غلامرضا ظریفیان، استادیار بازنشسته تاریخ دانشگاه تهران گفت: آنچه دیماه ۱۴۰۴ در جامعه ایرانی رخ داد، اعتراض بحق مردم بود که دیگران سعی کردند این اعتراض بحق را مصادره کرده و به سمت خشونت ببرند. وقتی مساله را واکاوی میکنیم، متوجه میشویم که نباید بحران اخیر را صرفا به مطالبات اقتصادی تقلیل بدهیم. هرچند بخشی از جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و ناکارآمدیهای معیشتی با مشکلات جدی مواجه هستند، اما ترکیب افرادی که در این اعتراضات شرکت کردند جوانان بین ۱۷ تا ۲۰ سال است.

دیدارنیوز: غلامرضا ظریفیان گفت: وقتی مساله را واکاوی میکنیم، متوجه میشویم که نباید بحران اخیر را صرفا به مطالبات اقتصادی تقلیل بدهیم. هرچند بخشی از جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و ناکارآمدیهای معیشتی با مشکلات جدی مواجه هستند، اما ترکیب افرادی که در این اعتراضات شرکت کردند جوانان بین ۱۷ تا ۲۰ سال است.
غلامرضا ظریفیان، استادیار بازنشسته تاریخ دانشگاه تهران در گفتوگو با «اعتماد» از دستور رییسجمهور برای بررسی حوادث اخیر میگوید.
بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
*تعبیر مولوی در این زمینه زیباست، زمانی که میگوید: «صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم/ یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی...» بسیاری از دلسوزان کشور مسائل را مطرح کردند، اما توجهی به این دلسوزیها نشد. وقتی به این هشدارها، تذکارها و رویهها توجه نشان داده نشد، هر بار مشکلات، بحرانها و اعتراضات به صورت پیچیدهتر و ترکیبیتر بروز کردند.
*آنچه دیماه ۱۴۰۴ در جامعه ایرانی رخ داد، اعتراض بحق مردم بود که دیگران سعی کردند این اعتراض بحق را مصادره کرده و به سمت خشونت ببرند. وقتی مساله را واکاوی میکنیم، متوجه میشویم که نباید بحران اخیر را صرفا به مطالبات اقتصادی تقلیل بدهیم. هرچند بخشی از جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و ناکارآمدیهای معیشتی با مشکلات جدی مواجه هستند، اما ترکیب افرادی که در این اعتراضات شرکت کردند جوانان بین ۱۷ تا ۲۰ سال است.
*دولت کار بسیار درستی انجام داد که ارزیابی و بررسی بحران اخیر را به دانشگاهها سپرد و اعلام کرد، دانشگاهها ظرف دو ماه با بررسی ابعاد مختلف، اعتراضات اخیر را واکاوی کند. این تصور اشتباه که گفته شود، همه کسانی که برای اعتراض به خیابان آمدند دشمن هستند! یک فرضیه اشتباه است. باید توجه داشت که اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ که جامعه را با مصیبت و عزا مواجه ساخت، ناشی از مطالبات فروخورده در داخل است.
*ایران که تافته جدا بافته از جهان نیست. حکمرانی یک علم است. جهان هم در امریکا و کشورهای اروپایی خلاصه نمیشود. بسیاری از کشورها در حال حکمرانی توسعهمحور و دانشمحور هستند. با حکمرانی دانشبنیان و استفاده از نیروهای توانمند این مسیر را طی کردهاند. اما در ایران وقتی در گزینشها به گونهای عمل میشود که متخصصان و دردمندان و توانمندان به حاشیه میروند و کشور با مهاجراتهای جدی مواجه میشود، طبیعی است که دستیابی به توسعه دشوار میشود.
*راه برونرفت از این وضعیت، تکیه بر منافع ملی است. در عین حال باید راه ارتباطی با جهان باز شود. دیپلماسی ایران با تعامل و هوشمندانه باشد.