تیتر امروز

گفتگو با منوچهر متکی؛ وفادار به مواضع رسمی نظام!
«دیپلمات»؛ برنامه اول ـ قسمت دوم

گفتگو با منوچهر متکی؛ وفادار به مواضع رسمی نظام!

«دیپلمات» عنوان برنامه‌ای است از مجموعه رسانه‌ای دیدار که در گفتگو با دیپلمات‌های ایرانی به کندوکاو در ذهنیت و تجربیات و خاطرات آن‌ها می‌پردازد. منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت‌های نهم و دهم...
سینما با چاشنی تفکر ۱۵

سینما با چاشنی تفکر عنوان ستون ثابت ناصر ذاکری روزنامه‌نگار پیشکسوت و پژوهشگر اقتصادی در دیدار است. ذاکری در این ستون هر بار ضمن مرور یک فیلم سینمایی به نکات تامل برانگیز آن فیلم از منظر اقتصاد و اجتماع و سیاست می‌پردازد. در پانزدهمین شماره سینما با چاشنی تفکر ذاکری به سراغ فیلم مارمولک اثر کمال تبریزی رفته است.

کد خبر: ۹۱۲۴۱
۱۶:۵۹ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

 

دیدارنیوز ـ ناصر ذاکری: فیلم مارمولک محصول سال ۱۳۸۲ سینمای ایران و اثر کمال تبریزی کارگردان بنام کشورمان به‌حق پرحاشیه‌ترین فیلم سینمای ایران است، که در زمان اکران با استقبال گسترده مردم روبه‌رو شد، اما از همان آغاز مخالفت شدید برخی محافل را برانگیخت. فشار برای لغو اکران و ممنوعیت پخش فیلم بسیار زیاد بود و عاقبت سازنده فیلم با انتشار یک بیانیه بسیار پرمعنی فیلم را از اکران خارج کرد؛ درحالی‌که بسیاری از علاقمندان فیلم پشت در سینما‌ها منتظر رسیدن نوبتشان برای تماشای فیلم بودند. مخالفان مدعی بودند فیلم لباس روحانیت را دستمایه شوخی و طنز قرار داده‌است. محتوای بیانیه سازندگان این بود که ما خودمان فیلم را از اکران خارج کردیم تا دشمنان کشورمان را متهم به سانسور نکنند! این بیانیه شدت فشار را بر سازندگان به‌خوبی نشان می‌داد.

چندی پیش رهبر معظم انقلاب گفتند که مخالفتی با این فیلم نداشته‌اند، و بدین‌ترتیب با گذشت نزدیک به دو دهه اثبات شد که مخالفان افرادی خودسر بوده‌اند که با سلیقه و برداشت شخصی خود مانع اکران فیلم شده‌اند. این اظهارنظر رهبر معظم انقلاب باردیگر توجه اهل نظر را به سوی این فیلم جلب کرد.

فیلم دوره‌ای کوتاه از زندگی یک دزد سابقه‌دار به نام رضا ملقب به رضا مارمولک را به تصویر می‌کشد. رئیس زندان با ادعای تلاش برای اصلاح زندانیان رفتاری خشن و غیرموجه با رضا دارد، تا حدی که به فکر خودکشی می‌افتد و البته این فکر را عملی نمی‌کند.

 

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

روحانی بستری در بیمارستان برخوردی دوستانه با رضا دارد

رضا در بیمارستان با یک فرد معمم آشنا می‌شود و عاقبت با پوشیدن لباس روحانیت از بیمارستان گریخته، و خود را به خانه یکی از دوستانش می‌رساند تا با استفاده از ارتباطات او و با مدارک جعلی از کشور خارج شود. او طی چندروز فرصتی که دارد، با تماشای برنامه‌های تلویزیون مختصری اطلاعات از سخنرانی‌های روحانیون مختلف کسب می‌کند، با تکیه‌کلام‌هایشان آشنا می‌شود و سپس عازم منطقه مرزی در غرب کشور می‌شود. اهل محل او را با روحانیی که بنا بود برای امامت مسجدشان بیاید، اشتباه می‌گیرند و با سلام و صلوات با خود می‌برند.

 

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

رضا بر بالای منبر به سوالات اعتقادی مردم پاسخ می‌دهد

رضا از سر ناچاری با آن‌ها همراه گشته، و مدتی در مسجد به اقامه نماز جماعت و موعظه مشغول می‌شود. رفتار رضا که نوع جدیدی از سلوک روحانی را در معرض دید مردم می‌گذارد، موجب استقبال مردم به‌ویژه جوانان شده، و مسجد بار دیگر شلوغ می‌شود. رضا دنبال فرصتی است تا با مراجعه به جاعلی که دوستش معرفی کرده، مدارک جعلی خود را تحویل بگیرد. اما با وقوع اتفاقات غیرمنتظره آن‌هم با چاشنی طنز، موقعیت او نزد مردم محل به سرعت بالا می‌رود، و حتی مردم کراماتی را به او نسبت می‌دهند.

 

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

رئیس زندان خبردار می‌شود که رضا از بیمارستان فرار کرده است

موقعیت رضا بین مردم و احترامشان نسبت به او رضا را در مخمصه قرار داده، و به‌تدریج موجب اصلاح رفتار او می‌شود. مأموران رد رضا را منطقه مرزی می‌زنند، و تیمی همراه با رئیس زندان برای شناسایی و دستگیری او راهی منطقه می‌شود. او متوجه شباهت ظاهری رضا به آن مجرم تحت تعقیب می‌شود و شک می‌کند. اما موقعیت رضا بین مردم محل درحدی است که حتی او هم باور نمی‌کند که این‌دو درواقع یک نفر باشند.

 

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

رضا برای زندانیان سخنرانی کرده و می‌گوید خداوند اند مرام اند رفاقت و اند بخشش است

در پایان فیلم و درحالی‌که مأموران با کشف هویت واقعی رضا برای بازگرداندن او به زندان آمده‌اند، او در زندان و برای زندانیان سخنرانی می‌کند. سخنان او بسیار احساسی و تأثیرگذار است: "خدا اند مرام، اند معرفت و اند رفاقت است. خدا فقط خدای آدم‌های خوب نیست. خدای آدم‌های خلافکار هم هست. مشکل شما بندگان خلافکار این است که کسی شما را اهلی نکرده، یعنی در وجودتان علاقه و محبت ایجاد نکرده‌است. " سخنرانی کوتاه رضا حتی رئیس سختگیر زندان را هم منقلب می‌کند.

سؤالی که فیلم رندانه از کنارش می‌گذرد، و پاسخ را به بیننده‌اش واگذار می‌کند، این است که کدام عامل در تحول درونی رضا و اصلاح او بیشتر از بقیه عوامل تأثیرگذار است، پاکی درونی و فطری رضا که نماد آن همان کودکی خودش است که بار‌ها در فیلم پیش چشم رضا مجسم می‌شود، و او را از خلاف بیشتر بازمی‌دارد، یا محدودیت و در اصل موقعیت جدیدی که پوشیدن لباس روحانیت و موردتوجه و احترام فوق‌العاده مردم قرار گرفتن برای او خلق می‌کند؟

 

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

رضا با بالارفتن از دیوار زندان کبوتری را که در سیم خاردار گیر کرده، آزاد می‌کند

در یک صحنه، رضا در محوطه زندان از رئیس اجازه می‌خواهد که از دیوار بالا رفته و کبوتری را که لای سیم خاردار گیر افتاده نجات بدهد. رئیس می‌گوید اگر موفق شدی، به‌عنوان پاداش یک هفته از کار معاف هستی. رضا موفق می‌شود، اما رئیس او را به سلول انفرادی می‌فرستد. او در پاسخ اعتراض رضا می‌گوید با رفتن به انفرادی، یک هفته از کار معاف هستی، پس دروغ نگفتم!

 

نگاهی به فیلم مارمولک؛ پرحاشیه‌ترین اثر سینمای ایران

رضا به لات محل می‌گوید هیچ وقت دست روی روحانیت بلند نکن و روی آن قیمت نگذار مخصوصا اگر روحانیتش بچه دروازه غار باشد

در صحنه‌ای دیگر رضا درحالی‌که ملبس به لباس روحانیت است، با لات محل درمی‌افتد و قبل از شروع کتک‌کاری در مقام نصیحت به او می‌گوید هیچ وقت دست روی روحانیت بلند نکن، و هیچوقت روی آن قیمت نگذار، مخصوصاً اگر روحانی طرف مقابلت بچه دروازه غار باشد!

باز در صحنه‌ای دیگر، رضا به خانه جاعل سابقه‌دار می‌رود تا مدارکش را بری خروج از کشور کامل کند. همانجا اتفاقی می‌افتد و فرد جاعل ناگهان از خواب غفلت بیدار شده و توبه می‌کند. رضا به هردری می‌زند که اقلاً قبل از توبه مدارک او را کامل و مشکلش را حلّ کند! اما موفق نمی‌شود. با این‌حال در محل شایع می‌شود که رضا با لباس مبدل به دیدار آن خلافکار رفته، و او را ارشاد کرده، و آن فرد گناهکار توبه کرده‌است. بدین‌ترتیب یک مورد دیگر هم به کرامات رضا اضافه می‌شود.

صحنه دیدار رضا با پسر جوان یکی از معتمدین محل نیز دیدنی است. او در پارک با دختر جوانی در حال گفتگو است که ناگهان رضا سر می‌رسد و او را درحال ارتکاب جرم می‌بیند. پسر جوان با دیدن رضا دستپاچه می‌شود. اما رضا او را دلداری می‌دهد، و می‌گوید: "بچه‌جون! من که چیزی نگفتم. خودتو ناراحت نکن. من دهانم قرصه ... خدا اونقدر هم که میگن، سختگیر نیست ... برو زندگیتو بکن ... من به‌عنوان نماینده تام‌الاختیار از طرف خدا در این محله و تمامی محلات به شما میگم خدا تو رو بخشید ... خلاص".

ایده فرار زندانی با استفاده از لباس روحانیت و درنهایت اصلاح رفتارش، ظاهراً اولین بار توسط چارلی چاپلین در فیلم صامت Pilgrim محصول سال ۱۹۲۳ مورداستفاده قرار گرفت. چارلی یک زندانی فراری است که در قطار با سرقت و پوشیدن لباس یک کشیش از تله مأموران می‌گریزد و خود را به نزدیکی مرز مکزیک می‌رساند. مردم محل او را با کشیش اعزامی اشتباه گرفته و با خود می‌برند. چارلی دنبال فرصتی است که پولی به دست بیاورد حتی از صندوق صدقات کلیسا. اما صداقت فطری و نیز برخورد محبت‌آمیز مردم با او که ملبس به لباس روحانیت است، کار دستش می‌دهد. او حتی پولی را که زندانی هم‌بند سابقش دزدیده، با کلی زحمت پس گرفته و به صاحبش برمی‌گرداند. در صحنه پایانی کلانتر چارلی را که هویت اصلی‌اش لو رفته، بازداشت کرده، و می‌خواهد او را به زندان بازگرداند. اما او به‌جای این‌کار، چارلی را به خط مرزی می‌رساند و با یک تیپا به آن طرف مرز پرت می‌کند! او متقاعد شده، که چارلی دیگر آن چارلی سابق نیست.

همچنین در فیلم We're No Angels محصول سال ۱۹۸۹ به کارگردانی نیل جردن به ماجرایی مشابه پرداخته شده‌است. ند و جیم دو زندانی فراری با بازی رابرت دنیرو و شان پن با پوشیدن لباس کشیشی قصد دارند با عبور از مرز به کانادا بگریزند، اما اتفاقاتی می‌افتد که در نهایت موجبات رستگاری هردو فراهم می‌شود. فیلم Romans محصول سال ۲۰۱۳ سینمای هندوستان نیز به‌نحوی بازساری ماجرای این فیلم است.

گفتنی است پانزده سال بعد از ساخته‌شدن فیلم مارمولک، یک شبکه تلویزیونی ترکیه سریالی با عنوان "مارمولک؛ تولدی دوباره" ساخت که تقلید کاملی از اثر کمال تبریزی بود.

اینک با گذشت نزدیک به دو دهه از ساخت فیلم و به‌ویژه بعد از اظهارنظر رهبر معظم انقلاب، با مروری کارشناسانه و به‌دور از افراط و تفریط، می‌توان با قاطعیت ادعا کرد فیلم تصویری منفی از روحانیت ارائه نمی‌کند، و بیان طنزآلود آن در مسیر تخریب روحانیت نیست؛ و اتفاقاً این اثر بیننده را به این باور می‌رساند که روحانیت با بازنگری در شیوه ارتباط خود با مردم و به‌ویژه نسل جوان تا چه حد می‌تواند در رساندن پیام به جامعه موفق‌تر عمل کند، و در شکوفایی معنوی جامعه مؤثر باشد. این همه در گرو همان بازنگری و درک مؤلفه‌های جامعه امروزی است.

بدین‌ترتیب با توجه به این نکته، علت برخورد تند و دشمنی سرسختانه مخالفین اکران فیلم را بهتر می‌توان درک نمود. آنان ازیک‌سو نگران این بودند که با صف‌شکنی این اثر، باب شوخی با نهاد روحانیت گسترش بیابد، و سینماگران به خلق آثار مشابه و همراستا با این اثر که فروش موفقی داشت، همت گمارند. از سوی دیگر آنان معتقدند دلیلی برای تغییر و همداستان شدن با جامعه امروز وجود ندارد، و روحانیت هرگز نیازمند تحول و بازنگری و رسیدن به درک جدیدی از جهان درحال تغییر نیست. ازاین‌رو هر اثر فرهنگی که بخواهد ضرورت این بازنگری را مطرح کرده، و ناکارآمدی وضع موجود را به رخ بکشد، باید به‌شدیدترین وجه گرفتار تیغ سانسور بشود.

پرونده برخورد خشن مخالفان با فیلم مارمولک از جنبه‌ای با پرونده فیلم آدم‌برفی ساخته داوود میرباقری شبیه است. میرباقری در آدم‌برفی به ماجرای مهاجرت و تلاش برخی جوانان برای رفتن به خارج و برخورداری از زرق و برق آن می‌پردازد. قهرمان فیلم به هر تحقیری تن می‌دهد که اجازه سفر به امریکا را بگیرد. اما درنهایت به این نتیجه می‌رسد که به‌اصطلاح در وطن زندانی به، که در غربت مهمانی. ازاین‌رو آدم‌برفی فیلمی با پیام مثبت و ارزشمند است. اما مخالفان فقط به این دلیل که در آن مردی لباس زنانه پوشیده، حکم تکفیر صادر کردند. درواقع این گروه مخالفان (فرقی نمی‌کند چه در پرونده آدم‌برفی و چه در پرونده مارمولک) کاری به پیام مثبت و ارزشمند اثر ندارند. مهم این است که برخی نکات کلیدی در آن نباشد، در این صورت حتی اگر پیامش منفی هم باشد، قابل‌تحمل است!

اما نکته پایانی خاطره‌ای است که کمال تبریزی درباره اکران فیلمش برای اعضای شورای عالی امنیت ملی تعریف کرده‌است: اعضای شورا به همراه خانواده‌هایشان در سالن سینما جا گرفتند. با شروع نمایش فیلم صدای خنده خانواده‌هایشان سالن را پر کرد. اعضای شورا با سکوت و حالتی عصبی فیلم را تماشا کردند!
 
 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
تبلیغ شرکت هفت الماس
آکادمی دیدار
واحد بازرگانی دیدار