محمدقاسم محبعلی، دیپلمات و سفیر پیشین ایران در مالزی و یونان، درباره نقش علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در مذاکرات تهران و واشنگتن توضیح داد: به نظر میرسد مدیریت مذاکرات با آمریکا، در اختیار شورای امنیت ملی قرار گرفته و وزارت امور خارجه زیر نظر آن در حال مذاکره است. اگر چنین باشد، یک بحث مطرح میشود و آن اینکه آیا واقعاً وزارت امور خارجه، یعنی دولت و شورای امنیت ملی کاملاً هماهنگ هستند یا خیر.

دیدارنیوز: یک دیپلمات بازنشسته گفت: به نظر میرسد مدیریت مذاکرات با آمریکا، در اختیار شورای امنیت ملی قرار گرفته و وزارت امور خارجه زیر نظر آن در حال مذاکره است. اگر چنین باشد، یک بحث مطرح میشود و آن اینکه آیا واقعاً وزارت امور خارجه، یعنی دولت، و شورای امنیت ملی کاملاً هماهنگ هستند یا خیر.
محمدقاسم محبعلی، دیپلمات و سفیر پیشین ایران در مالزی و یونان در گفتوگو با ایلنا، در رابطه با ارزیابی خود از اظهارات اخیر مقامات آمریکایی در خصوص مذاکراتی که با ایران داشتند و پیامی که علی لاریجانی در سفر به عمان دریافت کرده است، گفت: پیام منتشر نشده است که بدانیم محتوای آن چیست و در چه زمینهای مطرح شده است، اما ظاهر قضایا نشان میدهد که آمریکاییها نسبت به گذشته آمادگی بیشتری برای رسیدن به توافق دارند. اینکه این توافق در چه حوزههایی خواهد بود؟ مشخص نیست. هر طرف همچنان مواضع اعلامی خود را بیان میکند.
صرفاً انتقال مواضع بین آمریکا و ایران صورت گرفته است
وی با طرح این سوال که آیا این مواضع اعلامی ایران و آمریکا در گفتوگوها هم همسان است یا خیر، تصریح کرد: طرف ایرانی میگوید من فقط درباره موضوع هستهای گفتوگو میکنم و بحث غنیسازی صفر و مواردی از این دست قابل مذاکره نیست، همچنین فروش اورانیوم هم قابل مذاکره نیست؛ در حالی که طرف مقابل سخنان دیگری مطرح میکند. آمریکاییها مواضع گوناگونی دارند و ترامپ هم به همین صورت است. در ایران هم مواضع یکسان نیست. در حال حاضر آنچه رخ داده، صرفاً انتقال مواضع بین طرفین است و چیزی فراتر از آن پیش نرفته است. از هیچ نکتهای نمیتوان نتیجه گرفت که گفتوگو یا توافقی صورت گرفته یا حتی چارچوب مذاکرات توافق شده است. هنوز دید روشنی در این زمینه به نظر نمیرسد.
ممکن است از قوه قهریه استفاده شود
این تحلیلگر مسائل بینالملل در خصوص اهمیت ارسال ناو جرج بوش به منطقه و تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران گفت: میتوان آن را در چارچوب سیاست موسوم به فشار حداکثری و آنچه ترامپ «صلح از موضع قدرت» مینامد، تفسیر کرد؛ برداشت ما میتواند این باشد. در عین حال، این اقدام میتواند نوعی هشدار هم باشد که اگر چارچوب مورد نظر آنان برای توافق پذیرفته نشود، ممکن است از قوه قهریه استفاده شود. هر دو احتمال وجود دارد؛ هم بازدارندگی و هم احتمال استفاده از قوه قهریه در صورت عدم توافق؛ بنابراین باید هر دو موضوع را در نظر گرفت و برای هر یک جایگاه قائل شد.
در دیپلماسی همه چیز قابل مذاکره و دادوستد است
این دیپلمات با تجربه در پاسخ به این سوال که به نظر شما میتوان در موارد دیگری که آمریکا مطرح میکنند مذاکره کرد، عنوان کرد: در دیپلماسی همه چیز قابل مذاکره و دادوستد است، باید ما به ازای آن سنجیده شود. مشکل ما با آمریکا، اسرائیل یا کشورهای اروپایی و حتی کشورهای منطقه، مسئله امنیتی است و باید بر سر یک چارچوب امنیتی به توافق رسید. طبیعتاً در آن صورت ممکن است موضوع موشکها یا حتی موضوع هستهای از این حساسیتی که اکنون دارد کاسته شود.
اگر به توافق برسیم نیازی نیست سرمایهگذاری بزرگ امنیتی داشته باشیم
محبعلی ادامه داد: تا زمانی که تهدیدات امنیت وجود دارد، هر موضوعی میتواند مطرح باشد. اگر به یک چارچوب، تفاهم، معاهده، موافقتنامه عدم تخاصم یا ترک مخاصمه برسیم، ممکن است در آن چارچوب دیگر نیازی نباشد ما این حجم سرمایهگذاری بر موشکها انجام دهیم یا آنان هم این میزان نیرو در منطقه داشته باشند و تهدیدی متوجه طرفین نخواهد شد.
آمریکا یک سیاست جهانی را دنبال میکند
مدیرکل پیشین خاورمیانه در وزارت خارجه درباره دوگانه لابی اسرائیلیها و فشار منطقهای بر تصمیمی که شخص ترامپ در خصوص ایران خواهد گرفت، بیان کرد: در اینجا باید توجه داشته باشیم که آمریکا یک قدرت جهانی است و مسائل و چالشهای مختلفی را مدنظر دارد؛ تنها مسئله آن ایران و اسرائیل نیست. روسیه، چین، اروپا، مسائل آمریکای جنوبی، آفریقا و سایر مناطق را در نظر میگیرد و یک سیاست جهانی را دنبال میکند و متناسب با آن با چالشهای جهانی مواجه است. اسرائیل کشوری است که تمرکز اصلی آن بر منطقه است. در این شرایط ممکن است آمریکاییها در جایی سیاست نرمتری اتخاذ کنند و در جایی دیگر سیاست سختتری داشته باشند که اسرائیل با آن سیاست نرم آمریکاییها مخالفت کند و یا نوعی بازی دوگانهای داشته باشند.
بازی نتانیاهو و ترامپ چیست؟!
وی افزود: اسرائیل ممکن است سیاست حداکثری را دنبال کند و آمریکاییها در مذاکره از آن به عنوان اهرم فشار استفاده کنند؛ افزون بر فشار نظامی و سایر ابزارها، از مواضع و چماق اسرائیل هم برای فشار بیشتر بر ایران بهره ببرند. هر دو احتمال قابل طرح است. ممکن است این سیاست بین نتانیاهو و ترامپ هماهنگ شده باشد و نتانیاهو بهگونهای عمل کند که چنین القا شود که اقدامات در حال انجام به نفع ما نیست و ترامپ بگوید من تلاش میکنم به سمت مذاکره بروم تا از ایران امتیاز بیشتری بگیرند و طبیعتاً از فشار و مطالبات نتانیاهو هم بهرهبرداری کنند. تا حدی هم به نظر میرسد این سیاست کاربرد داشته است؛ زیرا مقامات ایرانی هم به آمریکا توصیه میکنند که به سخنان اسرائیل گوش نکند و این نشان میدهد که این رویکرد بیاثر نبوده است.
آیا وزارت خارجه و شورای امنیت ملی هماهنگ هستند
این کارشناس سیاست خارجی ایران درباره نقش علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در مذاکرات تهران و واشنگتن توضیح داد: به نظر میرسد مدیریت مذاکرات با آمریکا، در اختیار شورای امنیت ملی قرار گرفته و وزارت امور خارجه زیر نظر آن در حال مذاکره است. اگر چنین باشد، یک بحث مطرح میشود و آن اینکه آیا واقعاً وزارت امور خارجه، یعنی دولت و شورای امنیت ملی کاملاً هماهنگ هستند یا خیر.
کشور باید یک سیاست و یک زبان مشخص را در دیپلماسی به کار گیرد
وی خاطرنشان کرد: ممکن است وزارت خارجه و شعام کاملاً منطبق نباشند و به همین دلیل شاهد سفرهای موازی باشیم؛ بهعنوان مثال، سفر به ترکیه و همزمان سفر به مسکو، یا پس از گفتوگوهای وزیر امور خارجه با فاصله کوتاهی، سفر دبیر شورای امنیت ملی به همان کشورها را شاهد بودیم. این پرسش مطرح است که آیا این اقدامات کاملاً هماهنگ و مبتنی بر تصمیم واحد است یا خیر. میتوان گفت که وجود اختلاف فازها، چندان مناسب نیست و کشور باید یک سیاست و یک زبان مشخص را در دیپلماسی به کار گیرد.