سنت قربانی کردن از زمان آدم ابوالبشر وجود داشته تا زمان حاضر؛ عده‌ای سربلند و عده‌ای دیگر سرشکسته؛ در طول تاریخ گروه قلیلی فرزند هابیل‌اند و جماعتی کثیر از قابیلیانند. در حقیقت قربانی کردن اوج بندگی است؛ و فرزندان آدم ابوالبشر ذبح عظیمی را به خداوندگار جهانیان بدهکار بودند آنجا که باید فرشتگان بر مقام انسانیت سجده می‌کردند.

کد خبر: ۶۷۲۰۳
۱۲:۰۲ - ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
عید قربان؛ و فدیناه بذبح عظیم
 
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: عید قربان عید بندگی و قربانی کردن هوای نفس است. در واقع مسلمانان در این روز خوی حیوانی را به مسلخ عشق بازی با پروردگار می‌برند و مقام انسانیت را ورای هر منیتی به جشن بندگی می‌نشینند. داستان قربانی کردن حضرت اسماعیل به دست حضرت ابراهیم داستان کشتن هوای نفس و اظهار بندگی آن پیامبر بزرگ خداوند است. در سوره صافات آیات ۱۰۲ تا ۱۰۶ چنین آمده است: هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت»، چون هر دو تسلیم شدند و او را به پیشانی افکند او را ندا دادیم که «ای ابراهیم آن رویا را تحقق بخشیدی و به مأموریت خود عمل کردی، ما اینگونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم، این مسلما همان امتحان آشکار است».

ظاهر داستان ذبح اسماعیل تنها قربانی شدن پسر به دست پدر است؛ اما آیا به راستی خداوند از ابراهیم خلیل خواسته سر فرزندش را از تنش جدا کند. در این باره مفسران احتمالات بسیاری را بیان کرده اند. اما آنچه مسلم است خداوند سنت قربانی کردن را قرار داده تا امتحانی باشد برای انسان‌ها و از این رهگذر انسان هوای نفسانی خود را زیر پا بگذارد تا به مقام «عند ملیک مقتدر» نائل شود. امر به قربانی کردن اول بار در زمان آدم ابوالبشر بود. خدای متعال در سوره مائده می‌فرماید: «واتل علیهم نبأ ابنی آدم بالحق إذ قربا قربانا فتقبل من أحدهما و لم یتقبل من الآخر»؛ و داستان دو پسر آدم را به درستی بر ایشان بخوان، هنگامی که (هر یک از آن دو) قربانی‌ای پیش داشتند، پس، از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد.

حضرت صادق علیه السلام در روایتی فلسفه قربانی کردن را به روشنی چنین بیان می‌فرماید: «هنگام قربانی، گلوی هوای نفس و طمع را قطع کن»؛ قابیل، چون نتوانست گلوی هوای نفس را قطع کند قربانی اش پذیرفته نشد، و ابراهیم خلیل در این آزمون سخت سربلند بیرون آمد؛ قرار نبوده که ابراهیم فرزندش را بکشد و تعبیری که در قرآن کریم آمده از این باب است که فرزند انسان همانند خود انسان است و کشتن فرزند همانند آن است که فردی خودش را بکشد. امر به قربانی کردن در حقیقت امر به کشتن نفس حیوانی است تا انسان به مقام انسانیت برسد. حکیم متأله رفیعی قزوینی در این باره تعبیر ظریفی دارد. وی می‌گوید: «قربانی در روز عید صورتی دارد و باطنی؛ صورت آن کشتن حیوانی با صفات و ویژگی‌های خاصی است و باطن آن، کشتن نفس حیوانی است؛ زیرا انسان در مرتبه نفس حیوانی، با حیوان فرقی ندارد قربانی روز عید، اشاره به ذبح نفس حیوانی است، نه عقلانی».

آنچه باید در سیر و سلوک الی الله محو شود مقام حیوانیت است، نه مقام عقلانیت؛ زیرا مانعی در ساحت مقدس عقل وجود ندارد؛ اما در قوه حیوانی مانع سیر الی الله زیاد است.

سنت قربانی کردن از زمان آدم ابوالبشر وجود داشته تا زمان حاضر؛ عده‌ای سربلند و عده‌ای دیگر سرشکسته؛ در طول تاریخ گروه قلیلی فرزند هابیل اند و جماعتی کثیر از قابیلیانند. در حقیقت قربانی کردن اوج بندگی است؛ و فرزندان آدم ابوالبشر ذبح عظیمی را به خداوندگار جهانیان بدهکار بودند آنجا که باید فرشتگان بر مقام انسانیت سجده می‌کردند و عاشورا صحنه آن عشق ورزی است؛ آنجا که سیدالشهداء علیه السلام خود را به قربانگاه برد «و فدیناه بذبح عظیم» را معنا کرد. جلوه‌ای تام از اوج بندگی که زینب کبری سلام الله علی‌ها در وصف آن فرمود: «ما رأیت الا جمیلا».
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم