تیتر امروز

علی نوری: جامعه به سمت رادیکالیسم رفته است/ باید از این رویکرد شعارزده‌ای که در صداوسیما وجود دارد فاصله بگیریم/ سریع‌القلم می‌گوید ما در ایران با بحران عوض می‌شویم؛ با نقد نه/ کسی نخواست صدای جامعه را بشنود
گفت و گوی دیدار با یک جامعه شناس

علی نوری: جامعه به سمت رادیکالیسم رفته است/ باید از این رویکرد شعارزده‌ای که در صداوسیما وجود دارد فاصله بگیریم/ سریع‌القلم می‌گوید ما در ایران با بحران عوض می‌شویم؛ با نقد نه/ کسی نخواست صدای جامعه را بشنود

دیدار در ادامه سلسله گفت و گوهای خود درباره اعتراضات اخیر، به سراغ علی نوری، جامعه شناس رفته است. او می‌گوید:دولت باید از رؤسای تشکل‌ها، احزاب، انجمن‌های علمی، اصناف، ورزشکاران و همه افرادی که...
پیام واشنگتن برای توافق فوری با تهران/ صدا و سیما روی اعصاب ملتهب ایرانیان/ عراقچی: توافق با آمریکا فقط در موضوع هسته‌ای
مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی

پیام واشنگتن برای توافق فوری با تهران/ صدا و سیما روی اعصاب ملتهب ایرانیان/ عراقچی: توافق با آمریکا فقط در موضوع هسته‌ای

این صد و چهل و هفتمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که امروز دوشنبه ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحب نظران تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.
بیانیه حزب ندای ایرانیان درباره اعتراضات خونین مردم در دی‌ماه ۱۴۰۴

حوادث تلخ هفته‌های اخیر، یکی از اندوهبارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران بود/ فقر، تبعیض و ناکارآمدی منجر به خیابان‌آمدن جوانان شد

حزب ندای ایرانیان در بیانیه‌ای با اشاره به اعتراضات خونین دی‌ماه در ایران نوشت: حوادث تلخ و دردناک هفته‌های اخیر، یکی از اندوهبارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران بود. فقر، تبعیض، ناکارآمدی و از بین رفتن امید به ساختن زندگی معمولی منجر به خیابان آمدن جوانان این کشور شد.

کد خبر: ۱۹۵۳۸۸
۱۳:۱۷ - ۱۵ بهمن ۱۴۰۴

بیانیه حزب ندای ایرانیان درباره وقایع تلخ اخیر و الزامات عبور از بحران

دیدارنیوز: حزب ندای ایرانیان در بیانیه‌ای اعلام کرد که حوادث تلخ و دردناک هفته‌های اخیر، یکی از اندوهبارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران بود.

به گزارش دیدارنیوز، در ادامه بیانیه حزب ندای ایرانیان را می‌خوانید:

بخش اول: روایت یک زخم عمیق ملی

حوادث تلخ و دردناک هفته‌های اخیر، یکی از اندوه‌بارترین مقاطع تاریخ معاصر ایران را رقم زد. در جریان این وقایع، صد‌ها تن از شهروندان کشور و نیرو‌های خدوم انتظامی و امنیتی جان خود را از دست دادند، خانواده‌های بسیاری داغدار شدند و امنیت روانی و اجتماعی جامعه به‌شدت آسیب دید. هر یک از شهروندانی که جان خود را در این حوادث از دست دادند، راوی یک زندگی و یک تاریخ بودند. هر یک از این جان‌ها ارزشمند بود و نبایستی اشتباهات مکرر در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی منجر به از بین رفتن این زندگی‌ها و فدا شدن جان‌های شهروندان می‌شد.

با این حال، ساده‌اندیشی و خطای تحلیلی بزرگی است اگر ریشه این رخداد‌های تلخ، صرفاً به تصمیمات چند ماه گذشته یا یک عامل مقطعی تقلیل داده شود. بدون تردید این حوادث، محصول انباشت بحران‌هایی است که ریشه در سال‌ها و حتی دهه‌های گذشته دارد. زمینه‌هایی که بار‌ها و بار‌ها از سوی دلسوزان کشور نسبت به آنها تذکر داده شد، اما متأسفانه این هشدار‌ها جدی گرفته نشد و تلاشی برای حل آنها صورت نپذیرفت. امروز کشور با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری مواجه است که عبور از آنها، تنها با تصمیمات بزرگ، شجاعانه و ملی امکان‌پذیر خواهد بود.

حزب ندای ایرانیان ضمن تسلیت و همدردی با خانواده‌های جانباختگان بر این باور است که اگرچه در نقش نیرو‌های آموزش دیده مسلح و خشونت طلب و برنامه ریزی قبلی برای آشوب در کشور تردیدی نیست، اما این مساله چیزی از مسئولیت نظام سیاسی و سیاست گذاران کشور کم نمی‌کند. فقر، تبعیض، ناکارآمدی، فساد و از بین رفتن امید به ساختن زندگی معمولی، منجر به خیابان آمدن بخشی از شهروندان به خصوص جوانان این کشور شد. اعتراضی که با ورود جریانات مسلح و خشونت طلبِ خارجی از یک سو و رفتار و اشتباهاتِ برخی مقامات اعم از استانداران، فرمانداران و برخی فرماندهان انتظامی و امنیتی کشور، یکی از تلخ‌ترین حوادث کشور را رقم زد و سبب شد مردم ایران امروز عزادار از بین رفتن جان‌های ارزشمندی باشند که تا روز‌های قبل در بین آنان می‌زیستند.

حزب ندای ایرانیان ضمن محکومیت هرگونه دخالت بیگانه در مسائل کشور و مرزبندی با جریانات سلطنت‌طلب، خشونت طلب و واپس‌گرای خارج از کشور که خون جوانان کشور را ابزار سیاسی برای تحقق منافع و مطامع قرار داده‌اند و ضمن محکومیتِ تروریست معرفی کردن بخشی از مدافعین امنیت کشور توسط کشور‌های غربی، لازم می‌داند دردمندانه و صریح به ریشه‌های این بحران‌ها بپردازد و در عین حال راهکار‌هایی را برای عبور از این شرایط تلخ پیشنهاد دهد.

بخش دوم: ریشه‌های بروز بحران

بر این باوریم که چنان چه بخواهیم از این بحران عبور کنیم و دیگر شاهد حوادثی از این قبیل نباشیم، قبل از هر چیز باید ریشه مشکلات توسط همه مسئولین و جریانات سیاسی پذیرفته شود. تا مشکل به رسمیت شناخته نشود، راه عبور از آن وجود نخواهد داشت و مجددا زخم‌های ایجاد شده منجر به حوادث تلخ تری خواهند شد. مسئولین سیاسی و امنیتی کشور یک بار برای همیشه باید بپذیرند سیاست‌های آنان منجر به شرایط فعلی کشور شده و زمینه سو استفاده دشمنان از اعتراضاتِ به حق شهروندان را فراهم کرده است. به طور خلاصه برخی از علل اصلی به وجود آمدن حوادث اخیر را می‌توان چنین برشمرد:

۱- تداوم تحریم‌های طولانی‌مدت و فشار بی‌سابقه بر معیشت مردم

یکی از ریشه‌های اصلی نارضایتی‌های گسترده اجتماعی، وضعیت نامناسب سیاست خارجی و اعمال تحریم‌های ناجوانمردانه‌ای است که بر کشور تحمیل شده است. در طی این سال‌ها و پس از آغاز تحریم‌ها تا به امروز، قیمت ارز بیش از ۱۵۰ برابر افزایش یافته و فشار‌های اقتصادی، به‌صورت مستقیم زندگی روزمره مردم را نشانه رفته است. در این سال‌ها، بار‌ها و بار‌ها ادعا شد که «تحریم‌ها اثری ندارد»، در حالی که هیچ‌کس نمی‌تواند آثار ویرانگر تحریم‌های طولانی‌مدت بر اقتصاد، تولید، اشتغال و معیشت مردم را انکار کند.
فراموش نکنیم که حتی تحریم شعب ابی‌طالب در صدر اسلام، تنها سه سال به طول انجامید، اما تحریم‌های ایران بیش از بیست سال است که ادامه دارد و فشار اصلی آن زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرارداده است. متأسفانه در بزنگاه‌هایی که امکان حل‌وفصل این بحران وجود داشت، این فرصت‌ها به‌دلیل بدعهدی ایالات متحده از یک‌سو و سردرگمی و فقدان انعطاف‌پذیری در داخل از سوی دیگر، از دست رفت و تلاش‌هایی نظیر برجام به سرانجام نرسید...

نتیجه این وضعیت، چشم انداز نامشخص در حوزه سیاست خارجی، گسترش فقر، فرسایش امید اجتماعی و تشدید شکاف میان مردم و حاکمیت بوده است.

۲- بی‌توجهی به دستاورد حضور مردم در انتخابات و تضعیف صندوق رأی

در مقاطع متعددی، مردم ایران با مشارکت گسترده و باشکوه در انتخابات، به دولت‌ها و مجالسی رأی دادند که با پشتوانه اجتماعی بالا روی کار آمدند. اما متأسفانه، رقابت‌های فرساینده سیاسی، تلاش سازمان‌یافته جریان‌های اصولگرا برای ناکارآمد نشان دادن دولت‌ها و همراهی برخی نهاد‌های حاکمیتی در این مسیر، موجب شد این دولت‌ها و مجالس نتوانند دستاورد ملموسی برای پایگاه اجتماعی خود، به‌ویژه طبقه متوسط شهری، ایجاد کنند.
با خنثی شدن همه تلاش‌های بهبودخواهانه برای ایجاد تغییر در زندگی شهروندان، بخش بزرگی از جامعه به این جمع‌بندی رسید که مشارکت در انتخابات، فایده‌ای برای بهبود وضعیت زندگی و آینده کشور ندارد. فاصله گرفتن طبقه متوسط از صندوق رأی و روی کار آمدن نمایندگانی با رأیی در حد ۴ درصد واجدان شرایط در برخی حوزه ها، یکی از عوامل مهم بروز بحران‌های اخیر بوده است. با تأسف فراوان، برخی جریان‌های اصولگرا با همراهی برخی نهاد‌های حاکمیتی، عملاً به کاهش مشارکت مردم رضایت دادند تا با حداقل آرا، پیروز انتخابات شوند. روزی که کاهش مشارکت سیاسی شهروندان، برخلاف توصیه‌ها و تأکیدات مکرر رهبر انقلاب به رویه‌ای پذیرفته‌شده تبدیل شد، ارکان امنیت ملی ایران به‌تدریج در مسیر تزلزل قرار گرفت؛ آن هم به بهای پیروزی انتخاباتی یک جریان خاص.

۳- بحران نمایندگی و شکاف فزاینده میان مردم و ساختار سیاسی

امروز ساختار سیاسی کشور با بحران جدی «نمایندگی» مواجه است. بخش‌های وسیعی از جامعه خود را در ساختار رسمی قدرت و تصمیم‌گیری، نمایندگی‌شده نمی‌بینند. نمونه روشن آن، وضعیت مجلس شورای اسلامی در حوزه تهران است؛ جایی که نمایندگانی با میانگین رأی حدود ۴ درصد برای ۹۶ درصد دیگر شهروندان تهرانی تصمیم‌گیری می‌کنند و صدا‌های بلند و بی پشتوانه‌ای از این مجلس شنیده می‌شود که با خواست عمومی جامعه همخوان نیست.
در شرایطی که کشور با انبوهی از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مواجه است، تمرکز این نمایندگان بر طرح‌هایی، چون «حجاب و عفاف» و برخورد‌های سخت‌گیرانه با شهروندان، به‌جای حل مسائل اصلی مردم، نشان‌دهنده عمق این بحران نمایندگی است. ساختار فعلی انتخابات، امکان حضور همه سلایق سیاسی و اجتماعی را فراهم نمی‌کند و تنها افراد با ویژگی‌های خاص و محدود، امکان رقابت می‌یابند. این روند شکافی عمیق میان مردم و حاکمیت ایجاد کرده و سرمایه اجتماعی نظام را به‌شدت تضعیف کرده است.

۴-عملکرد ضعیف رسانه ملی و واگذاری افکار عمومی به رسانه‌های برانداز

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به‌جای ایفای نقش «رسانه ملی» عملاً به رسانه یک جریان خاص از اصولگرایان تبدیل شده است. کنار گذاشتن اکثریت مردم از رسانه ملی، نادیده گرفتن تنوع اجتماعی و سیاسی جامعه، و روایت یک‌سویه از واقعیت‌ها، موجب شده است این رسانه جایگاه و مرجعیت خود را در افکار عمومی از دست بدهد.

در نتیجه این عملکرد ضعیف، یکسویه و اشتباهات غیرقابل بخشش، جنگ روایت‌ها به‌طور کامل به رسانه‌های خارج‌نشین و بعضاً برانداز واگذار شد. این رسانه‌ها، با بهره‌گیری از خلأ ایجادشده، سال‌ها به ترویج نفرت و کینه در جامعه پرداختند و امروز، محصول همان بذر‌هایی را که کاشته‌اند، درو می‌کنند. امری که هزینه آن را کل ملت ایران می‌پردازد.

در عین حال تخریب هدفمند چهره‌های دلسوزی که میتوانستند مرجعیت اجتماعی جامعه را در چنین بزنگاه‌هایی عهده دار شوند، باعث شد در روز‌های سخت، جامعه فاقد لنگرگاه‌های توازن بخشی باشد که خشونت‌ها را فروکاسته و جامعه را در مسیر آرامش و اعتدال رهنمون سازند.

بخش سوم: پیشنهادات حزب ندای ایرانیان برای عبور از بحران

۱- فعال‌سازی واقعی دستگاه دیپلماسی و حل مسئله تحریم‌ها

دستگاه دیپلماسی کشور نیازمند تحرک، شجاعت و واقع‌گرایی است. حزب ندای ایرانیان از وزارت خارجه و دیگر نهاد‌های مرتبط کشور مانند شورای امنیت ملی انتظار دارد با تحرک و واقعگرایی با کمک یکدیگر راه برون رفت از این شرایط را فراهم کنند. وزارت خارجه کشور بیش از هر زمانی نیاز به تقویت و استفاده از ظرفیت چهره‌های بین المللی کشور دارد و نباید فرصت استفاده از این چهره‌ها را از دست بدهد.

۲- اصلاح ساختار انتخابات و پاسخ‌گویی نهاد‌های نظارتی

اصلاح ساختار انتخابات و شیوه بررسی صلاحیت‌ها توسط این نهادها، یک ضرورت فوری است...

بدون بازگشت رقابت واقعی، آزاد و فراگیر به انتخابات، نمی‌توان انتظار ثبات و امنیت پایدار داشت. ساختار انتخابات کشور باید به نحوی اصلاح شود که تمام شهروندان بتوانند مطالبات و خواسته‌های خود را در درون ساختار سیاسی پیگیری کنند. حذف بخش‌های زیادی از جامعه از حضور در ساختار قدرت تنها یک مساله غیر اخلاقی نیست. بلکه یک خطای امنیت ملی است.

۳- آزادی بازداشت شدگان معترض

در جریان وقایع اخیر، در کنار گروه‌های مسلح تروریستی و خشونت طلبانی که به صورت سازماندهی شده علیه حافظان امنیت کشور وارد عمل شدند، جمع گسترده‌ای از شهروندان نیز بازداشت شدند که برای بیان اعتراض به خیابان آمده بودند، اما خشم فروخورده سال‌های اخیر باعث بروزرفتار‌های هیجانی از سوی آنان شد. مطابق برخی آمار‌های منتشره، اکثریت قاطع بازداشت شدگان فاقد سابقه کیفری بوده و در گذشته سابقه احضار و یا بازداشت نداشته‌اند. از دستگاه محترم قضایی انتظار داریم همانگونه که در برخورد با تروریست‌های مسلح، شدت عمل کافی را به خرج دهد، در رسیدگی به پرونده جوانان معترض، دستور رافت اسلامی را صادر کند.

۴- برکناری رئیس و معاونین صدا و سیما و پاسخ‌گویی مدیران آن

با توجه به عملکرد غیرقابل دفاع صدا و سیما در سال‌های اخیر، حزب ندای ایرانیان خواستار برکناری رئیس سازمان صدا و سیما و معاونان ارشد وی و رسیدگی قضایی به ترک فعل آنان است. صدا و سیما باید به معنای واقعی کلمه «ملی» شود و رسانه همه مردم ایران باشد، نه رسانه یک اقلیت محدود.

ریاست این سازمان باید به فردی آشنا به رسانه، متخصص و مردمی سپرده شود. اختصاص تریبون به همه جریانات شناسنامه دار سیاسی، حتی شهروندان غیرمسلح و غیرخشونت‌طلبی که در اعتراضات اخیر به خیابان آمده‌اند، باید در دستور کار قرار گیرد و آنها باید امکان حضور در رسانه ملی را داشته باشند و بتوانند بدون ترس، مطالبات و انتقادات خود را بیان کنند.
از نظر ما تندترین انتقادات باید در صدا و سیما و در دیدار‌های رسمی امکان طرح داشته باشد و مسئولان موظف شوند برای آنها راهکار ارائه دهند. حتی جوانانی که در اعتراضات اخیر به خیابان آمدند و آسیب دیدند، باید بتوانند صدای خود را مستقیم به مسئولان عالی رتبه کشور برسانند و تظلم خواهی کنند. شنیدن صدای مردم، شرط لازم حفظ انسجام ملی و امنیت پایدار کشور است.

۵-صادقانه بیان کردن همه ابعاد حوادث اخیر برای مردم

متاسفانه پس از حوادث اخیر رسانه‌ها و گروه‌های سیاسی داخلی به مانند رسانه‌های خارجی به روایتی یک جانبه از این حوادث روی آورده‌اند. در حالی که برای اعتماد سازی با مردم شریف ایران، بایستی همه ابعاد حوادث روایت شود. تا زمانی که مردم نتوانند آن چه را که با چشم خود در خیابان دیده‌اند با روایت رسمی بیان شده تطبیق دهند، به رسانه‌های ناکارآمدی که خود یکی از بانیان و شرکای این حوادث بودند، اعتماد نخواهند کرد. حزب ندای ایرانیان از اقدام رئیس جمهور محترم در انتشار اسامی جان باختگان قدردانی می‌کند و آن را یک گام مهم برای ایجاد اعتماد بین حاکمیت و مردم می‌داند. در عین حال انتظار دارد مسئولین مردم را غیر خودی تلقی نکنند و علاوه بر نقش غیر قابل انکار گروه‌های مسلح و خشونت طلب نقش خود را در ایجاد زمینه‌های اعتراض و همین طور اشتباهات برخی از نیرو‌های مسلح در برخی شهر‌های کشور را با مردم در میان بگذارند. در عین حال چنان چه کوتاهی‌ها و جرائمی توسط مقامات محلی کشور صورت گرفته است، که از منظر حزب ندای ایرانیان صورت گرفته است، بدون تعارف برخورد جدی و قضایی صورت گیرد.

۶-ایجاد امنیت پایدار با حضور همه مردم

متاسفانه بخش‌های قابل توجهی از مقامات کشور در این سال‌ها مردم را به دو بخش خودی و بخش غیر خودی تقسیم کرده‌اند. امنیت کشور از منظر این مقامات، صرفا با حضور بخش خودی جامعه تامین می‌شود. به همین دلیل خواسته‌ها و مطالبات آنان در اولویت سیاست‌های کشور قرار گرفته است. علاوه بر این، فرصت‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بیشتری از دیگر مردم برای این بخش جامعه ایجاد شده است. این تبعیض یکی از مهمترین دلایل ایجاد حوادث اخیر بوده است. مسئولین امنیتی کشور باید در دکترین امنیتی خود تجدید نظر جدی کنند. حوادث اخیر نشان داد آن چه تا به حال در اولویت بوده است، ناکارآمد و برای کشور بحران زا بوده است. لازم است نگاه خودی و غیر خودی در عمل از سیاست‌های رسانه‌ای، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی کنار گذاشته شود و همه مردم با هر نگاهی، هسته آهنین نظام سیاسی تلقی شوند و در سیاست‌ها و مسئولیت‌های کشور نقشی برابر با یکدیگر ایفا کنند. امنیت پایدار با حضور همه مردم ایجاد می‌شود نه با بخش خاص و اقلیتی از جامعه.

ارسال نظرات
امروز پنجشنبه ۱۶ بهمن
امروز پنجشنبه ۱۶ بهمن
امروز پنجشنبه ۱۶ بهمن
امروز پنجشنبه ۱۶ بهمن
پرطرفدارترین ها