تیتر امروز

زخم‌هایی که کهنه می‌شود نه درمان!
گشت ارشاد بله یا خیر؟ (۴)

زخم‌هایی که کهنه می‌شود نه درمان!

صحبت‌های روز گذشته وزیر کشور در مورد پرونده مرگ مهسا امینی به منزله پایان دادن به تحقیقی بود که نمایندگان مجلس در گفتگو با دیدار آن را وعده داده بودند!
دیدگاه محمد مهاجری در مورد موضوع حجاب و گشت ارشاد + ویدیو
یک توضیح در مورد یک عدم انتشار

دیدگاه محمد مهاجری در مورد موضوع حجاب و گشت ارشاد + ویدیو

روز گذشته به مخاطبان گرامی دیدارنیوز اطلاع دادیم که امروز گفتگوی تصویری با محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا را در برنامه تنگنا منتشر خواهیم کرد اما بنا به دلایلی که در پی می‌آید از شما معذوریم.

آقای «کیهان»! در کدام ایران زندگی می‌کنید؟

از نگاه روزنامه کیهان، ظاهرا کشورمان ایران در بهترین شرایط ممکن است و اصلا خبری از گرانی مسکن، اقلام اساسی و خوراکی و بدبختی مردم و مهاجرت نخبگان و پزشکان و .. نیست و فقط این دشمنان هستند که بزرگنمایی می‌کنند!

کد خبر: ۱۳۶۴۱۹
۱۷:۰۹ - ۰۷ شهريور ۱۴۰۱

آقای «کیهان»! در کدام ایران زندگی می‌کنید؟

دیدارنیوز: آن‌هایی که در ایران نخست زندگی می‌کنند و از وضعیت خود ناراضی هستند دو راه بیشتر ندارند. یا باید همچون کیهان به جهان و موضوعات بنگرند، یا راه پیشنهادی مجری شبکه افق را در پیش بگیرند؛ یعنی "جمع کند و از ایران برود! والسلام.

روزنامه کیهان در یادداشتی مدعی شده در پرونده هسته‌ای ایران یک جریان مرموز قصد دارد با مانور روی «اضطرار ایران» و اسفناک جلوه دادن وضعیت اقتصادی کشور، مسئولین را وادار به امضای توافقی بد کند، در حالی که شاخص‌های اقتصادی کشور رو به پیشرفت بوده و اقتصاد ایران طی سه سال اخیر، پی در پی شرایط بهبود را تجربه کرده است!

نگارنده درباره وجود جریان مرموز اطلاعی ندارد چراکه اساسا در تخصص روزنامه کیهان است؛ اما درباره وضعیت گل و بلبل اقتصاد کشور ذکر یک نکته راهگشا است و آن اینکه به نظر می‌رسد ما در کره زمین با دو ایرانِ متفاوت روبرو هستیم. یک ایران همان است که مردم در آن زندگی می‌کنند و ایران دوم کشوری است که کیهان و دوستان و همفکران ایشان در آن زیست می‌کنند.

در ایران اول، فقط طی یک سال اخیر قیمت بسیاری از کالا‌ها و به خصوص خوراکی‌ها ۳ برابر شده است. هزینه اجاره مسکن سر به فلک گذاشته چنانکه بسیاری از خانوار‌ها مجبور به تغییر محله خود به مناطق پایین‌تر و در شهری مانند تهران مجبور به کوچ به شهر‌های اطراف شده اند. در این ایران، بیکاری بیداد می‌کند به طوری که بسیاری از جوانان تحصیل کرده با مدرک دانشگاهی بیکار هستند و آن‌هایی که توان مالی دارند در تصمیم به مهاجرت لحظه‌ای تردید نمی‌کنند.

در ایران اول حفظ محیط زیست هیچ جایگاهی در سیاستگذاری مسئولین ندارد، به همین دلیل برخی مردم گرفتار سیل و آب گرفتگی منازل و معابر بوده و برخی دیگر با قطعی آب مواجه هستند. دیگرانی هم که دغدغه آب ندارند یا با آلودگی هوا دست و پنجه نرم می‌کنند یا با پدیده ریزگرد و غبار روبرو هستند.

در این ایران دروغ گفتن برای حفظ قدرت نه تنها گناه نیست، بلکه مباح است و واجب؛ و از آنجا که امام حسن عسکری (ع) فرمودند: «تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است»، وجود فساد، دزدی و اختلاس در این ایران طبیعی است. طبق روایات و احادیث، دروغ سرچشمه همه گناهان و از جمله نفاق، ریا و بی ایمانی است و از آنجا که حضرت علی (ع) فرمودند: «مردم، به دولت مردان خود شبیه‌ترند تا به پدران‌شان»، عجیب نیست که میزان خیانت و فروپاشی خانواده ها، کلاهبرداری و چک برگشتی، نزاع‌های خیابانی و ... سال به سال افزایش می‌یابد.

در ایران اول اگر مسئولی تخلف کند و فردی آن را گزارش نماید، با گزارش کننده تخلف برخورد می‌شود نه متخلف. اگر اختلاسی صورت بگیرد و به نحوی افشا شود با صدور دستوری بر آن اختلاس سرپوش می‌گذارند و از اساس منکر آن می‌شوند.

در ایران اول هرگونه تجمع و اعتراضی ولو در یک کارخانه یا دانشگاه براندازی تلقی شده و با آن برخورد امنیتی می‌شود؛ به همین دلیل اگر مدیر کارخانه‌ای یک سال دستمزد کارگرانش را نپردازد با او کاری ندارند، اما اگر کارگران برای دریافت حق شان اعتراض کنند با دادگاه و زندان مواجه خواهند شد. در این ایران همه به فکر خود هستند و وحدت ملی از بین رفته و روحیه ملی وجود ندارد.

اما در ایران دوم شرایط به کلی متفاوت است. گرانی هست، اما کم است. (با شعار سازمان آب اشتباه نگیرید) افق آینده کاملا روشن است و کشور با سرعت رو به جلو حرکت می‌کند، چنانکه به گفته روزنامه کیهان بسیاری از نهاد‌های اقتصادی بین المللی به رشد اقتصادی بیشتر از پیش بینی کشور اعتراف کرده اند.

در این ایران مسئولین صرفا شیفته خدمت هستند و اگر همزمان ۱۰، ۱۵ شغل دارند، فقط حقوق یکی از مسئولیت‌ها را دریافت می‌کنند. ایران دوم کشور ثروتمند و قدرتمندی است و مردم آن در رفاه کامل به سر می‌برند که این رفاه را می‌توان از تعداد بالای سفر‌های داخلی و خارجی آن‌ها متوجه شد که "اگر این مسافرت‌ها رفاه نیست، پس چیست؟ ".

به همین دلیل اکثر کشور‌های دنیا تمام کار و مشغله خود را رها کرده اند و به دشمنی با این ایران می‌پردازند تا مبادا خوشی و رفاه مردم آن باعث حسادت مردم کشور‌های دیگر شده و به اعتراض و انقلاب در این کشور‌ها منجر شود. بیشتر رسانه‌های دنیا هم قصد دارند امید را از جوانان ایران دوم بگیرند و مردم را نسبت به آینده ناامید کنند. البته تیر آن‌ها همیشه به سنگ می‌خورد و مردم و جوانان در این ایران روز به روز به معنویت و اسلام گرایش بیشتری پیدا می‌کنند که این موضوع را می‌توان از صف‌های متشکل و انبوه نمازگزاران در مساجد پی برد.

در ایران دوم اکثریت مردم به شعائر دینی همچون حجاب مقید بوده و معدود افرادی که به بی حجابی تظاهر می‌کنند عناصر دشمن و استکبار بوده که البته توسط خود مردم امر به معروف شده و اساسا مشکلی وجود ندارد.

در ایران دوم ناهنجاری‌های اجتماعی همچون اعتیاد، طلاق، فقر، فحشا، توزیع ناعادلانه درآمد، قتل، خودکشی، بیکاری و ... احتمالا وجود ندارد چراکه کمتر مسئولی چنین دغدغه‌های ذهنی دارد و درباره آن‌ها صحبت می‌کند. در عوض تقریبا تمامی مسئولین درباره سیاست خارجی و به خصوص موضوعات مهمی مانند مذاکرات هسته ای، روابط با همسایگان و البته دشمنی دشمنان صحبت می‌کنند.

در ایران دوم استکبار جهانی و در راس آن امریکای جنایتکار هر روز در حال شکست خوردن است و به اشتباه گمان می‌کند تحریم‌ها باعث فشار و سختی به ایران می‌شود، در حالی که نمی‌داند مسئولین باهوش و مبتکر ایران تحریم‌ها را به فرصت تبدیل کرده و از آن نردبانی برای پیشرفت و ترقی مردم ساخته اند و به همین دلیل آروز می‌کنند تحریم‌ها هیچگاه لغو نشوند.

سیاستگذاری‌های دقیق عمومی، اقتصادی و اجتماعی در ایران دوم به قدری مدرن و کارآمد است که به الگویی برای سایر کشور‌ها تبدیل شده و به گفته مسئولین، بسیاری از کشور‌ها خواستار دریافت الگوی حکمرانی و سیاستگذاری ایران در حوزه‌های مختلف شده اند.

با این تفاسیر نمی‌توان بر کیهان خرده گرفت، چراکه در ایران دوم زندگی می‌کند و بدیهی است که هرگونه انتقاد، هشدار یا اعتراض نسبت به وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور را سیاه نمایی، توطئه و فریب جریان‌های مرموز قلمداد کند که به دنبال از بین بردن شکوه، عظمت، بالندگی و رشد همه جانبه کنونی کشور هستند.

آن‌هایی هم که در ایران نخست زندگی می‌کنند و از وضعیت خود ناراضی هستند دو راه بیشتر ندارند. یا باید ذهن و افکار و نگاه خود را تغییر دهند و همچون کیهان به جهان و موضوعات بنگرند تا واقعیت ایران را مشاهده کنند، یا راه پیشنهادی مجری خانم شبکه افق را در پیش بگیرند. یعنی هر کس مانند کیهان فکر نمی‌کند جمع کند و از ایران برود! والسلام.

جلیل بیات - عصر ایران

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی