
داوود آقایی، استاد تمام گروه مطالعات منطقهای دانشگاه تهران و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل معتقد است که اجرای کریدور زنگهزور توازن قدرت را در منطقه قفقاز به ضرر تهران و به سود آنکارا و باکو تغییر میدهد.
دیدارنیوز: سید داوود آقایی، استاد تمام گروه مطالعات منطقهای دانشگاه تهران و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل در گفتگو با امتداد، ضمن اشاره به توافق باکو و ایروان در خصوص کریدور زنگهزور و محوریت واشنگتن در حصول طرفین به این توافق، اظهار داشت: بعد از پایان جنگ دوم قرهباغ که در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاد، موضوع کرویدور زنگهزور جدیتر شد و بر همین اساس، یک توافقنامه سه جانبه آتشبس بین باکو، ایروان و مسکو شکل گرفت که در سایه این توافق، امکان بازگشایی مسیرهای ریلی و جادهای بین این سه کشور فراهم شد.
این کریدور در استان سیمونیک ارمنستان که هممرز با ایران است به عنوان مسیر ارتباطی بین باکو-نخجوان در نظر گرفته شده و مسیرهای تجاری را از اقیانوس آرام به روی ترکیه باز کرده و در عین حال، آسیای مرکزی، منطقه وسیعتری در دریای خزر، آذربایجان و ارمنستان را به طور مستقیم به یکدیگر متصل میکند. در عین حال این کرویدور به عنوان فرصتی برای گسترش شبکه راهآهن بین روسیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و ایران هم به شمار میرود.
اما اینکه چرا این توافق با میانجیگری آمریکا و در سایه تحقق اراده این کشور انجام میپذیرد، قابل تامل است. در این بین، آنکارا با توجه به روابط نزدیکی که با واشنگتن و در عین حال با باکو دارد، وساطت کرده که آمریکا وارد میدان شود تا هم روسیه، تسلیم این خواسته شود و هم ایران، یارای ایستادن و مخالفت با آن را نداشته باشد و ضمن اینکه ارمنستان نیز به نحوی در برابر این خواسته تمکین کند.
نهایتا با درخواستی که از سوی ترکیه و موافقت آذربایجان مطرح شد و ارمنستان نیز آن را پذیرفت در نهم اوت ۲۰۲۵ در کاخ سفید، توافقی با نظارت ترامپ امضا شد تا اختلافات طولانیمدت باکو و ایروان حل و فصل شود. این امر به این منتج شده که کریدور زنگهزور به مدت ۹۹ سال تحت تسلط آمریکا قرار بگیرد که به نام مسیر ترامپ هم نامگذاری شود.
بر اساس اعلامیه صلح مشترکی که بین آذربایجان و ارمنستان با میانجیگری و تحت نظارت آمریکا انجام شد، این پروژه تحت صلاحیت قانونی ایروان فعالیت خواهد کرد. اما آمریکا این کریدور را که به طول ۴۳ کیلومتر بوده به یک شرکت خصوصی آمریکایی سپرده و در اجاره، مدیریت و ساخت از سوی این شرکت به مدت ۹۹ سال خواهد بود. بنابراین، این توافق، امکان اتصال بدون مانع آذربایجان و بخش نخجوان که یک منطقه خودمختار متعلق به آذربایجان بوده را فراهم میکند. این در حالی است که در این توافق به نوعی اشاره شده که حاکمیت ارمنستان از هر جهت مورد احترام خواهد بود.
اما به پیامدهای اجرایی این کریدور میتوان به نکاتی به صورت تیتروار اشاره کرد. با امضای این توافق، قطعا حضور آمریکا در قفقاز جنوبی تقویت شده و نقش تهران و مسکو که تا پیش از این در قفقاز پررنگ بوده به شدت کاسته خواهد شد. اجرای کریدور زنگهزور؛ میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی برای ایران به دنبال داشته باشد. همچنین؛ اجرای این کریدور میتواند توازن قدرت را در منطقه قفقاز به ضرر تهران و به سود آنکارا و باکو تغییر دهد.
همچنین، این امر سبب میشود تا ایران، نقش ترانزیتی خود را به ویژه در ارتباط با آذربایجان، همچنین ترکیه و به تبع آن را اروپا از دست بدهد. مضافا اینکه حضور مستقیم آمریکا و به تبع آن؛ ناتو در مرزهای شمالی کشورمان میتواند فشارهای سیاسی و امنیتی بسیار زیادی را به دنبال داشته باشد. نکته دیگر اینکه؛ طبعا احداث این کریدور و حضور آمریکا در این منطقه، توازن قدرت را به ضرر ایران و به نفع ترکیه تغییر داده و ممکن است که تحرکات قومی و تغییرات مرزهای ژئوپلیتیکی-که میتواند برای امنیت ملی ایران، تهدیدکننده باشد-به دنبال داشته باشد.
نکته دیگر در این زمینه اینکه، ایران در عمل و با احداث این کریدور از بخشی از شاهراه ترانزیتی ارواسیا کنار گذاشته شده و با حضور آمریکا در این مسیر، مرز شمالی ایران به مرز شمالی آمریکا و به نوعی ناتو بدل میشود. ضمن اینکه ایران برای ارتباط با اوراسیا باید از نظارت آمریکا عبور کند که این به خودی خود به منزله کاهش استقلال ترانزیتی و فشار اقتصادی شدید بر ایران خواهد بود.
به عبارت دیگر میتوان گفت که ایران با احداث این کریدور، دچار نوعی خفگی ژئوپلیتیکی خواهد شد.
متقابلا، منافعی که احداث این کریدور میتواند برای ترکیه داشته باشد، کاملا برعکس جنبههای تاثیرگذاری است که متوجه ایران خواهد بود. یکی اینکه، ایجاد کریدور زنگهزور برای ترکیه، مزایای بسیاری خواهد داشت که از جمله آنها میتوان به تامین و تضمین تجارت سهل و آسان و کمهزینهتر با آذربایجان اشاره کرد که همپیمان تجاری و سیاسی آنکار در منطقه نیز محسوب میشود.
نکته دوم اینکه؛ دسترسی به آسیای مرکزی از طریق دریای خزر، یک مزیت رقابتی دیگر را برای ترکیه در این منطقه و این زمینه شکل میدهد.
نکته سوم اینکه؛ کاهش وابستگی ترانزیتی این کشور به ایران برای دسترسی به نخجوان و نوعی ایجاد تعادل در تقابل و رویارویی هژمونیک با روسیه در برخی از جنبهها، میتوان از جمله مزایای احداث این کریدور برای آنکارا محسوب شود.
نکته چهارم اینکه، احداث این کریدور با اهداف بزرگتر ژئوپلیتیکی ترکیه به ویژه در مورد تقویت روابط با کشورهای ترکزبان که شامل آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی بوده، همسو تلقی میشود.
چرا که کریدور زنگهزور برای برنامههای بلندمدت ترکیه به منظور ادغام هرچهبیشتر با کشورهای ترکزبان از یک سو و همچنین؛ ترویج تجارت و گسترش همکاریهای منطقهای برای این کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین، آنکارا، حداقل بعد از جنگ باکو و ایروان در سال ۲۰۲۰ همواره حامی بزرگتر احداث این کرویدور بوده و هست.
نکته پایانی اینکه؛ این کریدور با دور زدن ایران و روسیه، مسیر مستقیمی به دریای خزر و فراتر از آن به ترکیه باز میکند و اهمیت آن را در تجارت منطقهای و حمل و نقل انرژی افزایش میدهد.