مهرداد جهانگیری، روزنامه نگار یادداشتی را با عنوان «عوامزدگی نخبگانی» در نقد صحبت های دکتر سریع القلم نگارش کرده است که می خوانید.

دیدارنیوزـ مهرداد جهانگیری: دکتر محمود سریعالقلم که در دهههای اخیر همواره به گروهی از اصحاب قدرت در ایران نزدیک بوده، در اظهاراتی غریب، ریشهی مشکلات ایران را چپگرایی حاکمان دانسته و با اشاره به خاستگاه طبقاتی افراد، آرزو کرده که در آینده هیچ فقیری در ایران به وزارت نرسد. چرا که هرکسی نمیتواند فروغی شود!
البته ما سالهاست که به این جنس تناقضات استاد و یارانشان عادت کردهایم. اما صرفا جهت اطلاع خوانندگانی که احتمالا با شنیدن صدای رادیویی و اجرای دراماتیک استاد، از خود بیخود شده و چونان کاتبان وحی، سخنان گهربار استاد را در تیراژ بالا برای این و آن ارسال میکنند، یادآوری میکنم که همان جناب ذکاءالملک فروغی با تمام ذکاوتش، یگانه راه رستگاری ایرانیان را سلطنت رضاخانی میدانست که برخلاف گفتههای جناب دکتر، نهتنها در کودکی از داشتن اتاق اختصاصی محروم بود، که در نوجوانی به امید داشتن جای خوابی و لقمه غذایی به خدمت قشون قزاق درآمد!
از نمونههای دیگر همچون علیاکبر داور که برای تأمین مخارج تحصیلش ناچار به قبول سرپرستی فرزندان یک تاجر تبریزی در فرانسه شد، میگذرم. اما همین بس که امروز نام داور به نیکی در تاریخ معاصر ایران ثبت شده، اما نشانی از آن تاجر تبریزی و فرزندانش بجا نمانده!
متأسفانه در سالهای اخیر و با ظهور شبکههای اجتماعی، حتی نخبگان یا خود نخبهپنداران ما نیز ترغیب شدهاند که بجای تولید فکر و اندیشه، با صدور جملات قصار به ستارگان شبکههای اجتماعی بدل شوند. اما عجب آنکه حتی برای صدور این جملات قصار نیز از سطح فراتر نمیروند و درست همانند همانانی که به نقدشان میپردازند، یعنی چپها، به تحلیل طبقاتی روی آوردهاند. با این تفاوت که لااقل چپها نهتنها دشمنی آشتیناپذیری با خاستگاه طبقاتی اشراف نداشتند، که اتفاقا بسیاری از آنان را جذب اندیشه خود میکردند. خاصه در ایران که اساسا همین اشراف و شاهزادگان بودند که تا سالها زعامت جریان چپ را برعهده داشتند.
جناب دکتر، اما هیچ بختی برای جذب کارگرزادگان و فقرا قائل نیست و معتقد است که میزان نه حال، که اتفاقا کودکی وزراست!
من البته برخلاف جناب دکتر، نمیخواهم این علاقه به درخشیدن در شبکههای اجتماعی را محصول عقدههای سرکوبشدهی دوران جوانی و شهوت دیده شدن به هر قیمت بدانم. اما در پایان به جناب استاد بشارت میدهم که به مدد اقدامات همان مدیرانی که اتفاقا ایشان برای سالها مشاورشان بودهاند، نسل جوان ایران چنان از آینده ناامیدند که یا فرزندی نداشته و یا نهایتا به داشتن یک فرزند اکتفا کردهاند. پس جای نگرانی نیست. چرا که قطعا وزرای بیست سال بعد در کودکی اتاق اختصاصی داشتهاند!