تیتر امروز

ایران ۱ ـ آمریکا ۲؛ مبارزه به جای مذاکره!
المپیک توکیو (۱۱)، روز شکست‌های بزرگ

ایران ۱ ـ آمریکا ۲؛ مبارزه به جای مذاکره!

در ششمین روز از بازی‌های المپیک ۲۰۲۰ توکیو، بخت از ورزشکاران ایرانی روگردان شد و تقریبا هیچ یک از شرکت‌کنندگان ما نتوانستند در حد انتظار به موفقیتی دست پیدا کنند.

سرگیجه‌ای به نام انتخابات ۱۴۰۰

در اتمسفر انتخابات اصلاح‌طلبانی سردرگم، اصولگرایانی مغرور، امیران بی‌لشگر، نزاع‌های درونی و سرگیجه عمومی را شاهدیم. صدا‌هایی ضعیف می‌کوشند گفتمانی را نمایندگی کنند و تک چهره‌هایی جسارت دارند.

کد خبر: ۹۱۱۸۵
۱۴:۰۸ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰

انتخابات 1400 رئیسی احمدی نژاد تاجزاده

دیدارنیوز ـ حامد سیاسی‌راد: چند روز پیش از آغاز ثبت‌نام‌ها قانون انتخابات توسط شورای نگهبان تغییر می‌کند. قائم مقام دبیر شورای نگهبان می‌گوید هر کس به میانجی این قوانین نتوانست ثبت‌نام کند می‌تواند شکایت کند تا به شکایتش رسیدگی شود. سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید اصولاً کسانی که نتوانسته‌اند ثبت‌نام کنند کاندیدا نیستند که بخواهند شکایت کنند! وزارت کشور از قوانین جدید استقبال می‌کند و آن را گامی رو به جلو می‌داند، رئیس‌جمهور اقدام شورای نگهبان را خلاف قانون می‌داند و به وزارت کشور دستور می‌دهد به سیاق قانون عمل کند نه به فرمان شورای نگهبان! ثبت‌نام‌ها که شروع می‌شود، میز‌های مربوط به وزارت کشور بر اساس قانون مصوب مجلس مدارک مربوطه را از کاندیدا‌ها تحویل می‌گیرند و پروسه ثبت‌نام را انجام می‌دهند. مرحله آخر ثبت‌نام توسط میز شورای نگهبان صورت می‌گیرد و مسئولان این میز ملاک را دستور جدید شورای نگهبان قرار می‌دهند و از ثبت‌نام نهایی هرکس مغایر متر جدید شورای نگهبان باشد خودداری می‌کنند! برخی از میز‌های ثبت‌نام در فضای باز و زیر داربست قرار دارد؛ میز‌های فلزیِ زنگ زده کثیف! در داخل محیط بسته وزارت کشور، هر کاندیدا با یک همراه امکان ورود دارد، اگر کسی از کاندیدا‌ها با هوادارانش پرهیجانش آمده باشد، درگیری در جلوی در ورودی شکل می‌گیرد! تا دو ماه مانده با انتخابات کمتر کاندیدایی حاضر شده بود به شکل رسمی اعلام حضور کند و فروردین و بیش از نیمی از اردیبهشت سال انتخابات بی‌رمق و بدون رخ نمایی فضای انتخاباتی گذشت و حالا به خصوص در میان اصولگرایان، عزم حضور اپیدمیک است! فضای شایعه هم داغ است، حتی شایعه می‌شود از همین حالا وزارت کشور تصمیم گرفته ۸ نفر از کاندیدا‌ها را تأیید صلاحیت کند چرا که شایعه دیگری می‌گوید دکور برنامه مناظره تلویزیونی ۸ ضلع دارد! پیش‌بینی‌ها از میزان مشارکت، هنوز چندان بالا نیست! پیش‌بینی‌ای راجع به کاندیدایی که در نهایت نامش از صندوق رأی بیرون می‌آید نیز در بین بسیاری از محافل مشترک است! این‌ها فقط بخش‌هایی از پیچیدگی‌ها و درهم‌ریختگی‌های فضای سرگیجه‌آور انتخابات حاضر است، فضایی که با تمام فضا‌های انتخاباتی پیش‌تر تجربه شده متفاوت به نظر می‌رسد.

این، اما ناشی از سرگیجه کلان کل سیاست ایران است، سرگیجه‌ای که جریان‌های سیاسی به جد دچار آن‌اند.

 

راهبرد؛ کالای نایاب بازار اصلاح‌طلبی

«ناسا» مخفف عبارت نهاد اجماع‌ساز اصلاح‌طلبان بود؛ مخففی که اول بار به طعنه استفاده شد، هم طعنه به مخفف‌سازی‌های تازه مد شده در فضای سیاسی کشور و به خصوص در میان اصلاح‌طلبان و نیز طعنه‌ای به سازوکار سامانه‌ای وحدت بخش که قرار بود با نمونه پیشین فرق کند، اما در عمل آش همان آش بود و کاسه همان کاسه.

به هر حال، همان‌طور که از اسم این مجموع پیداست، وظیفه‌اش به اجماع رساندن اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات ۱۴۰۰ بود. چندی پیش اعضای حقیقی و حقوقی این نهاد با معرفی ۱۴ کاندیدا، پروسه اجماع‌سازی را آغاز کردند. قرار بود در مرحله دوم، از میان این ۱۴ نفر هر آن‌که توانست نصف آرای اعضای ناسا را بیاورد به مرحله بعدی برود. مرحله دوم اجرا نشد و گفته شد تمام این ۱۴ نفر برنامه‌شان را ارائه بدهند و بعد هر آن‌که توانست دو سوم آرا را بیاورد به مرحله نهایی می‌رود. گفته می‌شود از میان این ۱۴ نفر تنها عباس آخوندی اقدام به ارائه برنامه کرد و در نهایت، نهاد اجماع‌ساز شرط رأی‌آوری دو سوم را نیز حذف کرد و بنا شد هر کدام از این ۱۴ نفر که دلش می‌خواهد ثبت‌نام کند، به وزارت کشور برود! و سؤال اینجاست که پس چه اجماعی؟ اگر بنا بود تمام کاندیدا‌های اصلاح‌طلب ثبت‌نام کنند چه نیازی به «ناسا» بود؟

برای اصلاح‌طلبان، البته که اوضاع از این هم عجیب و غریب‌تر است. اگر سید حسن خمینی به عدم شرکت در انتخابات توصیه نمی‌شد حالا تعداد کاندیدا‌های این جریان احتمالاً ۱۵ نفر بود، شاید هم عده‌ای به نفع او از همان اول کناره‌گیری می‌کردند تا تعداد کاندیدا‌ها کم‌تر شود. با این حال، برخی از چهره‌های حاضر در بین این ۱۴ کاندیدا نیز به نوعی پیش از بررسی صلاحیت‌ها از گردونه انتخابات کنار گذاشته شده‌اند. فایل مصاحبه محمدجواد ظریف درز پیدا کرد و نتیجه قطعی شدن تصمیم ظریف مبنی بر عدم مشارکت به عنوان یک کاندیدا در انتخابات بود. فایل صوتی بعدی مربوط به زنی بود که ادعا می‌کرد همسر صیغه‌ای محسن هاشمی رفسنجانی است و همین امر کار را برای این کاندیدا سخت‌تر کرد. کاندیدای دیگر اسحاق جهانگیری بود، معاون اولی که حالا اگرچه با قیاس فضای سیاسی – اجتماعی کشور به بازی «مافیا» نشان داد قصد راسخی برای ورود به انتخابات دارد، اما حالا بازداشت برادر او به اتهام فساد اقتصادی حاشیه‌ای جدی برای او به بار آورده است. داستان عباس آخوندی نیز بی‌شباهت نیست. حالا خبر می‌رسد در قوه قضاییه کیفرخواستی در حاشیه پرونده پسرش برای او نیز صادر شده است. دیگر نام‌دار لیست ۱۴ نفره نیز مصطفی تاجزاده است که تقریباً هیچ کس احتمال تأیید صلاحیت او را باور ندارد.

باقی‌مانده کاندیدا‌های اصلاحات نیز کمتر رأی‌آور به نظر می‌رسند، مگر مسعود پزشکیان که بر روی جمع‌آوری بخشی از آرای قومی حساب کرده است، کسی که البته علناً پیوندش با اصلاح‌طلبان را نفی می‌کند.

سرگیجه اصلاح‌طلبان، اما تنها از نوع برخورد قدرتمداران مخالف اصلاحات با یک سری از کاندیداهایشان شکل نگرفته! نگاهی به لیست ۱۴ نفره کاندیدا‌های اصلاح‌طلب نشان از سردرگمی بنیادین این جریان دارد. در میان کاندیدا‌های اصلاح‌طلبان هم بوروکرات‌هایی بهبودخواه وجود دارند که قائل به پیش‌برد توسعه اقتصادی در سایه اقناع هسته سخت قدرت هستند، هم اصلاح‌طلبانی سیاسی که در کنار حرکت در مسیر توسعه اقتصای غائل به توافق با حاکمیت برای شکل دادن اصلاحاتی در حوزه اجتماعی و سیاسی هستند نیز وجود دارد، و در نهایت کسی وجود دارد که از اساس به دنبال اصلاحات ساختاری، تغییر قانون اساسی و تغییر ساختار جایگاه رهبری است! در واقع می‌توان گفت اصلاح‌طلبان هیچ‌گونه استراتژی مشخصی برای انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری ندارند. کاندیدا‌هایی با کارکردهای، نگرش‌ها، روش‌ها، گفتمان‌ها و دورنمای متفاوت از طرف این جریان به صحنه انتخابات آمده‌اند و این درحالی است که بخش جدی‌ای از بدنه جریان اصلاحات به شکل کلی خواهان عدم مشارکت در انتخابات هستند.

حالا خبر از قطعی شدن نامزدی علی لاریجانی هم می‌رسد، با به عرصه نیامدن ظریف، رد صلاحیت قطعی تاجزاده، رد صلاحیت احتمالی پزشکیان و به صحنه نیامدن جهانگیری حالا شانس دوباره به علی لاریجانی رو کرده است و ممکن است بخشی از جریان اصلاحات به سراغ او برود. اقدامی که با واکنش سخت بدنه اجتماعی و سیاسی این جریان مواجه خواهد شد. 

تنازع قدرت در جبهه اصولگرایی

با قطعی شدن اعلام کاندیداتوری سید ابراهیم رئیسی تکلیف اصولگرایان احتمالا روشن شده است. رئیسی با وجود  سن نسبتاً کمش در میان اصولگرایان شیخوخیت دارد. او چشم‌انداز بزرگ‌تری را نیز پیش روی خود می‌بیند و به جز سیاسیون، بخش بزرگی از نیرو‌های سپاه را نیز هم راه خود می‌بیند. پیش‌بینی‌ها با تقریب خوبی از ریاست‌جمهوری قریب الوقوع او حکایت دارد.

با این حال، اما نهضت ثبت‌نام در میان اصولگرایان به پا است! سعید محمد، حسین دهقان، امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، محمدحسین قدیری ابیانه، رستم قاسمی و چند تن از وزرای دو دولت اصولگرای نهم و دهم در دو روز اول ایام ثبت‌نام در وزارت کشور حاضر شدند و نام‌نویسی کردند.

به نظر می‌رسد اگر نگوییم همه، بخش زیادی از کاندیدا‌های اصولگرا امیدی به رأی آوری در برابر سید ابراهیم رئیسی ندارند و شاید بخشی از آن‌ها نیز در نهایت به نفع رئیسی عرصه را ترک کنند.

با این تفاسیر به نظر می‌رسد ثبت‌نام این کاندیدا‌ها احتمالاً با دو دلیل قابل تحلیل است. دلیل اول، همان همیشگی است؛ سهم‌خواهی! افرادی که در این انتخابات نام‌شان به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح می‌شود، احتمالأ دیگر سخت قابل چشم‌پوشی باشند، لذا احتمالاً بخشی از کاندیدا‌های اصولگرا چشم به وزارت در دولت آتی دارند. در این میان، اما دعوای اصلی دعوای شهرداری تهران است. انتخابات شورای شهر تهران در کنار انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار می‌شود و پیش‌بینی‌ها از اصولگرا شدن شورای شهر نیز حکایت دارد. در چنین شرایطی، شهر یک شهردار اصولگرا خواهد داشت و احتمالاً بخشی از کاندیدا‌های اصولگرا به دنبال تسخیر این جایگاه هستند.

یکی از کاندیدا‌های اصولگرایی که نامش به عنوان گزینه شهرداری تهران نیز مطرح است، سعید محمد است. با این حال سخن چند روز پیش او مبنی بر اینکه آقای رئیسی هنوز اذن کاندیداتوری را ندارند، نشان از اختلافاتی در دورن جریان اصولگرایی نیز دارد. این دلیل دوم حضور متعدد اصولگرایان است. به نظر می‌رسد بخشی از این اصولگرا‌های کاندیدا شده، چه تأیید صلاحیت نشوند، چه تأیید بشوند و به نفع رئیسی کنار بکشند و چه تا آخر انتخابات در صحنه بمانند و با رئیسی رقابت کنند، با حضور رئیس قوه قضاییه فعلی در انتخابات ریاست‌جمهوری چندان مؤافق نیستند. در واقع حضورشان نشان از شکاف است، چه در دل اصولگرایی و نیز چه در درون هسته سخت قدرت. 

مورد ویژه احمدی‌نژاد

محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور جنجالی سابق و عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، با استفاده از شعار چپ‌های دانشگاهی مخالف ساختار در اعتراضات دی ماه ۹۶، یعنی شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و با همراه کردن جمع زیادی از هوادارانش به وزارت کشور رفت و ثبت‌نام کرد.

رد صلاحیت احمدی‌نژاد نیز به مانند رد صلاحیت تاجزاده قطعی به نظر می‌رسد، کما اینکه در دور پیشین انتخابات نیز ثبت‌نام کرد و توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد. او پس از ثبت‌نام در انتخابات به پشت تریبون رفت و به شکل رسمی اعلام کرد اگر صلاحیتم را تأیید نکنید، نه از کسی حمایت می‌کنم و نه در انتخابات شرکت می‌کنم.

در حقیقت کسی که بسیاری دولت او را به خصوص در دور دوم محصول سازوکار‌های شورای نگهبان می‌دانند، حالا تبدیل به یکی از دشمنان شورای نگهبان شده است.

با این حال حتی اگر او را نپسندیم، نمی‌توانیم این واقعیت را نادیده بگیریم که احمدی‌نژاد حالا رهبر گروهی اجتماعی است، گنشگری می‌کند و رهبری کردن را بلد است و شجاعتش را نیز دارد. تحریم فعالانه انتخابات توسط احمدی‌نژاد احتمالاً می‌تواند بخش قابل توجهی از واجدین شرایط را از صندوق‌ها دور کند.

اگر چنین رفتاری از سوی سید مصطفی تاجزده نیز سر بزند و تحریم فعال او بتواند به طور ناخواسته و نیز برای اصلاح‌طلبان، ناراحت‌کننده‌ای با رفتار تحریمی احمدی‌نژاد هم‌پوشانی داشته باشد، احتمالاً با میزان مشارکت پایینی در انتخابات مواجه خواهیم بود.

احمدی‌نژاد و مصطفی تاجزاده از این منظر که هر دو احتمالاً ردصلاحیت می‌شوند شبیه هم‌اند، همچنین خواست بدنه حامی طرفین از این دو کاندیدا، عدم مشارکت در انتخابات است و این شباهت دیگر این دو است. در نهایت اما مهم‌ترین فاکتور طرفین شجاعت است، هر دو شجاع‌اند، البته با جنس‌های مختلف.

باید منتظر ماند و دید، رفتار مشابهی از تاجزاده رقم خواهد خورد یا در نهایت حمایت تاجزاده از یک کاندیدای اصلاح‌طلب آب سردی بر سر یک بخشی از هواداران او است. اندکی زمان همه چیز را روشن می‌کند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
تبلیغ شرکت هفت الماس
آکادمی دیدار
واحد بازرگانی دیدار