مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا و امور بین الملل در قسمت دوم از یادداشت خود برای دیدارنیوز با عنوان «عدم تبعیت چین از ایالات متحده در سیاست جهانی؛ تبیین استقلال راهبردی و موازنهسازی قدرت» نوشت: چین بهجای آنکه الزاماً در برابر هر اقدام آمریکا با تهدید مستقیم پاسخ دهد، غالباً تلاش میکند گزینههای خود را به نمایش بگذارد.

دیدارنیوز: در این مطلب قسمت دوم یادداشت مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا و امور بین الملل با عنوان «عدم تبعیت چین از ایالات متحده در سیاست جهانی؛ تبیین استقلال راهبردی و موازنهسازی قدرت» را میخوانید.
قسمت اول یادداشت مرتضی بنانژاد
قسمت دوم:
یکی از نمونههای مهم برای بررسی استقلال راهبردی چین، موضع این کشور در قبال جنگ اوکراین است. چین نه سیاست ایالات متحده در قبال روسیه را بهطور کامل پذیرفته و نه خود را صرفاً در چارچوب سیاست روسیه تعریف کرده است. پکن در عین حفظ روابط اقتصادی و انرژی با مسکو، بر گفتوگو و مذاکره بهعنوان مسیر حل بحران تأکید کرده و در برابر فشارهایی که خواهان همسویی کامل چین با سیاست غرب در قبال روسیه بودهاند، موضع مستقل خود را حفظ کرده است. مواضع رسمی چین در سالهای اخیر همچنان بر مذاکره و راهحل سیاسی تأکید داشته و همزمان این کشور همکاریهای اقتصادی و انرژی خود با روسیه را مشروع دانسته است.
اهمیت این رفتار در آن است که چین الزاماً خود را میان دو گزینه «تبعیت از آمریکا» یا «اتحاد کامل با روسیه» محدود نکرده است. پکن کوشیده است فضای مستقلی برای تصمیمگیری خود حفظ کند. این همان چیزی است که میتوان آن را استقلال در انتخاب موضع نامید.
پرونده ایران نیز نمونه دیگری از این الگو است. چین در موضوع برنامه هستهای ایران و تحریمهای یکجانبه آمریکا، بر راهحل دیپلماتیک و گفتوگو تأکید کرده و با استفاده از فشار یکجانبه بهعنوان ابزار حل اختلافات مخالفت کرده است. با این حال، این رفتار را نباید به معنای «حمایت صرف یا بیقیدوشرط چین از ایران» تفسیر کرد. سیاست چین نسبت به ایران نیز تابع محاسبات مستقل پکن است؛ از جمله منافع اقتصادی، روابط انرژی، جایگاه چین در خاورمیانه، مخالفت با گسترش یکجانبه نفوذ اقتصادی آمریکا و حفظ آزادی عمل در سیاست خارجی. بنابراین، آنچه مشاهده میشود بیش از آنکه حمایت از یک کشور علیه کشور دیگر باشد، همپوشانی بخشی از منافع و محاسبات راهبردی دو کشور در برخی موضوعات است.
در مسئله فلسطین و اسرائیل نیز چین در موارد متعددی مواضعی متفاوت از سیاست واشنگتن اتخاذ کرده است. پکن بر آتشبس، کاهش بحران انسانی، راهحل دوکشوری و نقش فلسطینیان در تعیین آینده سیاسی سرزمینهای فلسطینی تأکید کرده است. این مواضع، فارغ از ارزیابیهای موافق یا مخالف درباره سیاست چین، نشان میدهد که پکن الزاماً در پروندههای مهم خاورمیانه خود را با چارچوب سیاست آمریکا منطبق نمیکند.
حتی فراتر از مواضع اعلامی، تلاش چین برای ایفای نقش مستقل دیپلماتیک در خاورمیانه نیز قابل توجه است. میانجیگری چین در توافق ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳، نمونهای از تلاش پکن برای نشان دادن این موضوع بود که نقش آن در سیاست جهانی محدود به حوزه شرق آسیا یا روابط چین و آمریکا نیست، بلکه میتواند در مسائل منطقهای نیز بهصورت مستقل ابتکار دیپلماتیک داشته باشد.
در سطح اقتصادی، جنگ تجاری میان چین و آمریکا نیز همین منطق را آشکار میکند. افزایش تعرفهها و تهدیدهای تجاری از سوی واشنگتن، چین را به مذاکره وادار کرده است، اما واکنش پکن صرفاً پذیرش خواستههای آمریکا نبوده است. چین در برابر افزایش فشارهای تعرفهای، بر مقابله متقابل و حفظ حقوق و منافع خود تأکید کرده و در عین حال مسیر مذاکره را نیز باز نگه داشته است. این رفتار دقیقاً نشان میدهد که مذاکره با آمریکا برای چین ممکن است، اما مذاکره الزاماً به معنای تبعیت نیست.
در حوزه فناوری نیز همین روند مشاهده میشود. محدودیتهای آمریکا بر صادرات برخی فناوریهای پیشرفته و تراشهها به چین، بخشی از رقابت راهبردی دو کشور در حوزه فناوری است. چین این محدودیتها را رد کرده و بر توسعه ظرفیتهای داخلی و حفظ حق توسعه فناورانه خود تأکید کرده است. بنابراین، فشار فناورانه آمریکا به جای آنکه لزوماً چین را به پذیرش قواعد مطلوب واشنگتن سوق دهد، میتواند انگیزه پکن برای کاهش وابستگی فناورانه و توسعه ظرفیتهای داخلی را نیز تقویت کند.
نمونه دیگر، ترتیبات امنیتی جدید آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام، بهویژه AUKUS است. ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا از طریق AUKUS همکاریهای دفاعی و فناورانه خود را توسعه دادهاند و واشنگتن این چارچوب را بخشی از همکاری امنیتی میان متحدان خود میداند. چین در مقابل، نسبت به این ترتیبات انتقاد کرده و آن را عاملی برای افزایش رقابت بلوکی، مسابقه تسلیحاتی و بیثباتی منطقهای دانسته است.
در چنین شرایطی، چین بهجای آنکه الزاماً در برابر هر اقدام آمریکا با تهدید مستقیم پاسخ دهد، غالباً تلاش میکند گزینههای خود را به نمایش بگذارد. قدرت اقتصادی، بازار بزرگ داخلی، نقش چین در زنجیرههای تأمین جهانی، ظرفیتهای فناورانه، روابط تجاری با کشورهای مختلف، عضویت و نقشآفرینی در نهادهای چندجانبه و توسعه روابط با کشورهای جنوب جهانی، مجموعهای از ابزارهایی هستند که به پکن امکان میدهند دامنه انتخاب خود را حفظ کند.