تیتر امروز

حذف ارز ترجیحی از رویا تا واقعیت/ حل مساله یا پاک کردن صورت مساله؟
دیدار گزارش می‌دهد

حذف ارز ترجیحی از رویا تا واقعیت/ حل مساله یا پاک کردن صورت مساله؟

این روز‌ها کشور در تلاطم اتفاق‌هایی است که نمونه آن در سال‌های گذشته هم رخ داد، اما این بار کوچک کردن سفره مردم با افزایش قیمت دلار و سکه از یک سو و بالا رفتن هزینه‌های زندگی و خوراکی سبب شد...
کوروش احمدی: ترامپ، موافق حمله‌ای دیگر به ایران نیست/ برخی اقدامات رئیس‌جمهور آمریکا، نقض تعدادی از قواعد قطعی و آمرانه حقوق بین‌الملل است/ تکرار اتفاق کاراکاس در تهران، چندان محتمل نبوده ولی، منتفی هم نیست!/ ترامپ همچنان به دنبال رژیم چنج در ایران نیست
در گفت‌و‌گوی دیدارنیوز با دیپلمات پیشین ایران در دفتر سازمان ملل در نیویورک مطرح شد

کوروش احمدی: ترامپ، موافق حمله‌ای دیگر به ایران نیست/ برخی اقدامات رئیس‌جمهور آمریکا، نقض تعدادی از قواعد قطعی و آمرانه حقوق بین‌الملل است/ تکرار اتفاق کاراکاس در تهران، چندان محتمل نبوده ولی، منتفی هم نیست!/ ترامپ همچنان به دنبال رژیم چنج در ایران نیست

ترامپ همچنان به دنبال رژیم چنج در ایران نبوده و بیشتر به دنبال این است که با بکارگیری یک سری مکانیزم‌ها، اقدامات و راه‌حل‌های کم‌هزینه و حملات نقطه‌ای و محدود-بدون درگیر کردن سربازان آمریکایی-حاکمیت...
اغتشاش یا اعتراض مدنی؟/ پزشکیان دلار را آزاد کرد/ مادورو در بازداشت، معاونش رئیس‌جمهور موقت!
مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی

اغتشاش یا اعتراض مدنی؟/ پزشکیان دلار را آزاد کرد/ مادورو در بازداشت، معاونش رئیس‌جمهور موقت!

این صد و چهل و پنجمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که امروز دوشنبه ۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحب نظران تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

نفت و پشت‌پرده تروریسم دولتی آمریکا در ونزوئلا

تجربه‌های مشابه در تاریخ معاصر نشان می‌دهد که بدون فهم دقیق و چندلایه از علل و زمینه‌های شکل‌گیری بحران، هرگونه پیش‌بینی آینده نه‌تنها غیرقابل اتکاست، بلکه می‌تواند به ساده‌سازی تحولات پیچیده منجر شود. آنچه در ونزوئلا رخ داده، محصول یک عامل واحد نیست، بلکه برآیند هم‌زمان مجموعه‌ای از متغیر‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است.

کد خبر: ۱۹۴۰۶۸
۱۵:۱۶ - ۱۷ دی ۱۴۰۴

نفت و پشت‌پرده تروریسم دولتی آمریکا در ونزوئلا

دیدارنیوز-حسن بهشتی‌پور*: تحولات اخیر ونزوئلا و اقدام ایالات متحده در بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، بار دیگر مسئله «نقض حاکمیت ملی» و «بحران‌سازی هدفمند» در نظام بین‌الملل را به کانون توجه بازگردانده است. در چنین شرایطی، تمایل طبیعی افکار عمومی و حتی بسیاری از تحلیلگران، حرکت سریع به سمت پیش‌بینی آینده ونزوئلاست؛ اینکه چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت، اقتصاد این کشور چه سرنوشتی پیدا می‌کند و آیا ونزوئلا به سمت بی‌ثباتی مزمن یا جنگ داخلی خواهد رفت یا خیر.

با این حال، تجربه‌های مشابه در تاریخ معاصر نشان می‌دهد که بدون فهم دقیق و چندلایه از علل و زمینه‌های شکل‌گیری بحران، هرگونه پیش‌بینی آینده نه‌تنها غیرقابل اتکاست، بلکه می‌تواند به ساده‌سازی تحولات پیچیده منجر شود. آنچه در ونزوئلا رخ داده، محصول یک عامل واحد نیست، بلکه برآیند هم‌زمان مجموعه‌ای از متغیر‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است.

هدف این یادداشت، تحلیل بحران ونزوئلا با دسته‌بندی عوامل مؤثر در شکل‌گیری آن و پرهیز از نگاه تک‌علتی است. در این چارچوب، ابتدا به رفتار و اهداف ایالات متحده پرداخته می‌شود، سپس عوامل داخلی ونزوئلا ـ شامل دولت، ارتش و اپوزیسیون ـ مورد بررسی قرار می‌گیرد، آنگاه نقش متغیر اقتصادی و نفت، و در نهایت واکنش و مسئولیت نظام بین‌الملل تحلیل خواهد شد. مقاله با جمع‌بندی و نتیجه‌گیری به پایان می‌رسد.

۱. عامل خارجی: ایالات متحده و منطق بحران‌سازی

نخستین و آشکارترین عامل در شکل‌گیری بحران اخیر، نقش مستقیم ترامپ در ایالات متحده است. دستور او برای ربایش مادرو رئیس‌جمهور مستقر یک کشور مستقل، فارغ از هرگونه ارزیابی درباره عملکرد داخلی آن دولت، اقدامی است که عملاً قواعد بنیادین حقوق بین‌الملل، اصل حاکمیت ملی و منع توسل به زور را نقض می‌کند.

این اقدام را می‌توان در تداوم الگوی تاریخی مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین تحلیل کرد؛ الگویی که از گواتمالا در دهه ۱۹۵۰، شیلی در ۱۹۷۳، پاناما در ۱۹۸۹ و موارد متعدد دیگر قابل پیگیری است. اگرچه منابع خبری در غرب این رخداد را با دستگیری مانوئل نوریگا رئیس جمهوری پاناما در دوره ریگان مقایسه می‌کنند، اما از نظر منطق سیاسی، شباهت آن با دخالت آمریکا در شیلی و حذف دولت قانونی آلنده عمیق‌تر است؛ چراکه در هر دو مورد، مسئله اصلی نه یک تهدید فوری امنیتی، بلکه جلوگیری از تداوم الگویی سیاسی ـ اقتصادی ناهمسو با منافع واشنگتن بوده است.

دولت ترامپ، با تفسیر موسع و خودخوانده از مفاهیمی، چون «مبارزه با مواد مخدر» یا «بازگرداندن دموکراسی»، عملاً برای خود حق مداخله فرامرزی قائل شده است. این رویکرد، اگر بدون هزینه و واکنش جدی باقی بماند، می‌تواند به یک رویه خطرناک در نظام بین‌الملل تبدیل شود؛ رویه‌ای که در آن، قدرت‌های بزرگ خود را فراتر از قانون می‌بینند.

۲. عامل داخلی اول: عملکرد دولت مادورو و فرسایش مشروعیت

هرچند نقش آمریکا در این بحران تعیین‌کننده است، اما تحلیل یک‌سویه و نادیده گرفتن عوامل داخلی ونزوئلا، تصویر ناقصی ارائه می‌دهد. واقعیت این است که عملکرد دولت مادورو در سال‌های گذشته، به‌تدریج به فرسایش مشروعیت داخلی انجامیده است.

بحران اقتصادی عمیق، تورم افسارگسیخته، کاهش شدید سطح رفاه عمومی، مهاجرت گسترده شهروندان و محدود شدن فضای سیاسی، موجب شد فاصله‌ای معنادار میان دولت و بخش قابل توجهی از جامعه شکل بگیرد. این وضعیت باعث شد که در لحظه وقوع مداخله خارجی، واکنش اجتماعی گسترده و سازمان‌یافته‌ای در دفاع از دولت شکل نگیرد.

پرسش کلیدی اینجاست: آیا اگر دولت مادورو اصلاحات اقتصادی و سیاسی مؤثرتری را در زمان مناسب آغاز کرده و سازوکار‌های گفت‌و‌گو با مخالفان را تقویت کرده بود، ایالات متحده به‌راحتی می‌توانست چنین اقدامی را عملی کند؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش منفی باشد. ضعف در حکمرانی داخلی، همواره یکی از مهم‌ترین نقاط اتکای مداخلات خارجی بوده است.

۳. عامل داخلی دوم: نقش ارتش و سکوت معنادار آن

ارتش ونزوئلا طی دهه‌های اخیر همواره یکی از بازیگران اصلی قدرت در این کشور بوده است. از دوران هوگو چاوز ـ که خود از بدنه نظامی برخاسته بود ـ تا دولت مادورو، پیوند ارتش و قدرت سیاسی نقشی تعیین‌کننده داشته است.

در چنین چارچوبی، سکوت یا انفعال ارتش در برابر بازداشت رئیس‌جمهور، پرسش‌برانگیز است. این رفتار را می‌توان ناشی از ترکیبی از عوامل دانست: شکاف‌های درونی در فرماندهی، فرسایش وفاداری ایدئولوژیک، فشار‌های اقتصادی، و احتمالاً ارتباطات پشت‌پرده برخی فرماندهان با بازیگران خارجی.

فارغ از علت دقیق بی تفاوتی ارتش، نتیجه روشن است: عدم واکنش قاطع ارتش، یکی از مهم‌ترین عوامل تسهیل‌کننده مداخله آمریکا بود. این تجربه نشان می‌دهد که حتی در نظام‌هایی که ارتش ستون اصلی قدرت تلقی می‌شود، تداوم مشروعیت سیاسی شرط اساسی حفظ انسجام نیرو‌های مسلح است.

۴. عامل داخلی سوم: اپوزیسیون و خطای اتکای به قدرت خارجی

مخالفان مادرو در ونزوئلا نیز در این بحران نقش دوگانه‌ای ایفا کرده‌اند. بخشی از مخالفان دولت، سال‌هاست که راهبرد اصلی خود را بر جلب حمایت خارجی ـ به‌ویژه ایالات متحده ـ بنا نهاده‌اند. این رویکرد، نه‌تنها به انسجام اپوزیسیون کمکی نکرد، بلکه آن را به بازیگری وابسته و فاقد پایگاه اجتماعی مستقل تبدیل کرد.

کنار گذاشته شدن چهره‌هایی مانند ماریا کورینا ماچادو، علیرغم دریافت جایزه صلح نوبل، نشان داد که در منطق قدرت‌های بزرگ، اپوزیسیون صرفاً یک ابزار است، نه شریک سیاسی. زمانی که واشنگتن تشخیص دهد فرد یا جریان خاصی فاقد کارآمدی یا مقبولیت داخلی است، بدون تردید او را کنار می‌گذارد. این واقعیت، درس مهمی برای تمامی جریان‌های سیاسی در کشور‌های در حال توسعه دارد: اتکای صرف به حمایت خارجی، نه‌تنها تضمین‌کننده دستیابی به قدرت نیست، بلکه می‌تواند به حذف کامل از معادله منجر شود.

۵. عامل اقتصادی: نفت به‌عنوان متغیر راهبردی

نقش نفت در بحران ونزوئلا را نمی‌توان نادیده گرفت. این کشور دارای بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفتی جهان است و ذخایر بالقوه آن حدود ۳۰۰ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. هرچند ونزوئلا در حال حاضر تولیدکننده بزرگی نیست، اما ظرفیت بالقوه آن اهمیت ژئوپلیتیکی بالایی دارد.

نفت ونزوئلا عمدتاً از نوع سنگین است و این ویژگی آن را برای پالایشگاه‌های جنوب ایالات متحده، به‌ویژه در ایالت تگزاس، بسیار مناسب می‌کند. در مقابل، بخش عمده تولید نفت آمریکا از نوع سبک است که با ساختار برخی از این پالایشگاه‌ها تطابق ندارد. نزدیکی جغرافیایی ونزوئلا نیز این مزیت را تقویت می‌کند.

از این منظر، بحران ونزوئلا را باید بخشی از رقابت انرژی و تلاش آمریکا برای کنترل منابع راهبردی در نیم‌کره غربی دانست؛ تلاشی که با ادبیات دموکراسی‌خواهانه پوشانده می‌شود، اما در عمل ریشه‌ای عمیقاً اقتصادی دارد. به ویژه انکه در سال‌های اخیر چین خضور گسترده‌ای در صنایع نفتی ونزوئلا پیدا کرده بود و با خروج این کشور از حیطه گردش دلار نفتی، آمریکا با چالش رو‌به‌رو شده بود.

۶. عامل بین‌المللی: سکوت و انفعال نظام جهانی

آخرین حلقه این زنجیره، واکنش جامعه جهانی است. تجربه نشان داده است که محکومیت‌های پراکنده و بیانیه‌های سیاسی، تأثیر بازدارنده‌ای بر رفتار قدرت‌های مداخله‌گر ندارند. اگر قدرت‌هایی، چون چین، روسیه و اتحادیه اروپا که خودشان بر سر اوکراین، تایوان، حقوق بشر و ... اختلاف دارند نتوانند این اختلاف‌ها را نادیده گرفته و به یک اقدام هماهنگ سیاسی، حقوقی و اقتصادی در مقابله با ماجراجویی ترامپ دست بزنند، نظم بین‌المللی بیش از پیش تضعیف خواهد شد.

ارجاع پرونده به نهاد‌های حقوقی بین‌المللی، اعمال فشار‌های دیپلماتیک و حتی اقدامات اقتصادی هماهنگ، حداقل ابزار‌هایی هستند که می‌توانند هزینه چنین رفتار‌هایی را برای آمریکا افزایش دهند. در غیر این صورت، اصل «زور بر حق» به‌تدریج جایگزین قواعد حقوقی خواهد شد. البته باید اذعان کرد اگر در داخل آمریکا مخالفت با رویکرد ترامپ افزایش پیدا کند این موضوع تاثیر بیشتری بر تجدید نظر ترامپ از مسیر تروریسم دولتی که در پیش گرفته خواهد داشت.

نتیجه:

بحران ونزوئلا محصول تلاقی هم‌زمان چند عامل است: مداخله‌گری ایالات متحده، ضعف حکمرانی داخلی، انفعال ارتش، خطا‌های راهبردی اپوزیسیون، جذابیت اقتصادی منابع نفتی و سکوت یا ناتوانی نظام بین‌الملل در واکنش مؤثر. تقلیل این بحران به یک عامل واحد، نه‌تنها نادرست، بلکه گمراه‌کننده است.

این تجربه، هشداری چندلایه برای دولت‌ها و ملت‌هاست. برای دولت‌ها، پیام روشن است: بی‌توجهی به اصلاحات داخلی و مطالبات اجتماعی، زمینه را برای مداخلات خارجی فراهم می‌کند. برای اپوزیسیون‌ها، درس اصلی آن است که اتکای مطلق به قدرت‌های خارجی، نه‌تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند به حذف کامل منجر شود؛ و برای نظام بین‌الملل، بحران ونزوئلا آزمونی جدی است؛ آزمونی که نشان می‌دهد آیا قواعد حقوقی جهانی هنوز معنا و کارکرد دارند یا خیر.

اگر این روند مهار نشود، آنچه امروز در ونزوئلا رخ داده، می‌تواند فردا در جغرافیایی دیگر تکرار شود؛ و این، خطری است که نه‌فقط یک کشور، بلکه کل نظم جهانی را تهدید می‌کند.

*تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی

ارسال نظرات
امروز پنجشنبه ۱۸ دی
امروز پنجشنبه ۱۸ دی
امروز پنجشنبه ۱۸ دی
امروز پنجشنبه ۱۸ دی
پرطرفدارترین ها