تیتر امروز

حجازی، پس از ۴۵ سال در المپیک!
المپیک توکیو (۱۲)

حجازی، پس از ۴۵ سال در المپیک!

شنیدن نام حجازی در بازی فوتبال مصر ـ برزیل در بازی‌های توکیو ۲۰۲۰ یادآور خاطرات آخرین تیم ایران در بازی‌های المپیک ۱۹۷۶ مونترال بود.
کرونا و دولت دوازدهم؛ هزار وعده خوبان....

کرونا و دولت دوازدهم؛ هزار وعده خوبان....

حسن روحانی و وزیر بهداشت پرحاشیه‌اش از ابتدای پاندمی کرونا چه وعده‌هایی دادند و آیا دولت توانست در مهار و مدیریت این فاجعه بزرگ موفق عمل کند؟ گزارش نسرین نیکنام نگاهی دارد به این ماجرا....

روایت چند دقیقه پایانی اتوبوس مرگ خبرنگاران در دریاچه ارومیه

مرگ مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی و آسیب دیدن تعداد زیادی از خبرنگاران در ماجرای اتوبوس مرگ، جامعه خبری کشور را در بهت و عزا فرو برده است. این مصاحبه کوتاه روایت چند دقیقه پایانی اتوبوس مرگ است از زبان یکی از شاهدان.

کد خبر: ۹۹۱۶۱
۱۵:۲۰ - ۱۴ تير ۱۴۰۰

روایت چند دقیقه پایانی اتوبوس مرگ خبرنگاران در دریاچه ارومیه

دیدارنیوز: تلخی حادثه دو هفته قبل اتوبوس روزنامه نگاران شاید به این زودی‌ها از یاد نرود. حادثه‌ای که جان دو تن از خبرنگاران کشور را گرفت و عده‌ای مصدوم بر جای گذاشت. "مدرسه ایرنا" به سراغ کیمیا عبدالله پور خبرنگار ایرنا و از مسافران این اتوبوس رفته و درباره چند و، چون این اتفاق پرسیده است.

از عصر روز حادثه بگویید؟

حدود ظهر از تونل "کانی سیب" خارج شدیم. حدودا ۳ ساعت در این تونل بودیم. از تونل که بیرون آمدیم دست و صورتمان را شستیم تا دوباره سوار اتوبوس شویم و برویم برای نهار.

داخل جاده پیرانشهر به نقده بودیم و جاده کفی بود. اتوبوس هم خیلی آرام حرکت می‌کرد. طوری که چند بار یکی از افراد ستاد احیای دریاچه ارومیه و حتی برخی از بچه‌ها از راننده خواستند مقداری سریع‌تر برود. اما راننده گفت من با سرعت بیشتر از این نمی‌توانم بروم می‌ترسم اتفاقی بیفتد. آن وقت باید کلی هزینه کنم. خبرنگاران ساکت شدند و دیگر چیزی نگفتند. تا رسیدیم به ابتدای شیب جاده کوهستانی. اتوبوس داشت آرام آرام می‌رفت که یک دفعه راننده با صدای بلند گفت ترمز نداریم!

این فرآیند چقدر طول کشید؟

از لحظه‌ای که راننده این را گفت تا لحظه‌ای که اتوبوس واژگون شد چیزی حدود ۳ تا ۴ دقیقه. دقیق نمی‌دانم، اما به نظر همین حدود بود.

 واکنش سرنشینان اتوبوس چه بود؟

هر کس سعی می‌کرد جایی پناه بگیرد و جان خود را حفظ کند. من درست پشت سر راننده نشسته بودم. پشت صندلی خودم را گرفتم. کمربند را هم اصلا پیدا نکردم که بخواهم ببندم.

ماشین به سمت دره رفت و محکم به گاردیل خورد و آن را شکاند. ماشین داشت وارد دره می‌شد که راننده فرمان را به سمت کوه گرفت. بین جاده و کوه یک شیار بزرگی بود. ماشین رفت داخل آن شیار و شروع به پریدن کرد. ماشین چند بار با شدت بالا و پایین شد تا یک دفعه واژگون شد و مسافتی به روی زمین کشیده شد تا اینکه به کمک یک گودال سرانجام ایستاد.

در این چند دقیقه بحرانی از وضعیت مهشاد و ریحانه آگاه بودید؟

مهشاد و ریحانه هم سمت راننده نشسته بودند. مهشاد دو صندلی از من عقب‌تر بود و ریحانه هم فکر کنم ردیف آخر نشسته بود. فقط مهشاد را دیدم. میله اتوبوس از گردن به بالایش را پوشانده بود. من فقط از پا تا گردنش را دیدم. دیدم که مهشاد مهربان و دوست داشتنی از میان رفت، لحظات سخت و دردناکی بود.

برخلاف آن چیزی که برخی گفته اند؛ مهشاد بسیار سریع جان داد و عذاب نکشید.

 واکنش شما چه بود؟

شرایط خیلی بدی بود. من آنقدر فریاد زدم که یکی بیاید مهشاد را در آورد که صدایم گرفت.

 چقدر طول کشید تا نیرو‌های امدادی به صحنه برسند؟

 آنجا نقطه کور بود و آنتن نمی‌داد. نمی‌دانم شاید یکی به بالای تپه رفت و با موبایل ماجرا را به آتش نشانی، اورژانس و هلال احمر خبر داد و شاید هم خودرو‌های عبوری خبر دادند، نمی‌دانم.

نیرو‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه، سازمان محیط زیست و برخی از بچه‌های خبرنگار که حالشان بهتر بود ما را از داخل خودرو بیرون آوردند. به نظرم اورژانس حدود ۱۵ دقیقه بعد حادثه خود را رساند. بالگرد هلال احمر تعدادی از بچه‌ها را که حالشان تا حدودی وخیم بود به بیمارستان ارومیه رساند، برای ریحانه و مهشاد هم که دیگر نمی‌شد کاری کرد. آن‌ها ۴ مصدوم شدید که خیلی حالشان بد بود را سوار کردند و به بیمارستانی در ارومیه بردند. اما آتش نشانی نسبت به گروه‌های دیگر دیرتر آمد. گویی در این فاصله مردم خودشان همت کردند و اتوبوس را بلند کردند تا یکی از مصدومین که زیر اتوبوس بود را نجات دهند که دادند.

خودتان چه آسیبی دیدید؟

عبدالله پور: پا و کتف چپم آسیب دید. خرده شیشه‌های کوچک به عمق کتف و گردنم فرو رفته بودند. همه مصدومین را به بیمارستان نقده بردند و خیلی از آن‌ها هم سرپایی درمان شدند.

 اتوبوس قدیمی بود؟

اتوبوس اسکانیا بود. مدل قدیمی هم نبود، ولی مستهلک و زه وار در رفته بود.

کسی از محیط زیست برای معذرت خواهی آمد؟

 بله. معاون آموزش سازمان محیط زیست با من تماس گرفت. همان شب هم آقای کلانتری رییس سازمان محیط زیست به بچه‌ها در بیمارستان ارومیه سر زد البته من ایشان را ندیدم بعد به هتل رفت. استاندار و برخی از مسولان استانی هم بالای سر ما حاضر شدند. البته از نهاد‌های دیگر از جمله مجمع تشخیص مصلحت نظام با من تماس گرفتند و دلجویی کردند.

 

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: