تیتر امروز

جای خالی آبخیزداری در سیل های اخیر
دیدار گزارش می‌دهد

جای خالی آبخیزداری در سیل های اخیر

سیلاب غیر منتظره مردادماه امسال در استان‌های تهران، مازندران، لرستان و خوزستان موضوع فراموش شده "آبخیزداری" را نمایان کرد و این پرسش همیشگی که چه زمانی این طرح کامل اجرا می شود؟
امام حسین (ع) چرا کشته شد؟ (۸)

تحلیلی بر واقعه «حَرّه» از منظر وجوبِ دفع فتنه

امروز هشتمین روز ماه محرم است، محرمی که با شهادت امام حسین (ع) رنگ خون به خود گرفت و سرخی آن تاریخ اسلام را متاثر نمود. دیدار به مناسبت این ایام سلسله مطالب حسین جعفری را منتشر می‌کند.

کد خبر: ۱۳۴۹۷۶
۱۳:۳۰ - ۱۵ مرداد ۱۴۰۱

عاشورا حسین جعفری

 

دیدارنیوز ـ حسین جعفری*: به هنگام اعلام خلافت یزید، سه عبدالله از بیعت امتناع کردند: عبدالله بن عمر؛ عبدااله بن زبیر و اباعبدالله الحسین (ع)!!!

حسین ابن علی در کربلا به هنگام انتخاب میان انتخاب ذلت بیعت و رستگاریِ شهادت، علیرغم‌ اصرار و حساسیت یزید بر نادیده گرفتن رویه و سنت انتخاب خلیفه، بر خط قرمز عدم‌ مشروعیت بخشی بر این نوع انتصاب بر عدم‌ بیعت ایستادگی کرده، شهادت را بر می گزیند و در تاریخ سرافراز و ماندگار می شود.

داستان عبدالله بن عمر کمی متفاوت است؛ عبدالله بن عمر علیرغم امتناع اولیه وقتی با قدرت و زور عاملان یزید مواجه می گردد، شبانه برای بیعت با حجّاج می رود و به نقل کتب تاریخی، حجاج پای خود را دراز کرد تا عبدالله با پای او بیعت کند و عبدالله چنین می‌کند!

اما عبدالله بن زبیر را سرنوشتی دیگر بود! او پس از امتناع از بیعت با یزید و شهادت امام حسین (ع)، اعلام خلافت می‌کند و بعد از وقوع چند جنگ مهم؛ در نهایت کشته می‌شود.

یکی از اتفاقات مرتبط با اعلام خلافت عبدالله ابن زبیر، قیام مردم مدینه علیه یزید و وقوع جنایت حره است.

پس از کشته شدن حسین بن علی، عبدالله به طور پنهانی شروع به جمع‌آوری حامی می کند و در مکه اعلام خلافت نموده و مردم نیز با او بیعت می‌کنند. مردم مدینه به توصیه عبدالله بن‌زبیر (که خود شورش کرده بود و مکه را در دست داشت)، عثمان بن محمد بن ابی سفیان را از امارت مدینه عزل کردند و عبدالله بن حنظله را برگزیدند و امویان مدینه را محاصره و زیر نظر گرفتند و بدین صورت قیام حَرّه، ( قیام مردم مدینه بر ضد حکومت یزید) در سال ۶۳ قمری به فرماندهی عبدالله بن حَنظَلة بن ابی عامر شکل می گیرد.

تهدیدات و وساطت‌های عبدالله بن جعفر از طرف حکومت شام، برای اطاعت مردم از یزید، نتیجه‌ای نداشته و یزید برای سرکوبی این قیام، لشکری ۵ هزار نفری به فرماندهی مسلم بن عُقبه مُرّی را راهی مدینه می کند.

شکست خونین قیام توسط شامیان

هنگامی که لشگر یزید به سرکردگی «مسلم بن عقبه» عازم حجاز شد، یزید به مسلم توصیه کرد که چون به مدینه ‌رسیدى، سه بار مردم را دعوت به تسلیم کن، اگر تسلیم نشدند، سه روز آنان را قتل عام کن و ناموس و اموال آنان بر تو و لشکریانت حلال است.

مسلم به مردم مدینه سه روز مهلت داد. آنگاه، پس از دور زدن خندق، وارد شهر شد و چندان جنایت کرد که به مُجرم و مُسرف معروف شد. وی به دستور یزید، سه روز جان و مال مردم را بر سپاهیانش حلال کرد.

سپاهیان مسلم‌ بن عقبه در آن سه روز، از ارتکاب هیچ عمل زشتی، همچون تجاوز به نوامیس، بیرون کشیدن جنین از شکم زنان و کشتن نوزادان و توهین به صحابه بزرگ پیامبر اسلام، از جمله جابر بن عبدالله انصاری نابینا و ابوسعید خُدری، فروگذار نکردند.

نتیجه این آزادىِ تجاوز به حریم دختران و زنان مسلمان و هتک عفّت، آن بود که بنا بر نقل مدائنى، هزار زن از أهالی شهر مدینه بعد از واقعة حرّه بدون این که شوهر داشته باشند وضع حمل کردند.

بیعت گرفتن از مردم

مسلم پس از این جنایات، مردم شهر را جمع کرد و از آنان برای یزید چنین بیعت گرفت که آنها فَیء (غنیمت جنگی) و بعنوان بنده یزید هستند و هرکسی را که از این فرمان سر باز می‌زد، گردن می‌زدند. فقط علی بن عبدالله بن عباس (با وساطت خویشانش که در سپاه یزید بودند) و علی بن حسین (امام چهارم شیعیان)، از آن بیعت معاف شدند.

"فتنه" کلید واژه مبانی اعلام حلیت ناموس و اموال منتقدین و مخالفانِ حاکمی چون یزید در طول تاریخ است.!

آیا حلیت ناموس و اموال منتقدان حکومت یزید دارای مبانی نظری دینی است؟ به عبارت دیگر آیا آن رفتار غیر انسانی، با دلایل فقهی توجیه می شود؟ به نظر؛ آری!!

گرچه در نگاه اول ممکن است چنین بنظر رسد که حکم حلیت عرض و ناموس و اموال منتقدان فاقد مبناست اما با کمی تامل در تاریخ، شاید بتوان رگه هایی از مبانی شرعی!! آن را پیدا نمود!

به خاطر داریم وقتی که معاویه تصمیم گرفت یزید را به جانشینی خود معرفی کند، چون می دانست حسین ابن علی از جمله کسانی است که با این تصمیم مخالفت خواهند کرد، نامه‌ای به امام نوشت و آن حضرت را از ایجاد اختلاف در امت پیامبر و "فتنه" و آشوب و بلوا بر حذر داشت و به ترس از خدا دعوت نمود ! و امام به او پاسخ داد:

«ما اعلم فتنه اعظم من ولایتک امر هذه الامّه؛ من فتنه‌ای بزرگتر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم.»

توجه به این پاسخ نشان میدهد که واژه "فتنه" در فهم چرایی شیوه برخورد با حسین ابن علی و سایر امتناع کنندگان از بیعت با یزید نقش کلیدی دارد.

فتنه‌گر خواندن؛ شیوه‌ای یزیدی برای مقابله با منتقدان!

یزیدیان پس از معاویه نیز همین خط مشی را دنبال کرده و از همین راه به مقابله با امام برخاستند. هنگامی که امام تصمیم خود برای بیعت نکردن با یزید را اعلام کرد، آن حضرت را به «ایجاد تفرقه و تشتّت در امت رسول خدا» متهم کردند و سپس (با استفاده از رسانه های آن زمان یعنی خطیبان منابر و روسای قبائل و ...) برای مردم جا انداختند که همراهی با امت ایجاب می کند که همگان یزید را حاکم مبسوط الیدِ عادل بدانند و با او بیعت نمایند و در مقابلِ خروج از بیعت و عدم تبعیت از امام حاکم (یزید) که به منزله خروج از ولایت امام مبسوط الید بوده و در حکم بغی و خروج بر امام عادل! است، ایستادگی کنند و بدین ترفند و توجیه؛ حکم به مفسد بودن امام و منتقدان داده و با همین حکم، قتل امام و اسارت اهل بیت و برخورد وحشیانه با منتقدان را توجیه شرعی نمودند! آنان با تقسیم ظلم به اصلی و فرعی، ظلم اصلی را ظلم به نظام ولایی یزید معرفی می کردند که در برابر آن، ظلم بسیار کوچک و فرعی اباحه خون ریزی و تجاوز و شکنجه مردم قابل تحمل بلکه واجب التجویز بود!

به عبارت صریح؛ یزید و یزیدیان از جمله منصوبانی چون «مسلم بن عقبه» و خطبه خوانان روزهای جمعه!!، عدم بیعت با یزید و انتقاد از ولی امر را عامل خروج از مسلمانی دانسته و انجام هر عمل شنیعی را نه تنها جایز که از باب "حفظ مصلحت مسلمین و نظام "واجب دانسته، عامل آن جنایت را مستحق پاداش و بهشت می دانستند!

از نگاه یزیدیان اگر «مسلم بن عقبه» در راه جهاد با فتنه گران، مرتکب ظلمی هم شود حَرَجی نیست زیرا این ظلم فرعی در برابر ظلم اصلیِ فتنه گران که همان ایجاد آشوب و تشتّت در امت و لطمه به نظام اسلامی است مهم نیست و همگان باید دقت کنند تا ظلم اصلیِ به نظام فراموش نشود! 

گرچه در شرایط معمول پذیرش این معنا کمی (فقط کمی) ثقیل می نماید اما در شرایطی که با قدرت برخاسته از شمشیر همراه و مستدل می گردد؛ کمتر کسی استقامتِ مخالفت با آن را خواهد داشت.

شک نکنید که هم اکنون نیز هر زمینی کربلاست و ما نیز قابلیت آن را داریم که کوفی و اهل مدینه و مکه بوده و یا حسینِ اتفاقات عاشورای زمانه خود را تنها گذاریم که هر کسی به نوعی و با ذهنیتِ خاص خود، عمل می کند!

اگر روزگاری امام معصوم فرمود ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج! اما امروز با تامل در رفتار مدعیان باید اقرار کرد که گریه کنندگان بر حسین چه بسیارند و عمل کنندگان بر منهاج حسین چه کم تعداد و اندک شمار!!

*پژوهشگر دینی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی