به مناسبت یکم مهر، زادروز خسرو آواز ایران

صدای استاد شجریان با عمر و ایام بسیاری از ما در آمیخته است. نغمه‌هایی که گویی همزمان از درون تاریخ و سویدای جان ما سر می‌کشند، به حوادث دوران گره می‌خورند و بر گوش دل می‌نشینند. خسرو آواز ایران امروز ۸۰ ساله می‌شود. ۸۰ سالگی‌ای که حالا به جاودانگی پهلو می‌زند. وحید جلایی، حقوقدان است و از خیل آنانی که عمرشان را با موسیقی ایرانی گره زده‌اند. او در نوشته‌ای کوتاه از صدای استاد گفته است که چگونه هفتاد رنگ جادویی آن بر بوم عمرش نشسته است.

کد خبر: ۷۱۸۵۶
۰۷:۵۹ - ۰۱ مهر ۱۳۹۹

صدای استاد شجریان؛ هفتاد رنگ جادویی بر بوم زندگی ایرانیان

دیدارنیوز: صدای استاد شجریان با عمر و ایام بسیاری از ما در آمیخته است. نغمه‌هایی که گویی همزمان از درون تاریخ و سویدای جان ما سر می‌کشند، به حوادث دوران گره می‌خورند و بر گوش دل می‌نشینند. خسرو آواز ایران امروز ۸۰ ساله می‌شود. ۸۰ سالگی‌ای که حالا به جاودانگی پهلو می‌زند. وحید جلایی، حقوقدان است و از خیل آنانی که عمرشان را با موسیقی ایرانی گره زده‌اند. او در نوشته‌ای کوتاه از صدای استاد گفته است که چگونه هفتاد رنگ جادویی آن بر بوم عمرش نشسته است.

 

وحید جلایی:

یکم. نفرت و عشق در نوجوانی
پایان دهه شصت و اوایل دهه هفتاد است، تو نوجوانی هستی که تازه سرک کشیدن بین نام‌های مشهور هنری را آغاز کرده‌ای، عصر گذار است: گذار از روز‌های پر اضطراب جنگ و ورود به دوره‌ آرامش، آرامش نسبی البته... دسترسی‌هایت به موسیقی و فیلم و سریال خلاصه می‌شود به آنچه از صدا و سیما پخش می‌شود. از رادیو موسیقی می‌شنوی، معمولا موسیقی سنتی و ایرانی. دوره‌ انسداد فرهنگی است. یافتن اقلام فرهنگی ممنوعه حتی غیر ممنوعه سخت است و دشوار. تصنیف‌هایی از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود، بعضی‌ها از بس تکرار می‌شوند که تو حفظ‌شان کرده‌ای: مردان خدا با صدای جلال‌الدین محمدیان، گفتم غم تو دارم با صدای شاپور رحیمی... نام‌های تازه‌ای هم می‌شنوی: علیرضا افتخاری، ایرج بسطامی... اما از این بین توانسته‌ای دو آلبوم بخری، هر دو از شهرام ناظری «کیش مهر» و «آتش در نیستان». بار‌ها و بار‌ها گوش‌شان می‌دهی اشعار را از حفظی و این برای یک نوجوان کمی عجیب است... در شهر و سر در مغازه‌ها نام آلبومی را دیده‌ای: «دود عود» به خوانندگی محمدرضا شجریان، ترغیب می‌شوی که آن را بخری، تا شاید علت شهرت شجریان را بفهمی. اما بعد از اولین بار که گوشش می‌کنی نتیجه خوب نیست. کیفیت پایین ضبط و مقدمات طولانی بی‌کلام و آواز‌هایی که آن روز خیلی درکشان نمی‌کنی. محتوای کاست (نوار) را می‌شود حذف کرد و چیز دیگری رویش ضبط کرد. تو آلبوم دیگری از شهرام ناظری را روی آن ضبط می‌کنی با نام گل صد برگ! و تصمیم می‌گیری دیگر گرد شجریان هم نروی... اما نام او بزرگتر از این حرف‌هاست که بشود نادیده‌اش گرفت. آلبوم جدیدی آمده: «آسمان عشق»، باز هم بر تردیدهایت غلبه می‌کنی و آن را می‌خری، یک بار، دوبار، سه بار ده‌ها بار گوشش می‌دهی، آن صدای محزون پخته‌ مسحور کننده که شجریان هنرمندانه رهایش می‌کند، با آن هم نوازی‌های نی و تار و سنتور؛ و تصنیف درخشان آسمان عشق با شعری از مولوی: «چنان مستم چنان مستم من امشب...» و تو چنان مستی که در مستی کشف و شهود می‌کنی! کشف تازه‌ای کرده‌ای، کشفی بی همتا، تمام آن صدا‌ها و آلبوم‌ها و ترانه‌های پیشین، انگار هیچند در برابر این کشف تازه... ناگهان شجریان تبدیل می‌شود به مونس هر روزت، با آن ضبط قدیمی خانه پدری، هر روز و هر ساعت صدای شجریان است که در گوشت می‌پیچد، «نوامرکب خوانی، بیداد، آستان جانان، سر عشق و دستان..». نفرتی که ناگهان به عشقی ماندگار تبدیل می‌شود.
 
دوم. عاشقیِ مدامِ جوانی
حالا در میانه‌های دهه ۷۰ جای حیرتِ گذشته را اطمینان و وابستگی گرفته. روزی نیست که شجریان گوش ندهی، حالا کم و بیش از دنیای پیچیده موسیقی ایرانی سر در میاوری، سه گاه و چهار گاه و همایون و دشتی را تشخیص می‌دهی. می­دانی ماهوری که در «سر عشق» خوانده بهتر از ماهوری است که در «سروچمان» اجرا کرده؛ می‌توانی به عنوان شنونده‌ موسیقی، اهمیتِ «دستان» را و آن آواز بی­‌نظیرش در چهارگاه را بفهمی: «از در درآمدی و من از خود به در شدم...». مرکب خوانی را می­‌شناسی و پیچیدگی­‌های شگفت آور آواز شجریان در «نوا مرکب خوانی» را درک می‌کنی. علاوه بر آلبوم‌های رسمی، به دنبال آلبوم‌های غیر رسمی هم می‌روی؛ مجلس خصوصی‌هایی که اجرا کرده، با آن کیفیت‌های پایین ضبط، که هر کدام شاهکاری­‌اند برای خودشان. شعر‌های حافظ و سعدی و عطار و عراقی و باباطاهر و فریدون مشیری و دیگران را به مدد آواز او بهتر می‌شناسی. دهه هفتاد، دهه فعالیت گسترده شجریان است. در میانه­ این دهه تغییرات سیاسی در کشور ایجاد شده، امیدواری به جامعه رخنه کرده و شجریان سالی دو سه آلبوم منتشر می‌کند و هوادارانش را از صدایش سیراب می‌کند. موسیقی‌های جدید، صدا‌های تازه و فضا‌های نو به سمت جوانان سرازیر شده، اما همچنان صدای اوست که از خودبی‌خودت می‌کند.


سوم. دریغ‌های بی‌انتهای میانسالی
حالا در میانسالی و در زمانه‌ اضطراب‌ها و یاس‌ها و ناامیدی‌ها، اگر چه هنوز صدایش برایت آرامش بخش است، اما دریغ‌های بسیاری هم داری. دریغ از اینکه نشد تا در یک کنسرتش شرکت کنی، دریغ از اینکه یاران و همنوازان بی‌نظیرش، محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان، دیگر نیستند، دریغ از اینکه که محمد موسوی (نوازنده­ نی) با آن همنوازی‌های شگفت‌آورش در «نوامرکب خوانی» و «سر عشق» و ده‌ها ساعت کنسرت و مجلس خصوصی، منزوی شده و اینکه شجریان مدتهاست بیمار است و تو باید مدام نگران احوالش باشی. از این که در همهمه و غوغای شبه هنرمندان، او نیست تا چهره هنرمند اصیل را به نمایش بگذارد.


چهارم. خسرو آواز
شجریان بهترین خواننده تاریخ موسیقی ایرانی است؟ پاسخ این سوال دشوار است. حداقل برای تو که متخصص موسیقی نیستی دشوار است. اما اگر تعبیر داریوش پیرنیاکان نوازنده چیره دست تار را مبنا قرار دهی شجریان ویژگی‌های همه پیشینیان و هم‌عصرانش را یک جا در خود دارد. او حزن صدای محمودی خوانساری، قدرت صدای ایرج، مردم پسندی صدای گلپایگانی و لطافت صدای بنان و محبوبیت و مردمی بودن قمرالملوک وزیری را در خود دارد، قدرت صدایش شاید به ایرج نرسد، اما تسلطش بر آواز ایرانی یگانه است (شجریان در جایی گفته قدرت صدای ایرج زمانی معیار خوانندگی بود) حالا کم نیستند کسانی که از سبک آوازی منحصربفرد شجریان سخن می­‌گویند. او هر جا بوده آواز خوانده، از کنسرت‌ها و مجالس دوستانه گرفته تا مجالس ختم و بزرگداشت و مراسم رسمی و حضور‌های ناگهانی. شاید کمتر خواننده‌ای مانند او در اعتلای آواز ایرانی نقش داشته باشد. حالا و در این زمانه‌ پر آشوبِ رسانه‌های مجازی، چه بسیار از قطعات آوازی‌اش بسان یک تصنیف و ترانه دست به‌دست می‌شود و شنونده‌هایش با هر گرایش موسیقیایی حس بی نظیر و شگفت آوری را تجربه می‌کنند. نام او با «آواز» گره خورده، «خسرو آواز»، «قله آواز» لقب‌های بی دلیلی نیستند که به او داده‌اند. برخی منتقدانش می‌گویند تحولات سیاسی‌ای که صدای زنان را به پستوی خانه‌ها فرستاد و فعالیت برخی‌ها را ممنوع کرد، در برآمدن و شهرت و محبوبیت شجریان نقش بسیاری داشته. اما اگر حتی تمام آلبوم‌های مجوزدار  و کنسرت‌های رسمی او در ایران را از کارنامه‌اش حذف کنیم، بازهم آنچه از تجربه گل‌ها (در قبل از انقلاب) و آثار غیر رسمی و کنسرت‌های خارج از کشور و اجرا‌های بی نظیر خصوصی (که هیچ کدام با مجوز حاکمیتی اجرا نشده) از او باقی می‌ماند، با فاصله بسیار، او را بر جایگاه اول آوازخوانان موسیقی ایرانی قرار می‌دهد.


پنجم. دود عود
برمی‌گردی به دود عود، حالا بعد از سال‌ها از آن تجربه ناخوشایندِ اول، هر وقت پیش درآمدش را می‌شنوی یا آن آواز دلنوازش با شعر عطار در دستگاه نوا: «آتش عشق تو در جان خوشتر است...». یا تصنیف کم نظیر دود عود، با خودت می‌گویی چه خوب شد در آن بی‌خبریِ نوجوانی، برای همیشه این صدا را رها نکردی. دود عود برای من عزیزتر از همه‌ آثار شجریان است...

 

* طرح از مهدی سلیمانی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
عطا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۱
0
0
حنجره ای که باآیات ملکوتی قرآن کریم صیقل داده شده.بی شک میبایست حنجره ای آسمانی باشد.استادشجریان استاد بی بدیل آواز،بلکه استادموسیقی ایران است.خداوند متعال ایشان راازگزندهمه حوادث واتفاقات عرضی وسمایی محفوظ ومصون بدارد وهمچنان طول عمرباعزت عنایت فرمایدوباحضرت داوودعلیه السلام محشورو همنشین فرماید.