تیتر امروز

محسن مهرعلیزاده؛ ناشناخته‌ای که فرصت برند شخصی اش را سوزاند
دیدار ۱۴۰۰؛ گفتگو با رسول بابایی متخصص کمپین‌های انتخاباتی و برندینگ سیاسی

محسن مهرعلیزاده؛ ناشناخته‌ای که فرصت برند شخصی اش را سوزاند

در سلسله برنامه‌های دیدار ۱۴۰۰ رسول شکوهی در گفتگو با رسول بابایی متخصص برندینگ و کمپین سیاسی، هر بار به یک نامزد احتمالی می‌پردازند. برنامه دهم به برند سیاسی محسن مهرعلیزاده پرداخته است.

نگاهی به سیاست‌ها و برنامه‌های حکومت‌داری در دوران صدارت میرزاتقی‌خان، به بهانه ایام تبلیغات کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری و ارائه برنامه از سوی آن‏‌ها

کد خبر: ۹۴۰۹۹
۱۸:۴۶ - ۱۱ خرداد ۱۴۰۰

امیرکبیر انتخابات 1400

دیدارنیوز: تاکنون در صفحه تاریخ، بار‌ها و بار‌ها از امیرکبیر و اقدامات او گفته و نوشته‌ام؛ درباره مردی که سیاست‌ها و روش افتخارآمیز او در اداره کشور، خاطره‌ای خوش را در ذهن همه ایرانی‌ها باقی گذاشت؛ دورانی هرچند کوتاه که به تجربه‌ای شیرین تبدیل و نماد حس وطن‌دوستی در عصری شد که کشور سخت به چنین رویکردی نیاز داشت. تحولات و تلاش‌های امیرکبیر، مجموعه برنامه‌های گسترده‌ای بود که زیرساخت‌های کشور را به سوی تحولی پایدار و مثبت هدایت می‌کرد؛ این تحول نه فقط در عرصه اقتصادی، بلکه در امور فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز، به چشم می‌آمد؛ یک برنامه کامل و جامع‌الاطراف که نیاز هر دولتی برای بهبود وضعیت کشور است. این روزها، در آستانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری هستیم و نامزدها، با ارائه برنامه‌هایشان درصدد جلب آرای مردم هستند. هر نامزد می‌کوشد تا با تشریح نکات مثبت و تأثیرگذار برنامه‌اش، راهکار‌هایی را که برای حل معضلات کشور به نظرش می‌رسد، عرضه کند. حالا فکرش را بکنید اگر امیرکبیر می‌خواست پشت دوربین تلویزیون بنشیند و با شما از برنامه‌هایش بگوید و نظرتان را برای نوشتن نام خودش روی تعرفه جلب کند، چه برنامه‌هایی را ارائه می‌داد؟ درباره رونق اقتصادی، تحولات فرهنگی، ارتقای دانش و فناوری و... چه راهکار‌هایی داشت؟ این فرض، البته فرضی محال است، اما به قول معروف، «در مثل مناقشه نیست!»؛ کارنامه میرزاتقی‌خان پیش روی ماست و می‌توانیم پاسخ به سوالاتمان را از سیاست‌هایی که وضع می‌کرد، برداشت کنیم.

سیاست اقتصادی:

تشویق تولید داخلی، مبارزه با ویژه‌خواری

نخستین موضوعی که باید آن را به عنوان سیاست اصلی امیرکبیر در حوزه اقتصاد بدانیم، تلاش او برای رونق تولید داخلی است. امیر به‎طورکلی با واردات اجناسی که می‌شد در داخل کشور تولید شود، مخالف بود. هنگامی که روسیه کوشید تا رضایت دولت ایران را برای واردکردن سماور جلب کند، میرزاتقی‎خان با سپردن نمونه‌ای از آن به صنعتگران اصفهانی، تولید داخلی سماور را آغاز و کشور را از واردات آن بی‌نیاز کرد. او حتی برای واردات روی اجناس جزئی مانند واکسیل سربازان حساس بود و سفارش تولید آن‎ها را به خورشید‌خانم، خیاط زبردست تهرانی داد. امیر دستور ساخت کالسکه را در داخل کشور صادر کرد و همچنین، کوشید تا با احداث کارخانه‌های مهمات‌سازی، کشور را از واردات محصولات نظامی هم، بی‌نیاز کند. بنابراین، تکیه بر تولید داخلی، سیاست بی‌قید و شرط امیرکبیر بود. او برای تشویق کارآفرینان و صنعتگران ایرانی، جوایز ویژه و درخوری درنظر می‌گرفت؛ مثلاً کسانی که می‌توانستند معادن زغال‌سنگ و آهن را در کشور استخراج کنند، تا پنج‎سال از پرداخت مالیات معاف بودند یا کارآفرینان می‌توانستند برای گسترش کار خود، روی حمایت‌های مالی دولت حساب کنند. از جمله اقدامات مهم او در عرصه حرکت به سوی رونق اقتصادی، حذف واسطه‌هایی بود که به شیوه‌های گوناگون، صنعتگران و کشاورزان را تلکه می‌کردند؛ ویژه‌خوارانی که با استفاده از رابطه خانوادگی و... با دربار، مناصب خاص و درآمدزا را به دست می‌آوردند و از آن برای پُرکردن جیب خودشان سود می‌بردند. امیرکبیر به صورت همه‎جانبه با رانت‌بازی، ویژه‌خواری و ارتشاء به مقابله پرداخت و مجازات‌های سختی برای خاطیان وضع کرد. از سوی دیگر، او نظام مالیات کشور را سامان داد؛ اخذ مالیات به شکلی عادلانه رونق گرفت و فرار مالیاتی که در میان شاهزادگان و درباریان رواج گسترده‌ای داشت، به حداقل رسید. به این ترتیب، در عرصه اقتصادی، ثبات و در پی آن، رونق ایجاد شد.

سیاست علمی و فرهنگی:

تولید علم و افزایش آگاهی‌های عمومی

امیرکبیر با روش‌های خاص خودش، باعث تقویت وضعیت علمی و فرهنگی جامعه ایران شد. او که از عوارض ناگوار فرستادن محصل به خارج از کشور آگاه بود، دارالفنون را ایجاد کرد تا جوانان خوش‌قریحه ایرانی، در سرزمین مادری خودشان، علوم و فنون روز دنیا را فرابگیرند. امیر دارالترجمه‌ای بسیار قدرتمند و پرکار ایجاد و مسیو داوودخان، نماینده‌اش در اروپا را مجبور کرد که تازه‌ترین آثار مکتوب در همه زمینه‌های علمی را خریداری کند و به تهران بفرستد. او اهالی فرهنگ و ادب را به سمت و سویی بُرد که به جای پرداختن به مدح دولتمردان و گذران عمر در بطالت، به عرصه ترجمه و نگارش کتاب‌های مفید علمی ورود کردند؛ برخورد وی با قاآنی، شاعر توانای آن دوره که به زبان فرانسه هم مسلط بود، نمونه‌ای از این تلاش‌هاست. امیرکبیر، قاآنی را واداشت که چند کتاب مربوط به کشاورزی را به فارسی ترجمه کند. از سوی دیگر، امیر مصمم بود که تولیدات جدید و مفید علمی، در دسترس ایرانیان قرار بگیرد؛ شاید خیلی از ما ندانیم که ایران، اولین کشور در آسیا بود که فناوری تولید و استفاده از واکسن آبله را وارد کرد و به‎کار بست. امیر حساسیتی شدید روی سلامتی جامعه داشت. در دوران او، نهاد‌های بهداشتی و پزشکی، با دقتی وسواس‌گونه، زیرنظر بودند؛ به فرمان امیر، مرز‌های ورودی ایران مجهز به مکان‌های قرنطینه شد و به‎ویژه، هنگامی که اوضاع در کشور‌های همسایه از نظر شیوع بیماری‌های همه‌گیر به وخامت می‌گرایید، این مراکز قرنطینه فعال می‌شد و از ورود بیماری به کشور جلوگیری می‌کرد. امیر افزون بر انتشار کتاب در جامعه و توسعه صنعت چاپ، برای کاهش قیمت آثار مکتوب و در نهایت رونق مطالعه در کشور، دستور انتشار روزنامه «وقایع اتفاقیه» را داد. این روزنامه، اخبار روز دنیا و رویداد‌های مهم داخلی را، در کمترین زمان ممکن به گوش مردم می‌رساند و علاوه بر این، مقالاتی را درباره اصول جدید بهداشتی و لزوم ایجاد تغییر در ساختار‌های اداری و خدماتی، در اختیار مردم قرار می‌داد.

سیاست خارجی و امنیتی:

عزت ملی و نفی سلطه‌پذیری

امیر در عرصه سیاست خارجی، با تنگنا‌های بسیاری روبه‌رو بود؛ روس و انگلیس نفوذ گسترده‌ای در ایران داشتند و بسیاری از درباریان، به سفارتخانه‌های این دو دولت استعماری وابسته بودند. میرزاتقی‌خان برای رفع این مشکل، ابتدا ساختار‌های امنیتی را ترمیم کرد؛ افراد مورد اعتماد را در مناصب حساس اطلاعاتی به‎کار گرفت و از مردم برای تقویت این ساختار، استفاده گسترده‌ای کرد. او تقریباً از تمام فعالیت‌های سفارتخانه‌های خارجی در تهران مطلع بود تاجایی‎که سفیر روسیه تزاری اعتقاد داشت امیرکبیر با «اجنه» در ارتباط است! امیر برخورد خود را با سفرای اروپایی، به ویژه روس و انگلیس، در چارچوب مناسبات پایاپای بین‌المللی تنظیم کرد و آن‏ها را برای مسائل مربوط به خودشان، به وزیرخارجه ارجاع داد. میرزاتقی‌خان در کشور‌های موردنیاز، به‎ویژه جا‌هایی که اتباع ایرانی حضور داشتند، سفارتخانه و کنسولگری تأسیس کرد و قرارداد‌های دوجانبه را برای دفاع از اتباع ایرانی در اروپا و آسیا به‎کار گرفت. به دستور او، پرچم ایران بر فراز سفارتخانه‌های کشورمان در سراسر جهان برافراشته شد و اگر کشوری از این اقدام ممانعت می‌کرد، فرمان می‌داد پرچم سفارتخانه آن کشور را در تهران، پایین بیاورند. امیر معتقد به ایجاد خط سوم در سیاست خارجی بود؛ یعنی ارتباط با دولت‌هایی غیر از روس و انگلیس؛ به همین دلیل دستور داد مسیو داوودخان، معلمان مدرسه دارالفنون را از پروس و اتریش استخدام کند که دولت‌های آن‌ها کمترین منافع را در ایران داشتند. امیر در تنظیم قراردادها، وسواس بسیاری داشت؛ او با وجود قدرت برتر نظامی انگلیس در خلیج‌فارس، معاهده مربوط به جلوگیری از تجارت برده را به گونه‌ای تنظیم و امضا کرد که انگلیس از خیر اجرای آن گذشت! این نکته مهمی است که امیر در عین حال که بهانه به دست دشمن نمی‌داد، زیربار تعهدات ظالمانه هم نمی‌رفت و حاضر نبود خواری ایران و ایرانی را به چشم ببیند.

نکته

چهار سال، وقت کمی نیست

یکی از نام‌های دارای افتخار در تاریخ ما - به همان اندازه‌ای که واقعیت دارد - امیرکبیر است. امیرکبیر در کشور ما سه سال در رأس دولت بوده است. معلوم می‌شود سه سال وقت خیلی زیادی است. همه کار‌هایی که امیرکبیر انجام داده و همه خاطرات خوبی که تاریخ و ملت ما از این شخصیت دارد، محصول سه سال است. بنابراین، چهار سال، وقت کمی نیست - وقت خیلی زیادی است - به شرط این‌که از همه این وقت به نحو درست استفاده شود.
(بیانات رهبر انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس؛ ۲۷/۳/۸۳)

 

*جواد نوائیان رودسری

برچسب ها: انتخابات 1400
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: