تیتر امروز

اسحاق جهانگیری؛ مهاجمی که بد دفاع می‌کند
دیدار ۱۴۰۰؛ گفت‌وگو با رسول بابایی متخصص کمپین‌های انتخاباتی و برندینگ سیاسی

اسحاق جهانگیری؛ مهاجمی که بد دفاع می‌کند

در سلسله برنامه‌های دیدار ۱۴۰۰ رسول شکوهی در گفتگو با رسول بابایی متخصص برندینگ و کمپین سیاسی، هر بار به یک نامزد احتمالی می‌پردازند. برنامه سوم به اسحاق جهانگیری پرداخته است.
کدخدایی: ما کار خود را می‌کنیم/ میز شورای نگهبان مدارک برخی ثبت‌نام کنندگان را تحویل نمی‌گیرد

کدخدایی: ما کار خود را می‌کنیم/ میز شورای نگهبان مدارک برخی ثبت‌نام کنندگان را تحویل نمی‌گیرد

به دنبال ابلاغیه شورای نگهبان که در آن شرایطی برای ثبت نام کنندگان در نظر گرفته بود و دولت و شخص رییس جمهوری با آن مخالفت کردند، خبرهایی به دیدارنیوز رسیده که میز شورای نگهبان مستقر در محل ثبت...

آیندگان انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ را تنها با رقبای نهایی‌اش و آن کس که در پایان نامش از صندوق‌ها بیرون می‌آید به یاد نخواهند آورد. این انتخابات حالا با نام مصطفی تاجزاده نیز گره خورده است.

کد خبر: ۸۸۴۳۵
۱۷:۵۴ - ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۰

مصطفی تاجزاده انتخابات 1400

دیدارنیوز ـ حامد سیاسی‌راد: وقتی عملکرد دولت روحانی فرسودن اعتبار اجتماعی جریان اصلاحات را شروع کرد، آن‌هایی که خود را اصلاح‌طلب پیشرو می‌دانستند عنوان می‌کردند حسن روحانی کاندیدای جریان ما نبود بلکه کاندیدایی بود که به میانجی شورای نگهبان به ما تحمیل شد. این اصلاح‌طلبان بارها عنوان کردند که تجربه حضور با کاندیدای نیابتی را تکرار نخواهند کرد با این حال فرسودگی مداوم اعتبار اجتماعی و پابرجا بودن سد نظارت استصوابی موجب شد تا با رسیدن به اردیبهشت سال انتخابات، هنوز تکلیف جریان اصلاحات روشن نباشد.

حالا، اما یک چهره خاص، سورپرایزی ویژه برای انتخابات و اصلاح‌طلبان دارد. هیچ اصلاح‌طلبی نیست که سید مصطفی تاجزاده را خارج از این جریان بداند یا ادعا کند خواست او از اصلاحات، حداکثری نیست. با این حال، اما به نظر می‌رسد مخالفان اصلاح‌طلب اقدام اخیر او مبنی بر اعلام کاندیداتوری در انتخابات خرداد پیش رو کم تعداد نیستند.

مصطفی تاجزاده چهره ویژه‌ای در میان اصلاح‌طلبان است، چهره‌ای همواره خبرساز که موافقان و مخالفان بر شجاعتش صحه می‌گذارند. شاهد شجاعت او نَه هفت سال زندان انفرادی که بی‌تردید انتخاب خودش نبوده است بلکه حضور فعالانه با ابزار زبان نقد تند و تیزش در دوران زندان و بعد از پایان آن است. تیغ نقد او همان‌طور که برای جریان مقابل برنده است، جریانی که به آن تعلق دارد و نیز گذشته خودش را نیز هدف می‌گیرد. نشانه این خود انتقادی در مقاله «پدر، مادر، ما باز هم متهمیم» که در زندان تحریر کرد مشخص است.

سید مصطفی تاجزاده حالا کاندیدای انتخابات است، انتخاباتی که در فضای رسمی تا پیش از حضور او کم رونق و بی‌چهره بود و در فضای محفلی، پر از شایعه و حرف‌های مگو.

حضور او آزمون ساز است، هم برای اصلاح‌طلبان و هم برای قطب درون ساختاری مقابل اصلاحات. آزمون تاجزاده البته فیصله بخش نیست و موجب تعیین تکلیف قطعی در فضای سیاسی کشور نمی‌شود، اما حتماً تعیین کننده است؛ تعیین کننده مرز‌هایی در درون جریان اصلاحات و خارج آن.

گفتمانی که تاجزاده عمومی می‌کند

«اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند هم‌زمان روی دو صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن. حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند!» این نظر سعید حجاریان در رابطه با وضعیت اصلاح‌طلبی است، نظر کسی که تئورسین گفتمانی است که گفتار تاجزاده را شکل می‌دهد. منظور حجاریان از دو صندلی، یکی آن است که در برابر فساد و بی‌عدالتی خودی سکوت می‌کند، حقوق شهروندی را با متر و معیاری برای دیگرانی محدود می‌کند، الگوی سیاست‌ورزی‌اش حضور به هر نحوی در بازی از پیش تعیین شده است و در سیاست خارجی به آن نوع سیاستی که در خدمت توسعه نیست هم گاه‌گاهی تن می‌دهد. صندلی دوم جایی است که با فساد و ناکارآمدی ستیز می‌کند حتی اگر از طرف خودی باشد، به حقوق شهروندی برای همه معتقد است و نظارت استصوابی را  نفی می‌کند، در سیاست داخلی بر سر اصول و شروط و راهبرد‌هایی می‌ایستد و تماماً معتقد به سیاست خارجی در خدمت توسعه است.

تاجزاده یکی از این دو صندلی را انتخاب کرده و خود را نیرویی دموکراسی‌خواه می‌داند و اگرچه عملکرد او را تأیید کنیم یا رد، اما کسی نیست که بگوید او نمی‌داند کجا نشسته است.

از همین رو برخی که پیشبرد اصلاحات را منوط به استفاده بهینه از هر دو صندلی مورد اشاره حجاریان می‌دانند، حالا با تاجزاده به مشکل خورده‌اند. گویی این دو نگرش در بازه‌های مختلف در کنار هم فعال بوده‌اند و گاهی به یاری هم آمده‌اند و در سال ۹۲ پروژه‌ای را کلید زدند که حجاریان آن را «نورمالیزاسیون» نام گذاشت و حالا با آنچه حجاریان شکست پروژه «نرمالیزاسیون» خواند، به تضاد و اختلاف رسیده‌اند.

چندی پیش و قبل از اعلام کاندیداتوری تاجزاده، کار او در مناظره‌ای کلاب هاوسی با غلامحسین کرباسچی به نقد‌های تند و تیز طرفین از هم رسید. کرباسچی که دبیرکل حزب کارگزاران است و معتقد است برای پیشبرد اصلاحات باید با قدرت توافق و تفاهم کرد و جای جایی در برابر حاکمیت از اصول مورد نظر تاجزاده کوتاه آمد تا حاکمیت نیز فضایی برای بهبودگری ایجاد کند، تاجزاده را متهم می‌کرد با رفتار و گفتارش موجب شده تا پروژه اعتمادسازی با حاکمیت لطمه بخورد. تاجزاده در پاسخ از گفتار و رفتارش دفاع کرد و البته به نوعی مشخص بود که نوع نگرش طیف بهبودخواه جبهه اصلاحات را مغایر با خواست خود که احیا اعتماد عمومی است می‌داند.

تاجزاده همراستا با گفتمانی است که حجاریان آن را برای مخاطب سیاسی بازگو می‌کند. این گفتمان اصلاحات را مسیری برای گذار به دموکراسی می‌داند.

به نظر می‌رسد مصطفی تاجزاده قصد دارد تا با استفاده از ابزار فضای انتخاباتی هرچه بیشتر آن‌چه مطلوبش است را عمومی کند، هم‌فکرانش را منسجم کند و ایده‌ای جدید از دل جریان اصلاحات خلق کند. او این مسیر را با ارائه بیانیه‌ای رادیکال آغاز کرده است.

تاجزاده؛ نماینده جدید بی‌نمایندگان؟

«من صدای بی‌صدایان خواهم بود؛ صدای سرکوب‌شدگان دی۹۶ و آبان۹۸؛ قربانیان فاجعه سقوط هواپیما؛ حاشیه‌نشینان و نادیده‌گرفته‌شدگان؛ صدای محرومانی که ساختار‌های عقب‌مانده، رویکرد‌های اشتباه و رفتار‌های نادرست حکومت فشار طاقت‌فرسایی بر آن‌ها تحمیل می‌کند.»

این سطور، پایان‌بندی بیانیه اعلام حضور سید مصطفی تاجزاده بود، جایی که انگشت اشاره‌اش را به سوی زخم‌های اخیر بخش بزرگی از مردم گرفت و نیت خود را پایان دادن به روندی دانست که موجب بروز وقایعی سیاه و احساساتی تلخ شده است.

او تا پیش از این سطور، اصولش را در رابطه با عدالت و فساد، حقوق شهروندی، اهمیت سیاست‌ورزی در داخل و سیاست خارجی در خدمت توسعه شرح داد و البته رادیکال‌ترین بخش بیانیه‌اش آن‌جا بود که از اصلاح قانون اساسی و سازوکار رهبری، البته با همکاری رهبری نوشت.

شفاف‌ترین مرزبندی او با طیفی که از معنای اصلاح‌طلبی، بهبودخواهی را برداشت می‌کند مربوط به جایی بود که خود را معرفی کرد و نوشت: «سیدمصطفی تاجزاده، شهروندی از تبار مشروطه‌خواهان و اصلاح‌گران با استمداد از روح پاک شهیدان عدالت و آزادی وارد میدان انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شوم، برای تغییر و برای اصلاحات ساختاری، رویکردی و رفتاری.»

در علم سیاست، اصلاح‌طلبی و اصلاح‌گری با هم تفاوت دارد. اصلاح‌طلبی یک خواهش درونی است، مطالبه‌ای است برای نیل به تغییرات مطلوب. اصلاح‌طلبی آرزویی است شیرین. یک انتظار، خواسته و یک مطالبه است. اما اصلاح‌گری، یک کنش فردی یا جمعی است. اصلاح‌گری یک اقدام است. مصلح، به منظور تأثیرگذاری بر عرصه عمومی سیاست، فرهنگ و... دست به عمل می‌زند. اصلاح‌گر و کنش‌گر اصلاحات منتظر کسی نمی‌ماند، خودش دست به کار می‌شود. تاجزاده حالا خود را اصلاح‌گر نام نهاده و با استفاده از تعبیر اصلاح‌گر برای خود به نوعی خط‌کشی روشنی صورت داده است با بسیاری از کسانی که خود را اصلاح‌طلب می‌دانند.

مرز او با براندازان و حتی اپوزیسیون دموکراسی‌خواه نیز روشن است. او منتقد حاکمیت است نه مخالف آن. نقد او در راستای اصلاح رفتار حاکمیت است. او به سیاست‌گذاران ارشد حکومت توصیه می‌کند و همان‌طور که رفتاری که به‌زعم او غلط است را بی‌پرده به باد نقد می‌گیرد، رفتار درست حاکمیت را نیز ستایش می‌کند. این روشی براندازانه نیست. نیروی برانداز از رفتار غلط حاکمیت استقبال می‌کند چرا که سقوط ساختار را در گرو رخ دادن اشتباهات پی‌درپی می‌داند. همین‌طور از رفتار صحیح حاکمیت استقبال نمی‌کند چرا که آن را قوام‌بخش قدرت می‌فهمد.

مرز تاجزاده با جریان اصولگرا نیز روشن است و نیاز به بسط ندارد. با این حال شاید معدود تفاوت او با جریان تحول‌خواه پیشینه و هویت او باشد.

مدافعان حضور تاجزاده در انتخابات معتقدند که سازوکار جریان اصلاحات در ارتباط با قدرت، انسجام درونی و ارتباط با جامعه با اختلال مواجه شده و حضور تاجزاده می‌تواند از اخلال در ارتباط با جامعه تا حدودی بکاهد. او با تمام این مرزبندی‌های پیش‌گفته اما می‌تواند هم بدنه و برخی چهره‌های اصلاح‌طلب را به گفتاری که نمایندگی می‌کند جذب کند، هم بخش بزرگی از تحول‌خواهان را و حتی بخشی از نیرو‌های دموکراسی‌خواه را که مخالف ساختار موجود هستند. همین جامع‌الاطرافی است که می‌تواند او را به نماینده‌ای برای یک گفتمان تبدیل کند و همین نمایندگی است که کار را برای تصمیم‌سازان اصلاح‌طلب سخت می‌کند.

تکلیف مشخص شورای نگهبان، بلاتکلیفی ناسا

بخش بزرگی از اصلاح‌طلبان برای چند روز کاندیدای اجماعی خود را پیدا کرده بودند و قصد داشتند با سید حسن خمینی پا به عرصه انتخابات بگذارند که توصیه صریح رهبری از حضور نوه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی جلوگیری و جریان اصلاحات را مجدداً سردرگم کرد.

با این حال آن‌چه که مشخص است، اعضای نهاد اجماع ساز اصلاح‌طلبان (ناسا) یا همان جبهه اصلاحات به ریاست بهزاد نبوی قصد شرکت فعال در انتخابات را دارند، هرچند بر اوضاع نابسامان بدنه اجتماعی اصلاحات واقف‌اند.

از ظریف و جهانگیری تا صدر و پزشکیان، نام‌های بسیاری از مدت‌ها پیش به عنوان کاندیدای احتمالی جریان اصلاحات مطرح می‌شد، نام‌هایی که وضعیت صلاحیتشان در سازوکار شورای نگهبان چندان دغدغه نبود و بیشتر تمرکز اصلاح‌طلبان بر گرم شدن تنور انتخابات و بالا بردن میزان مشارکت بود تا در وهله اول شکست سنگینی تجربه نشود و در وهله دوم، اگر امکانش پیش آمد، با استفاده از تشتت احتمالی جریان اصولگرایی به پیروزی نیز فکر کنند.

در چنین شرایطی مصطفی تاجزاده اعلام کاندیداتوری کرد، آن هم با بیانیه‌ای تند و تیز. به نظر او در شرایطی پا به این عرصه گذاشته است که کم‌ترین احتمال را برای پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی قائل است کمااینکه اگر احتمال پیروزی اصلاح‌طلبان، حتی از نوع بهبودخواهش را در انتخابات آتی بالا می‌دانست احتمالاً اعلام حضور نمی‌کرد و خللی در بازی پیروز آن‌ها به وجود نمی‌آورد.

از سوی دیگر تکلیف شورای نگهبان در مواجهه با کاندیدایی به نام مصطفی تاجزاده تا حدود زیادی روشن است. تأیید صلاحیت تاجزاده با پیشینه‌ای که از سراغ داریم و با بیانیه رادیکال اخیرش، می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ چهل سال اخیر سیاست در ایران باشد و این امری بعید به نظر می‌رسد. با این حال به نظر می‌رسد تاجزاده با علم به اینکه صلاحیتش توسط شورای نگهبان رد خواهد شد پا به این عرصه گذاشته است.

در حقیقت چشم‌انداز تأثیر حضور تاجزاده در عرصه انتخابات با آن‌چه هدف «ناسا» بوده است تفاوت دارد و شرایط را برای این تصمیم‌سازان اصلاح‌طلب سخت کرده است. عدم حمایت سازوکار اجماع‌ساز جریان اصلاحات از تاجزاده باعث سرخوردگی هرچه بیشتر پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان از این جریان می‌شود. حمایت از تاجزاده نیز موجب افزایش علاقه آن‌ها به صندوق رأی نمی‌شود چرا که ردصلاحیت او روی برگردانندگان از سازوکار صندوق رأی را در تصمیم خود راسخ‌تر خواهد کرد.

قابل پیش‌بینی است که «ناسا» در صورت حمایت از مصطفی تاجزاده، در کنار او کاندیدا یا کاندیدا‌های دیگری نیز معرفی کند، کاندیدا‌هایی که امکان تأیید صلاحیتشان بالا باشد تا بازی انتخابات با رد صلاحیت مصطفی تاجزاده برای جریان اصلاحات پایان نیابد.

اصلی‌ترین سؤال در رابطه با نقشه راه سیاسی تاجزاده در برهه فعلی همین‌جا به شکل می‌گیرد. آیا تاجزاده حاضر است از کاندیدای اصلاح‌طلب باقی مانده در کارزار انتخابات حمایت کند؟

آزمون سخت تاجزاده

تاجزاده تا پایان اردیبهشت و مشخص شدن نتایج بررسی صلاحیت‌ها وقت دارد تا راه و روش نیل به اهداف احصا شده در بیانیه‌اش را شرح دهد و بگویید معماری اصلاح‌گری او چگونه خواهد بود و به عنوان یک رئیس‌جمهور چطور می‌تواند قانون اساسی را تغییر دهد، عدالت را اجرا کند، حقوق شهروندی را تضمین کند، سیاست‌ورزی را صیقل دهد و سیاست‌خارجه را از «میدان» گرفته و در خدمت توسعه در آورد. او همچنین باید توضیح دهد پروژه سیاسی او در شرایطی که به ریاست‌جمهوری نرسد چگونه قابلیت پیش رفت دارد.

اما آزمون سخت‌تر تاجزاده نه مربوط به بسط دادن گفتمانش بلکه مربوط به تصمیمش در لحظه بعد از رد صلاحیت احتمالی‌اش است. آیا او حاضر است پس از رد صلاحیت از کاندیدایی دیگر حمایت کند؟ کدام کاندیدا حامل گفتمان تاجزاده خواهد بود و می‌تواند بار اهدافی که تاجزاده مطرح کرده را بکشد؟ آیا تاجزاده بهانه‌ای جدید برای آنانی می‌شود که قصد شرکت در انتخابات را ندارند یا انگیزه‌ای جدید برای آنانی می‌شود که قصد مشارکت در انتخابات را دارند؟

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: