تغییر کاربری اراضی کشاورزی در چند سال اخیر به ویژه در استان های شمالی کشور سوژه ی بسیاری از رسانه های کشور ما شده است ...

کد خبر: ۸۲۰۳۰
۲۲:۴۱ - ۲۵ بهمن ۱۳۹۹

تیتر امروز

تغییر کاربری اراضی کشاورزی در چند سال اخیر به ویژه در استان های شمالی کشور سوژه ی بسیاری از رسانه های کشور ما شده است ...

بر اساس آمار موجود استان گیلان ۲۳۸ هزارهکتار اراضی شالیزاری دارد.

با توجه به شیوع بیماری کرونا گفته می شود اراضی زراعی و باغ چای مورد هجوم سودجویان قرار گرفته است .

هجوم افراد غیر بومی برای ویلا سازی در زمین های زراعی و باغی گیلان این نگرانی را به وجود آورده که تا چند سال آینده از مقدار زیر کشت محصولاتی چون :برنج و چای کاسته شود .

شدت تخریب و تبدیل اراضی کشاورزی و تغییر کاربری آن را به راحتی می توان به هنگام عبور از جاده های استان های شمالی کشور دید،اما چرا اقدامی برای توقف این روند از سوی مدیران ذیربط صورت نمی گیرد سوالی است که ذهن همگان را به خود مشغول کرده است .

شاید یکی از نگرانی ها این باشد که کاهش اراضی زیرکشت محصولاتی چون : برنج و چای گیلان ،کاهش تولیدات را به همراه داشته باشد ...

نباید فراموش کنیم که این موضوع چالش های اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی زیادی را برای روستائیان گیلانی و برای استان گیلان ایجاد کرده است.

 آقای خانکشی پور پژوهشگر و مدرس اقتصاد ،نگاهی دیگر و تحلیلی نو به این موضوع دارد و می گوید:

گاهی بعضی از مفاهیم بر اثر تکرار زیاد، ملکه می شوند، در حالی که تکرار، الزاما دلالت بر صحت آن مفاهیم ندارد؛ بلکه پایه اعتماد، بدون یک بررسی کارشناسانه دقیق، موجب تکرار مطالب گردیده و همچنان با یک کارشناسی دقیق و توجه علمی امکان اصلاح دیدگاه ها و یا تغییر اولویت ها منتفی نیست. شاید بتوان ادعا کرد که بحث در خصوص تغییر کاربری از همین مقولات است. 

در واقع تغییر کاربری باید از زوایای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد تا بتوان با نمایه ای روشن به تعیین راهبرد مناسب برای پیشبرد سیاست ها پرداخت.

 

ویلاهای شیک و گرانقمت در کنار فقر حاکم در روستاها

 

خانکشی پور در باره زوایای پنهان و آشکار تغییر کاربری زمین های زراعی و باغی می گوید:

برای اینکه شناخت بهتری از موضوع تغییر کاربری داشته باشیم ابتدا به چند نکته از زوایای مختلف اشاره می کنم و سپس به نتیجه گیری خواهم پرداخت.

نکته اول- جمعیت در استان ما و در کشور و جهان رو به افزایش است. اگر چه ضریب رشد جمعیت تغییراتی داشته و در روند پیشرفت جوامع، کم و زیاد شده اما در طی زمان، جمعیت همواره روند افزایشی داشته است. 

مهم نیست که این جمعیت در روستا بمانند یا به شهرها مهاجرت کنند، بلکه مهم این است که این جمعیت حق زندگی دارند و باید بتوانند اسکان پیدا کنند و باید بتوانند از مواهب پیشرفت بشر بهره ببرند و البته این الزاما با توسعه مناطق مسکونی میسر می شود.

 پدیده ای که تا کنون در همه جهان رخ داده، ایران و گیلان هم استثناء نبوده و در هیچ شرایطی نمی توان حق اسکان را از انسان گرفت. 

این حق الزاما با تغییر کاربری زمین های زراعی، باغی و جنگلی همراه بوده است و تحت هر شرایطی نیز همراه خواهد بود و باید بدانیم و بپذیریم که گریزی از آن نیست. 

اگر بگویم همه مناطق مسکونی فعلی، یک روزی زمین های کشاورزی و جنگلی بودند، قطعا بیراه نگفتم. اما مفهوم مهمتر در این تحلیل این است که کل زمین های مسکونی تخصیص یافته طی قرون ماضی حتی کمتر از 5 درصد مجموع اراضی است. یعنی اتفاقی که از آن صحبت می کنیم و جامعه و بشریت را از آن به هراس می اندازیم در طی چند قرن گذشته تأثیری معنی دار بر کشاورزی و منابع طبیعی نداشته است و بد بینانه ترین پیش بینی ها هم تا 100 سال آینده اثری بیشتر از 5 درصد را برآورد نمی کند. در حالی که دانش و تکنولوژی در کشاورزی توانسته، در فقط یک دوره کمتر از نیم قرن، رشدی 3 تا 4 برابری را در عملکرد کشاورزی ایجاد نماید. به این مفهوم که اگر انسان برای زندگی خود ناچار شده کمتر از 5 درصد اراضی را از چرخه تولید محصول زراعی و باغی خارج کند اما به ازای آن همین انسان توانسته تولید محصول در بیش از 95 درصد اراضی را 3 تا 4 برابر افزایش دهد.

نکته دوم- پاسخ قبلی من تلاشی بود برای کاهش نگرانی ها در خصوص تغییر کاربری تا با توجه به منطق و عقلانیت فضای ذهنی مناسب برای اتخاذ سیاست ها و راهبرهای قابل اجراء فراهم شود و بتوان در موضوع مهم تغییر کاربری در باره ساختارها و چهارچوب نظری صحبت کرد. 

ایشان در ارتباط با تعارض منافع اقتصادی خرد و کلان می گویند:

اشخاص اجازه دارند سرمایه خودشان را در هر زمینه ای که بهترین سودآوری را دارد بکار بگیرند. هیچ کس از شخصی که زمینی را در گلسار رشت یا سعادت آباد تهران به قیمت نجومی می فروشد و یا روی آن برج می سازد، متعرض نمی شود، کمپین ایجاد نمی کند و حتی احتمالا تدبیر او را تحسین هم می کنند، که توانسته از سرمایه خود به صورت بهینه استفاده کند. در حالی که همه آن اراضی نیز یک زمانی زمین کشاورزی یا باغی یا جنگلی بودند. همینطور بکار گیری سرمایه نقدی که این حق را برای همه اشخاص قایلیم تا به سودآوری بیشتر آن بیاندیشند. حال سئوال اساسی این است چرا این حق را برای کشاورزان ضعیف قایل نیستیم؟ چرا باید کشاورزان ما که از یک سوی برای معیشت روزانه خود دچار مشکلات عدیده هستند و از سوی دیگر برای تولید و فروش محصول خود نیز دچار سیاست های اشتباه، راهبردهای کم اثر، اقدامات مافیایی و رقابت نابرابر می باشند، زمین با ارزش میلیاردی خود را حفظ کنند و این تنها سرمایه زندگی خود را تبدیل به احسن نکنند؟ اقدام کشاورزان به فروش زمینی که حالا به دلیل قرار گرفتن در کنار جاده و یا در طرح هادی روستا و یا در حوزه شهری قیمت بالاتری پیدا کرده، یک اقدام منطقی در حوزه اقتصاد خرد محسوب می شود اما ممانعت از تغییر کاربری از کشاورزی به مسکونی یا تجاری، در حوزه اقتصاد کلان است. در واقع با ممانعت از تغییر کاربری، از کشاورزان انتظار داریم تا با بنیه ضعیف و شکننده خود تمام هزینه اهداف ملی را بپردازند. بنظرم این از انصاف و عدالت دور است. اگر قرار باشد مانع تغییر کاربری از کشاورزی به مسکونی باشیم، آنگاه باید بجای اتخاذ روشهای قهری و تنبیهی، به روش های تشویقی بیاندیشیم و به عقلانیت اقتصادی کشاورزان و منافع این قشر کم توان احترام بگذاریم.

 نکته سوم - پرداختن به جهت تغییر کاربری هاست. 

غلامرضا خانکشی پور انتقادی هم دارد به ویلاسازی های بی رویه و تغییر ساختارها در گیلان و ادامه می دهد : کنار هم قرار گرفتن ویلاهای آنچنانی نو کیسه های بی درد در کنار فقر سبز کشاورزان بومی بیشتر از آنکه به بحث تغییر کاربری مربوط باشد، به بی برنامگی ها، باری به جهت بودن مسئولیت ها و اتخاذ روش های مبتنی بر اعتقادات لیبرال سرمایه داری تصمیم گیران، برنامه ریزان و دولت ها بر می گردد. اقتصاد مبتنی بر مکتب شیکاگو در ایران توانسته فاصله طبقاتی ایجاد کند و رانت های نفتی در کنار دلاریسم اقتصادی طرفداران نزدیکی به غرب و تا حدی اسلام گریزی حرفه ای، گروهی ممتازه از سرمایه سالار را در ایران شکل داده و حالا ویلاسازی یکی از منصه های ظهور آن است.

 

 

✍️ سید محمد جعفر نژاد 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: