تیتر امروز

گفتگوی علی رودگرنژاد با دکتر محمد رضا قدوسی
میزبان کارآفرینان در برنامه هفت ستاره‌ها (۷)

گفتگوی علی رودگرنژاد با دکتر محمد رضا قدوسی

در هفتمین قسمت از برنامه تازه دیدارنیوز به نام «هفت ستاره‌ها»، گفتگوی علی رودگرنژاد را با دکتر محمد رضا قدوسی خواهید دید. دکتر قدوسی مدیر عامل  شرکت خطرپذیران نوین آفرینش است.
با کاهش تحریم نفتی آمریکا، آیا ونزوئلا در حال بازگشت به شرایط عادی است؟
از چشم جهان (۶۴)

با کاهش تحریم نفتی آمریکا، آیا ونزوئلا در حال بازگشت به شرایط عادی است؟

با اقدام اخیر آمریکا در کاهش تحریم‌های نفتی ونزوئلا، چه آینده‌ای برای این کشور در عرصه‌های مختلف انرژی و بین‌المللی می‌توان متصور شد؟ یک اندیشکده آمریکایی نظر سه کارشناس برجسته خود را در این...
"دیدارنیوز" به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) به بررسی جایگاه شعر در اسلام می‌پردازد؛

ترنّمش خمار از گوش می‌برد

مواضع به ظاهر دوگانه حضرت رسول(ص) در مورد شعر باعث شده تا اندیشمندان اسلامی در این خصوص به اظهار نظر بپردازند و نسبت به تبیین آن تلاش کنند. شهید مطهری در این باب گفت: «مسئله شعر را وقتی انسان از نظر اسلام مطالعه می‌کند، مسائل عجیبی را می‌بیند؛ پیامبر، هم با شعر مبارزه کرد و هم شعر را ترویج کرد».

کد خبر: ۲۱۳۶۵
۰۹:۰۵ - ۰۷ اسفند ۱۳۹۷

دیدارنیوز ـ هاتف سپهر: پس از ظهور اسلام و ورود آیات قرآن کریم به محافل ادبی، نگاه به شعر و شاعری تغییر یافت؛ چرا که در قرآن و سخنان رسول گرامی، شعرا و سروده‌هایشان مورد نکوهش و مذمت قرار گرفتند. در سوره شعرا آیه ۲۲۴ آمده است: «والشعراء یتّبعهم الغاوون»؛ و شاعران را گمراهان پیروی می‌کنند.

 

همچنین نقل شده که پیامبر اسلام فرمود: «و لان یمتلی جوف الرجل قیحاً خیر من ان یمتلی شعراً»؛ «و اینکه اندرون مردی از چرک پر شود برای وی بهتر است تا از شعر پر شود.»


 سخنانی از این دست منجر شد تا گروهی از مسلمانان از شعر و شعرا دوری کنند. در این میان حتی برخی از شاعران، مانند: لبید، شاعر نامی جاهلی، نسبت به شعر بی‌رغبتی نشان دادند و گاه با آن مخالفت ورزیدند. البته برخی نیز به استناد استثنای موجود در سوره شعراء و نیز با استناد به دیگر سخنان رسول خدا که فرموده: «إنّ من الشعر لحکمه»، در راه حفظ، رونق و رواج شعر کوشیدند.
 
مواضع به ظاهر دوگانه حضرت رسول(ص) در مورد شعر باعث شده تا اندیشمندان اسلامی در این خصوص به اظهار نظر بپردازند و نسبت به تبیین آن تلاش کنند. شهید مطهری در این باب گفت: «مسئله شعر را وقتی انسان از نظر اسلام مطالعه می‌کند، مسائل عجیبی را می‌بیند؛ پیامبر، هم با شعر مبارزه کرد و هم شعر را ترویج کرد».

 

واقع داستان این است که بعضی از شعرا همچون ابوسفیان بن حارث، عبدالله بن الزبعری، ضرار بن خطاب فهری، ابوعزه جمحی و هبیره بن وهب مخزومی به خاطر گرایش به کفر و زندقه میان قبایل عرب به اشاعه شرک و فساد مشغول بودند. همچنین این دسته از شعرا با اشعار خود، پیامبر(ص) و یاران آن حضرت را مورد حمله قرار می‌دادند. ذم شعر و شاعری که در قرآن و کلام حضرت رسول آمده است به سبب وجود این گروه از شاعران بوده است و الا پیامبر اسلام با نفس شعر مشکلی نداشته است؛ که اگر چنین بود یاران خود را تشویق به شعر گفتن نمی‌کرد.


نقل است حضرت رسول روزی به یاران خود فرمود: قومی که رسول خدا را با سلاح خود یاری کرده‌اند چرا او را با زبان خود یاری نمی‌کنند؟ حسان بن ثابت می‌گوید: من این مهم را برعهده می‌گیرم. پیامبر(ص) می‌فرماید تو آن‌ها را چگونه هجو می‌کنی در حالی که من از قریش می‌باشم. حسان پاسخ می‌دهد: «انی اسلک منهم کما تسل الشعره من العجین» من شما را از آن‌ها جدا می‌کنم همچنانکه مو از خمیر بیرون کشیده می‌شود. پس از آنکه حسان در دفاع از پیامبر و یاران آن حضرت و در طعن و هجو دشمنان رسول و اسلام شعر می‌گوید، کعب بن مالک و عبدالله بن رواحه هم به حسان می‌پیوندند و از همین زمان است که بازار هجو میان شاعران مدینه و مکه گرم می‌شود.


در الاغانی آمده است که حسان و کعب بن مالک با آوردن نام جنگ‌ها و مفاخر خود با شاعران قریش به معارضه برخاسته بودند و آن‌ها را با ذکر روز‌های شکست، هجو و سرزنش می‌کردند. همچنین حسان، شاعران مخالف پیامبر را با ذکر نقطه ضعف‌هایشان از قبیل: نسب پلید و روز‌های ننگین‌شان هجو می‌نمود.


دلیل دیگر بر عدم مخالفت پیامبر اسلام با شعر، اشعاری است که به معصومین نسبت داده می‌شود. عطار در این‌باره می‌گوید:

از ابوبکر و عمر هم شعر خاست

اشعر از هر دو علی مرتضاست

نظم حسّانی و اشعار حسن

هست منقول از حسین و از حسن

شافعی را شعر هم بسیار هست

وز امامان دگر اشعار هست

شعر اگر حکمت بود، طاعت بود

قیمتش هر روز و هر ساعت بود.


اشعاری نیز به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نسبت داده شده است که به مناسبت ولادت بانوی گرامی اسلام تنها به ذکر اشعاری از آن حضرت بسنده می‌کنیم.


۱. اشعاری خطاب به حسنین علیهم‌السلام
در روایتی آمده است: هر گاه فاطمه زهرا(س) فرزندش حسن را حرکت می‌داد و بالا و پایین می‌برد، می‌فرمود:
اشبه اباک یا حسن                
و اخلع عن الحق الرسن
و اعبد الها ذا منن                   
ولا توال ذا الاحسن‌

 

ای حسن! مانند پدرت باش و ریسمان از گردن حق باز کن و حقایق را اظهار کن؛

و خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد کینه‌توز دشمنی نکن!


همچنین آن حضرت به فرزندش حسین می‌فرمود:
انت شبیه بابی              
لست شبیها بعلی


تو شبیه به پدرم هستی و به پدرت علی شبیه نیستی.


۲. در مدح علی علیه‌السلام
حضرت زهرا لب به ستایش همسرش، علی(ع) می‌گشود و می‌فرمود:
اضحی الفخار لنا و عز شامخ                 
و لقد سمونا فی بنی عدنان
نلت العلا و علوت فی کل الوری              
و تقاصرت عن مجدک الثقلان
اعنی علیا خیر من و طأ الثری                
ذالمجد و الافضال و الحسان
فله المکارم و المعالی و الحبا                  
ما ناحت الاطیار فی الاغصان


افتخار و عزت والا، از آن ما شد و ما در میان فرزندان عدنان سربلند شدیم؛
تو به بزرگی و برتری رسیدی و از همه آفریده‌ها والاتر شدی و جن و انس از عظمت تو عقب ماندند؛
مقصودم علی است؛ بهترین کس که گام بر خاک نهاد؛ بزرگوار و دارای احسان و نیکی؛
والایی‌های اخلاقی و بزرگی‌ها از آن اوست تا آنگاه که مرغان بر شاخه‌ها به ترنم مشغول‌اند.


۳. مبارزه سیاسی
فضه، خادم آن حضرت نقل می‌کند که گریه فاطمه زهرا(س) در روز هشتم بیشتر شد و به سوی قبر حضرت رسول حرکت کرد و گروهی نیز به همراه ایشان بودند. در آنجا حضرت، چند بیت نوحه‌ای سرودند که در قسمتی از آن چنین آمده:
لو تری المنبر الذی کنت تعلوه              
علاه الظلام بعد الضیاء
یا الهی عجل وفاتی سریعا                    
فلقد تنغصت الحیاه یا مولایی


اگر به منبری که بالای آن قرار می‌گرفتی، بنگری، تاریکی بعد از روشنایی بر آن بالا رفته؛
خدایا مرگ مرا نزدیک گردان که حیات و زندگی بر من تاریک شده است،‌ای مولای من!


و در جای دیگر فرمود:
قل للمغیب تحت اطباق الثری               
ان کنت تسمع صرختی و ندائیا
صبت علی مصائب لو ان‌ها                  
صبت علی الایام صرن لیالیا
قد کنت ذات حمی بظل محمد                
لا اخش من ضیم و کان جمالیا
فالیوم اخشع للذلیل و اتقی                    
ضیمی و ادفع ظالمی بردائیا


بگو به آن که در زیر طبقات زمین پنهان است اگر صدا و ناله مرا می‌شنوی؛
به جانم ریختند چندان غم و درد مصیبت‌ها که گر بر روز‌ها ریزند، گردد تیره، چون شب‌ها؛
من در سایه حمایت محمد بودم و از هیچ دشمنی و ظلمی نمی‌ترسیدم و او جمال من بود؛
اما امروز در برابر ذلیلی ترس دارم و باک دارم به من تعدی شود و من ظالم را با پیراهنم دفع می‌کنم.


ابن طیفور نیز روایتی را نقل می‌کند که، چون فدک را غصب کردند، آن حضرت به سراغ ابوبکر رفت و فرمود: آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث بری و من از پدرم ارث نبرم؟ بعد از آن نزد قبر پدر رفته فرمود:
قد کان بعدک انباء و هنبثه                 
لو کنت شاهد‌ها لم یکبر الخطب
انا فقدناک فقد الارض وابل‌ها               
واختل قومک فاشهدهم فقد نکبوا
و کل اهل له قربی و منزله                  
عند الاله علی الأدنین مقترب
أبدت رجال لنا نجوی صدورهم           
لما مضیت و حالت دونک الترب
تجهمتنا رجال و استخف بنا                
لما فقدت و کل الارض مغتصب
إنا رزینا بما لم یرز ذو شجن              
من البریه لا عجم و لا عرب
سیعلم المتولی الظلم حامتنا                  
یوم القیامه انی سوف ینقلب


بعد از تو خبر‌ها و مسائل مختلف پیش آمد که اگر تو بودی آن چنان بزرگ جلوه نمی‌کرد؛
ما تو را از دست دادیم، مانند از دست دادن سرزمین، باران را و قوم تو مختل ماند و بنگر که چگونه از راه منحرف شده‌اند؛
هر خاندانی که نزد خداوند قرب و منزلتی داشت، بر بیگانگان مقدم بود؛
آن زمان که رفتی و خاک میان ما و تو فاصله انداخت، مردانی اسرار سینه‌های خود را برای ما آشکار کردند؛
مردانی به ما هجوم آوردند و ما کوچک شمرده شدیم، آن زمان که تو از میان ما رفتی و هر زمینی غصب شد؛
به ما مصیبتی رسید که در دنیا نه در عرب و نه در عجم هیچ کس بدان مبتلا نشد؛
به زودی در روز قیامت آن کس که سبب ظلم به ما بود، خواهد دانست به کجا می‌رود.
 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی