تیتر امروز

وفات عارف زلال و  خطیب آرام
به یاد سیدعبدالله فاطمی‌نیا

وفات عارف زلال و خطیب آرام

مرحوم آیت‌الله سیدعبداالله فاطمی‌نیا که به تازگی وفات کردند، ما را به یاد مرحوم استاد داود فیرحی انداخت و معدود نخبگانی از این دست که مصداق این بیت از عرفی شاعر هستند؛ "چنان با نیک و بد سرکن...
کاهش فوتی‌ها مقطعی است، کرونا تابستان دوباره خیز می‌گیرد
کارشناس حوزه سلامت در گفتگو با دیدار اعلام کرد:

کاهش فوتی‌ها مقطعی است، کرونا تابستان دوباره خیز می‌گیرد

آمار مبتلایان کرونایی سه‌رقمی و فوتی‌ها تک‌رقمی شده است، اما آیا این شرایط پایدار می‌ماند؛ آیا روز‌های تلخ فوتی ۷۰۰ نفری برنمی‌گردد و رعایت پروتکل‌های بهداشتی همچنان پابرجاست؛ این‌ها سوالاتی...
سومین رئیس مجلس یازدهم؛ جبهه پایداری یا قالیباف؟
به بهانه سومین دوره انتخاب هیات رئیسه مجلس یازدهم؛

سومین رئیس مجلس یازدهم؛ جبهه پایداری یا قالیباف؟

سومین دوره انتخاب هیات رئیسه مجلس یازدهم در حالی در چهارم خرداد ۱۴۰۱ برگزار می‌شود که محمدباقر قالیباف با حاشیه‌های زیادی دست به گریبان است و از طرفی رقبای سرسختی، چون جبهه پایداری را پیش رو...
رمضان، ماه تدبر در قرآن (۲۱)

مهمترین‌ مصداق مهجوریت قرآن، برجسته کردن احکام در برابر معارف است

دیدارنیوز برای ماه مبارک رمضان، ستون ثابتی به قلم حسین جعفری پژوهشگر حوزه دین تدارک دیده است که به صورت روزانه منتشر می‌شود.

کد خبر: ۱۲۸۰۰۰
۱۴:۰۱ - ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۱

مهمترین‌ مصداق مهجوریت قرآن، برجسته کردن احکام در برابر معارف است

 

دیدارنیوز ـ حسین جعفری*:

سوره فرقان آیه ۳۰

«یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً

 ... پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را از میان خودشان دور کردند.»

نکات:

۱- به باور من مهمترین مصداق مهجوریت قرآن در دوری مسلمانان از مراجعه به قرآن برای کسب معارف و اخلاق قرآنی است! اینکه در قیامت پیامبر شکایت می فرمایند؛ "یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»، فقط مربوط به عمل نکردن به احکام فقهی در قرآن نیست. بلکه نسبت به توجه نکردن مومنین به آموزه های معارفیِ قرآن همانند عدم شرک ورزی و توسل به غیر خدا و ... همچنین بی اعتنایی به توصیه ها و فرامین اخلاقی این کتاب هدایت همانند بی توجهی به قبح اخلاقی ظلم و دروغ گویی و ... است!

۲- شاید یک معنای این فرمایش امیرالمومنین که؛ "روزگاری بر مردم می‌آید که در میان ایشان از قرآن جز خطّش باقی نمی‌ماند."، این باشد که در آن روزگار مردم، قرآن را به گونه ای مورد تکریم قرار می دهند که به هنگام فهم آموزه های قرآنی، از ترس گمراه نشدن؛ در قران تدبر نمی کنند! و چون رساله ها و کتب علماء را تبیان و روشنگر و هادی تر از قران می دانند لذا فقط به رساله های عملیه مراجعه می کنند و به هنگام عمل و تنظیم رفتارهای اجتماعی، از تدبر در قران فاصله می گیرند تا مطمئن گردند که گمراه نمی شوند! در یک کلام، گرچه ادعا دارند که کتاب آسمانی خدا برای هدایت ما نازل شده ولی با اصرار فراوان از قرآن دوری می جویند تا از طریق قران، به ورطه ی ضلالت نیفتند!    

۳-مشکل امروز ما، بازار گرمی برخی از آقایان در مورد فقه است. آنقدر فقه و احکام را بزرگ و فربه نشان می دهند که عموم مردم تصور هم نمی کنند که در دین خدا، معارف و اخلاقی هم وجود دارد که باید برای استفاده از آن به قرآن مراجعه کرد.

آقایان به گونه ای ما را از گمراهی می ترسانند که از ترس نزدیک شدن به حدود ۵۰۰ آیه ی مربوط به احکام، از کل قرآن صرف نظر می کنیم! و چه ظلمی بالاتر از این که قرآن را بدلیل فربه کردن فقه، از اساس؛ ساقط می کنیم؟

۴-نمی دانم در آن روز که با شکایت رسول خدا مواجه شده، مورد سوال قرار می گیریم که چرا قرآن را از خود دور ساخته ایم؛ چه پاسخ قانع کننده ای داریم؟ آیا می توان گفت: ما قرآن نخوانده ایم! چون می ترسیدیم با تعمقِ مستقیمِ در قرآن، گمراه شویم و برای همین بجای طلب هدایت از کتاب آسمانی، رساله و فلان کتاب را مطالعه کردیم؟ آیا این توجیه، دلیلِ قانع کننده ای خواهد بود؟

۵-یکی از علل توصیه عدم مراجعه ی مستقیم به قران آن است که می ترسند مردم در آموزه های اخذ شده از قرآن به مطالبی دست یابند که نشان می دهد، نظرات و آراء مطرح شده در برخی تریبون ها با یافته های صریح قرآنی همخوانی ندارد! (مثلاً عالم مدعی تفسیر، بی واهمه، ادعا می کند فلان شعار قرن ۲۱، "نص قران" است! یعنی آیه ای در قران داریم در مورد این شعار!!)

تصور کنید؛ دانشجویی عاقل، قرآن را نه بقصد ثواب که به قصد تدبر و فهم باز کرده و به آیه ۷۸ سوره آل عمران برسد، آیا نمی هراسد؟!

«وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»

محققاً بعضى از اهل كتاب هستند كه تراشيده‏ هاى خود را به لحن كتاب خدا می خوانند تا شما خيال كنيد اين نيز جزء كتاب خدا است، با اينكه جزء كتاب نيست بلكه خودشان آنها را جعل كرده و می گويند از ناحيه خدا است و بر خدا دروغ می بندند با اينكه خودشان می دانند دروغ است.

و البته این هراسی آغشته به هوشیاری است که می پرسد؛ چه مشکل معرفتی در میان مومنان اتفاق افتاده بود که "سخنان غير آسمانىِ جعل شده را بعنوان آیه الهی می پذیرفتند و بدینگونه مردم سرکیسه می شدند؟( بدیهی است منظور از لحن، فقط لحنِ صوتی نیست!)

... و چنین است که می ترسد و از خود سوال می کند آیا این توصیه به ظاهر عالمانه در مورد اینکه نباید مستقیماً به تدبر در قرآن پرداخت؛ نیز یک حیله تازه اینان نیست تا کسی نداند که در کتاب خدا چه آمده، تا آنان بتوانند سخنان به ظاهر قرآنی خود را به خورد مردم دهند؟

تلاوت کنندگانِ فهیمِ متدبرِ در قرآن، اینگونه هوشیار می شوند و ادعای هر صاحب ادعایی را در سنجه قرآن می نهند تا خطای پیشینیان را مرتکب نشوند. و البته روشن است که این راه و روشِ عاقلانه و مورد توصیه خداوند برای تدبر، برای برخی که از این راه ارتزاق می کنند، گران می آید!

روشن است که طرح این نوع سوالات خوشایند برخی نخواهد بود و آرامش شان را بهم می زند؛ کسانی که یا رِندند و در ضلالت! و یا جاهلند و در حماقت!!

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی