تیتر امروز

گفتگو با لطف‌الله میثمی؛ چریک باهوش در محاصره!
تنگنا برنامه سوم- بخش اول

گفتگو با لطف‌الله میثمی؛ چریک باهوش در محاصره!

«تنگنا» عنوان برنامه‌ای از مجموعه رسانه‌ای دیدار است که به گفتگوهای صریح با سیاستمداران ایرانی در مورد زندگی سیاسی آن‌ها اختصاص دارد. لطف‌الله میثمی میهمان سومین برنامه تنگنا بوده است.

دیاکو حسینی، کارشناس سیاست خارجی اعتقاد بر این دارد که آمریکا و ایران وارد یک بازی برای گرفتن دست بالا در مذاکرات علیه یکدیگر شدند که در همین چارچوب می‌توان تلاش آمریکا برای ایجاد اجماع حداکثری علیه ایران در شورای حکام و همین طور حمله هوایی به سوریه را توجیه کرد.

کد خبر: ۸۳۰۷۴
۲۰:۰۶ - ۱۰ اسفند ۱۳۹۹
دیدارنیوز - دیاکو حسینی در گفت‌وگو با «انتخاب» و با اشاره به تلاش آمریکا برای اجماع سازی جهت محکومیت ایران در شورای حکام و پاسخ احتمالی ایران به این موضوع، گفت: من فکر می‌کنم که در حال حاضر هم ایران و هم آمریکا در یک بازی سیاسی برای گرفتن دست بالا و مواضع بالاتر جهت ورود به مذاکرات شده‌اند. لذا تلاش دارند که مواضع خودشان را نسبت به دیگری تقویت کنند. آمریکایی‌ها به اقرار خودشان در اعمال فشار حداکثری علیه ایران شکست خوردند و همین مساله باعث می‌شود که ایران برای ورود به مذاکرات مواضع بهتری داشته باشد. این اما برای طرف مقابل ایران یعنی آمریکا اتفاق خوبی نیست.

این کارشناس سیاست خارجی ادامه داد: من اعتقاد دارم که اغلب اتفاقات و اقداماتی که آمریکا طی یک ماه گذشته رقم زده است حتی همین مساله حمله هوایی به سوریه شاید در ظاهر به معنای دیپلماتیک نبوده و برخی آن را خلاف مسیر دیپلماسی بدانند ولی اتفاقا حتی همین حمله هوایی به سوریه را باید از نظر آمریکایی‌ها در مسیر هموارسازی برای موضوعات دیپلماتیک برشمرد.

وی افزود: داستانی که در شورای حکام مطرح است، در راستای همین بازی آغاز شده بین ایران و آمریکاست. آمریکا تلاش دارد تا با ایجاد یک اجماع در کنار خودش بتواند ایران را در یک انزوا قرار بدهد تا در نهایت موفق به تغییر مواضع در جریان مذاکره با ایران شود و بتواند دست بالا را داشته باشد و حالا این مساله بستگی به آن دارد که ایران چگونه می‌تواند این مسیر و شرایط را کنترل و مدیریت کند تا اجازه وامکان اجماع سازی علیه خودش را فراهم نکند.

حسینی همچنین در پاسخ به چرایی تردید ایران در پذیرش پیشنهاد اروپا برای برگزاری جلسه غیر رسمی بین ایران و آمریکا، گفت: علت اول این است که از نظر ایران، بازگشت آمریکا به قطعنامه 2231 بسیار مهمتر از سایر موضوعات مطرح شده در برجام است و این بازگشت به معنای اجرای تعهدات و لغو تحریم‌های ایران از جانب آمریکاست. نکته بعدی این است که از نظر ایران انجام قطعنامه لزوما نیازمند مذاکره نیست و پذیرش پیشنهاد مذاکره از جانب ایران یک بدعت‌گذاری است که بخواهیم درباره اجرای یک قطعنامه اقدام به مذاکره کنیم.

این کارشناس سیاست خارجی ادامه داد: نکته بعدی این است که اگر ایران پیشنهاد مذاکره را قبول کند، یعنی آنکه تلویحا حضور آمریکا در برجام را علیرغم عدم اجرای تعهدات برجامی و عدم لغو تحریم‌ها پذیرفته است و نکته بعدی این است که ایران نگران است که شاید با پذیرش پیشنهاد مذاکره، وارد یک سلسله مذاکراتی شود و اگر در این میانه راه متوجه آن شود که پذیرش این مذاکرات باعث شده تا اجرای برجام مدام به تعویق انداخته شود و بر همین اساس تصمیم به خروج از مذاکرات بگیرد، از نظر جامعه جهانی مقصر شناخته خواهد شد و متهم می‌شود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا ایران پیشنهاد مذاکره را قبول خواهد کرد، تصریح کرد: من فکر می‌کنم که دلایل مختلقی باعث شده تا ایران نسبت به پذیرش این پیشنهاد دچار تردید شود ولی در نهایت به نظر می‌رسد که ایران احتمالا این پیشنهاد را به صورت مشروط بپذیرد.

حسینی در پاسخ به این پرسش که شروط ایران برای پذیرش مذاکره چه خواهد بود، گفت: قطعا شروطی که می‌تواند مدنظر ایران باشد، این است که مذاکرات باید صرفا معطوف به برجام و نحوه اجرا و بازگشت اعضا به آن باشد و نباید موضوعات فرعی و جایگزین در این مذاکرات به جای مساله برجام قرار بگیرد. احتمالا شروط ایران نیز در همین چارچوب باشد؛ چراکه اگر بنا باشد که مذاکرات به موضوعات فرعی بپردازد، چه بسا معایب آن برای ایران بیشتر از مزایای آن باشد.
این کارشناس سیاست خارجی ادامه داد: ایران باید برای انجام این مذاکرات یک حد و حدود مشخص را تعیین کند؛ از جمله اینکه پذیرش مذاکره با آمریکا در قالب جلسه کمیسیون برجام به معنای پذیرش عضویت آمریکا در برجام نیست و بازگشت به برجام صرفا با انجام تعهدات معوقه برجامی و همین طور لغو تحریم‌های ایران از جانب آمریکا معنا خواهد داشت. البته این مساله می‌تواند در قالب مذاکرات ایران با سایر اعضای برجام نیز مطرح شد و این حد و حدود به نوعی از جانب ایران تعیین شود.

حسینی در پاسخ به این پرسش که حمله هوایی آمریکا به سوریه را چگونه می‌توان در مسیر برجام و مذاکرات احتمالی با ایران در نظر گرفت، گفت: واقعیت این است که آقای بایدن چه از نظر هواداران ترامپ و نیز بخشی از جمهوری خواهان در داخل آمریکا یک رییس جمهوری ضعیف برای آمریکاست که اتفاقا همین طور در عرصه جهانی مورد تایید برخی متحدان آمریکا و حتی رقیبان و دشمنان آمریکاست. بنابراین بایدن نیازمند آن بود که این پیام را چه به جامعه داخلی آمریکا و چه به جامعه جهانی مخابره کند که یک شخص قدرتمندی بوده و او همانند ترامپ قاطعانه تصمیم می‌گیرد و مبنای کارش را بر رفتار منطقی و عقلانی بنا نهاده است.

وی افزود: او همچنین از طریق این اقدام خواست به دشمنان آمریکا همچون ایران این پیام را مخابره کند که رفتن ترامپ به معنای آن نیست که آمریکا در مواضع آمریکایی‌ خودش دچار ضعف و عقب نشینی شده است. حمله هوایی به سوریه از نظر آمریکایی‌ها یک پیام تحریک‌ کننده نبود، بلکه آنان سعی داشتند که از طریق این اقدام مواضع خودشان را در مسیر دیپلماسی هموار کنند. اما باید به این مساله اذعان کرد که تکرار این نوع اقدامات ولو با نیت تقویت دیپلماسی می‌تواند شرایط را به کلی برای بایدن تغییر بدهد و وضعیت را غیرقابل مهار کند. بنابراین بهترین رویکرد آن است که آقای بایدن برای مدیریت وضعیت و جلوگیری از بروز اتفاقات غیرقابل پیش بینی، همزمان با این اتفاقات، اقدامات شفافی را در مسیر دیپلماسی به کار بگیرد و یک نوع تعادل را در مواجهه با جامعه داخلی و خارجی آمریکا در نظر بگیرد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: