محمد منصورنژاد، استاد دانشگاه در مطلبی با عنوان «فقرا نباید وارد سیاست و اقتصاد شوند! دکتر سریع القلم» به نکاتی اشاره کرده که می خوانید.

دیدارنیوزـ *محمد منصورنژاد: استاد خوب ما جناب دکتر سریع القلم، در کلیپی تازه منتشر شده، از تاثیرات منفی فقر گفت و توصیه دارد که در اینده ایران نباید اجازه دهیم تا این طبقات (پایین) وزیر شوند و این جایگاهها را برای طبقه متوسط مناسب دید. طرح چند نکته در این زمینه خالی از فایده نیست:
۱. در اینکه فقر و زندگی فقیرانه هم امکان برخی تجربهها برای بلوغ فکری را نمیدهد و هم سبب عقدهها و ناکامیها میشود، سخن حقی است. در نهج البلاغه حکمت ۳۱۹ هم میخوانیم: فقر سبب نقص دینداری و مشوش شدن عقل میگردد.
۲. اما از یک مطلب درست، ممکن است نتیجه نادرست گرفت و یا حتی تعمیم ناقص و خطا داشت. نکته یاد شده بالا سبب این نمیشود تا گفت که طبقه متوسط شدن یعنی داشتن بلوغ سیاسی و اقتصادی و راهبری اقتصادی و سیاسی حق و سهم انان است. این سخن که فلان طبقه باید امتیاز داشته باشد، اساسا خطاست، چه کسی بگوید طبقه بالا حاکم شود (حکیم حاکم افلاطونی)، چه گفته شود حکومت حق طبقه کارگر است (برخی نگاههای مارکسیستی) و یا مدیریت طبقه متوسط!
۳. برخی از جامعه شناسان (مثلا کوزر) به جای تحلیل صرفا طبقاتی از جامعه، در کنار طبقات بالا، متوسط و پایین سنتی و مدرن، شانهای اجتماعی و گروههای منزلتی مثل روشنفکران، روحانیون و نظامیان را مطرح ساختند، که فضا را برای تحلیل تواناییهای متناسب با مشاغل مساعدترمی کند. پس لازم است در نگاه طبقاتی نماند تا از تحلیل سطحی خارج شد.
۴. به جای تحلیل افراد بر اساس جایگاه طبقاتی، منطقیتر ان است که «شایسته سالاری» را ملاک تقسیم موقعیتها و عزل و نصبها دید. در ان صورت فراتر از جایگاه طبقاتی، برای فلان پست و موقعیت ممکن است کسی مناسب باشد، اما برای پست و نقش دیگر نه!
به تعبیر سعدی درگلستان، ممکن است نتیجه چنین شود:
روستا زادگان دانشمند. به وزیری پادشاه رفتند
پسران وزیر ناقص عقل. به گدایی به روستا رفتند