ترجمه اختصاصی دیدار از مقاله استفان والت در فارین پالیسی

وقتی یک رئیس‌جمهور و دولتش با برخورداری از مصونیت، برخی قوانین را نقض می‌کنند، دلیلی ندارد که تصور کنیم قوانین مهم‌تری را نقض نخواهند کرد؛ به‌ویژه اگر حس کنند مجازات نخواهند شد. اما به مفهوم واقعیِ این مساله کاملا دقت کنید. در آن زمان، همه‌ ما از جمله کسانی که احتمالا به او رای داده‌اند، در برابر هرآنچه که آن‌ها بخواهند انجام دهند، آسیب پذیر خواهیم بود.

کد خبر: ۷۱۵۱۲
۱۲:۵۳ - ۲۷ شهريور ۱۳۹۹

فارین پالیسی: ده رویکرد دیکتاتورمآبانه ترامپ

 

دیدارنیوز ـ سرویس جهان:دونالد ترامپ و رفتارها و منش و شیوه حکمرانی او یکی از اصلی‌ترین فاکتورهای تعیین کننده سرنوشت جهان در این روزهاست. استفن والت استاد شناخته شده روابط بین‌الملل در مقاله‌ای در نشریه فارین پالیسی به 10 رویکردی پرداخته است که او را بیش از پیش در شمایل یک دیکتاتور تصویر می‌کند. ترجمه اختصاصی دیدار از این مقاله را در ادامه می‌خوانید.

نویسنده: استفان والت استاد روابط بین‌الملل دانشگاه هاروارد

مترجم: راستین یزدان‌پناه

منبع: فارین پالیسی

 

حتی قبل از آنکه رئیس‌جمهور دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ سوگند ریاست جمهوری ادا کند، ناظرانِ برجسته نگران بی ثباتی در نظمِ دمکراتیک آمریکا و رفتار‌هایی از ترامپ بودند که مشخص است بیش از حد ماهیت دیکتاتوری دارد.


بخشی از این نگرانی به دلیل خودشیفتگیِ آشکار و بی‌توجهی او به حقایق بود؛ و البته بخشی دیگر، تمایل او به نادیده گرفتن هنجار‌های ماندگار، سوابق طولانی مدت وی از تقلب و معاملات تجاری مشکوک، و تحسین علنی او از دیکتاتور‌ها در دیگر کشورها. ورود ترامپ سبب شد کتاب‌هایی مانند "چگونه دمکراسی‌ها می‌میرند" و "درباره‌ خودکامگی" پرفروش‌ترین کتاب‌ها شوند؛ و در همین حال ژورنالیست‌ها و دانشمندان سیاسی به تدریج فهرست‌هایی با محتوای "علایم هشدار دهنده" از خودکامگی خزنده، جمع آوری کردند.


در آن زمان، من هم بیش از حد خوشبین بودم. من کاملا اطمینان داشتم که عملکرد ترامپ در مدیریت سیاست داخلی و خارجی، وحشتناک خواهد بود ـ و در آن خصوص حق با من بود ـ ولی معتقد بودم سن‌وسال بالا، کم‌توجهی، بی‌اطلاعی و نبودن سایر قابلیت‌های لازم، توانایی او را در تحکیم قدرت محدود خواهد کرد.


برخلاف برخی افرادِ خوش‌بین، من انتظار نداشتم که او در قد و قواره‌ مسئولیت‌های دولت باشد، ولی معتقدم بودم سیستم کنترلِ اختیاراتِ قوا که در قانون اساسی ما ایجاد شده، وی را به اندازه‌ای مهار خواهد کرد تا از اصول دمکراسی آمریکایی حفاظت کند. چقدر اشتباه می‌کردم.


من می‌دانستم که خودکامگانِ بعداز این، به ندرت تغییر رویه داده و نسبت به مسئولیت پذیری شخصی، حکومت قانون یا انتخابات مبتنی بر برابری، متعهد خواهند شد. آنچه پیش‌بینی نکردم، آن بود که جاه‌طلبی‌های مستبدانه‌ ترامپ با افزایش حضور وی در دفتر ریاست جمهوری بدتر خواهد شد. از این مساله هم غافل ماندم که ترامپ هر وقت که بتواند، به دنبال آن خواهد بود تا هر فرد واقعا باصداقت و متعهد به سوگندش را کنار بگذارد و از طریق افراد چاپلوس، فرصت‌طلب و مکتبیِ تشنه‌ قدرت، به دفاع از قانون اساسی بپردازد.


همان‌طور که قبلا گفته‌ام، ترامپ اکنون برای آنکه در قدرت باقی بماند، انگیزه‌ دارد تا به هر کاری متوسل شود؛ تا بتواند خود و خانواده‌اش را از زندان دور نگه دارد، تا بتواند عواید غیرقانونی را که در طول عمرش، از طریق معاملات مشکوک به دست آورده است، حفظ کند. البته معاملات خودِ وی در دوران ریاست جمهوری‌اش که میلیون‌ها دلار ارزش دارد، بماند. تا انتخابات ریاست جمهوری حدودا دو ماه باقی مانده است و به نظر می‌رسد لحظه‌ای مناسب است تا ۱۰ مورد علائم هشدار را بار دیگر بررسی کنیم. اگر ارزش‌های اصلی قانون اساسی آمریکا را (هرچند که به صورت ناقص به دست آورده باشیم) قربانی کنیم و بخواهیم در کشوری زندگی کنیم که همچنان حکومت قانون در آن وجود داشته و صدای مردم به وضوح شنیده می‌شود، دلایل کافی وجود دارد که نگران باشیم، خیلی نگران... این فهرست ده مورد وجود دارد:
 
 
۱. تلاش‌های سیستماتیک برای ترساندن رسانه‌ها
این تاکتیک، اصلی‌ترین ویژگی ریاست جمهوری ترامپ بود که از همان ابتدا به کار می‌گرفت. خواه به شکل توییت‌های ممتد درباره‌ "اخبار دروغ" و همچنین تلاش‌های سابقا مخفی برای تهدید مالکانِ رسانه‌هایی که از آن‌ها خوشش نمی‌آید (مانند سی ان ان یا واشنگتن پست). ترامپ به خبرنگار سی بی اس گفته است: "می‌دانید چرا این کار را می‌کنم؟ برای این که شما را بی اعتبار کنم و آبرویتان را ببرم، تا هر وقت اخبار منفی درباره‌ من منتشر کردید، کسی باور نکند."


این تلاش‌ها همچنان تا امروز ادامه دارد...
ترامپ همچنین پیگرد قانونی خبرنگارانی را که از اطلاعات طبقه‌بندی شده استفاده می‌کنند، تشدید کرده، در وسایل الکترونیکی آن‌ها تجسس و بر تحرکاتشان نظارت کرده است... ترامپ بار‌ها از رسانه‌ها به‌عنوان "دشمن مردم" یاد کرده و این مساله طرفدارانش را تشویق کرده است تا سازمان‌های خبری را تهدید کنند و به تشویق برای بازداشت و حمله به خبرنگارانی بپردازند که تظاهرات در شهر‌های متعدد آمریکا را پوشش می‌دهند... همان‌طور که "کریس والاس" از شبکه‌ فاکس‌نیوز (که عموما طرفدار ترامپ است) گفته: "رئیس‌جمهور ترامپ، دائما و به صورت مستقیم به آزادی مطبوعات می‌تازد به گونه‌ای که در تاریخ ما سابقه نداشته است."
 
۲. ایجاد شبکه‌ رسانه‌ایِ رسمی حامی ترامپ    
گزارش‌های اولیه مبنی بر آنکه ترامپ (یا یکی از فرزندانش) قصد دارند شرکت رسانه‌ایِ خود را بسازند، دروغ از آب درآمد. اما همان‌طور که پیشتر گفته‌ام، در شرایطی که رئیس‌جمهور رسانه‌هایی نظیر فاکس‌نیوز را در اختیار دارد، به شرکت خبریِ شخصی نیاز ندارد. گفته می‌شود "شون هانیتی" مجری فاکس‌نیوز مشاور شخصیِ نزدیک ترامپ است.
 
۳. سیاسی کردن خدمات شهری، ارتش، گارد ملی و یا نهاد‌های داخلی امنیتی
شاید رئیس‌جمهور فرمانده‌ کل قوا، و رئیس قوه‌‌مجریه باشد، اما سربازان و خادمان غیرنظامی، به قانون اساسی سوگند وفاداری یاد می‌کنند، نه یک فرد. ترامپ با نادیده گرفتن این اصل، تلاش کرده است تا مقامات دولتی را وادار کند به صورت شخصی به او اعلام "وفاداری" کنند. وی نشست‌های کابینه را در زمانی هدایت کرده است که منصوبین حاضر در جلسات، از "ترس"، آواز قدردانی از وی سرداده‌اند. جانشینی "ویلیام بار" به جای "جف سشنز" به‌عنوان دادستان کل در همین چارچوب صورت گرفت... ترامپ در حال جایگزینی مقامات مجرب با افراد وفادارِ بی‌کفایت ـ نظیر انتصاب "ریچارد گرنل" سفیر سابق آمریکا در آلمان به‌عنوان نایب رئیس سازمان اطلاعات ملی ـ و همچنین اِعمال فشار بر نیروی دریایی است تا تصمیم خود را برای انتصاب مجدد فرمانده‌ ناو هواپیمابر تئودور روزولت، تغییر دهد. استفاده از گاز اشک‌آور و نیرو‌های فدرال برای پراکنده کردن تظاهرکنندگان از میدان لافایت واشنگتن تا ترامپ بتواند در آنجا عکس بگیرد، آن هم با همراهی "مارک میلی" رئیس ستاد مشترک، و وزیر دفاع "مارک اسپر" (که البته میلی بعدا بابت این مساله عذرخواهی کرد)، نمونه‌ای دیگر از مواردی است که نشان می‌دهد ترامپ تلاش کرده است نهاد‌های مستقل را به بخشی از گروه‌های خودی‌اش تبدیل کند. تلاش‌های اخیر ترامپ برای محدود کردن و یا کنار گذاشتن  بازرسان کل مستقل در وزارت‌خانه‌های امورخارجه، دفاع، بهداشت و خدمات انسانی، حمل و نقل و همچنین سازمان‌های اطلاعاتی، یا نشان دهنده انتقام سیاسی است و یا بیانگر تمایل او به حفاظت از مقامات ارشد در برابر تحقیقاتِ مستقل. هر کدام که باشد، علامت دیگری است که نشان می‌دهد ترامپ تصور می‌کند نهاد‌های دولتی برای او کار می‌کنند، نه مالیات دهندگان آمریکایی.
 
۴. استفاده از سیستم‌های نظارتی دولتی علیه رقبای سیاسی داخلی
من نمی‌دانم که آیا ترامپ برای جاسوسی از کارزار انتخاباتی "جوبایدن" و یا نظارت بر سایر رقبای سیاسی خود، از اف بی آی، سی آی ای، و یا سایر قابلیت‌های نظارتی دولتی استفاده می‌کند یا خیر. ولی با اطمینان می‌دانیم که دولت فدرال معترضان به سیاست‌های مهاجرتی ترامپ تحت نظر داشته‌اند؛ و ترامپ هم تهدید کرده است جنبش ضد فاشیست را ـ که هیچ رهبری ندارد و بی‌رمق نیز است ـ یک سازمان تروریست معرفی خواهد کرد که در این صورت نهاد‌های امنیتی داخلی اجازه خواهند داشت نظارت بسیار گسترده‌تری بر اعتراضات ضد ترامپ داشته باشند.
 
۵. استفاده از توان دولتی برای پاداش دادن به حامیانِ گروهی و تنبیه رقبا 
اکنون می‌توان گفت دولت ترامپ قویا فاسد است؛ گرچه این خبرِ مهم، سرفصل اخبار نیست؛ و اینکه ترامپ و خانواده‌اش از سمت‌های مهم دولتی بهره برده‌اند تا به هر طریق ممکن خود را ثروتمند کنند. در بسیاری موارد چنین روابط پیچیده‌ای تقریبا حالت طنز داشته است؛ مثلا زمانی که سازمان ترامپ از دولت ترامپ می‌خواهد پرداخت اقساط ماهیانه بابت ساختمان هتل بین‌المللی ترامپ در واشنگتن را، موقتا متوقف کند. موارد دیگر بسیار جدی‌تر است، ولی بر اساس گزارش اخیر موسسه‌ بروکینگز، واکنش دولت ترامپ به بیماری همه گیر کرونا با نظارت ناکافی و همچنین علایم آشکاری از فساد همراه بوده است.
 
۶. تعیین اعضای دیوان عالی
اینکه رئیس‌جمهور بتواند اعضای دیوان عالی را تعیین کند، به همراهی سنا و همچنین شرایط مساعد بستگی دارد. سنا به ترامپ اجازه داد در نخستین دوره‌ ریاست‌جمهوری‌اش، دو قاضی جدید دیوان عالی را منصوب کند؛ لذا وی بابت سنا نیازی نیست که نگران باشد. البته او اقدام بیشتری در این خصوص انجام نداده است، تنها به این دلیل که پس از انتصاب جنجالیِ "برت کاوانو" به‌عنوان قاضی دیوان عالی، فرصت دیگری برای این منظور نداشته است. در همین حال ترامپ و "میچ مکل کنل" رهبر اکثریت جمهوری‌خواهان در سنا، در حال تعیینِ ترکیب دادگاه‌های عادی هستند... و اگر تصور می‌کنید که این مساله صرفا با حقوق مرتبط با سقط جنین و یا کنترل سلاح مرتبط است، یک بار دیگر فکر کنید. اگر انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ تنش‌آفرین باشد، احکام دادگاه‌های معمولی درباره بی‌نظمی‌های انتخاباتی اهمیت زیادی خواهد داشت. در حقیقت بسیاری از احکام اخیر دادگاه‌ها (در ویسکانسین، تگزاس، فلوریدا و آلاباما) زمینه را برای دقیقا نوعی سرکوبِ حقوقِ رای دهندگان فراهم کرده‌اند که این مساله می‌تواند به نفع ترامپ باشد.
 
۷. اِعمال قانون فقط برای یک جناح 
می‌توان فقط به این علامت هشدار، یک ستون اختصاص داد. ترامپ که از تهدیدات ناشی از مهاجران، معترضین، افراد به شدت خطرناک، خائنین، عوامل تهدید و بایدنِ خواب‌آلود گلایه می‌کند؛ چشمان خود را به روی جنایتکارانی بسیار خطرناک‌تر بسته است. گرچه گروه‌های تروریستی راست‌گرا و همچنین طرفداران نژاد برتری سفید پوستان بیشتر از معترضانِ چپ‌گرا و یا گروه‌های تروریست خارجی، عامل مرگ و میر آمریکایی‌ها هستند، ترامپ بار‌ها و در اشکال مختلف با گروه اول ابراز همدردی کرده است. اشتباه نکنید: در آمریکایِ ترامپ دو سیستم حقوقی وجود دارد. یکی برای رئیس‌جمهور و دوستانش، و دیگری برای عوامل دردسرزا نظیر شما. دقیقا نظیرِ سبک دیگر خودکامگان.
 
۸. تقلب واقعی در سیستم (انتخابات)
وقتی فردی مانند "دیوید بروکس" از نیویورک تایمز در یک ستونِ روزنامه می‌نویسد بعد از انتخابات نوامبر باید آماده باشیم تا در پویش گسترده‌ نافرمانیِ مدنی شرکت کنیم، مشخص است که با دردسری جدی مواجه هستیم. البته نکته‌ مبهمی در این‌باره وجود ندارد: ترامپ صراحتا گفته است برای تقلب در انتخابات به نفع خود، از تمام توانش استفاده خواهد کرد. او گزینه‌ای ندارد: میزان بیکاری بالا است، تخلیه‌ محل‌های مسکونی در حال افزایش است، کسری بودجه زیاد می‌شود، کسری تجاری که وعده‌ حلش را داده بود همچنان وجود دارد، و تا روز انتخابات حدود ۲۰۰ هزار آمریکایی به خاطر واکنش نامناسب دولت ترامپ به کرونا، از بین خواهند رفت؛ همان بیماری که ترامپ شیوع آن را تکذیب می‌کرد آن هم در شرایطی که بسیاری دیگر از کشور‌ها توانسته‌اند آن را مهار کرده، به زندگی عادی بازگردند. اکنون، فقط سابقه‌ای از عملکرد ترامپ وجود دارد که می‌توان بر مبنای آن در انتخابات رقابت کرد!
 
۹. وحشت آفرینی
وقتی در نظرسنجی‌ها از رقیب عقب باشی، نمی‌دانی که چگونه باید مردم به سر کار بازگردند، و نمی‌توانی بیماری همه‌گیر را کنترل کنی، چه کاری باید کرد؟ ساده است: تلاش کن مردم را درباره‌ مساله‌ای دیگر، به وحشت بیندازی. دقیقا همان کاری که ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ انجام داد و ادعا‌های غیرمسئولانه و تندروانه درباره‌ مسلمانان، "تجاوزکاران" مکزیکی، و سایر خطر‌های خارجی مطرح کرد. ترامپ این بار هم بسیار تلاش می‌کند تا رای دهندگان را متقاعد کند که شهر‌های آمریکا در آتش می‌سوزند و دسته‌جاتی از مردم عصبانیِ غیرسفید پوست، روانه‌ حومه‌ شهر‌ها هستند تا منازل را تصاحب و کُلِ زندگی آن‌ها را نابود کنند؟!


وقتی ترامپ در سخنرانی افتتاحیه‌ ریاست‌جمهوری‌اش در ژانویه ۲۰۱۷ در خصوص "کشتار آمریکایی" هشدار داده بود، ما متوجه نشدیم که او واقعا داشت به ما می‌گفت که درنظر دارد در دوران ریاست‌جمهوری‌اش چه کاری انجام دهد.


در عین حال او تلاش می‌کند تا مردم را متقاعد کند، جو بایدن خسته‌تر از آن است که رئیس‌جمهور شود و اینکه بایدن ترکیبی از "مالکم ایکس" (سیاه پوست طرفدار حقوق مسلمانان آمریکا)، گروه خشن "فرقه‌ ارتش سرخ" در آلمان و قاتل سریالی "زودیاک کیلر" است. این یک توطئه‌ آشکار و مذبوحانه است ـ به‌ویژه در شرایطی که نرخ جنایت همچنان بسیار پایین است ـ اما دروغ‌های ترامپ پیشتر به یاری وی شتافته است.
 
۱۰. بی‌آبرو کردن مخالفان
این علامت هشدار، اقدامی کلاسیک و ناشی از خودکامگی است که ارتباطی نزدیک به شماره‌ ۹ دارد. همان‌گونه که حملات وی به رسانه‌ها نشان داده، این رویکرد، بخشی اصلی از استراتژی ترامپ در سراسر حیات سیاسی او بوده است.


در دنیای ترامپ، نمی‌توان تصور کرد که میان آمریکایی‌های مسئولیت پذیر و به همان اندازه میهن پرست، اختلافاتی مشروع وجود دارد؛ تفاوت‌هایی صادقانه که سیستم‌های دمکراتیک آن را به رسمیت شناخته و با آن کنار می‌آیند. شما یا با او هستید، یا در غیر این صورت شیطان، دیوانه، خبیث، خائن و... هستید. البته همان‌طور که بسیاری خاطرنشان کرده‌اند، آشکارترین دریچه به سمت شخصیت خودِ ترامپ، اتهاماتی است که او دائما علیه دیگران مطرح می‌کند.


این نقطه‌ای است که امروز در آن قرار داریم. بعد از بیش از سه و نیم سال حضور در مسند ریاست‌جمهوری، ترامپ همچنان تمام این ده علامت هشدار را که حاکی از سقوط دمکراسی است، از خود بروز می‌دهد. رفتار وی در بسیاری از آنها، با گذشت زمان، بدتر هم شده است. به هیچ‌وجه دلیلی ندارد که تصور کنیم انتخاب مجدد ترامپ، به یک‌باره در این خودشیفته‌ خودمحور که مادرزاد بی‌صداقت بوده است، تعهدی جدید در قبال اصول دمکراسی آمریکایی ایجاد خواهد کرد. برعکس، این اعتقاد را در او تقویت خواهد کرد که می‌تواند از زیر هر چیزی قسر در رَوَد. رقابت برای یک دور دیگر چی؟ شاید ایوانکا ترامپ در سال ۲۰۲۸ در انتخابات رقابت کند و ما برای او هم تقلب کنیم. آیا واقعا می‌توان تصور کرد که هیچ قانون یا هنجاری وجود دارد که ترامپ برای حفظ منافع خود، آن را نقض نکرده باشد؟ آن هم با این تصور که متوقف نخواهد شد؟ کدام یک از اعضای حزب جمهوری‌خواهِ امروز به یک‌باره جرات و تلاش می‌کند او را متوقف کند؟


من هرگز اهل هشدار دادن نبوده‌ام، اما وقتی یک رئیس‌جمهور و دولتش با برخورداری از مصونیت، برخی قوانین را نقض می‌کنند، دلیلی ندارد که تصور کنیم قوانین مهم‌تری را نقض نخواهند کرد؛ به‌ویژه اگر حس کنند مجازات نخواهند شد. اما به مفهوم واقعیِ این مساله کاملا دقت کنید. در آن زمان، همه‌ ما از جمله کسانی که احتمالا به او رای داده‌اند، در برابر هرآنچه که آن‌ها بخواهند انجام دهند، آسیب پذیر خواهیم بود. خانم‌ها، آقایان، این همان چیزی است که در ماه نوامبر در معرض خطرِ بُرد یا باخت خواهد بود. هر چقدر به روز انتخابات ریاست‌جمهوری نزدیک می‌شویم، تهدید ترامپ علیه دمکراسی شدیدتر می‌شود.

 

 

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: