تیتر امروز

زخم‌هایی که کهنه می‌شود نه درمان!
گشت ارشاد بله یا خیر؟ (۴)

زخم‌هایی که کهنه می‌شود نه درمان!

صحبت‌های روز گذشته وزیر کشور در مورد پرونده مرگ مهسا امینی به منزله پایان دادن به تحقیقی بود که نمایندگان مجلس در گفتگو با دیدار آن را وعده داده بودند!
دیدگاه محمد مهاجری در مورد موضوع حجاب و گشت ارشاد + ویدیو
یک توضیح در مورد یک عدم انتشار

دیدگاه محمد مهاجری در مورد موضوع حجاب و گشت ارشاد + ویدیو

روز گذشته به مخاطبان گرامی دیدارنیوز اطلاع دادیم که امروز گفتگوی تصویری با محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا را در برنامه تنگنا منتشر خواهیم کرد اما بنا به دلایلی که در پی می‌آید از شما معذوریم.
رحمت‌اله بیگدلی:

اطلاع رسانی دولت در مورد مهسا امینی درست نبود/ نباید جامعه را به سمت دوقطبی شدن ببریم

رحمت اله بیگدلی در یک گفت‌وگوی تفصیلی به مسئله کشته شدن مهسا امینی و ابعاد اجتماعی، سیاسی، حقوقی و فقهی آن پرداخته است.

کد خبر: ۱۳۷۶۴۹
۰۹:۵۹ - ۲۹ شهريور ۱۴۰۱

اطلاع رسانی دولت در مورد مهسا امینی درست نبود/ نباید جامعه را به سمت دوقطبی شدن ببریم

 

دیدارنیوز ـ سرویس سیاسی: رحمت‌اله بیگدلی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با اقتصادآنلاین در خصوص درگذشت مهسا امینی گفت: بدون تردید، این نوع برخورد‌ها منجر به دوقطبی و دودسته‌شدن جامعه می‌شود و دوقطبی‌شدن جامعه در چنین مسایلی تبعات خطرناکی خواهد داشت، زیرا هم موجب ایجاد شکاف بین حکومت و مردم و هم موجب دوقطبی و دودسته‌شدن مردم خواهد شد. بالطبع دسته‌ای از مردم به‌دلیل تعلقات ایدئولوژیک و وابستگی‌های خاص با حاکمان همراهی خواهند کرد و دسته دیگر در تقابل با حاکمان و دسته همراه با حاکمان قرار خواهند گرفت و در این صورت شکاف بین مردم و حاکمان و دسته‌های مردم روز‌به‌روز عمیق‌تر و بحرانی‌تر خواهد شد.

اطلاع رسانی دولت در مورد مهسا امینی درست نبود/ نباید جامعه را به سمت دوقطبی شدن ببریم
درگذشت مهسا امینی جامعه کشور را دچار بهت کرده است. این اتفاق باعث بررسی موضوعات گوناگونی از سوی ارگان‌ها، متخصصان، روشنفکران و علمای کشور شده است. اقتصادآنلاین نیز در گفتگو با رحمت‌اله بیگدلی فعال سیاسی اصلاح‌طلب که در کارنامه خود مدرسی حوزه و سه‌دهه عضویت در هیأت علمی دانشگاه و تدریس در رشته حقوق و الهیات را دارد به این اتفاق و شرایط امروز جامعه ایران پرداخته است.

اقتصادآنلاین: با توجه به واقعه رخ‌داده در باره خانم مهسا امینی نظر شما در باره امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

اولا جامعه امروز ما تفاوت‌های فاحش و بنیادین با جوامع سنتی دارد و نمی‌توان با تصلب بر فهم جمودگرایانه بخواهیم با مردم بالاخص جوانانی که با آخرین دستاورد‌های دانش و تجارب بشری در زمینه‌های مختلف مانند حقوق بشر، حقوق شهروندی، حکمرانی خوب و ... آشنا هستند همانند مردم و جوانان چند قرن پیش برخورد کنیم و انتظار داشته باشیم که آنان بدون، چون و چرا پذیرای برخورد ما باشند.

ثانیا در همان فقه سنتی ما هم شرایط چهارگانه‌ای را برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر برشمرده‌اند. امام خمینی در مسأله ۲۷۹۱ توضیح‌المسائل پس از تاکید بر ضرورت عالم بودن آمر به معروف و ناهی از منکر درباره شرط دوم می‌گوید:

دوم: «آن‌که احتمال بدهد امر و نهی او تأثیر می‌کند، پس اگر بداند اثر نمی‌کند واجب نیست.» و درباره شرط چهارم می‌گوید:

چهارم: «آن‌که در امر و نهی مفسده‌ای نباشد، پس اگر بداند یا گمان کند که اگر امر یا نهی کند [مفسده‌ای دارد نه تنها]واجب نیست ...، بلکه در بسیاری از موارد حرام است.»

با تأمل در این آموزه‌ها درمی‌یابیم که اگر ما احتمال تأثیر ندهیم امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، چه برسد به این‌که ما به‌جای احتمال تأثیر، یقین به عدم تأثیر و چه بسا یقین یا احتمال بالا به امکان بروز مفسده داشته باشیم. امام خمینی و همه فق‌ها تصریح کرده‌اند که در صورت احتمال مفسده، نه تنها امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، بلکه حرام هم هست. پس می‌بینیم فعلی که اگر امکان انجام درست و تأثیر آن باشد واجب است در صورت احتمال مفسده تبدیل به حرام می‌شود!

پس نباید هرکسی بدون این‌که شناخت درستی از اسلام و احکام شریعت و پیچیدگی‌های جامعه امروز داشته باشد در خود احساس رسالت و اقدام به کار‌هایی کند که نتیجه آن کار‌ها مفسده‌های بزرگ فردی و چه بسا مفسده‌های عظیم اجتماعی باشد. امثال خفاش شب و قاتلان محفلی کرمان و قاتلان روشنفکرانی که قتل‌های آنان به قتل‌های زنجیره‌ای موسوم شد کسانی بودند که به‌زعم خودشان به‌صورت فردی یا جمعی تصمیم به انجام امر به معروف و نهی از منکر داشتند، اما نتیجه کارشان فاجعه‌ای اجتماعی و قتل انسان‌هایی شد که تبعات سنگینی برای جامعه ما داشت. از سوی دیگر ما در این دهه‌های اخیر، هم با عقل و هم با تجربه دریافته‌ایم که شیوه‌های سنتی امر به معروف و نهی از منکر به شکل گشت ارشاد نه تنها نتیجه مثبت نداشته، بلکه نتایج زیان‌بار فراوانی داشته و موجب نوعی دین‌گریزی بالاخص در میان جوانان و دوقطبی کردن و دودستگی در جامعه شده است!

اقتصادآنلاین: به‌نظر شما این‌گونه برخورد‌های منجر به دودستگی مشکل‌ساز نخواهند بود؟

بدون تردید، این نوع برخورد‌های منجر به دوقطبی و دودسته شدن جامعه در چنین مسایلی تبعات خطرناکی خواهد داشت؛ زیرا هم موجب ایجاد شکاف بین حکومت و مردم و هم موجب دوقطبی و دودسته‌شدن مردم خواهد شد. بالطبع دسته‌ای از مردم به‌دلیل تعلقات ایدئولوژیک و وابستگی‌های خاص با حاکمان همراهی خواهند کرد و دسته دیگر در تقابل با حاکمان و دسته همراه با حاکمان قرار خواهند گرفت و در این صورت شکاف بین مردم و حاکمان و دسته‌های مردم روز‌به‌روز عمیق‌تر و بحرانی‌تر خواهد شد و در صورت تداوم می‌تواند همبستگی ملی را از بین ببرد و جامعه را در معرض منازعات داخلی و سوءاستفاده بیگانگان قرار دهد.

اقتصادآنلاین: به نظر شما در چنین اتفاقاتی مواجهه مراجع تقلید و علمای دینی چگونه باید باشد؟
مرجعیت و علمای دینی در طول تاریخ از جایگاه رفیعی در میان مردم برخوردار و همواره قدرتمندترین نهاد مدنی و پشت و پناه مردم در قبال ظلم‌های حکومت‌ها و محافل قدرت و ثروت بوده‌اند. از مراجع عظام تقلید و علمای دینی انتظار می‌رود که در مواجهه با این مسایل مهم سکوت نکنند و به تبیین چهره رحمانی اسلام براساس تعالیم قرآن، سنت نبوی و سیره ائمه اطهار در باب اصلاح جامعه بپردازند و اجازه ندهند که چهره رحمانی اسلام با عملکرد نادرست برخی افراد و محافل خراب شود.

مشی حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی در کشور عراق در این‌گونه مسایل الگوی مناسبی برای مراجع و علمای ماست. ایشان تا متوجه شدند که فردی به خاطر اهانت شدید به ایشان در رسانه‌ها توسط دادگاه به دو سال زندان محکوم شده، سریعا نامه‌ای به دادگاه نوشت و خواهان آزادی آن فرد شد و از دستگاه قضایی عراق خواست که هیچ‌کس را برای این نوع مسایل تحت تعقیب قرار ندهد. آیت‌الله سیستانی با این روش بر دل‌ها حکومت می‌کند و همه مردم عراق از شیعه و سنی، مسلمان و غیرمسلمان، با حجاب و بی‌حجاب برای ایشان احترام قائل هستند.

اقتصادآنلاین: با این اوصاف، شما جایگاه امر به معروف و نهی از منکر را کجا می‌دانید؟
امام حسین (ع) در خطبه معروف خود در منی در ذ‌ی‌الحجه سال ۵۸ هجری دو سال قبل از عاشورا در حضور ۲۰۰ صحابی پیامبر و ۵۰۰ نفر از تابعین و صد‌ها تن از علمای اسلام که در تُحَفُ‌العُقُول ابن شُعبه حَرّانی صفحه ۲۳۷ آمده؛ حقیقت امر به معروف را با اشاره به آیه ۷۱ سوره توبه برای ما بیان فرموده است. حضرت ابتدا این آیه شریفه را می‌خواند و می‌گوید:

«وَالمُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بَعضُهُم أولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ و یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ؛ و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهاى پسندیده وا مى‌دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‌دارند.» و بعد می‌فرماید:

«فبَدَأ اللّه ُ بِالأمرِ بِالمَعروفِ و النَّهیِ عَنِ المُنکَرِ فَریضَةً مِنهُ لِعِلمِهِ بِأنَّها إذا اُدِّیَت و اُقیمَتِ استَقامَتِ الفَرائضُ کُلُّها هَیِّنُها و صَعبُها

و ذلکَ أنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ دُعاءٌ إلَى الإسلامِ مَعَ رَدِّ المَظالِمِ و مُخالَفَةِ الظّالِمِ و قِسمَةِ الفَیءِ و الغَنائمِ و أخذِ الصَّدَقاتِ مِن مَواضِعِها و وَضعِها فی حَقِّها»

اى مردم، از پندى که خدا به دوستان خود داده است، عبرت گیرید و فرمود: "مردان مؤمن و زنان مؤمن برخى بر برخى دیگر ولایت دارند امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند. " خدا از امر به معروف و نهى از منکر به عنوان یک فریضه از جانب خود آغاز کرد؛ زیرا مى‌دانست که اگر این فریضه انجام گیرد و برپا شود، همه فرایض دیگر از آسان و سخت، به‌کار بسته خواهد شد؛ چون امر به معروف و نهى از منکر عبارت است از دعوت به اسلام با ردّ مظالم (باز گرداندن حقوقِ به‌ناحق گرفته مردم به آنان) و مخالفت با ستمگر و تقسیم [عادلانه]بیت‌المال و غنایم و گرفتن به‌جاى زکات (مالیات) و هزینه به‌جاى آن».

با دقت در تعریف امام حسین (ع) از امر به معروف و نهی از منکر درمی‌یابیم که امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از دعوت به اسلام؛ یعنی هم دعوت باید به اسلام باشد و هم نتیجه آن رسیدن به اسلام باشد. بعد خود امام حسین (ع) راه دعوت به اسلام و امر به معروف و نهی از منکر را به ما نشان داه و فرموده است: امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از دعوت به اسلام با رد مظالم یعنی بازگرداندن حقوق به‌ناحق گرفته از مردم به آنان!

پس اگر ما می‌خواهیم مردم را به اسلام دعوت کنیم نباید فقط به فکر چند تار موی دختر سقزی باشیم که بنده خدا در زمانی به تهران آمد که نه انتخاباتی بود، نه راهپیمایی حمایت از نظام و نه تشییع جنازه شهیدی، و نتیجه‌ی گیر دادن به چند تار موی او منجر به عزادار کردن خانواده او و ملتی شد!

حضرت می‌فرماید: اگر می‌خواهی دختر سقزی و میلیون‌ها دختر و پسر جوان دیگر را امر به معروف و نهی از منکر و به عبارتی دعوت به اسلام کنی حقوق او را به او بده!

حقوق دختر سقزی و میلیون‌ها دختر و پسر دیگر که بر جامعه و حکومت، دادن آن حقوق به آنان واجب است چیست؟

براساس هرم مازلو که همه موارد آن در آیات و قرآن کریم و روایات معصومان (ع) آمده است، باید نیاز‌های پنج‌گانه مردم بالاخص جوانان را فراهم کرد و بعد از آنان خواست که به احکام شریعت توجه داشته باشند. این نیاز‌های پنج‌گانه که آبراهام مازلو مطرح کرده عبارتند از؛

۱. نیاز‌های فیزیولوژیکی مانند غذا، آب، تنفس، تنظیم هوا و دما، سرپناه، لباس، برقراری رابطه جنسی برای اطفای غریزه جنسی و تولید مثل برای بقا و تکثیر نوع انسان.

۲. نیاز‌های ایمنی مانند امنیت مالی، سلامتی و تندرستی، ایمنی در برابر حوادث و صدمات، یافتن شغل، دریافت بیمه درمانی، مراقبت‌های بهداشتی، جمع کردن پول در حساب پس‌انداز، زندگی در کشور، شهر، روستا و محله‌ای امن.

۳. نیاز به عشق شامل پذیرش، تعلق، نیاز به روابط عاطفی. عواملی که این نیاز‌ها را برآورده می‌کنند، عبارتند از: ارتباطات دوستانه، دلبستگی‌های عاشقانه، خانواده، عضویت در گروه‌های اجتماعی، عضویت در گروه‌های جامعه، رفتن به مساجد و کلیسا و برنامه‌های مذهبی.

۴. نیاز به قدردانی و احترام و جایگاه و مقام که از طریق مشارکت در فعالیت‌های حرفه‌ای، موفقیت‌های تحصیلی، مشارکت ورزشی یا تیمی دیگر، سرگرمی‌های شخصی حاصل می‌شوند.

۵. نیاز به خودشکوفایی. طبق تعریف مازلو از خودشکوفایی، خودشکوفایی به‌طور کلی به عنوان استفاده و بهره‌برداری کامل از استعدادها، توانایی‌ها، مهارت‌ها و .. توصیف می‌شود.

یک فرد خودشکوفا این ویژگی‌ها را خواهد داشت؛ واقع‌بینی، مسأله‌مداری، خودمختاری، قدرت اراده بالا، برخورداری از حس همدلی و همدردی، پذیرش بالا از خود و دیگران، تمرکز بالا بر حل مشکلات، تبدیل چالش‌ها به فرصت، روابط میان‌فردی عمیق، برخورداری از تجربیات عرفانی، علاقه اجتماعی، خود‌انگیختگی، خلاقیت، ساختار منشی دموکراتیک و...

البته با مطالعه دانشمندان بر روی هرم مازلو این هرم گسترش یافته و با افزایش سه نیاز دیگر یعنی نیاز‌های زیبایی‌شناختی؛ تمایل به تعادل و زیبایی و نیاز به تعالی، ترتیب نیاز‌های مازلو پس از اصلاح این‌گونه شده است:

۱. نیاز‌های اولیه و فیزیولوژیکی ۲. نیاز به امنیت ۳. نیاز به عشق، محبت و تعلق خاطر ۴. نیاز به رضایت درونی ۵. نیاز‌های شناختی. ۶. نیاز‌های زیبایی‌شناسی ۷. نیاز به خودشکوفایی ۸. نیاز به تعالی درآمده است.

اگر حکومت به‌دنبال امر به معروف و نهی از منکر است طبق فرموده امام حسین (ع) باید بکوشد که زمینه تأمین این نیاز‌های مردم بالاخص جوانان را فراهم آورد!

حضرت در ادامه می‌فرماید: امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از ستیز با ستم و ستمگر؛ یعنی ما باید جامعه‌ای درست کنیم که یک‌پارچه مردم و حاکمیت با ستم و ستمگر بستیزند و ریشه ستم و ستمگر را براندازند و جامعه‌ای بر مبنای عدل براساس کتاب و میزان بسازند؛ جامعه‌ای که در آن همه معیار‌های عدل حاکم باشد و بر هیچ‌کس ظلمی بالاخص ظلم سیستماتیک نرود و در صورت بروز ظلمی سریعا نظام و جامعه در قبال آن عکس‌العمل نشان دهند و رفع ظلم و احقاق حق کنند.

عدل هم به معنای قرار گرفتن هر چیزی از پست‌های حکومتی گرفته تا هر چیز دیگر در جای خودش. برای نیل به جامعه عادلانه باید اسباب همه رانت‌ها را برانداخت تا هرکس براساس شایستگی در جای شایسته خود قرار گیرد.

امام حسین (ع) در ادامه در تکمیل معنای امر به معروف و نهی از منکر می‌فرماید: امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از: تقسیم عادلانه بیت‌المال و درآمد‌ها و گرفتن به‌جای مالیات‌ها و هزینه‌کردن به‌جای آن‌ها.

پس می‌بینیم که اصلا دیدگاه امام حسین (ع) در باب امر به معروف و نهی از منکر نه شباهتی به دیدگاه بسیاری از مردم و نه شباهتی به دیدگاه بسیاری از حاکمان دارد!

امام حسین (ع) امر به معروف و نهی از منکر را دعوت به اسلام با این روش‌هایی که خودش فرموده می‌داند، اما بخشی از جامعه ما و بخشی از حاکمان ما امر به معروف و نهی از منکر را در راه‌اندازی گشت ارشاد و گیر دادن به تار موی دختران و زنان و بگیر و ببند و ایجاد محدودیت‌های گوناگون برای مردم می‌دانند!

امام علی (ع) هم در جمله‌ای کوتاه در این زمینه می‌فرماید: «العَدلُ حَیاةُ الأحکامِ؛ عدالت، مایه حیات احکام [الهى]است» [غرر الحکم، ۳۸۶]یعنی اگر ما خواهان اصلاح جامعه و جاری‌شدن احکام الهی در آن هستیم و می‌خواهیم مردم نماز بخوانند و روزه بگیرند و دختران و زنان ما حجاب داشته باشند و ...، باید عدالت را در همه زمینه‌ها بالاخص ساختار حکومت و قرار گرفتن حاکمان براساس شایستگی‌ها و رضایت و رای واقعی مردم در جای خود حاکم کنیم.

امیرالمؤمنین امام علی (ع) در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه هم تنها راه اصلاح جامعه را اصلاح حکومت و حاکمان و اصلاح رابطه مردم و حاکمان می‌داند و می‌فرماید:

«جز با حکومت‌های صالح، جامعه اصلاح نشود و جز با پایداری و همکاری مردم حکومت‌ها به صلاح نخواهند رسید. هرگاه مردم وظایف خود را در برابر حاکمیت درست انجام دهند و حاکمیت نیز به وظایف خود در برابر ملت درست عمل کند، "حق" در همه چیز ملاک قرار می‌گیرد و، چون چنین شد؛ احکام تعالی‌آفرین دین اجرا می‌شود. عدالت‌گستری فراگیر می‌شود. سنت‌های رشدآموز هر یک در جای خود ملاک عمل قرار می‌گیرد. آن‌گاه زمان، زمان زندگی می‌شود و امید به بقای دولت حاکم در دل‌ها زنده می‌شود و دشمنان همه [داخلی و خارجی]از هرگونه نفوذ و اخلال‌گری ناامید می‌شوند. اما اگر جامعه در برابر حاکمیت و [برنامه‌های اصلاحی آن]سرپیچی کند یا حاکمیت، حقوق جامعه را نادیده بگیرد، در میان مردم اختلاف می‌افتد. بنیاد ستمگری محکم می‌شود. به نام دین و اجرای احکام دین و حفظ دین همه‌گونه خلافکاری جریان می‌یابد. معیار‌های ارزشی فراموش می‌شود. همگان در پی هوی و هوس خویش می‌روند. احکام تعالی‌بخش دین عملی نمی‌شود. اعتدال روانی جامعه از بین می‌رود. دیگر برای تضییع حقوق عالیه جامعه کسی نگران نمی‌شود و در برابر اقدام‌های زیان‌بار بزرگ کسی دل نمی‌سوزاند. در چنین جامعه‌ای با چنین حاکمیتی انسان‌های والا و نیک‌اندیش کنار گذاشته می‌شوند و مردمان خبیث و اشرار امت و نفوذی‌ها بر سر کار می‌آیند و، چون چنین شود، مردمان به مؤاخذه‌های سنگین خدایی [و گرانی و بی‌پناهی]دچار می‌شوند. پس‌ای مردم، خیرخواه یکدیگر باشید و از جان و دل با هم همکاری و همیاری کنید و بدانید که هیچ‌کس دارای هر مقام و منزلتی باشد و از نظر دینی هر فضیلت و سابقه‌ای داشته باشد در حدی نیست که در اجرای حکومت الهی از کمک فکری و مشورت و نظرخواهی و همکاری عملی دیگران بی‌نیاز باشد و هرکس اگر چه از افراد پایین و فراموش شده جامعه باشد چنان نیست که نتواند در اصلاح جامعه و جریان امور کمک کند و نظر دهد.»

اقتصادآنلاین: در خصوص نوع اطلاع‌رسانی و برخورد دولت در ماجرای مهسا امینی چه نظری دارید؟

با عرض تسلیت به مناسبت درگذشت مظلومانه بانو مهسا امینی به خانواده ایشان، مردم سقز، کردستان و ملت ایران لازم می‌دانم بگویم که اساسا نوع برخورد و اطلاع‌رسانی دولت به معنای عام در چنین ماجرا‌هایی از جمله واقعه تأسف‌بار بانو مهسا امینی درست و عادلانه نیست؛ زیرا در این نوع ماجرا‌ها دولت به معنای عام خودش یک طرف دعواست و رسانه ملی و همه رسانه‌های رسمی حکومتی و گشت ارشاد و بیمارستان و ... در دست و تحت کنترل او است و طرف دیگر یعنی خانواده شخص درگذشته نه تنها به هیچ‌یک از این‌ها دسترسی ندارد و اساسا نمی‌تواند به واقعیت آن‌چنان‌که بوده است نایل شود، بلکه انواع مشکلات و ترس و ... نیز آنان را تهدید می‌کند.

از این‌رو در این‌گونه موارد فقط دادستان باید به عنوان مدعی‌العموم و واقعا در قامت مدافع حقوق مردم و فرد جان‌باخته و خانواده او ورود و فقط او اطلاع‌رسانی رسمی کند، نه این‌که اطلاع‌رسانی رسمی برعهده وزیر کشور گذاشته شود که خود به‌واسطه فرماندهی نیروی انتظامی در ماجرای گشت ارشاد طرف دعواست. متأسفانه ما در بسیاری از دعوا‌ها این مشکل را داریم. مثلا انتخاباتی برگزار می‌شود و نهاد‌هایی که باید بی‌طرف باشند خودشان وارد دعوا می‌شوند و بعد در صورت بروز مشکل می‌گویند شکایتتان را نزد کسانی ببرید که خودشان با شما طرف دعوا بوده‌اند!

پس در چنین وقایعی رسیدگی و اطلاع‌رسانی رسمی باید توسط افراد و نهاد‌های بی‌طرف و بدون هرگونه جانبداری انجام گیرد تا افکار عمومی قانع شود.

اقتصاد آنلاین: به‌نظر شما این نوع اتفاقات و نوع برخورد مردم چه پیامی برای مسئولان و نظام دارد؟

این نوع اتفاقات و نوع برخورد‌های مردم نوعی هشدار به مسؤولان و نظام است که در سیاست‌ها و رفتار‌های خود تجدیدنظر کنند و به جای پیچیدن به دست و پای مردم دنبال تحکیم عدالت و حل مشکلات مردم باشند. در جامعه و مدیریتی که هر روز از گوشه و کنار آن فساد‌های حیرت‌انگیز و اختلاس‌های نجومی بیرون می‌زند مردم ادعای برخی مسؤولان را با این روش‌ها برای اصلاح جامعه شیره‌مالیدن سر مردم تلقی می‌کنند و چه بسا این نوع برخورد‌ها با مردم به‌جای تلاش برای تحکیم عدالت و مبارزه با فساد موجب نوعی تقابل مردم با مسؤولان و حتی لجاجت در بی‌اعتنایی به ارزش‌های دینی و اخلاقی و احکام شرعی شود.

پس بهتر است که همه ما مردمِ دل‌سوز و حاکمان دست به دست هم بدهیم و بکوشیم که به آرمان‌های اصلی انقلاب اسلامی که در پیام‌های امام خمینی از نوفل لوشاتو متجلی است برگردیم.

در انقلاب اسلامی به مردم وعده حکومت عدل علی و جمهوری و اسلام به معنای واقعی داده شد و هرقدر که ما به این اصول برگردیم و نزدیک‌تر شویم به همان مقدار ارزش‌ها و احکام اسلامی از نماز و روزه و حجاب و ... در جامعه جاری خواهد شد، اما هرقدر که ما بخواهیم با زور این ارزش‌ها و احکام را در جامعه جاری کنیم نتیجه عکس خواهیم گرفت، همان‌طور که رضاخان نتوانست به‌زور زنان را بی‌حجاب کند با زور نمی‌توان زنان را با حجاب کرد!

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی