شاید مسئله فقط ساختن یک ساختمان، خرید یک دستگاه یا تأمین هزینه یک مرکز درمانی نباشد؛ مسئله بزرگتر، ساختن یک فرهنگ است؛ فرهنگی که در آن مردم احساس کنند سلامت جامعه فقط وظیفه دولت و دستگاههای رسمی نیست و هرکس میتواند به اندازه توان خود در آن سهم داشته باشد

دیدارنیوز _ سیدمحمد جعفرنژاد*:
شرایط اقتصادی و افزایش هزینههای درمان موجب شده است بخش قابل توجهی از مردم برای دریافت خدمات درمانی، بیش از گذشته به مراکز دولتی و مراکز وابسته به سازمان تأمین اجتماعی مراجعه کنند. این افزایش مراجعات، در شرایطی که ظرفیت بیمارستانها، تعداد تختها و امکانات درمانی محدود است، فشار بیشتری بر نظام سلامت استان وارد کرده است.
استان گیلان نیز از این شرایط مستثنی نیست. محدودیت ظرفیت برخی بیمارستانها و افزایش مراجعه بیماران به مراکز درمانی دولتی، بهویژه در مرکز استان، ضرورت توجه جدیتر به توسعه زیرساختها، تأمین تجهیزات و تقویت امکانات درمانی را بیش از گذشته نمایان کرده است. بسیاری از مراکز درمانی با حجم بالایی از مراجعه مواجهاند و ادامه این روند میتواند فشار بیشتری بر کادر درمان و مجموعههای بیمارستانی وارد کند.
در چنین شرایطی، استفاده از ظرفیت خیرین و مشارکتهای مردمی در کنار اعتبارات و برنامههای دولتی میتواند بخشی از نیازهای موجود را پاسخ دهد. مجمع خیرین سلامت استان گیلان یکی از ظرفیتهای مهم در این زمینه است که میتواند با بهرهگیری از اعتماد عمومی و توان خیرین، زمینه تجهیز، نوسازی، بازسازی و توسعه مراکز درمانی را فراهم کند.
خیرین سلامت طی سالهای گذشته در تأمین تجهیزات پزشکی، بهسازی مراکز درمانی و توسعه زیرساختهای سلامت نقش مؤثری داشتهاند و مجمع خیرین سلامت استان گیلان نیز اقدامات قابل توجهی در این حوزه انجام داده است. با این حال، افزایش مراجعات و محدودیت منابع، ضرورت تقویت این فعالیتها و برنامهریزی گستردهتر برای استفاده از ظرفیت خیرین را بیشتر کرده است.
در این مسیر، باید توجه داشت که هر فعالیت توسعهای در حوزه سلامت، باید حتماً پیوست رسانهای داشته باشد.
شناسایی دقیق و اعلام شفاف نیازهای مراکز درمانی نباید تنها به صورت اداری انجام شود؛ بلکه باید از طریق ابزارهای رسانهای، نیازهای واقعی در دسترس همگان قرار گیرد. در این میان، نقش «شخص رسانهای» حیاتی است؛ کسی که باید در قلب میدان حضور داشته باشد، نیازهای واقعی بیمارستانها و دغدغههای مردم را با دقت بشنود و به عنوان یک واسط متخصص، این نیازها را به زبان رسانه ترجمه کرده و به گوش خیرین و مسئولان برساند.
مجمع خیرین سلامت میتواند در این میان نقش هماهنگکننده و واسط میان بیمارستانها، خیرین و مردم را ایفا کند. ارائه اطلاعات شفاف درباره نیازهای واقعی مراکز درمانی، پروژههای ضروری و میزان پیشرفت طرحها، میتواند اعتماد عمومی را افزایش داده و زمینه مشارکت هدفمندتر خیرین را فراهم کند. این فرآیند نیازمند حضور فعال رسانههاست تا فراتر از یک گزارش ساده، نقش تسهیلگر و شنونده صدای نیازهای زیرساختی را ایفا کنند. امروز بیش از گذشته، سلامت مردم نیازمند همکاری و همافزایی همه ظرفیتهای موجود است. تقویت مجمع خیرین سلامت، شفافسازی نیازهای مراکز درمانی، حضور فعال و شنوندهی رسانهها و همراهی جدی رسانهها در پوشش تمامی فعالیتها، میتواند زمینهساز مشارکت گستردهتر مردم و خیرین شود و بخشی از فشار موجود بر مراکز درمانی استان گیلان را کاهش دهد. در شرایط کنونی، هر گام برای تجهیز یک بیمارستان، تأمین یک دستگاه پزشکی یا تکمیل یک طرح درمانی، اگر با بازتاب درست رسانهای همراه باشد، میتواند گامی مؤثر در مسیر خدمترسانی بهتر به مردم استان باشد.
قسمت دوم:
مشکل فقط کمبود منابع نیست؛ گاهی روایت نکردن ظرفیتهای موجود، خود یک مشکل است
در قسمت نخست این گزارش، از شلوغی و ازدحام مراکز بیمارستانی و درمانی دولتی روایت کردم؛ از مراکزی که هر روز پذیرای شمار زیادی از بیماران هستند و گاه امکانات و زیرساختهای موجود پاسخگوی حجم مراجعات نیست. در این قسمت میخواهم از زاویهای دیگر به همین مسئله نگاه کنم؛ زاویهای که اگر جدیتر دیده شود، میتواند بخشی از مشکلات زیرساختی حوزه سلامت را با مشارکت مردم و خیرین کاهش دهد.
در سالهایی که توفیق همکاری مستقیم و غیرمستقیم با سازمانهای مردمنهاد را داشتم، به یک خلأ جدی پی بردم؛ خلأیی که شاید به اندازه کمبود منابع مالی درباره آن صحبت نشده است و آن، ضعف در حوزه رسانه و روایتگری است.
واقعیت این است که بسیاری از سازمانهای مردمنهاد، خیرین و مجموعههای فعال در حوزه سلامت کارهای بزرگی انجام میدهند، اما گاهی این اقدامات در سکوت انجام میشود و در همان سکوت نیز باقی میماند. در حالی که اگر یک سازمان مردمنهاد از یک تیم رسانهای حرفهای برخوردار باشد، میتواند هر اقدام خیرخواهانه را به یک روایت اجتماعی تبدیل کند؛ روایتی که دیده شود، شنیده شود و شاید مهمتر از همه، دیگران را نیز به مشارکت ترغیب کند.

اگر یک خیر برای خرید تجهیزات بیمارستانی هزینه میکند، اگر فردی برای ساخت یک فضای درمانی زمین اهدا میکند، اگر خانوادهای پس از فوت عزیز خود بخشی از دارایی او را به یک مرکز اورژانس اختصاص میدهد، اینها فقط اعداد و مبالغ مالی نیستند. پشت هرکدام یک انسان قرار دارد، یک تصمیم، یک دغدغه و یک داستان واقعی. اما متأسفانه گاهی وقتی صحبت از حضور سازمانهای مردمنهاد در رسانه میشود، تصور غالب این است که مدیر یا مسئول مجموعه در یک برنامه گفتوگومحور حاضر شود و درباره عملکرد سازمان، تعداد فعالیتها و اقدامات انجامشده صحبت کند. گاهی هم به جای مصداق، شعار میشنویم و به جای روایت یک اتفاق واقعی، حرفهای تکراری. من اگر امروز در جایگاه مدیر رسانه باشم، همانطور که در گذشته بودهام، طبیعتاً ترجیح میدهم آنتن را به محتوایی اختصاص بدهم که برای مخاطب حرف تازهای داشته باشد؛ محتوایی که بتواند او را با خود همراه کند و تصویری واقعی از یک مسئله یا یک اقدام نشان دهد.
این به معنای کماهمیت بودن فعالیت سازمانهای مردمنهاد نیست؛ اتفاقاً برعکس. این فعالیتها آنقدر ارزشمند هستند که نباید در قالب چند گفتوگوی طولانی و تکراری خلاصه شوند.
شاید گذر بسیاری از مردم به بیمارستان رازی رشت افتاده باشد. در همین مجموعه، اقدام ارزشمند و تأثیرگذار آقای دکتر حسین همتی، جراح عروق، و خانواده ایشان را میتوان به عنوان یک نمونه قابل توجه از مشارکت خیرخواهانه در حوزه سلامت مطرح کرد. ساختمانی در ملک دانشگاه علوم پزشکی گیلان احداث شده که محلی برای مراجعه بیماران و ارائه خدمات مرتبط با جراحی و درمان است. حالا اگر این اتفاق فقط در قالب یک خبر کوتاه اعلام شود، بخش کوچکی از ماجرا دیده شده است. اما اگر دوربین وارد زندگی و انگیزههای این خانواده شود، اگر مشخص شود چرا یک پزشک و خانوادهاش تصمیم گرفتهاند چنین اقدامی انجام دهند، این ساختمان چگونه به وجود آمده و چه نیازی را پاسخ میدهد، آن وقت با یک سوژه مستند روبهرو هستیم؛ سوژهای که میتواند برای دیگران نیز الهامبخش باشد.
نمونه دیگر، بیمارستان دکتر پیروز لاهیجان است؛ مرکزی که امروز یکی از مراکز مهم درمانی شرق گیلان محسوب میشود. مرحوم دکتر پیروز، استاد چشمپزشکی کشور، زمین این مرکز را به دانشگاه علوم پزشکی گیلان اهدا کرد. پشت این اقدام، نگاهی وجود داشت که درمان مردم را یک مسئولیت اجتماعی میدانست. مرحوم دکتر پیروز تا زمانی که در قید حیات بود، دغدغه درمان مردم را داشت و بخشی از اموال و توان خود را در این مسیر هزینه کرد.

قسمت سوم:
چند سال پیش یادم هست فردی برای درمان مادرش به بیمارستان دکتر پیروز لاهیجان مراجعه میکند. وقتی از نزدیک با برخی کمبودهای این مرکز مواجه میشود، تصمیم میگیرد رقم قابل توجهی را برای بازسازی و ترمیم تجهیزات اختصاص دهد.
این اتفاق از آن دست سوژههایی است که شاید در یک گزارش خبری چند دقیقهای بتوان آن را روایت کرد، اما ارزش آن بسیار بیشتر از یک خبر است. تیم رسانهای سازمانهای مردم نهادی، چون مجمع خیرین سلامت میتواند خوراک برای رسانه تولید کند؛ سوژه بیابد، داستان را استخراج کند، مستندات را جمعآوری کند و آن را در قالبی جذاب و حرفهای به رسانه ارائه دهد.
رسانه نیز طبیعتاً از یک سوژه خوب استقبال میکند؛ سوژهای که واقعی باشد، مخاطب داشته باشد و بتواند مسئلهای از مسائل جامعه را به تصویر بکشد. گیلان استانی با سابقه طولانی در فرهنگ نیکوکاری است و ظرفیت مردمی قابل توجهی دارد. این سرمایه اجتماعی را نباید فقط در زمان بحران به یاد آورد. باید آن را شناخت، سازماندهی کرد، به نیازهای واقعی متصل کرد و مهمتر از همه، درست روایت کرد.
گاهی یک خیر، با دیدن اقدام خیر دیگری تصمیم میگیرد وارد میدان شود. گاهی یک خانواده با دیدن یک روایت واقعی، تصمیم میگیرد بخشی از دارایی خود را برای سلامت مردم اختصاص دهد. گاهی یک گزارش چنددقیقهای میتواند مسیری را برای تأمین یک نیاز چندساله باز کند.
این همان قدرت رسانه است. رسانه قرار نیست فقط بگوید چه اتفاقی افتاده است؛ میتواند نشان دهد چرا این اتفاق اهمیت دارد و چگونه میتوان آن را ادامه داد.
اگر این نگاه در کنار ظرفیت مجمع خیرین سلامت و انگیزه مردم قرار بگیرد، میتوان از یک ظرفیت بزرگ اجتماعی برای حفظ و تقویت زیرساختهای سلامت گیلان استفاده کرد.
در نهایت، شاید مسئله فقط ساختن یک ساختمان، خرید یک دستگاه یا تأمین هزینه یک مرکز درمانی نباشد؛ مسئله بزرگتر، ساختن یک فرهنگ است؛ فرهنگی که در آن مردم احساس کنند سلامت جامعه فقط وظیفه دولت و دستگاههای رسمی نیست و هرکس میتواند به اندازه توان خود در آن سهم داشته باشد؛ و اینجاست که همافزایی رسانه ملی، مجمع خیرین سلامت و مردم میتواند به یک مثلث اثرگذار برای حفظ و تقویت زیرساختهای سلامت در گیلان تبدیل شود؛ مثلثی که اگر درست شکل بگیرد، یک اقدام خیرخواهانه را از یک اتفاق فردی فراتر میبرد و آن را به یک جریان اجتماعی تبدیل میکند.
قسمت چهارم:
در ادامه تبیین راهکارهای عملیاتی برای تقویت زیرساختهای حوزه سلامت استان گیلان و تأکید بر ضرورت تشکیل تیمهای رسانهای تخصصی برای جذب مشارکتهای عمومی، بازخوردها و نمونههای عینی موفقی را شاهد هستم که نویدبخش کارآمدی مدل مثلث نجات است. در قسمتهای پیشین بر این نکته کلیدی پافشاری کردم که پیوند میان رسانه ملی، مجمع خیرین سلامت و بدنه مردم، نه یک پیشنهاد، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای برونرفت از چالشهای زیرساختی درمان در استان است.
انتشار این سلسله گزارشها و انعکاس آن به مسئولان ذیربط، بازخوردهای امیدبخشی را به همراه داشته است؛ چنانکه آقای دکتر حقیقی، ریاست محترم بیمارستان رازی رشت، ضمن تقدیر از رویکرد مطالبهگرانه و تحلیلی این گزارشها، مصادیقی ارزشمند از همدلی، ایثار و مشارکت خیرین در حوزه سلامت را معرفی کردند که گواهی بر صحت الگوی پیشنهادی ماست.
نمونه بارز و تحسینبرانگیز این همافزایی، فعالیت خیرخواهانه و ارزشمند خانواده گرامی دکتر حسینزاده، متخصص محترم بیهوشی بیمارستان آریا، و همسر گرانقدر ایشان، سرکار خانم دکتر سلیمانی است. این خانواده نیکاندیش با درک عمیق از نیازهای درمانی استان، هزینهای بالغ بر ۶ میلیارد تومان را صرف بازسازی بخش غدد بیمارستان رازی رشت نمودهاند. این پروژه که اکنون به پایان رسیده و آماده خدمترسانی به مردم شریف گیلان است، نهتنها یک اقدام عمرانی، بلکه نمادی از تعهد اجتماعی جامعه نخبگان پزشکی به هموطنان خود محسوب میشود.
در همین راستا، آقای دکتر حقیقی، رئیس بیمارستان رازی رشت، از اقدامات ارزشمند جناب آقای مهندس زحمتکش، مدیرعامل محترم «بتن زحمتکش»، نیز قدردانی کردند و اظهار داشتند که این خیر نیکاندیش در بسیاری از پروژههای بیمارستان رازی رشت مشارکت داشته و همواره در مسیر توسعه و بهبود زیرساختهای این مرکز درمانی، همراه و پشتیبان بیمارستان بوده است. چنین مشارکتهایی نشان میدهد که مسئولیت اجتماعی میتواند از مرز کمکهای مقطعی فراتر رفته و به یک جریان مستمر و اثرگذار در توسعه زیرساختهای سلامت تبدیل شود.
چنین اقدامات ارزشمندی اگر در بستر اطلاعرسانی دقیق و حرفهای رسانه ملی قرار نگیرد، همچون گوهری پنهان باقی میماند که نمیتواند الگوی رفتاری مسئولیتپذیری اجتماعی را در جامعه تکثیر کند.
بدون تردید، تجلیل از ریاست بیمارستان رازی رشت برای تبیین و معرفی این ایثارگریها، تنها گام نخست است. رسالت ما در مثلث نجات این است که چنین اقداماتی را از سطح اخبار روزمره فراتر برده و در قالب مستند، گزارشهای خبری عمیق و برنامههای گفتوگومحور و تخصصی در رسانه ملی بازتاب دهیم.
پوشش رسانهای این قبیل مشارکتهای خیرخواهانه، صرفاً یک گزارشکاری نیست، بلکه میتواند موتور محرکی برای ترغیب سایر خیرین، پزشکان و آحاد مردم به پیوستن به جبهه خدمت به سلامت عمومی باشد. وقتی مردم ببینند که حاصل مشارکت و نیت خیر آنان چگونه به ارتقای استانداردهای درمانی و کاهش آلام بیماران در استان منجر میشود، اعتماد میان نهادهای عمومی و حاکمیتی با بدنه مردم تقویت شده و این سرمایه اجتماعی، ضامن بقا و رشد پروژههای زیرساختی خواهد بود.
ما همچنان معتقدیم که پیوند رسانه با بدنه فعالان سلامت، کلید طلایی عبور از تنگناهای مالی و زیرساختی است و این راه تا تحقق کامل مشارکت حداکثری مردم در آبادانی سلامت گیلان، با قوت ادامه خواهد داشت.
قسمت پنجم:
در تاریکترین گوشههای بیمارستانها، جایی که تجهیزات پزشکی با فرسودگی دستوپنجه نرم میکنند، داستانهای نادیده ماندهای در جریان است. خیرانی هستند که با سکوت، گرهای از کار درمان میگشایند، اما این سکوت دو لبه تیغ دارد؛ از سوی یک جانب تواضع است و از سوی دیگر، فرصتی از دست رفته برای الگوبرداری اجتماعی. مسئله اصلی اینجاست که چرا خیرین سلامت، برخلاف آنچه انتظار میرود، به یک جریان عظیم و تکثیرپذیر تبدیل نمیشوند؟
مجمع خیرین سلامت کشور، نهادی است که از دل جامعه دانشگاهی و پزشکی کشور برآمده است. وظیفه این مجمع فراتر از یک جمعآوری سادهی کمکهای مالی است؛ مجمع در واقع پلی است میان نیازهای مبرم دانشگاههای علوم پزشکی و توانمندیهای جامعه پزشکی در داخل و خارج از کشور. از احداث ساختمانهای بیمارستانی گرفته تا تجهیز بخشهای مراقبتهای ویژه و ترمیم مراکز درمانی فرسوده، همگی در فهرست وظایف این نهاد مردمی قرار دارند. اما یک قطعه در این ماشین بزرگ گم شده است: رسانه.
بسیاری از اقدامات خیرین، تنها در قالب یک خبر کوتاه و گذرا در رسانهها دیده میشوند. این نگاه گذرا به حوادث باعث میشود که پتانسیلهای عظیم خیرخواهی در جامعه، هرگز به یک فرهنگ تبدیل نشود. در بیمارستان دکتر پیروز لاهیجان، شاهد نوعی رویکرد متفاوت هستیم. مدیر این بیمارستان تاکید میکند که دعوت از خبرنگاران برای پوشش لحظه تقدیر از یک خیر، نه تنها باعث خوشحالی خیر است، بلکه فرصتی است برای توضیح دادنِ مسیرِ نجات یک بیمار یا تجهیز یک بخش؛ این همان جایی است که سوژه باید توسط تیمهای رسانهای مجرب دنبال و پرورده شود.
از سوی دیگر، خانم فلاحچای در بیمارستان، نگاهی ظریفتر را مطرح میکنند. آنها بر ارزش کمکهای کوچک تاکید دارند. اگرچه نمیتوان هر کمک جزئی را در سطح رسانههای سراسری پوشش داد، اما این دقیقاً همان جایی است که اتصال مجمع خیرین سلامت به یک تیم رسانهای قوی اهمیت مییابد. اتصال رسانهای میتواند از دل همین کمکهای ناچیز، ایدههای مطلوبی برای برنامهسازی استخراج کند تا کسانی که میخواهند کمکهای اندک به مراکز درمانی کنند، تشویق شوند.
تجمیع همین کمکهای ناچیز در سیستم مجمع خیرین سلامت، اگر با قدرت روایتگری رسانه همراه شود، میتواند یک مرکز درمانی را بهطور کامل تجهیز کند. برای نجات زیرساختهای سلامت، ما نیازمند گذار از گزارشهای گذرا به برنامهسازی مستمر هستیم تا خیرخواهی از یک عمل انفرادی، به یک حرکت جمعی و ساختاری تبدیل شود.
*فعال رسانهای