تیتر امروز

سردار علایی: نابودی اسرائیل حتمی است، چون امام (ره) فرمودند
گزارش اختصاصی دیدارنیوز از مراسم چهل و چهارمین سالگرد شهادت محمد منتظرالقائم

سردار علایی: نابودی اسرائیل حتمی است، چون امام (ره) فرمودند

سردار حسین علایی در مراسم چهل و چهارمین سالگرد شهادت محمد منتظرالقائم ضمن بیان روایت خود از عملیات آمریکایی طبس و نحوه به شهادت رسیدن منتظرالقائم، در دفاع از عملیات ایران علیه اسرائیل گفت: اسرائیل...
در جستجوی روزنه‌ای حدفاصل ساختار حقیقی و حقوقی
عماد بهاور، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران در تنگنای بیست و نهم

در جستجوی روزنه‌ای حدفاصل ساختار حقیقی و حقوقی

در بیست و نهمین برنامه از تنگنا و فصل سوم آن، حامد شجاعی میزبان عماد بهاور، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران است و درباره تحولات درونی این تشکل و برخی مسائل مهم فضای سیاسی گفت‌وگو کرده است.
تیم اقتصادی دولت، دردی که درمان نمی‌شود/ خلجی: بیکاری، تورم و نقدینگی کاهشی و اقتصاد در حال رشد، تیم اقتصادی دست نمی‌خورد
«دیدارنیوز» چالش‌های تیم اقتصادی دولت را بررسی کرد:

تیم اقتصادی دولت، دردی که درمان نمی‌شود/ خلجی: بیکاری، تورم و نقدینگی کاهشی و اقتصاد در حال رشد، تیم اقتصادی دست نمی‌خورد

از ابتدای شروع به‌کار دولت سیزدهم تحلیل‌گران از تیم اقتصادی انتقاد کرده‌اند و معتقدند دولت و مجلس به دلیل نگاه‌‌های سیاسی دست به تغییر مثبت در کابینه نمی‌زند. گزارش جای نکاهی اجمالی به این موضوع...

ربیعی: از پا نمی‌نشینیم تا دوباره همه با هم بخندیم

سخنگوی دولت با انتشار یادداشتی تاکید کرد: ما همه باید پاشنه‌هایمان را بکشیم تا در کنار هم این ویروس بی‌رحم را از زندگی بیرون برانیم و به آینده امیدوار باشیم.

کد خبر: ۵۹۰۰۲
۱۳:۰۵ - ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۹

دیدارنیوز - متن این یادداشت که در حساب کاربری علی ربیعی در اینستاگرام منتشر شده به شرح زیر است:

«این یادداشت دیر منتشر می‌شود چون در زمان نوشتن‌ آن به دلیل خستگی ناشی از کار کرونا، حال روحی تلخی داشتم و احساس کردم این یادداشت، مناسبتی با شب سال نو ندارد.

به نام تو و به یاد تو ای همه تو

دلم این روزها حال خوش استمراری می‌خواهد، از آنها که بیاید و گوشه قلبم بنشیند و هیچ وقت نرود. جانم با خاطره ها سفر می کند. دهه شصت، روزهای غریبانه جنگ و ایثار به محاق می رود و تنم خسته از خار روزگار بحران زده امروز برای تک تک فرزندان این خاک می لرزد.

نمی‌دانم؛ گویا تقدیرِ مرا با بحران سرشته‌اند: همه جا بوده ام. جنگ و خاک و اعتراض‌های فقرا در ظلمات چاه نابرابری‌ها. آمدن به کمک دانشجویان در حادثه کوی دانشگاه.

پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای که در پنهان امنیت و عقیده غلط جان می‌ستاندند. با این امید که دیگر تکرار نشود.

همین سال‌ها ایستادن در کنار آتش بر آسمان‌خراش پلاسکو و سخت جان دادن شریف‌ترین‌ها در اعماق زمین.

زمستان یورت تا رفتن بالای سر کشتی سوخته و غرق شده سانچی و گفتگو با خانواده های داغدارشان.

غم جانکاه برای آبانی‌ها تا سیاه پوشیدن با عزاداران سرنشینان هواپیمای موشک خورده، سخت تر اینکه هم بدانی و هم نتوانی بگویی وهم از عمق جان غصه دار باشی.

و امروز هم فرو رفتن در زندگی پرهراس ویروس زده. در قرق مشغله‌ها، در بحران جدایی ویروس بی‌عاطفه، بمب یک عاشقانه را می‌بینم و بغضم در گلوی بی‌هم شدن این روزها عجیب می‌ترکد.

چه در گیر و دار سال‌های جنگ، در اوج بمباران‌ و صف‌ها و چه در دلشوره‌های تمام نشدنی این روزها، همیشه دلم صلح می خواست و آرامش و خنده‌هایی که به آسمان پرتاب شوند.

سالها بود که احساس می‌کردم نگاه‌ها در قحطی عاطفه روز به روز سرد و بی‌روح می‌شوند و امروز کرونا بدتر از توپ و تانک‌ها و بمب‌های آدم‌کش دوری می‌آفریند، دست‌های عاطفه را به اسارت می‌گیرد، حجم تلخ فاصله را سنگین‌تر می‌کند و مغول وار آتش به ته مانده احساسات و عاشقانه‌های بازمانده می‌زند. در این حال و هوای روزهای اسفندی تنها نشسته و دل گرفته‌ام.

هنوز که هنوز است از پس سالهای حادثه عاشقانه آرام می خوانم و رنج را به یاد دلدار به مهر رج میزنم. دلهره غامض با هم نبودن ها همیشه بر دلم چنگ می‌زند.

از روزهایی که خشاب پشت خشاب خالی بر آسمان کردستانات می بارید و قناصه پشت قناصه چشم شهلا می‌کرد برای پاییدن وطن تا خشکیدن دسته گل های "نرگس و محمدی‌ام (محمدجواد)" تنهایم گذاشتند. و این روزها باکرونای بی‌رحم ودستان جدا شده‌ای که گرمایی از هم‌ نمی‌گیرند.

سفره‌های هفت سین تنهایی، نوروز بی دید و بازدید و از همه بی‌رحمانه‌تر این ویروس ضدآغوش بی‌بوسه، بی عاطفه و جدایی‌افکن.

آن‌ ‌قدر تلخی و جدایی ابدی دیده‌ام که سوگواری را از یاد برده‌ام. امروز فقط دلم می‌خواهد که تمام توانمان را در توشه‌ای، مرهم نان کنیم و به زخم این وطن بزنیم که چه بی‌اتفاق شده روزها و شب هایش از پرسه‌ها، خنده‌ها و آواز کودکان به شادی.

امروز فقط دلم می‌خواهد بسراییم و با جان صدای نیمایی که سرود "آی آدمها..." بگوییم ای آدمها که امروز نه شاد و نه خندانید، باید تاب بیاوریم این غائله را همه باهم. باید هوای دل‌های‌مان را داشته باشیم تا در دوران پساکورونا دوست داشتنمان دوباره در این مهد گل کند و مثل چینی بندزنها به رنج‌هایمان بند مهر بزنیم.هم باید اینروزهابا بی‌قراری دلمان کنار بیایم، صبوری کرده و به آواز مرثیه‌سرایی کنیم: این پس کوچه‌ها را تا درنای رفته- امید - به سال نو بر ما بیاید و نو شود احوالمان به آرزو به رحمانیت ایزد.

به یاد حمید مصدق "من اگر ما نشوم تنهایم، تو اگر ما نشوی خویشتنی" ما همه باید پاشنه‌های‌مان را بکشیم تا در کنار هم این ویروس بی‌رحم را از زندگی بیرون برانیم. امیدوار به آینده. آینده ای پر از عشق و امید و آغوش عزیزان و طعم شیرین زندگی. از پا نمی نشینیم تا ما دوباره همه با هم بخندیم. زندگی جاری است.

آمین یا رب العالمین
علی ربیعی
نیمه شب پنجشنبه بیست و نهم اسفندماه نود و هشت»


منبع: ایسنا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی