایط موجود می توان همچنان به زندگی عادی و به فعالیت‌هایی که دوست داریم حتی اگر سفر کردن باشد ادامه دهیم.»
 

تهمینه به نکته جالبی اشاره کرد و گفت: گردشگران هیچهایکر در این سفرهایی که انجام می دهند حتی برای تامین هزینه اقامت و غذا، می توانند کار در سفر انجام می دهند به اینصورت که با مطرح کردن مهارتی که دارند مثل آشپزی، نقاشی، کارهای تعمیراتی و حتی کمک کردن در کارهای خدماتی مثل کمک در آشپزخانه و غیره ... به ازای ارائه خدمات، به تعداد روزهایی که آنجا هستند،  اقامت و غذای رایگان دریافت کنند و سفر بدون هزینه ای داشته باشند. 

 

او به سفر اخیر خودش یه جزیره قشم اشاره کرد که در آنجا کار نقاشی و طراحی نرده های یک اقامتگاه بومگردی و همنیطور نقاشی  غروب خورشید روی دیوار یک کافه را انجام داده است که تجربه بی نظیری برایش بوده است.  

 

تهمینه همینطور در در مورد امنیت این نوع سفر در جاده‌ها گفت:«هیچهایک یک علاقه شخصی است که زیر نظر هیچ ارگان دولتی قرار نمی‌گیرد، اما وقتی یک خانم تنها سفر می‌کند ممکن است یک جایی گیر بدهند و و این یک مساله دو طرفه است و یک سری محدودیت‌ها چه در ایران چه در کشور‌های دیگر وجود دارد، هر کشوری هم قوانین خاص خودش را دارد و اینطور نیست که بگوییم در کشور‌های دیگر آزادی مطلق است.

ولی با تمام محدودیت‌هایی که در هرجای دنیا وجود دارد اگر کسی هدفی داشته باشد برای رسیدن به آن تلاش می‌کند و در ایران هم اگر من سفر کردن و هیچهایک را دوست دارم با رعایت یک سری قوانین اجتماعی می‌توانم آن را انجام بدهم. مثلا وقتی وارد روستا‌ها یا شهر‌های کوچک می‌شوم اگر به اعتقادات و فرهنگ و قوانینشان احترام بگذارم نه تنها برخورد بدی نخواهم دید بلکه از من استقبال هم می‌شود و حتی به عنوان یک دختر تنها از من حمایت می‌شود. مثلا در یکی از سفرهایم به سمت کندوان، دوست داشتم از خانم‌ها با لباس‌های محلی عکس بگیرم، اجازه ندادند، من هم اصرار نکردم و به جای پنهانی عکس گرفتن، کنارشان نشستم و باهم صحبت کردیم و کلی اطلاعات رد و بدل کردیم. حتی به خانه و نمایشگاه صنایع دستی شان دعوت شدم و اتفاقات خوبی برایمان رخ داد.»

او در پایان گفتگویش تاکید کرد: اگر گردشگران و هیچهایکر‌ها یک سری اصول و قوانین را رعایت کنند و رفتار‌های مناسبی در حین سفر داشته باشند محدودیتی برایشان پیش نمی‌آید که باعث دورماندنشان از هدف شود، زیرا قرار است از مسیر لذت ببرند و می‌توانند این نوع سفر و فعالیت را در سطح جامعه به خوبی معرفی کنند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
شایگان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
0
0
با سلام و سپاس فراوان از تهیه این گزارش جالب. چون من هم عاشق این توع سفرها هستم،ممنون میشوم در صورت امکان مرا به این تیپ افراد وصل کنید.09124018122