گذر و نظری بر انقلاب اسلامی ـ ۲

سید رضا اکرمی نماینده پنج دوره مجلس شورای اسلامی مهمان دیدار بود و از روزهای پیش و پس از انقلاب گفت. او معتقد است مسیری که حکومت شاهنشاهی طی کرد چاره‌ای جز انقلاب باقی نگذاشت.

کد خبر: ۸۱۲۵۹
۰۸:۰۱ - ۱۵ بهمن ۱۳۹۹

تیتر امروز

تورم هولناک ۱۳۹۹ و امید‌ها به ۱۴۰۰

تورم هولناک ۱۳۹۹ و امید‌ها به ۱۴۰۰

تورم نقطه‌ای و ماهانه بهمن تکان دهنده بود. شاهد فوران تورمی، صف‌های پرتعداد برای خرید اقلام اساسی است. با این حال برخی از سناریو‌های احتمالی ۱۴۰۰ می‌گوید می‌توان به تعدیل تورم امیدوار بود.

اکرمی: محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد قلدر قانونی شد/ طرح جامعی برای بعد از انقلاب وجود نداشت/ ما به گونه‌ای حرف زدیم که همه را طلبکار کردیم

 

دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: در ایام‌الله دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، در این رابطه به منظور بازخوانی روز‌های انقلاب، دیدار سلسله گفت‌وگو‌هایی با شخصیت‌هایی که در تاریخ انقلاب حضور داشته‌اند، برگزار کرده تا روایت شفاهی آنها را از روزهای انقلاب و پس از آن به اشتراک بگذارد. مهمان امروز من حجت‌­الاسلام سید رضا اکرمی، نماینده پنج دوره مجلس شورای اسلامی هستند.

 

ضمن سلام و عرض ادب خدمت شما، صحبت‌های ابتدایی‌تان را می‌شنویم.
بسم‌­الله الرحمن الرحیم، چهل و سومین دهه فجر پیروزی انقلاب را خدمت حضرت بقیة‌­الله­‌الأعظم و رهبرمعظم انقلاب و همه بینندگان عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌­کنم. این دهه با ولادت صدیقه‌­اطهر زهرا (س) و روز زن مقارن شده است که ان‌شاءالله همه این­‌ها برای ملت و کشورمان برکت است؛ اتفاقاً ولادت امام راحل هم در روز ولادت حضرت زهرا (س) می­‌باشد. امیدوارم که این دهه و این ایام برای انقلاب اسلامی، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی مایه برکت و رحمت باشد و ان‌شاءالله باعث شود به فضل خداوند متعال، بیماری کرونا از جامعه بشری به ویژه جامعه ایرانی برطرف گردد.

 

به منظور آشنایی بیشتر بینندگان بفرمایید قبل از انقلاب برای مبارزه با رژیم پهلوی چه فعالیت­‌هایی انجام می‌دادید؟
الان ۷۸ سال سن دارم؛ که یک نیمه­ آن به مدت ۳۶ سال قبل از انقلاب و نیمه دیگر به مدت ۴۲ سال بعد از انقلاب گذشته است. در سال ۴۰ بعد از فوت مرحوم آیت­‌الله‌العظمی بروجردی به قم رفته و طلبه شدم. ۱۰ سال در قم اقامت داشته و بعد از آن سال ۵۰ به تهران آمدم و تاکنون ساکن تهران هستم. کار من در قم درس و تحصیل بود. بعد از سکونت در تهران تبلیغ و سخنرانی داشتم. با پیروزی انقلاب مسئول عقیدتی سیاسی نیروی هوایی شدم. بعد از آن در سال ۱۳۶۳ به مجلس رفته و چهار دور پشت سر هم و در دوره هشتم هم با فاصله دو دوره، نماینده تهران شدم. 


شهید باهنر در آموزش و پرورش در قسمت تدوین متون بودند. می‌­گویند در سال ۵۶ یا ۵۷ در کتاب‌­های تألیفی ایشان، ساواک جا‌هایی را مشخص کرده بودند که به چه علت این مطالب را نوشته‌اید و باید عوض شود. در این رابطه شهید باهنر می­‌گوید این­ها خیلی دیر متوجه شدند که ما چه کردیم. می­‌خواستم بدانم که در  سال ۵۰ ـ ۴۹ که به تهران آمدید و شروع به تبلیغ ­کردید، آیا مباحث مطرح شده در منبر‌های شما در راستای انقلاب بود؟
در سال ۱۳۴۲ جریان مدرسه فیضیه پیش آمد. من در مدرسه فیضیه معمم نبودم، ولی در جریان فیضیه بودم و کتک خوردم و به نوعی خود را نجات دادم. در ۱۵ خرداد که امام در قم سخنرانی کردند، به سمنان رفته بودم، اما در جریان کاپیتولاسیون در قم بودم و در سخنرانی امام شرکت نمودم و تمام دوران مبارزه و حصر امام و امثال این­ها را از نزدیک مشاهده کردم. خدا را شکر که روحیه‌­ای نسبت به امام داشتم و به جد ارادتمند ایشان بودم. آنگاه که امام از ترکیه به نجف رفتند، گاهی در کلاس درس به اساتید می­‌گفتم که چرا اقدامی در جهت آزادی امام نمی­‌کنید؟ بعد به تهران آمدم. محدوده میدان کارم منطقه تهران نو، نارمک و تهران پارس را شامل می­‌شد. از همان اول خود را آدم روشن و آدم در خط می­‌دیدم. در پخش نوار‌های امام، کتاب ولایت فقیه، به مقداری که میسور من بود، کمک می­‌کردم و خدا را شاکرم که در عمرم هیچ زاویه‌­ای نسبت به امام، انقلاب، جمهوری اسلامی و مدیریت کشور نداشتم.

 

شما در کشتار ۱۷ شهریور در تهران حضور داشتید و همچنین اتفاقی که در فیضیه افتاد. امروز کسانی بر این باورند آنقدر که انقلابیون تبلیغ کردند که زدند و کشتند، به آن شدت نبود. حتی یکی از بزرگان حوزه می­‌گفتند خیلی در فیضیه کشتار آنچنانی انجام نشد، منتهی، چون ما تا آن روز خون ندیده بودیم، آمدیم گفتیم زدند و کشتند. شما روایت عینی خودتان را بفرمایید؟
من چون لباس شخصی تنم بود، راحت­ و آزادتر بودم. در سال ۱۳۴۲ وقتی دولت شاهنشاهی در جریان انجمن­‌های ایالتی و ولایتی شکست خورد و آن مصوبه را پس گرفتند، یک مرتبه شاه داستان انقلاب سفید را مطرح کرد و خودش به میدان آمد. این در حالی بود که قبل آن علم نخست‌­وزیر بودند. عید نوروز آن سال مصادف با شهادت امام صادق (ع) شده بود. از این رو علما در قم گفتند که ما امسال در عید نوروز نشست نداریم و تبریک هم به یکدیگر نمی­‌گفتند. به نظرم رژیم می­‌خواست یک ضربه ­شستی داشته باشد؛ لذا از تهران گاردی‌ها را در لباس کارگر‌ها آوردند و قصد داشتند در منزل امام که در روز شهادت جلسه بود، شلوغ ­کاری کنند. در این میان مرحوم آقای خلخالی بلند شدند و گفتند احدی حق ندارد جلسه را به هم بزند. آن­‌ها صبح کاری نکردند. عصر به مدرسه فیضیه آمدند. من از اول جلسه تا آخر جلسه بودم. مرحوم حجت‌­­السلام ­­والمسلمین انصاری قمی که یک واعظ برجسته و متشخصی بود شروع به سخنرانی کردند. بعد از گذشت ۱۰ دقیقه، برخی از گوشه و کنار صلوات ناگهانی و بیخودی فرستادند که مرحوم انصاری فرمودند که وقت صلوات خودم صلوات می­‌گیرم و ساکت‌شان کرد. اما بار دوم و سوم یک مرتبه مشاهده کردیم که شعار جاوید شاه، از گوشه و کنار راه افتاد و جلسه به هم خورد. این ­ها آن روز می ­خواستند ضرب شست داشته باشند و بترسانند. حتی ممکن است قصد نداشتند کسی را بکشند. اما ما یک مرتبه دیدیم که از بالای مسجد مدرسه فیضیه که از صحن حضرت معصومه وارد شده بودند، آجر می­‌آمد. از طرف دیگر از بالکن مدرسه فیضیه آدم پایین می­‌انداختند. این طرف هم طلبه‌­ها جوان بودند. در نتیجه درگیری شروع شد. البته غروب بود و هوا تاریک شد و صدای اذان حرم حضرت معصومه بلند شد. خیلی­‌ها به حجره­‌هایشان برگشتند و بالاخره ماجرا تمام شد. از این‌رو دلایلی، چون عدم وقت کافی، آماده نبودن طلبه‌ها، تاریکی شب و امثال این­‌ها سبب شدند که جنگ تمام شود. عده‌ای از طلبه‌ها را در آنجا گرفتند و بردند.

 

آن روز کسی هم فوت کرد؟
بله، مرحوم اردوبادی یکی از کسانی بود که از روی بالکن او را پایین انداختند و از دست رفت. من چون لباس‌ شخصی داشتم روز‌ها می‌آمدم داخل خیابان می­گشتم. این‌ها به بیمارستان فاطمی می‌رفتند و حتی اجازه نمی‌دادند مجروحان را تحویل بگیرند. حتی اجازه نمی‌دادند طلبه­‌ها را تحویل بگیرند؛ یا اجازه نمی‌دادند ببینید آنها چه کسانی هستند. به طوری که طلبه‌ها بسیار کم در داخل خیابان‌ها رفت و آمد می‌کردند. حتی به یاد دارم بعضی از رانندگان تاکسی طلبه‌ها را سوار نمی‌کردند؛ چون واقعاً می‌خواستند به شدت بترسانند که در آخر به داستان عاشورا و خرداد و دستگیری امام رسید، در نتیجه سایر قضایا شکل گرفت.

 

اکرمی: محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد قلدر قانونی شد/ طرح جامعی برای بعد از انقلاب وجود نداشت/ ما به گونه‌ای حرف زدیم که همه را طلبکار کردیم


کسانی مثل من که آن دوران را درک نکرده‌اند می‌گویند فضای سیاسی، فرهنگی دوران پهلوی چگونه بود که منجر به انقلاب شد؟
من اگر بخواهم کالبدشکافی بکنم باید حداقل سه مطلب را بازگو کنم. رضاخان با قلدری و زورگویی همه‌ کار‌ها را انجام می‌داد و هر کس نفس می‌کشید از قبیل مرحوم مدرس، او را به خواف، کاشمر و بقیه جا‌ها تبعید می­‌کرد. حتی وزرای خود مثل تیمورتاش و ... را از بین برد. او با قلدری مسائل را حل می­‌کرد. محمدرضا اصلاً چنین روحیه‌­ای نداشت. حتی به خاطر چرچیل، روزولت و استالین که تهران آمدند، او را با اجبار پذیرفتند و گفتند بالاخره شاهنشاهی بهتر جواب می‌دهد تا یک سیستم جدید و آدم جدید روی کار بیاورند؛ چون خود محمدرضا روحیه قلدری نداشت و به این­ها اتکاء داشت، ترسو، جوان و بی‌­تجربه بود نمی‌­توانست مثل پدرش کارایی خودش را نشان دهد. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که پیش آمد و مصدق کنار رفت و بازداشت شد، محمدرضا کم‌کم جان گرفت و با اتکا به انگلیس و آمریکا تبدیل به یک قلدر قانونی شد. نقطه مقابل آن مرحوم آیت‌­الله‌العظمی بروجردی یک مرجع باشخصیت و یک مرجعیت مطلق بود. این وضعیت تا سال ۱۳۴۰ خود به­ خود یک تعادل ایجاد کرد که او نه خیلی زور بگوید و نه این‌ها خیلی با او کلنجار بروند. اما بعد از سال ۱۳۴۰ که محمدرضا پهلوی تسلیت وفات آیت‌الله بروجردی را به مرحوم آقای حکیم گفت و به حوزه قم و مراجع هیچ اعتنایی نکرد و درصدد برآمد آنچه در زمان مرحوم آقای بروجردی نمی‌توانست عمل کند، حالا می‌خواست عمل کند. آن‌ها می‌­خواستند و محمدرضا اطاعت می­‌کرد و آرام آرام ما دیدیم این قصه خیلی ریشه‌دار است به طوری که هر چه جلو می­‌آمدیم دیدیم که مثلاً یک مرتبه با سال شمسی مبارزه کردند. رضاخان حتی می‌خواست سال قمری هم بردارد. به او گفتند اعلیحضرت اگر شما سال قمری را بردارید روز مبعث که برای مثال روز سلام است می­‌خواهید چه کار کنید. شما که نمی‌­تواند با تاریخ شمسی این کار را بکنید. اما محمدرضا اصلا تاریخ شمسی را هم برداشت و تبدیل به تقویم شاهنشاهی کرد. سوگند به قرآن را در سوگند­هایی که وجود داشت، برداشت. نسبت به مذهب که هیچ حساسیتی نداشت، بنا داشت کشور را به تمام معنا غربزده و غربی کند. اگر این فرهنگ ادامه پیدا می‌کرد خدا می‌داند بعد از بیست سال ما به کجا می‌رسیدم و کشور ما چگونه می‌شد.


به هر حال روحانیت اختلافاتی با حکومت پهلوی داشت، آیا راهی برای اصلاح همان حکومت نبود که منجر به انقلاب نشود؟
ببینید داستان انجمن‌های ایالتی و ولایتی دو چیز را روشن کرد: اول قدرت روحانیت کشور را نشان داد. یعنی به شاه این نکته را نشان داد که ما هستیم، به طوری که او ناچار شد آن مصوبه را پس بگیرد. ولی شاه پس از آن خودش به میدان آمد. در افتادن با شاه یک مسأله اساسی است که در کشور می­‌گفتند شاه ظل­‌الله است. من شب ماه رمضان که به مسجد رفتم یکی از حضار به من گفت اگر ما در نماز و قنوت برای شاه دعا نکنیم آیا نماز ما درست است یا خیر؟! شاه دوستی حالت شاه پرستی پیدا کرده بود. روحانیت هم ممکن است حرف بزنند، اما اینکه وارد میدان شوند، نیازمند وسایل و زمینه است. بالاخره داستان فیضیه یک مقدار مردم را به میدان آورد و مشخص شد که این‌ها بنا دارند بزنند و بنای مدارا ندارند. با ماجرای ۱۵ خرداد در قم، تهران و جا‌های دیگر معلوم شد که شاه فرمان کشتار مردم را داده است. این مسلماً بر روحیات مردم اثر داشت. امام خمینی هم که مرد میدان، شجاع، قهرمان و دانا بود به میدان آمد. عده‌ای فداکار، وفادار و انقلابی در کنار امام خمینی بودند. این ۱۴ یا ۱۵ سال تبدیل به یک انبار باروت شد که فقط نیازمند یک کبریت بود. مرحوم آیت‌الله سید مصطفی خمینی که از دست رفت به این انبار باروت، کبریت زده شد. سخنرانی‌­های امام شروع شد و کم­‌کم فضا آماده شد. مرحوم آقای فلسفی یک مثال می‌زد و می­‌گفت دمل تا رسیده نشده، شما نباید نیش‌تر بزنید. این دمل رسیده شده بود و فقط یک نیشتر می‌خواست. یک مرتبه دیدیم یک مقاله در روزنامه اطلاعات در تاریخ ۱۹ دی نوشته شد، مجدداً پرخاش و ده‌ها تن کشته شدند و بعد کم­‌کم تبدیل به چهلم تبریز و چهلم یزد و جهرم شد. در نتیجه  کشور یکپارچه تبدیل به شعله شد. از تجربیات خودم اگر بخواهم بگویم نیمه‌شعبان من به طرف جنوب نیروی هوایی که آن وقت جزو منطقه ژاندارمری بود، برای سخنرانی آنجا رفته بودم. من یک مقداری تند شدم وسط منبر دیدم که خادم رفت کنار امام جماعت نشست و در گوش او صحبت‌هایی کرد. من احساس کردم در دام افتادم. همانجا صحبت خود را تمام کردم. بعد نشسته و مشغول چای خوردن بودم که امام جماعت گفت اکرمی یک منبری رفتی که این خادم آمده و می‌گوید ایشان را برای ماه رمضان دعوت کن. من به ایشان گفتم تصور کردم به دام افتاده‌ام. یعنی یک مجلس فاتحه اگر می‌خواست انجام شود باید می­‌گفتند مرده چه کسی است، قاری چه کسی است، واعظ چه کسی است، مسجد کدام است؛ و اثرات این گوینده روی مردم چیست. وقتی این وحشت و این ترس شکسته شد جوان‌­های عزیز ما به خیابان­‌ها و کوچه­‌ها ریختند. برای مثال در یک کوچه‌­ای که یک سرهنگ ژاندارمری در آنجا سکونت داشت، دیدم خانمش بدون حجاب به دخترش ناسزا می‌گفت که دختر من به خیابان رفته که مرگ بر شاه بگوید. می‌خواهم بگویم مردم ما واقعاً دانا، بینا و شجاع شدند و به استقبال شهادت رفتند. محمدرضا که ترسو و وابسته بود و ژنرال هایزر نامی هم آمده بود که کاری برای این‌ها بکند به نتیجه نرسیدند تا اینکه ۲۶ دی شاه رفت و امام برگشت و انقلاب به پیروزی رسید.


شما به عنوان یک فرد انقلابی می‌­دانستید چه چیزی را نمی­‌خواهید درست است؟
خوشبختانه حالا ما متوجه می‌­شویم که ایام‌الله یعنی چه. ایام‌الله یعنی عاشورا، اربعین و ۲۸ صفر، نیمه شعبان و فاطمیه. در ایام‌الله مساجد به صورت جدی سنگر بودند، امام کم‌کم مردم را روشن کرد که این نظام فاسدی است، این نظام ضد اسلام است، این نظام وابسته است. حدود ۵۰ هزار مستشار آمریکایی را به ایران آورده‌اند و به همه جا مثل اختاپوس چنگ زده‌اند و همه چیز را گرفته‌اند به صورت دلار حقوق می‌گیرند و ۳ حقوق هم می‌­گیرند. حق مأموریت، حق بدی آب و هوا و حق توحش می‌گیرند. یعنی ایرانی‌ها را اصلاً وحشی و عقب مانده می‌دانستند این‌ها کم‌کم بازگو می‌شد و مردم می‌دیدند که در چه فضا و شرایطی هستند.

 

البته انقلاب اسلامی تا روز آخر دست به سلاح نشد، یعنی تا ۲۲ بهمن یعنی روزی که رئیس ستاد مشترک آقای قره‌باغی اعلام بی‌طرفی کرد، تا آن روز سلاح به دست نگرفت که جایی را فتح کند یا تصاحب کند تا بعد که سلاح به دست کمیته افتاد. اما این آگاهی‌ها اثرگذاری داشته و این ایام‌الله بسیار تاثیرگذار بود. این راهپیمایی عظیم به طوری که خود محمدرضا ناچار شد تاسوعا و عاشورا با هلیکوپتر بیاید و این خیابان انقلاب تا انتهای آن را ببیند و بعد از برگشت گفته بود که آیا این جمعیت همه این‌ها مارکسیست هستند؟ منتهی محمدرضا حاضر نبود بپذیرد. گفت که صدای انقلاب شما را شنیدم، اما با نصب آقای ازهاری و بختیار و امثال این­ها مشکل حل نمی‌شد. چون هر تعویضی هم انجام می‌گرفت مردم می‌گفتند با پالان عوض شدن مشکل درست نمی‌شود. مردم فهمیده و آماده فداکاری بودند. کم‌کم مستشاران رفتند و زمینه خالی شد. هایزر هم ناموفق بود و رفت. بالاخره ارتش کنار آمد و انقلاب به پیروزی رسید.

 

اکرمی: محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد قلدر قانونی شد/ طرح جامعی برای بعد از انقلاب وجود نداشت/ ما به گونه‌ای حرف زدیم که همه را طلبکار کردیم


نفیا می‌دانستید چه نمی‌خواهید، اثباتاً هم می‌دانستید چه می­‌خواهید؟
بعضی‌ها تعبیری دارند که می‌گویند انقلاب زودرس. یعنی ما تحزب و تشکل که نداشتیم. همین جامعه روحانیت مبارز سال ۵۶ و ۵۷ تشکیل شده است. اما اندیشمندان و دانشمندانی وجود داشتند که می‌دانستند حکومت اسلامی چیست، که بعد‌ها جمهوری اسلامی مطرح شد. مرحوم نواب طرح حکومت را دهه سی نوشته بود، اما اگر بگویم یک طرح پخته و جامعی وجود داشته از قبل آماده نبود. اما یکی از ویژگی‌های انقلاب این بود که در واقع چیزی وجود نداشت که بروند آن را خفه کنند یا بر ضد آن کاری بکنند. خود آن‌ها هم درمانده بودند که با چه چیزی مبارزه کنند. ما به یاد داریم در جزیره گوادلوپ جلسه‌­ای با حضور رئیس جمهور آمریکا، رئیس جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان برگزار شده بود، آن‌ها هم درمانده بودند که چه بگویند و چه بکنند. امام خمینی هم در آن زمان در نوفل لوشاتو بود؛ امام بعد از آن قضیه فرمودند که من ایرانی هستم و دارم برای ایران کار می‌کنم و شما چه کاره هستید که برای ایران تعیین تکلیف می‌کنید؟ اثباتی یک طرح وجود نداشت، اما امام آرام‌آرام ابتدا شورای انقلاب را راه انداخت؛ مرحوم دکتر حبیبی نشست و یک قانون اساسی نوشت و همان دست‌مایه شد برای مجلس خبرگان قانون اساسی و کم‌کم جلو رفتند.


شما به مردم می‌گفتید فساد و خفقان وجود دارد و غیره. چه دورنمایی به مردم می‌دادید؟
به نظر من بعد از ماجرای وفات آیت‌الله سید مصطفی خمینی که فضا باز شد و آن مقاله ناروا نسبت به امام منتشر شد و در قم قربانی داد و چهلم‌ها برگزار شد، یا قطعنامه‌هایی که بعد از راهپیمایی به خصوص در تاسوعا و عاشورا صادر می‌شد اگر به این‌ها به عنوان یک مدرک مراجعه کنید می‌بینید که ما چه می‌خواهیم و به دنبال چه چیزی هستیم. مثلاً امام خمینی «رحمه‌الله» فرمودند ما مجلس، رادیو و تلویزیون، دانشگاه  و ارتباط را می‌خواهیم، منتهی ارتباطی که ظلم نباشد، مظلوم وجود نداشته باشد، کشور را با اقتصاد خودمان و با درآمد خودمان اداره کنیم، این کلیات در سخنرانی‌ها در سراسر کشور مطرح می‌شد.


امام می‌فرماید اوقاف را به ما بدهید و ما چنین و چنان می­‌کنیم. امروز اوقاف و تمام ابزار در دست حکومت است. آیا آن چنین و چنان‌ها‌­ انجام شده است؟
ببینید من دو تا جواب به شما می‌دهم، یک جواب نقضی می‌دهم و یک جواب حلی. رسول اکرم ۲۳ سال نبوت و رسالتش طول کشید همه مطالب هم تبیین شد و بعد از ۲۳ سال خود ایشان هم از دنیا رفتند. اما آیا رسول اکرم در ظرف آن ۲۳ سال آنچه قرآن گفته بود و خودش فرموده بود عملی شد؟ خیر. ما دیدیم بعد از وفات رسول اکرم برخی جاه‌طلبان و حسودان نتوانستند حضرت علی علیه‌السلام را تحمل کنند و دیدیم که ربع قرن، جهت مسیر تغییر کرد. حرف من این است که آیا بعد از پیروزی انقلاب واقعاً این ۴۲ سال یک سال، یک ماه و یک هفته گذاشتند که مشکل از بیرون برای ما وجود نداشته باشد؟ از درون کسی به این مشکلات دامن نزند؟ خیر. چون همه ما این ماجرا را از نزدیک دیدیم. شما به سال اول پیروزی انقلاب نگاه کنید ناگهان مطهری در اردیبهشت و سه ماه بعد از انقلاب به شهادت رسید. شهید قرنی هم همینطور ترور‌ها شروع شد. بعد جنگ تحمیلی ۸ ساله شروع شد و واقعاً در این جنگ تحمیلی نمی‌شود هم کشور را ساخت و هم جنگ را اداره کرد و هم از پس همه این‌ها برآمد. تلاش شد این مسائل مدیریت شود و تازه به قطعنامه ۵۹۸ منتهی شد. یا بعد از پایان جنگ تصویری که دوره سازندگی شروع شد و مرحوم آیت‌الله هاشمی شروع به کار کرد مگر یک هفته اجازه دادند ما واقعاً به حال خودمان باشیم و کار‌ها را انجام دهیم؟ همین حالا هم که ۴۲ سال گذشته است واقعا الان شرایط ما چگونه است؟ کرونا که همه دنیا را به زانو در آورده است. از کرونا به تحریم می‌رسیم، به شما می‌گویند که حق ندارید نفت را بفروشید، حق ندارید دلار جابجا کنید، حق استفاده از موجودی‌های خود را ندارید. خوب با این وضعیت شما چگونه می‌خواهید به آن خواسته‌هایی که در متن قانون اساسی آمده برسید؟ من عرض می‌کنم که امام خمینی رحمه‌الله اهتمام داشت که ستون فقرات نظام، زود مستقر و مستحکم بشود؛ لذا رفراندوم و همه پرسی گذاشت که در دو روز مردم بیایند و در همه پرسی شرکت کنند. هر چند مردم در راهپیمایی خود گفته بودند که جمهوری اسلامی را می‌خواهیم. خبرگان قانون اساسی را باز به رأی گذاشت، قانون اساسی را باز به رأی گذاشت، مجلس را به رأی گذاشت و همچنین ریاست جمهوری را همه این‌ها را در یک سال انجام داد و ما هیچ کجای دنیا در هیچ جا سراغ نداریم در یک سال این ستون فقرات را محکم کنند. اما وقتی مانع وجود دارد و نمی‌خواهند، خدا رحمت کند آیت‌الله هاشمی را وقتی آمدند در مدرسه شهید مطهری گفت ۶ ماه اول و یک سال اول وقتی مرحوم بازرگان نخست‌وزیر شد و وزرای ملی‌گرا وجود داشتند دشمن فکر می‌کرد که حالا یک مقداری چهره عوض شده و آدم‌ها عوض شده و می‌تواند کاری کند. وقتی جلوتر رفتیم آن‌ها متوجه شدند که ایران دیگر یک لقمه چرب و نرمی نیست که بتواند آن را ببلعد؛ لذا بعد از تصرف لانه جاسوسی آمریکا، آمریکا ارتباط خود را قطع کرد و ما رسماً دیدیم که جنگ سیاسی شروع شد. جواب حلی من این است که نگذاشتند. همین الان همین امروز اگر اجازه دهند که ما از پول و نفت خود استفاده کنیم، کالا بخریم آزاد باشیم و پول جابجا بکنیم و طبق قانون بین‌المللی عمل کنیم، قطعاً وضعیت ما از این بهتر خواهد شد و اگر ادامه دهند، ما باید از ظرفیت‌هایی که در داخل کشور داریم استفاده کنیم که این خود یک مقوله مفصل دیگر است. ظرفیت‌های زیادی در این کشور داریم، از این انرژی خورشید که سالی ۳۰۰ روز هوای صاف در کشور وجود دارد، از این معادن ۶۳ گانه‌ای که میلیارد‌ها مترمکعب مواد در آن­ها وجود دارد، از این جمعیت ۸۰ میلیونی، از این ۱۴ کشور همسایه که در اطراف کشور ما هستند و می‌توانیم از راه دریایی و زمینی با آن‌ها ارتباط داشته باشیم، اگر از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم به شرط همت، حمیت، حمایت و هدایت یقینا به هدف خود خواهیم رسید و خیلی وضعمان بهتر از حال خواهد بود به شرط این که اراده کنیم.

 

یک قطعه لباسشویی من خراب شد تعمیرکار گفته ۵ میلیون یا ۸ میلیون هزینه دارد. اگر شما لباسشویی‌تان خراب شود هزینه زیادی دارد. الان با این وضعیت تحریم که وجود دارد عوض این که دست به دست هم بدهیم و بنشینیم دور میز و هرچه می‌خواهیم علیه همدیگر حرف بزنیم. اما بعد از جلسه هر کسی کار قانونی خودش را انجام دهد و انصاف داشته باشیم، اما این کار را نمی‌کنیم برای مثال سال گذشته ما ۱۸ میلیون تن مواد غذایی دور ریز داشتیم. خوب یک مقداری قناعت کنیم اسراف را کنار بگذاریم. می‌گویند اگر ۱۰ درصد مصرف گاز و برق را کم کنیم خاموشی نخواهیم داشت. کشور پهناور است یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع است و اگر ما اسراف داشته باشیم وضعیت خوبی نخواهد بود و من صریح بگویم ۱ نفر نمی‌تواند یک خانواده ۴ یا ۵ نفری را به تنهایی اداره کند. همه باید کمک کنند دختر و پسر و زن و شوهر همه باید با قناعت، تلاش و کوشش کمک کنند. باید انرژی خود را بگذاریم. ما نقدینگی تریلیونی داریم و اگر این‌ها را در شهرک‌های صنعتی ببریم و مهندس‌های ما بروند در آنجا مشغول کار شوند تولید راه می‌افتد، رونق پیدا می‌کند، بازار دارد. همین الان شما به شرایط تحریم نگاه کنید بالای ۳۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داریم. دنیا این‌ها را می‌خواهد و ما هم دنبال این هستیم منتهی باید انصاف داشته باشیم. چهل و دومین سال انقلاب دارد تمام می‌شود و وارد چهل و سومین سال می‌شویم. من روی کاغذ برای شما می‌نویسم که هر سالی که سالگرد انقلاب گرفتیم یک دستاورد جدیدی داشته‌ایم. من این را با آدرس و سند خدمت شما عرض می‌کنم. الان وضع برق، گاز، سد ما، وضع سیلوی ما، وضع ارتباطات زمینی ما بسیار مطلوب است. همین الان ما هر هفته افتتاحیه­‌های کلان و مهم در زمینه­‌های کشاورزی،  صنعتی و ... داریم. دانش بنیان که دنیا را دارد خیره می‌کند؛ مثلاً همین قضیه واکسینه کرونا؛ ما کشوری هستیم که آن را ساختیم داریم تمرین و تجربه می­‌کنیم. من به شخصه از دستاورد‌های انقلاب راضی هستم، اما توقع من به عنوان یک طلبه این نیست؛ توقع من این است که باید با اخلاق، وحدت، همت و حمیت کار کنیم. اگر هرکس پنج چیز را قبول دارد می‌توانیم با همدیگر دست بدهیم که عبارتند از: ۱. ایران ۲. انقلاب اسلامی ۳. ولایت فقیه ۴. قانون ۵. جمهوری اسلامی. هر کس این پنج مورد را قبول دارد ما مخلص همه هستیم و می‌گوییم بیایید به خاطر ایران، انقلاب و به خاطر قانون کار کنیم. ان‌شاءالله هم اجر دنیوی داریم و هم اجر اخروی.


با توجه به ذهنیت و علمی که امروز دارید اگر همین ذهنیت را ۴۲ سال قبل داشتید آیا باز هم انقلاب می‌کردید؟
من به این جمع‌بندی رسیدم که انقلاب تا کنون با همه گرفتاری‌ها درجا نزده است، عقب گرد نکرده است. به پیش آمده است و به پیش هم می‌رود. چون به غیر از این ظواهر، اراده پروردگار متعال وجود دارد. سرمایه‌گذاری شهدا یک سرمایه‌گذاری قوی است که خدا پشتیبان آن است. من نمی‌خواهم خیلی طولانی عرض کنم، اما همین حادثه که در کنگره آمریکا رخ داد آیا واقعاً به افتضاح بانی و باعث و ذاکر و مستمع نکشید؟ آمریکا رسوای جهان شد. این دریچه رحمت خداست نشان می‌دهد دشمن ما چقدر پلید است. چقدر خبیث است.


پس موافق انقلاب هستید؟
بله، موافقم.


شما یک سری مشکل مشاهده کردید و به نتیجه رسیدید که قابل اصلاح نیست و باید انقلاب کرد. جوان امروز اگر از شرایط فعلی ناراضی باشد ـ که ناراضی هم است ـ شما چه راهکاری برای جوانان امروزی دارید؟ آیا او هم باید انقلاب کند؟
ما متأسفانه به‌گونه‌ای حرف زدیم که همه را طلبکار کرده‌ایم. مدام توقعات بالاتر می‌روند چه کار باید انجام دهیم؟ اول باید بگویم که همه ما انقلاب کردیم نه فقط من و نه فقط شما.


اما نسل جدید می‌گوید ما انقلاب نکردیم.
انقلاب که یک روزه و ده ساله که نبوده است و همچنان ادامه دارد. همه ما انقلاب کردیم باید بگوییم همه ما انقلاب را قبول داریم و حالا باید همه نارضایتی‌ها و ناراحتی‌ها را ردیف کنیم و بگوییم چه کسی باید این‌ها را برطرف کند. آیا من به شخصه، شما به شخصه، یا باز باهم؟ من در همین تهران که از سال ۱۳۵۰ نزدیک ۵۰ سال است در آن ساکن هستم، به برخی از امام جمعه‌ها می‌گویم که آقایان تهران ۳۰ نماینده مجلس دارد، ماهی یک نماینده مجلس را بیاورید و بگویید چه کردید چه باید بکنید؟ ۱۶ عضو شورا دارد. اما یک بار این‌ها را بیاورید و بگویید چه کار کردی و چه کار باید بکنیم. یعنی هم طلبکار باشید و هم خودمان را بدهکار بدونیم. هر کسی بخواهد توپ را به زمین دیگران بیندازد با چند دلیل خودش را تبرئه می‌کند. اما اگر بگوید ما با هم هستیم، باید با هم حرکت کنیم و این که روبروی همدیگر بنشینیم این طور نباشد که من به تنهایی روی منبر بروم و هر چیزی دلم می‌خواهد بگویم و شما هم نباید پشت رادیو تلویزیون بنشینید و حرفتان رو بزنید. باید روبروی هم بنشینیم اگر همدیگر را می‌شناسیم و همدیگر را قبول داریم و می‌خواهیم مشکل نباشد باید این طور عمل کنیم. امام جمعه همدان به من گفت اگر ما فقط افغانی‌ها را از همدان بیرون کنیم اصلاً همدان می‌خوابد. برای اینکه بچه من و تو حاضر نیست برود این کار‌ها را انجام دهد، همه میز می‌خواهند، و همان ماه اول بیمه می‌خواهند، حمل و نقل می‌خواهند. این وضعیت صحیح نیست. این را بدانید هر کسی اهل کار هست بیکار نمی‌ماند.


برای مثال هر هفته یک نمایشگاه بگذاریم، از لوازم التحریر، لوازم قطعات یدکی و ... و بگوییم این‌ها را وارد می‌کنیم و این‌ها را داریم آیا این‌هایی که وارد می‌کنیم می‌توانیم تولید کنیم یا خیر؟ آقای نژادحسینیان وزیر صنایع سنگین بودند، گفتند که ما داشتیم خمپاره می‌ساختیم. کم می‌آوردیم، رفتم نازی آباد به هفت تراشکاری گفتم آیا حاضرید خمپاره درست کنید؟ گفتند آره. بعد دیدم اینجا تراشکار هست، اما ما سراغ بقیه جهان رفتیم. من بار‌ها گفتم که هر اداره هر سازمان هر وزارتخانه، یک اتاق فکر داشته باشد به مردم هم اعلام کند و بگوید مثلاً امروز چهارشنبه و پنجشنبه هرکس فکری، پیشنهادی در این رابطه دارد بیاید اینجا مطرح کند. استقبال و کمک بکنیم این‌ها شدنی است. رسول مکرم اسلام فرمود برای هر دردی دوا وجود دارد غیر از مرگ. همه مشکلات چاره دارد به شرط همت، حمیت، حمایت و هدایت تا به هدف برسیم.


از اینکه وقت‌تان را به مخاطبان دیدار اختصاص دادید سپاسگزارم.
 
 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: