تیتر امروز

ملک‌رئیسی:سرنوشت افرادی که سیل برد،معلوم نیست/بحران اصلی خود مدیریت بحران است/ همیشه مردم کمک می‌کنند نه دولت
گزارش دیدار از وضعیت این روز‌های سیل در سیستان و بلوچستان

ملک‌رئیسی:سرنوشت افرادی که سیل برد،معلوم نیست/بحران اصلی خود مدیریت بحران است/ همیشه مردم کمک می‌کنند نه دولت

چند روزی است که استان سیستان و بلوچستان درگیر سیل است و عبید ملک رئیسی، فعال اجتماعی این استان به دیدارنیوز می‌گوید: بحران اصلی خود مدیریت بحران است و دشتیاری بیشترین آسیب را دیده است.
‌می‌خوای بکن می‌خوای نکن
افاضات اضافه

‌می‌خوای بکن می‌خوای نکن

عوام الملک در هفته‌ای که گذشت به رابطه خاص بین عوام و خواص و علاقمندان به خواصیت پرداخته و شعر جالبی سروده است.
مشارکت در انتخابات؛ آری، نه!، با حضور مریم اشرفی گودرزی و حسین نقاشی
آخرین مناظره انتخاباتی در برنامه زاویه دیدارنیوز، + گزارش عکس

مشارکت در انتخابات؛ آری، نه!، با حضور مریم اشرفی گودرزی و حسین نقاشی

مناظره آخر؛ در برنامه زاویه دیدارنیوز دو فعال سیاسی از دو جریان شناخته شده کشور درباره جمهوریت، اسلامیت، استقلال، آزادی و انتخابات و همچنین دلایل خود در مورد مشارکت یا عدم مشارکت بحث و گفت‌وگو...
افاضات اضافه

به کشور متعلق به خواص غریب‌نواز و خودی‌گداز خوش آمدید

در هفته‌ای که گذشت مسایل مختلفی از جمله سفر برخی دوستان به نیویورک، الواح هخامنشی، پیشرفت‌ها، سیم کارت بدون فیلتر و .. مورد توجه عوام‌الملک قرار گرفت که آنها را برای مخاطبان دیدار روایت کرده است.

کد خبر: ۱۵۶۴۳۰
۱۵:۰۶ - ۰۷ مهر ۱۴۰۲

به کشور متعلق به خواص غریب‌نواز و خودی‌گداز خوش آمدید

دیدارنیوز _ عوام الملک:

 

جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲

امروز هم تابستان تمام شد و هم نیمه اول سال به پایان رسید. عمر است. البته برای عوام می‌گذرد و رو به پایان می‌رسد و خوشبختانه درباره خواص هیچ جای نگرانی نیست. دکتر ابراهیم و جمیله خانم و صبیه محترمه‌شان و بقیه خواصی که به خاطر ما عوام، رنج سفر به ینگه دنیا را تحمل کرده بودند به سلامت برگشتند. دکتر ابراهیم در فرودگاه خبر داد که با پیگیری حسین و عزت و یک سری از خواص، الواح گلی دوران هخامنشی را با خودش به کشور برگردانده. خیلی خوشحال شدم. البته نه به خاطر الواح گلی دوره هخامنشی. چون این الواح طاغوتی قبلا هم به کشور بازگردانده شده بود و یک بخش از بقیه‌اش را به عزت و دکتر ابراهیم داده‌اند تا با خودشان بیاورند. هنوز هم یک تعدادی از الواح در آمریکا مانده است و هر بار که رییس خواص‌الدوله به آمریکا برود اگر چمدانش جا داشته باشد و مشمول اضافه بار نشود می‌تواند یک تعدادی را با خودش بیاورد. خوشحالی‌ام به خاطر آن است که دکتر ابراهیم اعلام کرد ما در نیویورک سفارت داریم. خبر نداشتم. این از دستاورد‌های بزرگ عصر ابراهیم است که احتمالا تا الان نگفته بودند که ریا نشود. گزارش یکی از این موسسات به اصطلاح اقتصادی بین‌المللی درباره رتبه ایران در آزادی اقتصاد را دیدم. خواسته وانمود کند ما در بین ۱۶۵ کشور جهان در رتبه صد و شصت قرار داریم. جوسازی‌ست. ما از نظر این چیز‌ها در جهان پنجمیم، ولی این‌ها برای سیاه‌نمایی جدول را سر و ته کرده‌اند. فردا قرار است مدرسه‌ها باز شوند و همهمه بر پا شود و با حضور بچه‌ها مدرسه زیبا شود. علیرضا، رییس بلدیه تهران پیشنهاد هوشمندانه‌ای داده و پوستر‌هایی چاپ کرده که در آن از عوام خواسته برای جلوگیری از ترافیک از منزل تا مکتب‌خانه را پیاده بروند. خیلی فکر خوبی‌ست. چرا به ذهن خودمان نرسیده بود. اصلا بهتر است همه عوام هر جایی که می‌خواهند بروند پیاده بروند. هم ترافیک تمام می‌شود و هم عوام همینطور که مدام در حال راهپیمایی هستند مدام همدیگر را می‌بینند و از حال هم با خبر می‌شوند. آخر شب توییت مفهومی حسین، خواص‌الدوله امور خارجه با عکس دکتر ابراهیم را در سازمان عوام متحد دیدم. شعر زیبایی از حافظ را انتخاب کرده بود. خیلی خوب بود. چند بار خواندم که حفظ شوم.

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خواند

شنبه ۱ مهر ۱۴۰۲

دکتر ابراهیم امروز به مکتبخانه رفت. معلوم بود از حضور در مکتبخانه خیلی هم خوشحال بود و از محصلان خواست پیشرفت‌ها را مشاهده کنند و با رسم شکل نشان بدهند. تمرین خوبی برای همه محصلان است. با تلویزیون بودجه‌بگیر هم مصاحبه کرد. معلوم شد که امروز همزمان با خود دکتر ابراهیم، دو نوه‌اش هم به مکتبخانه رفته‌اند. ظاهرا نوه‌هایش نه به مکتبخانه دولتی می‌روند و نه به مکتبخانه غیرانتفاعی. بلکه به مکتبخانه‌هایی مثل اطفال عوام می‌روند. تحت تاثیر قرار گرفتم. غلامعلی از آقای سردار غلامرضا بابت جلوگیری از تکرار اعتراض‌های خیابانی تشکر کرد. اصلا نفهمیدم درباره چه چیزی حرف می‌زند. مگر اعتراضی وجود داشته که حالا بخواهد خیابانی هم باشد و تکرار شود. از غلامعلی بعید است که اینطوری بابت چیز‌هایی که وجود ندارد از آقای سرداری که بهانه‌های بی‌شماری برای تشکر کردن از او وجود دارد تشکر کند.

یکشنبه ۲ مهر ۱۴۰۲

مجتبی، خواص‌المله قم که قبلا افتخار کرده بود که برجام را آتش زده و بعد هم اعلام کرده بود که برجام، مرده‌ای‌ست که بوی تعفنش بلند شده است اعلام کرد که از برجام کوتاه نمی‌آید. خوب شد برجام را سوزاند و بوی تعفن مرده‌اش را هم استشمام کرد وگرنه کوتاه نیامدن از آن خیلی سخت‌تر می‌شد. الان باید از جنازه متعفن سوخته کوتاه نیاید. خیلی خوب است. در اینطور مواقع ما عوام تازه می‌فهمیم که هیچ کار خواص بی‌حکمت نیست. معاون عزت، خواص‌الدوله امور گشت و گذار اعلام کرد که طرح ارائه سیم‌کارت بدون فیلتر به اجنبی‌هایی که برای گشت و گذار به ایران می‌آیند را تصویب کرده‌اند. طرح خیلی خوب و هوشمندانه‌ای‌ست. باعث می‌شود اجنبی‌ها همه برای ورود به کشور صف بکشند. خوب است روی سیم‌کارت هم به ۶۸ زبان زنده دنیا بنویسند به کشور متعلق به خواص غریب‌نواز و خودی‌گداز خوش آمدید. چون ظاهرا قرار است برای ۶۸ کشور جهان هم طرح لغو یک طرفه روادید تصویب شود که در نتیجه عوام ایرانی برای سفر به آن ۶۸ کشور باید تقاضای روادید بدهند، اما عوام آن‌ها هر وقت دلشان خواست می‌توانند ساک و چمدانشان را دستشان بگیرند و سفر هواپیما بشوند و به ایران بیایند. خیلی خوب است. هم مهمان‌نوازی ما را نشان می‌دهد و هم باعث رونق اقتصاد می‌شود. باید متن لایحه حجاب و عفاف را به یک دارالترجمه معتبر بدهم تا به آن ۶۸ زبان ترجمه کند و بعد با یک مطبعه خوب قرارداد ببندم که یک دفترچه شیک با کاغذ گلاسه و جلد گالینگور و تصاویر زیبای محتوی حجاب و عفاف در تیراژ جمعیت عوام آن ۶۸ کشور چاپ کنند و آن را به خواص بفروشم تا بتوانند در فرودگاه‌های محل ورود عوام آن کشور‌ها رایگان و در قالب بسته خوشامدگویی توزیع کنند.

دوشنبه ۳ مهر ۱۴۰۲

صبح تصویر منوی غذای یک مکتبخانه غیرانتفاعی در تهران را دیدم. هم غذا‌های خوب و متنوعی داشت و هم قیمت‌ها بحمدالله آنقدر بالا بود که محصل‌ها و والدینشان احساس پولداری و باکلاسی کنند. آن وقت‌ها که من برای تحصیل به مکتبخانه می‌رفتم بابای مکتبخانه به ما کنجد و برنجک را بسته‌ای دو تومان می‌فروخت و ما با همان سیر می‌شدیم و کمی هم از آن کف دست رفیقانمان می‌ریختیم که با هم سیر شویم. بالاخره از محاسن عصر ابراهیم همین احساس توامان سیری و باکلاسی است. حسن، خواص‌المله رباط‌کریم حرف‌های خوبی خطاب به جوانان زد و گفت نداشتن خانه بهانه‌ای برای ازدواج نکردن نیست. جوانان بروند در روستا‌های اطراف تهران با رهن و اجاره پایین زندگی کنند و صبح با اتوبوس و مترو به سر کار بروند. راست می‌گوید. چرا این چیز‌ها به فکر خود عوام نمی‌رسد. الان خود حسن هم همینطوری کار و زندگی می‌کند. هر روز صبح با اتوبوس و مترو از رباط‌کریم به بهارستان می‌رود و به عوام خدمت می‌کند و عصر هم با نشاط سوار اتوبوس و مترو می‌شود و به رباط کریم می‌رود و هنوز سر شب نشده به خانه می‌رسد و بعد از کمی استراحت دست منزل و بقیه خانواده را می‌گیرد و برای خرید و تفریح از خانه بیرون می‌رود و حدود ساعت ده شب به خانه برمی‌گردد و نان و ماستی می‌خورد و اخبار تماشا می‌کند و می‌خوابد و فردا صبح زود بیدار می‌شود و دوباره همین کار‌ها را می‌کند و باز هم می‌کند و باز هم می‌کند. وقتی حسن و بقیه خواص می‌توانند اینطوری زندگی کنند و تازه به مشکلات ما عوام رسیدگی کنند چرا خود ما عوام نتوانیم اینطوری زندگی کنیم. از امروز واقعا دیگر هیچ بهانه‌ای برای ازدواج نکردن جوانان مورد قبول نیست و همه باید شروع به ازدواج کنند. تصویر نامه رییس دانشگاه تهران درباره کافه‌های اطراف این مکان را دیدم. رشادت‌های بزرگی انجام داده و خیلی از کافه‌ها را تعطیل کرده است. دستاورد بزرگی‌ست. هم اعتبار دانشگاه را از اینی که هست بالاتر می‌برد و هم باعث رشد علمی این مکان می‌شود. جماعت دانشجو هم به جای اینکه وقتشان را در این کافه‌ها تلف کنند همگی با رعایت حجاب به داخل دانشگاه برمی‌گردند و علاوه بر شرکت در کلاس‌های اساتیدی همچون حاج سعید، بقیه وقتشان را هم صرف مطالعه منابع درسی به‌روز می‌کنند. خیلی خوب است. این رییس، یک خواص‌الدوله بالقوه برای دوره‌های بعدی‌ست.

سه‌شنبه ۴ مهر ۱۴۰۲

پیام یکی از عوام در روزنامه بودجه‌بگیر را خواندم. نوشته بود وضع عوام خیلی خوب و عالی نیست، اما نه در بالای شهر تهران که حتی در میدان خراسان سبد‌های خرید عوام پر از کالاست و جلوی هر صندوق باید ۲۰ دقیقه معطل شوند. خبر خوبی‌ست. البته اگر تعداد صندوق‌ها را بیشتر کنند احتمالا زمان معطلی کمتر می‌شود و عوام بیشتری هم سر کار می‌روند. وقتی وضع عوام خوب باشد همین نتایج را هم دارد. هم سبد‌های خرید پر می‌شود و هم عوام در صف، بیشتر با هم معاشرت می‌کنند و هم فرصت‌های شغلی بیشتر می‌شوند. چه خوب است که هر روز دستاورد جدیدی از عصر ابراهیم اعلام می‌شود. آخر شب قبل از خواب خبر‌هایی درباره شنیده شدن صدایی در خرم‌آباد و لرزش زمین منتشر شد. خیلی معلوم نشد چه اتفاقی افتاده، ولی خوشبختانه تلویزیون بودجه‌بگیر در زیرنویس اعلام کرد که با یکی از خواص گفتگوی محرمانه کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که چیز مهمی نبوده است. یعنی به عبارتی نه صدا آنقدر مهیب بوده و نه لرزشش طوری بوده که عوام نگران شوند. حالا فوقش یک زلزله دو ریشتری بوده که عوام، چون اکثرا در حالت افقی و درازکش بوده‌اند و شهر هم در امن و امان و سکوت بوده هم لرزشش بیشتر احساس شده و هم صدایش مهیب به گوش رسیده. خوابیدم.

چهارشنبه ۵ مهر ۱۴۰۲

تصویر جمیله را روی صفحه اول روزنامه بودجه‌بگیر بلدیه دیدم. در تیتر نوشته بود که متعلقه دکتر ابراهیم چه تصویری را شکست؟ و در کنارش عکس یک تعداد از نسوان که گویا جمیله تصویرشان را شکسته، چاپ شده بود. معلوم بود در لحظه آخر تصمیم گرفته‌اند صفحه اول روزنامه و تیتر را تغییر بدهند و احتمالا حروف‌چین مطبعه اسم جمیله را بلد نبوده است. ولی کلا محتوای مطلب خوب بود. جمیله همین که با دکتر ابراهیم به آمریکا رفت و آنجا اعلام کرد که رجال ایرانی دوست ندارند متعلقه‌هایشان کار کنند خیلی مهم بود. خیلی خوب است که جمیله با اینکه دکتر ابراهیم دوست ندارد که او کار کند همچنان سر کار می‌رود و با آن همه مشغله، دکتر ابراهیم را در سفر طولانی و مشقت‌بار آمریکا تنها نمی‌گذارد. باید به دکتر ابراهیم بگوییم به خاطر این همه خوبی‌ها و توانایی‌های جمیله، اجازه بدهد که او همچنان سر کار برود. مصاحبه رییس یکی از دانشگاه‌ها را خواندم. گفته که دانشجویان را مجبور نمی‌کنند چادر بپوشند، اما دانشجویان غیرچادری را نمی‌پذیرند. در واقع این دانشگاه مخصوص نسوان چادری‌ست و هر کسی که چادری نیست از اول نباید به این دانشگاه بیاید. رضا، خواص‌الدوله امور مکتبخانه‌ها دستور داد به مساله منوی غذای مکتبخانه غیرانتفاعی رسیدگی کنند و گفت خواص‌الدوله‌ها هیچ عمل اشراف‌گرایانه و غیرمتعارفی را قبول نمی‌کنند. خیلی حرف و کار خوبی‌ست. اگر می‌دانستم، صورتحساب غذای مربوط به سفر یکی از خواص‌الدوله‌ها و هیات همراهش به گرگان را هم برای رضا می‌فرستادم که برای آن هم دستور رسیدگی صادر کند. چون دکتر ابراهیم و غلامحسین سرشان شلوغ است و فرصت رسیدگی به این مسائل جزئی را ندارند. در خبر‌ها خواندم که دکتر ابراهیم دستور داده است در تهران یک ورزشگاه جدید ساخته شود. حتما می‌شود. فقط کاشکی تا این ورزشگاه جدید ساخته می‌شود دکتر ابراهیم دستور بدهد یک مقدار چمن در ورزشگاه آزادی کاشته شود و از ورزشگاه امجدیه هم به عنوان ورزشگاه استفاده شود. بالاخره تجربه نشان داده اگر دکتر ابراهیم دستور بدهد که چیزی بشود قطعا می‌شود.

پنجشنبه ۶ مهر ۱۴۰۲

تمام روز در خانه ماندم. کمی درباره سعیدالصحاف و گوبلز خواندم. هر روز که نباید اخبار خواص خودمان را دنبال کنم.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی