کد خبر: ۶۸۴۷۳
۱۳:۰۸ - ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

دیدارنیوز ـ آزاده محمدیان*: چند روزی است که فضای توییتر فارسی پر شده است از روایات گوناگون کاربران در خصوص تجربیاتشان از تجاوز و آزار جنسی. تجربیات و ماجرا‌هایی که بسیاریشان مربوط به گذشته می‌شوند و حالا بستری مهیا شده است تا آنان که سکوت اختیار کرده بودند، این بار شاید با ترسی کمتر از گذشته نسبت به بازگو کردن آن اتفاقات اقدام کنند. کسانی که مدت‌ها تجربه‌ی تلخشان را با واهمه‌ی از دست رفتن آبرو و مورد قضاوت قرار گرفتن و از ترس آن که خطری تهدیدشان نکند، در سینه‌ی خود نگه داشته و همچون وزنه‌ای با خود حملش کرده اند. وزنه‌هایی که اینبار سنگینی شان بر فضای توییتر فارسی حاکم شده است. بلکه فشار و رنج آن اتفاقات، تنها اندکی، گریبان آن "قربانیان" را رها کند.


قصه از بازگو کردن ماجرا‌هایی مرتبط با برخی از کاربران قدیمی و پر مخاطب‌تر توییتر آغاز شد. روایات گوناگونی که آنان را در تیررس اتهامات به تعرض و آزار جنسی قرار می‌داد. اما اندکی پس از آن، دو کاربر ماجرای جدیدی را به میان کشیدند. این بار صحبت از شخصی به نام "ع. ظ"، دبیر زیست شناسی سال کنکور بود. سخنانی که نشانگر مورد تعرض قرار گرفتن دانش آموزان توسط اوست. اما طولی نمی‌کشد که آن توییت‌ها پاک شده و توییت‌های جدیدی با مضمون عذرخواهی از آن معلم منتشر می‌شود. بعد از آن نیز، حساب کاربری آن دانش آموزان غیر فعال می‌شود.


این اتفاق، حساسیت را بالا برده و دیگر کاربران با استفاده از هشتگ نام او، به این موضوع می‌پردازند؛ و به دنبال آن، روایات متعدد و پرشمار دیگر از دانش آموزانی که توسط این معلم مورد تعرض و آزار قرار گرفته اند.


در ادامه، این روایات زمینه ساز شکستن سکوت بسیاری از کاربران در راستای بیان تجربیاتشان از مورد تعرض واقع شدن در محیط‌های کاری و تحصیلی اعم از مدارس، آموزشگاه‌های کنکور، دانشگاه ها، مؤسسات آموزشی گوناگون و ... شد، که عناصر مشترک میان این قصه‌ها و روایات نیز بسیار دیده می‌شود.


آموزشگاه‌های کنکور دخترانه، به طور معمول، اولین برخورد دانش آموزان با معلمان مرد است. دانش آموزانی که تا پیش از آن در محیطی تک جنسیتی و "زنانه" بزرگ شده و تحصیل کرده اند. مدارسی که نه تنها هیچگونه آموزشی در حوزه‌ی مسائل جنسی به دانش آموزان نمی‌دهند، بلکه صحبت از چنین مواردی را نیز "خط قرمز" می‌دانند. مدارسی که شاید نهایت پرداختشان به جنس و جنسیت دختران، آموزش درِ گوشیِ "نحوه‌ی پاک کردن لکه‌ی خون از روی لباس" باشد! با این تفاسیر، یک نوجوان، از چه طریق باید با مصادیق آزار جنسی و تجاوز آشنا شود؟ از چه طریق باید بداند به او تعرض شده است؟ از چه راهی و چگونه باید به این شناخت و آگاهی برسد؟ چگونه یاد بگیرد در موقع خطر باید چه کند؟ پس از آن چه؟


نوجوانی که از یادگیری این موارد محروم بوده است، در برابر فردی متجاوز، بی سلاح و بی دفاع است. چرا که حتی نمی‌داند آنچه که بر او می‌گذرد، نامش تجاوز است؛ و در مقابل نیز فردی قرار دارد که از این نا آگاهی، به خوبی آگاه است؛ و چه چیز خطرناک‌تر از این؟ آنگاه این خطر، عمیق‌تر نیز می‌شود که فرد متجاوز در جایگاه "قدرت" نسبت به قربانی قرار داشته باشد. صرف نظر از تأثیرات روانی خاص این دسته از تجاوز‌ها بر روی قربانی، آنچه که موقعیت را برای او پیچیده و دشوارتر می‌کند، جایگاه لغزان و آسیب پذیری است که نسبت به متجاوز "قدرتمند" دارد. همین امر سبب می‌شود قربانی در اکثر موارد، سکوت را بر افشاگری ترجیح بدهد. به همین خاطر است که در چنین مواردی، سخن گفتن قربانیان و روایت نا گفته هایشان، ارزشی ویژه پیدا می‌کند و به تبع آن توجه و حمایت ویژه‌ای را نیز از جانب خوانندگان و شنوندگان روایات می‌طلبد. چرا که برای "متجاوز قدرتمند"، بی توجهی و نادیده گرفته شدن قربانی و روایاتش توسط دیگران، به منزله‌ی فراهم بودن شرایط برای سرکوب بی سر و صدا و شاید همیشگی قربانی خواهد بود؛ بنابراین هر گوش شنوا برای هر قربانی، سلاحی خواهد بود برای به حاشیه راندن متجاوز و محدود کردن اختیارات او.


در دانشگاه و محیط‌های کاری و آموزشی دیگر نیز این معادلات حکمفرماست. مادامی که، متجاوز در جایگاه "قدرت" باشد، ضرورت آموزش‌های جنسی و ضرورت شکستن سکوت توسط قربانی و همچنین ایجاد بستری امن توسط دیگران برای بازتاب و روایت ناگفته ها، بیش از پیش خودنمایی می‌کند.

 

اما ورای همه‌ی موارد گفته شده، در پایان، سؤالی مهم باقی می‌مانَد؛ در این سیستم آموزشی، معلم‌ها و اساتید با چه متر و معیار‌هایی انتخاب می‌شوند؟ از چه فیلتر‌هایی عبور می‌کنند؟ چگونه صلاحیت آن‌ها به تأیید می‌رسد؟ هر آنچه پیش از این گفته شد، بیشتر در خصوص جایگاه قربانی و لزوم آموزش و حمایت بود. درباره‌ی متجاوز، اما چه باید کرد؟ چه کسی پاسخگوست؟


مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش تهران در رابطه با مورد اخیر چنین می‌گوید که در ابتدای دولت روحانی خبری به آموزش و پرورش می‌رسد مبنی بر آن که دبیر زیست یکی از مدارس دخترانه، با دختران رفتار‌های هنجارشکنانه‌ای دارد و با آن‌ها مُچ می‌اندازد. بنا بر گفته‌های ثقفی، شش سال پیش و پس از دریافت این گزارش، تدریس "ع. ظ" در تمامی مدارس آموزش و پرورش ممنوع شد. او احتمال می‌دهد که روایات توییت‌های اخیر در مورد این دبیر زیست نیز مربوط به همان سال‌ها یعنی ابتدای دولت اول روحانی باشد.


در پایان، مسعود ثقفی قول بررسی وضعیت اشتغال دبیر مذکور را در برخی از آموزشگاه‌ها می‌دهد.

*بازیگر و کارگردان

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
عکس
بشنوید
فیلم