تیتر امروز

واردات واکسن در دولت سیزدهم و «۷» بد ُیمن!
دیدار از وضعیت کرونا در ایران گزارش می‌دهد

واردات واکسن در دولت سیزدهم و «۷» بد ُیمن!

افتخار وزیر بهداشت دولت سیزدهم این است که یک تنه واکسن وارد کرده، واکسن‌هایی که اقبال از آن روز به روز کمتر، اما تعداد مرگ‌های کرونایی روز به روز بیشتر می‌شود.
مرگ در
گزارش دیدار از تلف شدن یک یوز ماده در جاده ترانزیت مشهد

مرگ در "میامی"

هنوز ماجرای تلف شدن دو یوز تازه متولد شده "ایران" فراموش نشده بود که خبر رسید تصادف در جاده میامی (تهران- مشهد) منجر به مرگ یک یوز ماده شده و حالا مسوولان در حال رسیدگی هستند!
امام حسین (ع) چرا کشته شد (۵)

نقش ناظران خاموش از منظری جدید!

امروز پنجمین روز ماه محرم است، محرمی که با شهادت امام حسین (ع) رنگ خون به خود گرفت و سرخی آن تاریخ اسلام را متاثر نمود. دیدار به مناسبت این ایام سلسله مطالب حسین جعفری را منتشر می‌کند.

کد خبر: ۱۳۴۸۶۶
۱۴:۲۹ - ۱۲ مرداد ۱۴۰۱

عاشورا حسین جعفری

 

دیدارنیوز ـ حسین جعفری*: یکی از صاحب منصبانِ حکومتی، در مورد معنای "انا قتیل العبرة؛ من کشته اشکم" بحثی را مطرح نموده که راه را برای ارائه معنای های تازه و قابل تامل جدید می گشاید. ایشان مدعی است که:

"منظور از این اشک، اشکی است که برای قتل خلیفه‌ای ایجاد و توجیهی برای حادثه کربلا شد... البته تا کنون مشهورترین قول برای تفسیر این کلام آن بوده که؛ معنای "«انا قتيل العبره»اين است كه من كشته رحمت هستم يعني به شهادت رسيدم تا جامعه اسلامي با اشك ريختن بر من لبريز از رحمت گردد و دل ها نرم و با يكديگر مهربان گردد.

البته این معنایی است که از ظاهر متن و به حسب برخی از روایات به دست می‌آید. اما هیچ‌گونه حصری بر این معنا نیست و می‌توان معانی و تحلیل‌های دیگری نیز عرضه داشت که بسیار آموزنده و نشانگر شخصیت امام حسین(علیه السلام)، قیام او و آنچه ایشان خواهان آن بوده است، باشد."

به نظر می رسد، مناسب است به ارتباط این حدیث و یک عامل فرعی امام‌ تاثیرگذار در شهادت امام حسین اشاره کنم و آن، وجود انبوهی از سیاهی لشگر ساکت و خاموش (و گریان) اما حاضر در سپاه یزید است!!

کسانی که علیرغم علم به حقانیتِ امام حسین و فساد و تباهی حاکم و ولی مبسوط الید وقت (یزید)، به دلیل آنکه حدس نمی زدند پایان کار به کشته شدن حسین ختم شود و تصور می‌کردند عمر سعد به گونه‌ای با امام به توافق می‌رسد و حداکثر امام نیز با عذرخواهی! از کنار مساله می گذرد، وارد معرکه کربلا شدند، نقش سیاهی لشکر سپاه یزید را ایفاء کردند تا در مقابل چشمان گریان شان آن بشود که نباید می شد!

به این گفتگو میان امام حسین (ع) و کوفیان توجه کنید تا دریابید تصور برخی از کوفیان از موضوع مورد اختلاف، چقدر ابتدایی و ساده انگارانه است:

"حسین علیه السّلام ندا کرد: اى شبث بن ربعىّ! و اى حجّار بن أبجر! و اى قیس بن أشعث! و اى یزید بن حارث!

آیا شما به من نامه ننوشتید که اینک میوه‏ ها رسیده است؛ و بستان ها سرسبز شده است؛ اگر بیائى، به سوى لشگرى آماده براى نصرتت مى ‏آیى؛ که از هر جهت تجهیزاتش تمام و کامل است! پس بیا به سوى ما!

 قیس بن أشعث گفت: ما نمى‏ دانیم: چه مى‏‌گوئى؟! و لیکن تو بر حکم پسران عمویت (بنى‏‌امیّه) تنازل کن! و ایشان براى تو غیر از آنچه را که دوست داشته باشى؛ انجام نمى‌‏دهند!"

 اینان (مقصودم بدنه عامی سپاه کوفه است) وقتی سابقه آشنایی عمرسعد و سایرین را با امام حسین ملاحظه می کردند، باور نمی کردند پایانِ محاصره امام حسین(ع) در کربلا و ایجاد محدودیت و فشار بر او برای مجبور کردنش به توبه و استغفار و بیعت زورکی (بدلیل خروج بر حاکم)، به چنان جنایت هولناکی ختم شود.!!

به باور من، تا روز هشتم محرم سال ۶۰؛ اوضاع همانگونه پیش می رفت که عموماً حدس زده می شد. زیرا عمر سعد در برابر پیشنهاد حسین برای انصرافش از ورود به کوفه، نرمش به خرج داد و از ابن زیاد تقاضای تعیین تکلیف کرده بود. اما با ورود شمر به معرکه، اوضاع به گونه ای دیگر ر قم خورد.

عموم کسانی که تاکنون بدلیلِ وجود ترس، خوش بینی، رشوه، توجیهات شرعی و ... در معرکه حاضر بودند، با اتفاق جدیدی مواجه شدند که نتیجه ی آن،  وقوع حتمی قتال بود.!

بخش کثیری از کوفیان؛ نه شجاعت دفاع از حق را داشتند و نه آنقدر مسخ شده بودند که در همراهی با عمر سعد، دست به شمشیر برده با فرزند رسول خدا مقاتله کنند. تنها راه باقی مانده برای آنان؛ این بود که در گوشه ای( در نقش سیاهی لشکر) بایستند و با چشمانی اشک بار، ناظر خاموش واقعه شوم ظلم و جنایت باشند.

این گروه احتمالاً  تیری بسمت قافله عاشورائیان رها نکردند. به خیمه ها حمله نبردند و حتی از مشاهده ی آنهمه جنایت و وحشیگری؛ خونِ دل! خوردند و گریستند!!

تعجب نکنید! آری گریستند و گریستند، خیلی گریستند!!!

حتی برخی از همین ناظران خاموش! واقعه کربلا را با چشمانی اشک آلود نقل کردند و جنایات سپاه یزید را بر شمردند و افشا نمودند! البته پس از قیام مختار و آسودگی از شر ابن زیاد و فقط با کمی تاخیر!!

روزی مردی خدمت امام سجاد (ع) رسید و گفت من در کربلا در لشکر عمر سعد بوده ام اما نه تیری انداخته ام و نه شمشیری کشیده ام و فقط انتهای صف نظاره گر بودم آیا در ظلمی که به امام شد گنه کارهستم یا خیر ؟

امام فرمودند: همین که در صف دشمن در جبهه مخالف امام ایستادی و باعث سیاهی سپاه دشمن شدی و در دل اهل بیت ما رعب و وحشت انداختی گنه کاری حتی اگر نجنگیده باشی....

قاتلان اشک ریز !!

...و در جایی دیگر نقل و ادعا شده که "فرد کوری در کوفه بود. از او پرسیدند چه شد که کور شدی؟ گفت: من جزء دشمنان امام حسین(ع) نبودم اما در کربلا نظاره‌گر آن حوادث بودم وقتی به کوفه برگشتم خواب دیدم پیامبر(ص) تشتی خون مقابل خود گذاشته است و قاتلین امام حسین(ع) را مجازات می کنند.

نوبت به من که رسید من گفتم یا رسول الله(ص) من جز قاتلان امام نبودم، پیامبر فرمودند: ولی تو دیدی و کمک نکردی. به همین دلیل با چنان عذابی چشمانم را کور کردند که از خاطرم نمی‌رود،"

اگر کسی حدیث "انا قتیل العبرة؛ من کشته اشکم" را این گونه بفهمد که امام را کسانی کشتند (و یا حداقل شرایط را برای کشتن امام فراهم کردند) که برای مظلومیت و حقانیت امام اشک ریختند اما حاضر نشدند از امام دفاع کنند و در برابر زیاده خواهی ظالم بایستند، راه خطایی نرفته است.

به باور من گناه کسانی که با علم به ظالم بودن حاکم وقت، چون ناظری خاموش! سکوت می کنند تا ببینند بعدها چه می شود، همچنین گناه کسانی که وقتی خدمه ی حاکم ظالم از حسینِ  محصورِ در میان سپاه کوفه؛ تقاضای کوتاه آمدن و رجعت ذلیلانه به حاکم فاسد و توبه را طلب می کنند، به گوشه عافیت پناه برده و زبان در کام می کشند و فقط در خفا اشک می ریزند، کمتر از گناهِ ابن زیاد ها نیست!

*پژوهشگر دینی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی