
توهین زینب موسوی به فردوسی و خیام و اعتراضهای مردم هنوز در فضای مجازی داغ است. امید جهانشاهی در یادداشت خود به نحوه پوشش این رویداد در بیبیسی فارسی پرداخته است.
دیدارنیوز_ امید جهانشاهی: آنقدر سخنان به اصطلاح کمدین جنجالی روزهای اخیر زننده و سخیف بود و آنقدر موج اعتراضهای مردم به توهین او به فردوسی و خیام گسترده بود که قصد نوشتن در این موضوع نداشتم، اما بیطرفی بامزه بیبیسی فارسی در روایت این ماجرا برایم جالب توجه بود.
با وجود اینکه آنچه در اینستاگرام موج میزند نشان دهنده انتقادات گسترده مردم اعم از اعتراض محترمانه یا تند است و به روشنی پیداست که جامعه کاربران در اینستاگرام از فحاشی و توهین به فردوسی و خیام براشفته شدهاند و واکنش اعتراضی نشان دادهاند، اما بیبیسی برای تقلیل دادن موضوع میگوید: «برخی از او انتقاد کردهاند و شماری هم از او حمایت کردهاند و بحث درباره ازادی بیان بالا گرفته است.».
اما معلوم نیست بحث درباره آزادی بیان در کجا بالا گرفته است؟ آنچه آشکارا در اینستاگرام بالا گرفته است اعتراض به فحاشی و توهین است و مگر «بی ناموس دلقک» خطاب کردن فردوسی و «بی همه چیز» خواندن خیام ربطی به آزادی بیان دارد؟ این «درد دریدگی» است.
بیبیسی فارسی این فحاشی و توهین را «شوخی با فردوسی» خوانده و نوشته: «قوه قضاییه ایران طنز او را توهین آمیز دانسته و بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی هم در مورد او و طنزش نظر دادهاند.» این در حالی است که اتفاقاً بسیاری از کاربران طنز او را توهین آمیز دانستهاند و این در واکنشهای اعتراضی آنها کاملاً مشخص است. اما بیبیسی خواسته «توهین دانستن» را صرفاً به «قوه قضاییه» نسبت دهد و در ذهن مخاطب، هم نشین و در کنار آن قرار دهد و در سوی دیگر، اعتراضهای مردم را به «در مورد طنزش نظر دادند» تقلیل دهد و طبیعتاً بی هدف هم این گزینشگری و چینش کلمات را انجام نداده است. قابل درک است که غیرت داشتن و حساسیت داشتن نسبت به مفاخر ملی در راستای منافع دولت مطبوع انگلیس نیست، اما این مایه هنرمندی در تقلیل و تضعیف موضوع بامزه است.
بیبیسی با انتخاب واکنش مانا نیستانی گفته «کمدینها باید بتوانند با هر سوژهای شوخی کنند.»، اما آیا واقعا بیناموس دلقک نامیدن فردوسی یک شوخی است؟ آیا بی همه چیز خواندن خیام مصداق شوخی کردن است؟
این شبکه برای منحرف کردن موضوع و تقلیل دادن اهمیت توهین به فردوسی و خیام، روی جمله به ظاهر روشنفکرانه «هیچ چیز مقدس نیست» مانور داده است و نحوه چینش جملات برای نشان دادن مثلا بی طرفانه ماجرا چنین القا میکند که خب حالا فردوسی هم که مقدس نیست.
در گزارش پرهام قبادی آمده: «مخالفان زینب موسوی میگویند به مفاخر ملی بیاحترامی شده، خودش و طرفدارانش، اما میگویند هیچ چیز مقدس نیست»، اما این اسمش نگاه بیطرفانه به دو طرف ماجرا نیست. وقتی با الفاظ رکیکی که تکرارش هم درست نیست در مورد فردوسی و شاهنامه سخن گفته شده یعنی توهین شده است و توهین قابل دفاع نیست. از آن گذشته، اولاً چه کسی گفته هیچ چیز مقدس نیست. برای ما مسلمانان کتاب قران مقدس است. برای پیروان ادیان دیگر هم کتابهای دینی خودشان مقدس هستند. نمادهای دینی مقدس در ادیان مختلف وجود دارند. بشر در دورانهای مختلف چیزهایی را مقدس دانسته است. امروز هم برای برخی عاشقان فوتبال، این ورزش به یک شبه دین تبدیل شده و اسطورههای تیم و نمادهای تیم برایشان مقدس گونه است. بشر همیشه نیاز داشته که به چیزی پناه ببرد. ثانیاً این موضوع چه ربطی به مقدس بودن یا نبودن دارد. مسئله حرمت داشتن است. بعضی چیزها و بعضی افراد حرمت دارند. مفاخر ملی و شخصیتهای فرهنگی کشور برای مردم حرمت دارند. خیام به گواه بسیاری از شعرا و اهل فلسفه و تفکر در ایران و جهان، یک انسان بزرگ بود. اشعارش مورد ستایش و موضوع بحث اهل نظر با آرای مختلف بوده است. طبیعی است «بی همه چیز» خواندن او واکنش اعتراضی مردم را برمی انگیزد. چون برای ما ایرانیان حرمت دارد.
اینکه مقدس نیست دلیل بر توهین نمیشود. پدر و مادر هیچ کسی مقدس نیست، اما چه کسی اجازه میدهد به پدر و مادرش بگویند بی همه چیز. نمیتوان با پنهان شدن پشت یک جمله کلیشهای به ظاهر روشنفکرانه که هیچ چیز مقدس نیست، از حساسیت نسبت به توهین و فحاشی به سرمایههای ملی کم کرد. بیبیسی در پست قبل از گزارش پرهام قبادی هم از این جمله کلیشهای نادرست که هیچ چیز مقدس نیست برای مخدوش کردن قباحت توهین به فردوسی استفاده کرده بود: «انتشار این ویدیو بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشت و بسیاری اقدام او را توهین به نماد ملی ایرانیها قلمداد کردند. بعضی دیگر میگویند هیچ چیز مقدس نیست و از حق طنزپردازی بدون محدودیت دفاع کردهاند.» این حق طنزپردازی بدون محدودیت هم از آن روشنفکر بازیهای مضحک است که در این موارد دستاویز قرار میگیرد. بدون محدودیت یعنی چه. عقل سلیم حکم میکند که توهین و فحاشی نکردن باید محدودیت طنز باشد. به نام مدرن بودن و روشنفکری و با ژست بیطرفی القا میکنند که هیچ چیز حرمت ندارد، هیچ چیز مقدس نیست و هر کسی عقیدهای دارد که برای خودش محترم است. فرهنگ هر ملتی پایهها و ریشههایی دارد که حرمت دارند. دینی دارد که بزرگانش حرمت دارند. واکنش نشان دادن مردم نشانه زنده بودن جامعه است. با وجود همه سرخوردگیها و فشارهای بلندمدت اقتصادی، این ملت از اصل که نیفتادهاند. همه چیز متولی دارد الا ایران و فرهنگ و منافع ملی ایران و آینده فرزندان ایران. این بیطرفیهای به ظاهر حرفهای و دروغین به هدف تضعیف ایران است. در بیبیسی فارسی نحوه شکل دادن و ارائه رویداد به مخاطب با چینش و تنظیم و یا به اصطلاح فرم دهی و قاببندی صورت میگیرد که هم القای بیطرفی کند تا اعتماد جلب کند و هم بر زاویه نگاه و دستگاه داوری مخاطب تاثیر بگذارد در راستای منافع خودش که همان منافع دولت مطبوع انگلیس است.
آقای حسین قاضیان به عنوان جامعه شناس چطور نمیداند که هویتهای جمعی بر مدار نمادهایی شکل میگیرند که شناخت جمعی از خود و تنظیم روابط جمعی بر اساس تفسیر از این نمادها صورت میگیرد. منافع ایرانیان بر خلاف دولت انگلیس ایجاب میکند نسبت به حرمت نمادهای جمعی و پایههای فرهنگی مملکت غیرت و حساسیت داشته باشند. نه تنها نمادهای ملی که حرمت آیینهای هر قوم ایرانی هم وظیفه همه ایرانیان است، چون ایران بزرگ با وجود همه اقوامی که به داشتهها و سنتهایشان غیرت دارند، معنا مییابد و زنده میماند. معنای ایران با تنوع و رنگارنگی و گشودگی و تجارت و چهار راه جهان بودن و هم نشینی فرهنگها و اقوام و مدارا و مروت همراه بوده است. اجازه ندهیم رسانههای مطبوع غربی و یا آموزههای متاثر از ایدئولوژی سوسیالیستی شرق، معنای ایران را مخدوش کند. در مقابل ایران بیطرف نباشیم. از ایران دفاع کنیم.