گروسی پیش از آن که خیلی دیر شود شاید به نوعی هشدار داد که ادامه این وضعیت، آژانس را به سمت گزارشدهی منفی سوق خواهد داد و همین بخش از موضعگیری او بود که در رسانههای غربی بهعنوان یک اولتیماتوم دیپلماتیک غیررسمی معنا شد؛ هشداری که باز به نظر میرسد بیش از آن که فنی باشد، بار سیاسی دارد و میتواند در شورای حکام یا حتی در معادلات بزرگتر دیپلماسی هستهای اثرگذار شود.

دیدارنیوز: دومین ماه زمستان رسیده و به نظر میرسد حالا دیگر یخبندان نه فقط جغرافیای ایران که حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور را نیز فراگرفته است.
نهال فرخی در توسعه ایرانی نوشت: یخبندانی که موج اول سرمایش هرچند از آغاز تابستان سال جاری و همزمان با جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل رسیده بود، اما موج دومش را باید در روند اتفاقات دی ماه و آنچه در نیمه این ماه پرآشوب گذشت نیز جستوجو کرد.
باور این که سیاست خارجی یک کشور را بتوان به طور کامل از سیاست داخلی جدا دانست، تصوری است شبیه این که بتوان بدون خونریزی گوشت را از استخوان جدا کرد و اکنون به نظر میرسد دولت چهاردهم باید بپذیرد که آنچه در سیاست داخلی کشور رخ میدهد به طور مستقیم در بخشهایی از حوزه دیپلماسی خود را به رخ میکشد.
روند وقایع روزهای اخیر و ازجمله تماسهای میان کشورهایی، چون عراق و عربستان در نقش میانجی میان ایران و آمریکا و اظهارنظرهای نگرانکننده آنان درباره آن چه در ایران میگذرد را نیز باید در همین بخش بازخوانی و مرور کرد؛ چراکه همزمان با سخنان دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا درباره ایران بود که فعالیت کشورهایی که پیشتر یاد شد و نیز قطر و عمان بیشتر و وسیعتر شد.
در این میان، اما تنها در روز گذشته دستکم دو اظهارنظر مستقیم رافائل گروسی و استیو ویتکاف درباره ایران را باید دارای اهمیت ویژه دانست.
گروسی در داووس از ایران گفت
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس و در شرایطی که دقیقا به خاطر تنشهای دی ماه در سیاست داخلی ایران، سید عباس عراقچی از حضور در این نشست منع و محروم شده؛ با صراحت بیشتر از بنبست میان تهران و آژانس خبر داد. گروسی البته خبر داد که قرار است طی «چند روز یا چند هفته آینده» با «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران، دیدار کند؛ خبری با زمانبندی بسیار مغشوش!
معنای ملاقات در چند روز آینده، یعنی دیدار در بهمن ماه؛ و طی چند هفته میتواند حتی به دیدار تا بهار نیز اطلاق شود.
کمااینکه مدیرکل آژانس در پاسخ به این پرسش رویترز که «آیا ممکن است این مساله تا بهار حلوفصل شود؟» نیز گفت «این بازه زمانی معقولی است»؛ و همین جمله بدان معناست که دستکم گروسی خود نیز امید چندانی به دیدار در کوتاه مدت ندارد.
از سوی دیگر رافائل گروسی با اشاره به بازرسی از ۱۳ سایت هستهای اعلامشده ایران، تأکید کرده که آژانس تاکنون موفق به دسترسی و بازرسی از سه تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان نشده؛ سایتهایی که به گفته او در جریان حملات ماه ژوئن هدف بمباران قرار گرفتهاند.
گروسی همچنین در این گفتوگو، بدون محکوم کردن حملات به تاسیسات هستهای ایران تاکید کرده که ایران باید در گام نخست گزارشی به آژانس ارائه کند و توضیح دهد در این سایتها چه اتفاقی افتاده و سرنوشت مواد هستهای چه شده؛ از جمله حدود ۴۴۰,۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد، که به ادعای او به سطح حدود ۹۰ درصد مورد نیاز برای تسلیحات هستهای نزدیک است.
بر اساس ادعای آژانس، این مقدار ماده، در صورت غنیسازی بیشتر، برای ساخت ۱۰ بمب هستهای کافی است.
مدیرکل آژانس همچنین هشدار داده که «این وضعیت نمیتواند برای همیشه ادامه داشته باشد، چون در مقطعی مجبور خواهم شد بگویم «بسیار خب، من هیچ تصوری ندارم این مواد کجاست».» وضعیتی که به گفته او میتواند به معنای نبود هرگونه تضمین درباره جابهجا نشدن یا پنهانسازی این مواد تلقی شود، و این یعنی یک موقعیت اضطراری!
این سخنان در حالی مطرح میشود که دستکم مقامات ایرانی بارها گفتهاند گزارشهای آژانس را از عوامل حمله نظامی بامداد ۲۳ خرداد میدانند و اکنون گروسی به صراحت میگوید که چه توضیحی را میخواهد و این موضوع نیز حیاتی تلقی میشود.
تهدید دیپلماتیک گروسی از سوئیس
اما در این میان شاید بخش حساس اظهارات گروسی، جایی است که او به صراحت از احتمال اعلام «عدم پایبندی ایران» به تعهداتش ذیل معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای سخن میگوید.
او گفته که طرفهای انپیتی گزینه «منوی انتخابی» ندارند تا هرچه را میخواهند رعایت کنند و هرچه را نمیخواهند کنار بگذارند. در واقع گروسی پیش از آن که خیلی دیر شود شاید به نوعی هشدار داد که ادامه این وضعیت، آژانس را به سمت گزارشدهی منفی سوق خواهد داد و همین بخش از موضعگیری او بود که در رسانههای غربی بهعنوان یک اولتیماتوم دیپلماتیک غیررسمی معنا شد؛ هشداری که باز به نظر میرسد بیش از آن که فنی باشد، بار سیاسی دارد و میتواند در شورای حکام یا حتی در معادلات بزرگتر دیپلماسی هستهای اثرگذار شود.
ویتکاف و بازی در مرز باریک جنگ و صلح
در همین حال، اما روز گذشته اظهارات ویتکاف، به عنوان نماینده ارشد ترامپ درباره ایران نیز از اهمیت خاصی برخوردار بود.
فرستاده ویژه آمریکا اعلام کرد که واشنگتن در حال حاضر با ایران مذاکره نمیکند، اما تماسهای دیپلماتیک با تهران در جریان است. باید توجه داشت که اظهارات نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، درباره تماس واشنگتن با تهران، در شرایطی منتشر شد که روابط ایران و آمریکا در هفتههای اخیر زیر سایه تهدیدهای متقابل، تحولات میدانی منطقه و اعتراضات داخلی ایران، وارد مرحلهای پرتنشتر از گذشته شده است.
کما این که رویترز نیز در گزارش خود به نقل از ویتکاف تأکید کرده که آمریکا «در حال مذاکره با ایران نیست»، اما در عین حال خبر داده که کانالهای تماس میان دو طرف همچنان باز است.
جملهای کوتاه، ولی معنادار که بیش از آن که نشانه کاهش تنش باشد، بازتابدهنده نوعی مدیریت بحران است؛ یعنی ایستادن میان گفتوگوی رسمی که نیست و در عین حال قطع کامل ارتباط نیز رقم نخورده است.
از سوی دیگر باید به این موضوع نیز توجه کرد که این موضعگیری در ادامه سخنان هفته پیش همین مقام آمریکایی مطرح میشود؛ زمانی که گفت واشنگتن ترجیح میدهد اختلافات با ایران از مسیر دیپلماسی حل شود، نه اقدام نظامی.
همین مجموعه اظهارات نیز نمونهای روشن از پیامهای متناقض دولت ترامپ از سوی بسیاری از ناظران ارزیابی شده؛ وقتی هم از گزینه نظامی سخن میگوید و رئیس دولتش در یک اظهار عجیب حتی از محو ایران گفته و مدام تحریمها را تشدید میکند و همزمان راه تماس را باز نگه میدارد.
همزمانیهای معنادار از آژانس و دیپلماسی ایران- آمریکا
حالا کمی به عقب بازگردیم. یک نکته قابل توجه در اظهارات گروسی نیز اشاره مستقیم او به تلاشهای موازی برای دستیابی به توافقی گستردهتر میان ایران و آمریکا است؛ تلاشی که به گزارش رویترز با محوریت نماینده ویژه آمریکا، استیو ویتکاف، در جریان است.
چنان که گروسی نیز به صراحت میگوید نمیتواند این واقعیت «دنیای واقعی» را نادیده بگیرد و حتی برای آن آرزوی موفقیت کرد.
این همزمانی اظهارات دبیرکل آژانس و ویتکاف (حتی گزارش هر دو توسط یک رسانه) از نگاه تحلیلگران، نمیتواند کاملا اتفاقی باشد.
اکنون آژانس تلاش میکند نقش خود را هم بهعنوان نهاد فنی حفظ کند و هم اهرم فشار سیاسی را در لحظه حساس مذاکرات فعال نگه دارد؛ بدون آن که به طور مستقیم متهم به کارشکنی در مسیر دیپلماسی شود.
از سوی دیگر به باور برخی تحلیلگران، تماسهای آمریکا با ایران را باید در چارچوب یک سیاست دوگانه ارزیابی کرد یعنی فشار حداکثری در سطح رسانهای و سیاسی و مدیریت تنش در سطح امنیتی و دیپلماتیک پنهان.
سیاستی که به نظر میرسد هدف آن نه توافق فوری، بلکه جلوگیری از خروج اوضاع از کنترل است؛ بهویژه در شرایطی که منطقه خاورمیانه، از دریای سرخ تا خلیج فارس در وضعیت آمادهباش قرار گرفته و مدام از ناو خاص آمریکایی که نزدیک میشود نیز سخن گفته میشود.
اما شاید درنهایت بتوان این گونه نیز ارزیابی کرد که اظهارات ویتکاف بیش از آن که نویددهنده گشایش باشد، نشان میدهد واشنگتن و تهران، با وجود همه تهدیدها و شعارها، هنوز به این جمعبندی نهایی نرسیدهاند که قطع کامل ارتباط، گزینهای کمهزینه است؛ واقعیتی که شاید مهمترین پیام این «تماس بدون مذاکره»
باشد.
ایران و آمریکا روی مرز حساس؛ بنبست در گزارش آژانس
از یاد نبریم که سخن از باز بودن راه ارتباطی اکنون در شرایطی مطرح شده که طی یک ماه گذشته، آمریکا بارها مواضع تندی علیه جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است؛ از حمایت علنی ترامپ از معترضان ایرانی گرفته تا تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم علیه تهران.
این رویکرد البته که به فوریت با واکنشهای تند و قاطع مقامات ایرانی مواجه شد. پس در چنین فضایی، اعتراف به «تماس» با ایران، بیش از آن که نشانه نرمش باشد، احتمالا تلاشی برای کنترل تنش ارزیابی میشود.
تماسهایی که احتمالاً از مسیرهای غیرعلنی و با هدف جلوگیری از خطای محاسباتی، مهار بحرانهای میدانی و ارسال پیامهای هشدارآمیز ردوبدل شود؛ بدون آن که به سطح مذاکره رسمی ارتقا یابد (شاید همین جاست که پای عراق و عربستان نیز وسط بیاید.)
همزمان، اما ویتکاف از دیدار قریبالوقوع خود با ولادیمیر پوتین نیز خبر داده؛ دیداری که او گفته به درخواست طرف روسی انجام میشود و درباره پرونده جنگ اوکراین است.
این همزمانی برای تحلیلگران، اما معنادار است چرا که آمریکا وقتی در خاورمیانه با ایران در تماس است، تلاش دارد همزمان کانالهای گفتوگو با روسیه را نیز فعال نگه دارد؛ و شاید این نشانهای از نگرانی واشنگتن نسبت به گسترش همزمان چند بحران راهبردی دارد.
اینجاست که اهمیت گزارش آژانس نیز بیش از پیش مشخص میشود. گزارش گروسی میتواند با تغییر چینش همه ورقهای بازی، معادلات را تغییر دهد و کلمه «بنبست» را دارای اهمیت ویژه کند.
از یاد نبریم که با همه بنبستها، اما گروسی گفت که طی چند روز یا چند هفته آینده با وزیر امور خارجه ایران، دیدار خواهد کرد و حالا این دیدار میتواند آخرین فرصت برای مهار تنش پیش از ورود پرونده به فاز جدید باشد؛ فازی که در آن، گزارشهای فنی جای خود را به تصمیمهای سیاسی خواهند داد.
هم چنین باید توجه داشت که در داخل ایران، واکنشها به سخنان گروسی با احتیاط همراه بود. سخنگوی وزارت امور خارجه تأکید کرد تماسهای ایران با آژانس «بهصورت متعارف» در جریان است و تهران خود را عضو متعهد آژانس میداند.
این موضع، شاید به نوعی نشان از تلاش ایران برای جلوگیری از تشدید تنش در سطح رسمیدارد، هرچند سکوت درباره اصل اتهامات و تمرکز بر روند گفتوگو، نشان میدهد تهران با هوشمندی دستکم اکنون تمایلی به بازی در زمین فشار رسانهای آژانس ندارد.
اما آن چه دیروز در داووس گذشت، دیگر فقط یک هشدار فنی نیست، بلکه نشانهای از بازگشت پرونده هستهای ایران به مرز حساس فشار و چانهزنی دارد؛ مرزی که بیعملی و بیتصمیمی در آن میتواند هزینهای فراتر از میز مذاکره داشته باشد.