تیتر امروز

مجید حسینی: تاجگردون به جای نگرانی برای مصرف بنزین در دور دور، دلواپس معیشت مردم باشد/ ۸ هزار میلیارد تومان به ۲ درصد سپرده گذاران وام دادند!/ دلیل کسری بودجه، نه دولت که به‌خاطر دزدی ارز است/ اعتراض بازار به «گرانی» نیست/ کشور را به سمت دره ابرتورم می‌برید، ترمز کنید!
گفت‌وگوی دیدار در یک ویژه برنامه با استاد دانشگاه

مجید حسینی: تاجگردون به جای نگرانی برای مصرف بنزین در دور دور، دلواپس معیشت مردم باشد/ ۸ هزار میلیارد تومان به ۲ درصد سپرده گذاران وام دادند!/ دلیل کسری بودجه، نه دولت که به‌خاطر دزدی ارز است/ اعتراض بازار به «گرانی» نیست/ کشور را به سمت دره ابرتورم می‌برید، ترمز کنید!

مجید حسینی، استاد دانشگاه تهران مهمان ویژه برنامه دیدارنیوز بود، او در این گفت‌و‌گو به اعتراضات این روزها، دلایل گران سازی و نقش نسل زد پرداخت.
دلفی، سفیر سابق ایران در فرانسه: حتی جمهوری‌خواهان طرفدار ترامپ هم از اصل اقدام او دفاع نمی‌کنند/ ربایش مادورو، آغاز برنامه ترامپ در آمریکای لاتین است/ شریعتی، فعال سیاسی: ماجرای مادورو باید متضمن هشدار نسبت به حاکمیت ایران درباره امکان تکرار تجربه ونزوئلا باشد/ روسیه و چین، ونزوئلا را خیلی بیشتر از ما دوست ‌داشتند!
در گفت‌و‌گوی دیدار با یک دیپلمات باسابقه و یک تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی مطرح شد

دلفی، سفیر سابق ایران در فرانسه: حتی جمهوری‌خواهان طرفدار ترامپ هم از اصل اقدام او دفاع نمی‌کنند/ ربایش مادورو، آغاز برنامه ترامپ در آمریکای لاتین است/ شریعتی، فعال سیاسی: ماجرای مادورو باید متضمن هشدار نسبت به حاکمیت ایران درباره امکان تکرار تجربه ونزوئلا باشد/ روسیه و چین، ونزوئلا را خیلی بیشتر از ما دوست ‌داشتند!

سعید شریعتی، فعال و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین کشورمان در فرانسه و کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گویی با دیدار به ارائه تحلیلی از تحولات اخیر ونزوئلا، پیامدهای انتقال...
علی(ع) هیچ‌گاه جایگاهش در خلافت را همانند سلطانی قرار نداد که خود را فراتر از قانون، نقد و نظارت و اعتراض مردم بداند/ سیاست راه بلد می‌خواهد و برای اداره جامعه باید هنر سیاست‌ورزی دانست
در چهل‌و یکمین برنامه دیدار اندیشه با ناصر مهدوی مطرح شد:

علی(ع) هیچ‌گاه جایگاهش در خلافت را همانند سلطانی قرار نداد که خود را فراتر از قانون، نقد و نظارت و اعتراض مردم بداند/ سیاست راه بلد می‌خواهد و برای اداره جامعه باید هنر سیاست‌ورزی دانست

در چهل و یکمین برنامه دیدار اندیشه، مقارن با سالروز  ولادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) با ناصر مهدوی در موضوع "علی؛ پدر در زندگی شخصی- پدر یا سلطان قدر قدرت در سپهر اجتماع" گفت‌و‌گو...

احمد کاظمی، منطقه جنوب، خرمشهر

احمد چشمش که به گلدسته‌های مسجد جامع افتاد. دیگر روی زمین نبود. نزدیک مسجد حسین خرازی را دید او را بغل کرد و گفت: «حسین‌آقا تموم‌اس».

کد خبر: ۹۲۶۳۳
۱۴:۵۴ - ۰۳ خرداد ۱۴۰۰

دیدارنیوز ـ روز سوم خرداد ۶۱، بچه‌ها لحظه به لحظه به خرمشهر نزدیک می‌شدند. عراقی‌ها هلی‌کوپتر فرستاده بودند تا فرمانده‌های رده بالا را از شهر بیرون بکشند. احمد کاظمی خودش را به حمید باکری رساند. حمید فرمانده گردانی بود که پشت یک خاکریز دوجداره نزدیک پل نو مستقر بودند.

ـ آقاحمید نَه خبر؟
ـ باید عراقیا رو بزنیم عقب، که بتونیم بریم طرف گمرک.  
ـ چقدر نیرو دارن؟
ـ بیا، با دوربین نگاه کن.  
ـ هنوز خیلی‌اند. باید دورشون بزنیم. یه رخنه پیدا کردم.
ـ چهارصد نفر با دو تیپ عراقی جور درنمی‌آد.  
ـ نگران نباش، اونا دیگه روحیه‌ ماندن ندارن.  
ـ ولی هنوز خیلی سمج‌اند از دیشب تا حالا سفت ماندن، پا پس نمی‌کشند.  
ـ ما سمج‌تریم، راهی نداریم، باید بزنیم‌شون عقب.

حرف‌های حمید تمام نشده بود که صدای خِش خِش بی‌سیم قرارگاه مکالمه برادر رشید و متوسلیان را پخش کرد.

ـ رشید، رشید، محمد.  
ـ رشید بگوش‌ام. وضعیت؟
ـ رشیدجان، این تیپ ۱۰ کارش تموم شد. بچه‌ها الله‌اکبر رو گفتن. مفهومه؟
ـ یا علی، یا علی، خودت الان کجایی؟
ـ ما به نخ سیاه رسیدیم. موش‌ها دارن فرار می‌کنن.

احمدکاظمی به حمیدباکری نگاه کرد. با اشاره‌ احمد، حمید به گردانش، فرمان حرکت داد. نیرو‌ها روانه کانال شدند. احمد با موتور راهی شهر شد. سر راه دید چند تانک عراقی، بچه‌های گردان سید ناصر حسینی را زیر آتش گرفته‌اند و آن‌ها را زمین‌گر کرده‌اند. احمد موتورش را انداخت سینه‌ خاکریز. آرپی‌جی هفت به دست گرفت و اولین تانک را نشانه رفت. او با صدای بلند رجز می‌خواند و آرپی‌جی می‌زد. بچه‌های گردان که از چابکی فرمانده‌شان به وجد آمده بودند. از گوشه و کنار خاکریز جاکن شدند. آرپی‌جی‌زن‌ها از سراسر خاکریز به تانک‌ها حمله کردند. چند دقیقه‌ای درگیری ادامه داشت. اما دیگر عراقی‌ها حریف نبودند.

ساعت ده ـ یازده سوم خرداد ۶۱، احمد با گروهی ار رزمندگان از طرف پل نو و گمرک خرمشهر و حسین خرازی با گروهی دیگر از پلیس راه وارد خرمشهر شدند و بعد از ۱۹ ماه پای‌شان به خرمشهر می‌رسید.

احمد با بیسیم، خبر رسیدنش به خرمشهر را به فرماندهی قرارگاه فتح داد. چشم‌ها خیس و سر‌ها بی‌اختیار به سجده افتادند. توی قرارگاه، هنوز، بعضی‌ها باورشان نمی‌شد خرمشهر آزاد شده باشد. احمد چشمش که به گلدسته‌های مسجد جامع افتاد. دیگر روی زمین نبود. نزدیک مسجد حسین خرازی را دید او را بغل کرد و گفت: «حسین‌آقا تموم‌اس».

رزمنده‌ها گرد مسجد جامع حلقه زدند. دیگر کسی حواسش به جنگ و درگیری نبود. مسجد میان موج جمعیت گم شده بود. عراقی‌ها گروه، گروه تسلیم می‌شدند. تعداد اسرای عراقی از رزمنده‌های ما بیشتر شده بود.  

 

به نقل از کتاب "مهتاب خَیِّن"، خاطرات شهید حسین همدانی

ارسال نظرات
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
تندیس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۰۳
0
0
در فضای نفس گیر و سنگین منیت ها و جبهه بندیهای قبیله ای و باج خواهی های سیاسی و زیر سنگین ترین فشارهای اقتصادی و معیشتی و در فضای یاس آلود مردم کوچه و بازار اما این خاطرات چنان آرامشی به دلها میدهند که انگار دیگر هیچ چیزی برای رنجاندن تو وجود ندارد . خدا میداند اگر چشم های مراقب شهدا عاشقانه ولی نگران ما را رصد نمیکردند و دعای خیرشان بدرقه دورانمان نبود چگونه میتوانستیم این فضای سنگین را تحمل کنیم .
آخرین اخبار بیشتر

دلفی، سفیر سابق ایران در فرانسه: حتی جمهوری‌خواهان طرفدار ترامپ هم از اصل اقدام او دفاع نمی‌کنند/ ربایش مادورو، آغاز برنامه ترامپ در آمریکای لاتین است/ شریعتی، فعال سیاسی: ماجرای مادورو باید متضمن هشدار نسبت به حاکمیت ایران درباره امکان تکرار تجربه ونزوئلا باشد/ روسیه و چین، ونزوئلا را خیلی بیشتر از ما دوست ‌داشتند!

امروز دوشنبه ۱۵ دی
امروز دوشنبه ۱۵ دی
امروز دوشنبه ۱۵ دی
امروز دوشنبه ۱۵ دی
پرطرفدارترین ها