در همه‌ دنیا؛ روش و سیره عقلایی و مورد تاکید چنین است که هر مقام رسمی (لشکری و کشوری) در حیطه وظائف خود اظهار نظر کند، اما در ایران که اظهارات و دخالت در امور؛ بر حسب تکلیف (نه عقلانیت) از دهان خارج می‌شود، اوضاع طور دیگری است و در حالی که وزیر با ظرافت خارجه‌اش با احتیاط در مسائل سیاست خارجه اظهار نظر نرمِ علاقمندانه می‌کند، اما مسابقه‌ای میان دبیر فلان مجمع، سخنگوی فلان نهاد و رئیس بهمان جا، راه افتاده تا هر روز در مورد سیاست خارجی نسخه بپیچند و با صدور احکامی، دولت را ارشاد و به مرحله عملیاتی تشکیل قرارگاه برسند.

کد خبر: ۷۵۹۷۵
۱۳:۲۴ - ۲۸ آبان ۱۳۹۹
دیدارنیوز ـ حسین جعفری: با قطعی شدن انتخاب بایدن به‌عنوان رئیس جمهور آمریکا شاهد اظهارنظر‌های متعدد مسئولین عالی رتبه نظامی و غیر نظامی (سخنگوی فلان شورا و مجمع و بهمان مقام لشکری) بی‌ربط با سیاست خارجی هستیم، مواضعی از صدور حکم جلب و اعدام برای روسای جمهور آمریکا، ابلاغ شرط‌های (مضحک!) برای مذاکره احتمالی و پرخاش و توهین به رئیس جمهور ایران تا دستور به وزارت خارجه که نباید چه کار‌هایی بکند!
 
در همه‌ دنیا؛ روش و سیره عقلایی و مورد تاکید چنین است که هر مقام رسمی (لشکری و کشوری) در حیطه وظائف خود اظهار نظر کند، اما در ایران که اظهارات و دخالت در امور؛ بر حسب تکلیف (نه عقلانیت) از دهان خارج می‌شود، اوضاع طور دیگری است و در حالی که وزیر با ظرافت خارجه‌اش با احتیاط در مسائل سیاست خارجه اظهار نظر نرمِ علاقمندانه می‌کند، اما مسابقه‌ای میان دبیر فلان مجمع، سخنگوی فلان نهاد و رئیس بهمان جا، راه افتاده تا هر روز در مورد سیاست خارجی نسخه بپیچند و با صدور احکامی، دولت را ارشاد و به مرحله عملیاتی تشکیل قرارگاه برسند. (مورد طنزِ تلخ ماجرا اظهارات نمایندگانی است که حتی اختیار عمل به وظیفه‌ قانونی خود در طرح سوال، تصویب بودجه و حتی تعیین قیمت بنزین را ندارند، اما بدون اخذ استعلام از "آقا"یان؛ امر به عدم مذاکره می‌کنند!)
 
از آنجا که اینگونه دخالت از جانب مقاماتی که در ارکان نظام مسئولیت دارند (اما بی‌ربط با وظائف خود؛ بی پروا و به‌صورت مدام به افاضات مشغولند)؛ مسبوق به سابقه است لذا با بازخوانی نظرات امام به نوعی به نقد این عادت و رویه نادرست می‌پردازم.
 
الف: امام در اواخر جنگ طی نامه‌ای به وزیر امور خارجه به این موضوع اشاره می‌کند.
 
"جناب آقای دکتر ولایتی، وزیر محترم امور خارجه
... شما و دوستانمان در وزارت امورخارجه باید تحمل انتقاد را، چه حق و چه ناحق، داشته باشیم. جو باز سیاسی ایران انقلابی، بی تجربگی بعضی از مسئولان، سبقت در رساندن سریع هر موضوعی به جامعه گرچه به ضرر مردم باشد، نه تنها کار وزارت امور خارجه را مشکل می‌کند، که در بعضی اوقات روی سیاست‌های داخلی هم اثر نامطلوب می‌گذارد....۶۷/۱/۲۰"
 
در این نامه امام با به‌کار بردن جملاتِ "بی تجربگی بعضی از مسئولان، سبقت در رساندن سریع هر موضوعی به جامعه گرچه به ضرر مردم باشد"،   سعی دارد موضوع دخالت مخرب در اداره کشور را محدود کند و به‌صورت تلویحی، دخالت کنندگان را متنبه و از ادامه کار باز دارد.
 
ب: حدود دو ماه بعد۳/۲۲/ ۶۷ نامه‌ای خطاب به میرحسین موسوی نخست‌وزیر و اعضای هیات دولت صادر و صراحتاً دخالت ارکان سایر قوا در سیاست خارجی را منع می‌نمایند!  
 
"مسئله‌‏ای را که لازم دیدم تذکر دهم این است که قوام نظام اسلامی ایران بر اتحاد در روش و حرکت در کُلیّتِ سیاستِ مورد قبولِ اسلام است. ترسیم کلیت متّخذ از اصول اساسی قوانین اسلامی است ... هر مسئولی و هر متعهدِ به نظامی باید سعی کند برای پیشبرد نظام در چهارچوب محدودۀ وظایفش عمل کند؛ که در غیر این صورت، احتمال پاشیدگی نظام جدی است؛ لذا اگر هر وزیری دخالت در کار وزیر دیگر نماید، که حتی دخالت او باعث رشد کار گردد، مورد قبول نیست؛ چرا که خروج از چهارچوب اختیارات ضررش بسیار بیشتر از رشد کار در نقطه‏‌ای دیگر است. روشن است که مشورت و هماهنگی و همکاری مورد بحث نیست.
 
وزیر امورخارجه است که در چهارچوب سیاستِ ترسیمی از رهبری نظام و یا مجلس، تصمیم‏ گیرنده است. این شیوۀ پسندیده ‏ای نیست که هر وزیر و یا نماینده‏‌ای هر چه دلش خواست در مجامع عمومی بگوید.
 
آقایان وزرا، من به شما و به نمایندگان محترم نصیحت می‌کنم که سیاست‌های یکدیگر را تضعیف و یا تخریب نکنید؛ که اگر وحدت روش و حرکت در نظام نوپای اسلامی صدمه ببیند، نتایجی که دنیای استکبار از این برخورد‌ها می‏‌گیرد بسیار شکننده است. کاری نکنیم که دنیا فکر کند نظام اسلامی ایران با این اختلاف سلیقه‏‌ها و با این ابراز اختلاف‌ها هیچ گاه راه ثبات را نخواهد پیمود."
 
آیا اگر امام خمینی هم اکنون رهبر انقلاب بودند با کپی این نامه و ارسال آن به قوه قضائیه، مجمع تشخیص، شورای نگهبان و فرماندهان نظامی، عمل به وظائف قانونی خود و عدم دخالت در امور مربوط به سایر قوا را متذکر نمی‌شدند؟
 
و ایران سالهاست به این بلیه بی در و پیکر بودن اداره کلان جامعه گرفتار شده که"آقا"یان خودشان هم نمی‌دانند به کجا می‌روند؛ و حاکمان وقتی به بی هدفی مبتلا می‌شوند، گرفتار "خود هدفی" می‌شوند! یعنی حفظ خود برای جمهوری مقدس اسلامی!  
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر: