ترجمه اختصاصی دیدار از مقاله هیلاری کلینتون (بخش دوم)

هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه دولت اوباما و همسر بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق که از مشهورترین چهره‌های حزب دموکرات در عرصه سیاست خارجی آمریکاست در مقاله‌ای در نشریه فارین افرز به بیان دیدگاه‌های خود در مورد بازبینی در اولویت‌های استراتژی امنیت ملی آمریکا پرداخته است. این مطلب به صورت اختصاصی توسط دیدار ترجمه شده است. قسمت اول این مطلب روز شنبه منتشر شد و قسمت دوم این مطلب را در ادامه می‌خوانید.

کد خبر: ۷۳۲۵۸
۰۸:۴۲ - ۲۱ مهر ۱۳۹۹

هیلاری کلینتون

دیدارنیوز ـ هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه دولت اوباما و همسر بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق که از مشهورترین چهره‌های حزب دموکرات در عرصه سیاست خارجی آمریکاست در مقاله‌ای در نشریه فارین افرز به بیان دیدگاه‌های خود در مورد بازبینی در اولویت‌های استراتژی امنیت ملی آمریکا پرداخته است. این مطلب به صورت اختصاصی توسط دیدار ترجمه و در دو قسمت منتشر خواهد شد. بخش اول این مطلب پیشتر منتشر شد و اکنون قسمت دوم مقاله را در ادامه می‌خوانید. 

 

نویسنده: هیلاری کلینتون

ترجمه: حمیدرضا بابایی

منبع: فارین افرز

نوامبر ـ دسامبر ۲۰۲۰


بودجه‌ دفاعی هوشمندانه

این موانع در مسیر اصلاح ارتش موضوع جدیدی نیست، اما ضرورت آن به تازگی ایجاد شده است. پنتاگون باید خود را با درونمای استراتژیک دیگری هماهنگ کند که بسیار متفاوت‌تر از آنی باشد که در دوران جنگ سرد، یا در جنگ با تروریسم با آن روبرو شده بود. با ورود فناوری‌های جدید نظیر اطلاعات مصنوعی، سیستم‌های قدیمی منسوخ شده‌اند و فرصت‌هایی خلق شده است که هیچ کشوری تاکنون در آن دستِ بالا نداشته است، اما بسیاری به دنبال آن هستند. بعد نوبت چالش‌های بسیار شدید در شرق آسیا است. زمانی که ارتش آمریکا در خاورمیانه مشغول جنگ‌های پرهزینه بود، چین در حال سرمایه‌گذاری در سلاح‌های نسبتا ارزان نظیر موشک‌های بالستیک ضد شناور بود که تهدیدی جدی علیه ناو‌های هواپیمابر گران قیمت آمریکا است.

 

بخش اول مقاله هیلاری کلینتون: بازنگری در اولویت‌های امنیت ملی واشنگتن

 


هیچ کس نباید به اشتباه تصور کند که ارتش آزادی بخش خلق (چین) مجموعه‌ای واقعا مناسب است و یا اینکه رقابت با چین در وهله‌ نخست رقابتی نظامی است. چین برای کسب نفوذ، بر شیوه‌ تهدیدات مالی و حکومت داری اقتصادی تکیه کرده و هم زمان در حال ساختار سازی در جهان است.


در سال‌های اخیر، در حالی که دولت ترامپ در حال نابودی وزارت خارجه و تضعیف متحدان آمریکا در آسیا و اروپا بود، چین بودجه‌ خود را در امور دیپلماسی دوبرابر کرد و میلیارد‌ها دلار هزینه‌های اعلام نشده در کشور‌های درحال رشد سرمایه گذاری کرد، این مبالغ اکنون بیشتر از کمک‌های مالی آمریکا است. تعداد مراکز دیپلماتیک چین در سراسر دنیا، از آمریکا بیشتر است؛ و تهدیدات نظامی چین واقعی است... پیشرفت‌های چین یعنی اینکه برتری هوایی و دریایی آمریکا در منطقه دیگر تضمین شده نیست. این به معنای رقابت از جانب ارتش برابر نیست، بلکه نوعی تهدیدِ جدیدِ نامتقارن است. آمریکایی‌ها از شن‌های افغانستان و عراق آموخته‌اند که جنگ‌های نامتقارن می‌تواند مرگبار باشد، و همین وضعیت برای آسمان‌ها و دریا‌های شرق آسیا مصداق دارد. آمریکا برای مواجهه با این چالش، باید به ارتشی تکیه کند که به دلیل سوءمدیریت ترامپ خسارت دیده است. وی با خالی نگه داشتن ده‌ها پُست در پنتاگون، بینشِ غیرنظامی پنتاگون را کم ارزش کرده است؛ و همزمان تلاش کرده است ارتش را به بخشی از ماشین سیاسی خود تبدیل کند، نظیر بخشودن جنایتکاران جنگی به دلیل مخالفت رهبران نظامی، و استقرار نظامیان گارد ملی در "میدان لافایت" در محوطه‌ کاخ سفید تا فرصتی برای عکس گرفتن باشد...


شاید مهم‌ترین مساله این است که  آمریکا باید رویکردی جدید در خصوص سلاح‌های اتمی اتخاذ کند. اول از همه نباید کلاهک‌های هسته‌ای با بُرد کم را در زیردریایی‌ها و یا موشک‌های کروز مستقر کند... آمریکا نباید طبق برنامه‌ای که دارد، در ۳۰ سال آینده یک تریلیون دلار صرف زرادخانه‌ اتمی خود بکند. در عوض باید از اتکا به موشک‌های بالستیک بین قاره‌ای قدیمی خود بکاهد، باید راهکار جدیدتر و کم تعدادتر برای مدرنیزه کردن دنبال کند، و دیپلماسی کنترل تسلیحات را که دولت ترامپ نابود کرد، احیاء کند. یک اولویت مهم، تمدید پیمان استارت جدید با روسیه است. متقاعد کردن چین برای پیوستن به مذاکرات هسته‌ای نیز مهم خواهد بود.


تعهد جدید به دیپلماسی، موقعیت نظامی آمریکا را تحکیم خواهد کرد. متحدان آمریکا دارایی‌هایی هستند که نه چین و نه روسیه قادرند جای آن‌ها را بگیرند، این‌ها هستند که به آمریکا اجازه می‌دهند نیرو‌های خود را در جهان مستقر کند... با این وجود ترامپ با سیستم  متحدان آمریکا به گونه‌ای برخورد می‌کند که گویی نگهبانان آمریکا هستند، هشدار به کشور‌های عضو ناتو مبنی بر اینکه "یا باید به آمریکا برای حفاظت زیاد نظامی پول بدهند، و یا از خودشان حفاظت کنند"، نمونه‌ای از این رفتار است...

 
بازسازی خودکفایی

ظرفیت رو  به  افول صنعتی آمریکا و سرمایه گذاری ناکافی آن در تحقیقات علمی، این کشور را در سطحی خطرناک به چین وابسته می‌کند و آن را در مقابله با بحران‌های آتی، دست بسته نگه می‌دارد. این مشکل به چند دهه قبل برمی‌گردد. وقتی که ناوشکن "یو اس اس کول" در سال ۲۰۰۰ هدف انفجار بمب قرار گرفت، من شوکه شدم وقتی که فهمیدم فقط یک شرکت آمریکایی باقی مانده که قادر است فولاد مخصوص بدنه‌ کشتی را تولید کند. بیست سال پس از آن، بیماری همه گیر کرونا صراحتا نشان داده است که آمریکا برای واردات اقلام حیاتی خود چقدر به چین و دیگر کشور‌ها وابسته است؛ نه تنها تجهیزات حیاتی پزشکی بلکه مواد خام نظیر مواد معدنی کمیاب، تجهیزات الکترونیکی و...


گرچه استناد به مقوله‌ امنیت ملی برای توجیه سیاست‌های تجاری حفاظتی ـ آن گونه که ترامپ انجام داده ـ درست نیست، سیاست‌گذاران باید تعداد صنایع و منابعی را که وجودشان برای امنیت ملی ضروری است، گسترش دهند. این کافی نیست که مواد و فناوری‌های تولید سیستم‌های تسلیحاتی و مواد نیمه هادی، در اولویت باشد؛ امنیت آمریکا به کنترل داروسازی، انرژی پاک، شبکه‌های پیشرفته‌ اینترنتی و هوش مصنوعی هم نیاز دارد...


رویکرد یکپارچه

این دو رویکرد، یعنی مدرنیزه کردن ارتش و احیاء امور داخلی، باید با هم یکپارچه شوند. کنار گذاشتن سیستم‌های تسلیحاتی قدیمی، به اختلال اقتصادی و دشواری‌های واقعی می‌انجامد. به همین دلیل است که باید این کار همزمان با سرمایه گذاری هدفمند در بخش‌هایی صورت گیرد که برای حیات اقتصادی تلاش می‌کنند...


در بحبوحه‌ بحرانی که شدت آن در دهه‌های زیادی بی نظیر بوده است، دشوار بتوان تصور کرد جهان تا چهار ماه آینده چه شکلی خواهد بود، چه رسد به چهار سال. اما ضروری است کشور اکنون به فکر تهدیدات پس از بحران کرونا و فرصت‌هایی باشد که باید از آن‌ها استفاده کند... آمریکا برای نگاهی فراتر از نبرد با کرونا و آمادگی به منظور هدایت دنیای پس از کووید ـ ۱۹ باید رویکرد خود را در قبال امنیت ملی گسترش دهد و بنیاد‌های توان ملی خود را بازسازی کند.
 
 


 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: