تیتر امروز

تحلیف رئیسی، آخرین پرده روحانی؛ هر دو در یک قاب
گزارش ویژه دیدار از خانه ملت

تحلیف رئیسی، آخرین پرده روحانی؛ هر دو در یک قاب

امروز پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ سیزدهمین رییس جمهوری ایران در حضور مقامات لشکری و کشوری و مهمانان خارجی از حدود ۱۱۵ کشور، سوگند یاد کرد که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور...
رئیسی: دولت ما دولت وفاق ملی است
مراسم تحلیف رئیس جمهوری سیزدهم برگزار شد

رئیسی: دولت ما دولت وفاق ملی است

رئیس جمهوری گفت که تحریم‌ها علیه ملت ایران باید لغو گردد و از هر طرح دیپلماتیک که باعث انجام این امر شود استقبال می‌کند.
انجمن شاعران مرده ؛ ستایش زیبایی‌های هستی و دشواری انتخاب!
سینما با چاشنی تفکر ۲۱

انجمن شاعران مرده ؛ ستایش زیبایی‌های هستی و دشواری انتخاب!

سینما با چاشنی تفکر عنوان ستون ثابت ناصر ذاکری روزنامه‌نگار پیشکسوت و پژوهشگر اقتصادی در دیدار است. ذاکری در این ستون هر بار ضمن مرور یک فیلم سینمایی به نکات تامل برانگیز آن فیلم از منظر اقتصاد...

آیا این شهید یک میلیونر بود؟

در این مدت عمر هرگز از من درخواستی نکرد. حتی آرزویم بود، که درخواستی از من داشته باشد! در احمد غوغای تواضع و عزت نفس وجود داشت. همیشه آنچه را هم که داشت مال خودش نمی‌دانست. این روحیه از دوران کودکی همراهش بود. کار می‌کرد و حقوقی که می‌گرفت را خرج خودش نمی‌کرد. می‌پرسیدم: «پول‌هایت را چکار می‌کنی؟!»

کد خبر: ۹۸۹۲۲
۱۳:۱۷ - ۱۳ تير ۱۴۰۰

آیا این شهید یک میلیونر بود؟

دیدارنیوز - شهید احمد آجرلو جانشین تیپ ثارالله بود که در ۲۵ دی‌ماه ۱۳۶۶ در عملیات «بیت‌المقدس۲» در منطقه ماووت به شهادت رسید و پیکرش در بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.

پدر این فرمانده شهید روایت می‌کند: «من آن موقع دامداری داشتم. احمد پس از بازگشت از مدرسه، پیش من می‌آمد و در کارها به من کمک می‌کرد. می‌گفت «نمی‌خواهم کاری نکرده نانی بخورم!» زیر بار خدمت شاهنشاهی هم نمی‌رفت. می‌گفت «من هیچ علاقه ای به خدمت نظام شاهنشاهی ندارم!»

تا سال ۵۷ که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، با برادرش داود در یک مغازه کار می‌کردند. اوایل سال ۵۹ بود که آمد پیش من و با حالت خاصی گفت: «حاج آقا این شما و این کار و این هم مغازه؛ مختاری.. بفروش، نگهدار… من دیگر نمی‌توانم. اینجا بمانم. باید بروم جبهه.» من هم گفتم: «بروید و به هرچه که رسیدید، مرا از شفاعت خودتان محروم نکنید.»


بیشتر بخوانید: شگرد زنان داعشی فاش شد

اول وارد کمیته انقلاب اسلامی شد. بعد به سپاه رفت. مدت سه سال در سپاه مشکین شهر و تبریز بود؛ بعد هم مسئول سپاه حومه‌ کرج شد. می‌دانستم احمد بسیاری از اوقات با همه‌ مسولیتش پول توجیبی ندارد؛ اما خوش را طوری نشان می‌داد که فکر می‌کردی میلیونر است.

در این مدت عمر هرگز از من درخواستی نکرد. حتی آرزویم بود که درخواستی از من داشته باشد.! در احمد غوغای تواضع و عزت نفس وجود داشت. همیشه آنچه را هم که داشت مال خودش نمی‌دانست. این روحیه از دوران کودکی همراهش بود. کار می‌کرد و حقوقی که می‌گرفت را خرج خودش نمی‌کرد. می‌پرسیدم: «پول‌هایت را چکار می‌کنی؟!» پاسخی نمی‌داد.

در دوران مسئولیتش هم همین روحیه را داشت. بعد از شهادت ایشان؛ ما مدام با مردمی مواجه بودیم که از کرج می‌آمدند و می‌گفتند: «حاج احمد پدر ما بود! با رفتنِ او ما یتیم شده‌ایم…!» این در حالی بود که در زمان حیات احمد، ما از این قضایا خبر نداشتیم. حقیقتا که احمد میلیونر بود.این حد تواضع و عزت، از هرچیزی ارزشش بالاتر است.

منبع: ایسنا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: