علی هاشمی، مدرس دانشگاه نوشت: نوریل روبینی، استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه نیویورک و تحلیلگر ریسکهای اقتصاد جهانی، در کتاب Megathreats که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، هشدار میدهد که جهان با یک بحران منفرد روبهرو نیست؛ بلکه با مجموعهای از تهدیدهای اقتصادی، مالی، ژئوپلیتیکی، اجتماعی، اقلیمی، جمعیتی و فناوری مواجه است که همدیگر را تشدید میکنند.

دیدارنیوز _ علی هاشمی:
نوریل روبینی، استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه نیویورک و تحلیلگر ریسکهای اقتصاد جهانی، در کتاب Megathreats که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، هشدار میدهد که جهان با یک بحران منفرد روبهرو نیست؛ بلکه با مجموعهای از تهدیدهای اقتصادی، مالی، ژئوپلیتیکی، اجتماعی، اقلیمی، جمعیتی و فناوری مواجه است که همدیگر را تشدید میکنند.
او که به دلیل هشدارهای پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ شناخته شد، در این کتاب از خطر ورود جهان به دورهای از رکود تورمی، بحران بدهی، چندپارگی اقتصاد جهانی و بیثباتی ژئوپلیتیکی سخن میگوید.
ده ابرتهدید اصلی
۱. بدهیهای سنگین
انباشت بدهی دولتها، خانوارها و شرکتها، در صورت افزایش نرخ بهره، میتواند هزینه تأمین مالی و احتمال بحرانهای بدهی را افزایش دهد.
۲. تورم و رکود تورمی
ترکیب تورم بالا + رشد اقتصادی ضعیف میتواند سیاستگذاری را دشوار کند؛ زیرا مقابله با تورم ممکن است به رشد اقتصادی فشار وارد کند. روبینی این وضعیت را خطر «رکود تورمی بزرگ» میداند.
۳. جهانیزدایی و جنگ تجاری
بازگشت حمایتگرایی، محدودیت تجارت، انتقال تولید به کشورهای دوست و چندپارهشدن زنجیرههای تأمین، هزینه تولید جهانی را افزایش میدهد.
۴. رقابت قدرتهای بزرگ
رقابت آمریکا و چین و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند اقتصاد جهانی را از یک نظام نسبتاً یکپارچه به مجموعهای از بلوکهای رقیب تبدیل کند.
۵. تغییرات اقلیمی
خشکسالی، سیل، گرما، آتشسوزی و آسیب به زیرساخت و تولید غذا، همزمان هزینههای اقتصادی و اجتماعی ایجاد میکنند.
۶. همهگیریها
پاندمیها میتوانند همزمان سلامت، زنجیره تأمین، اشتغال، تجارت و بودجه دولتها را تحت فشار قرار دهند.
۷. هوش مصنوعی و اتوماسیون
روبینی هشدار میدهد که فناوریهای جدید، در کنار فرصتهای بزرگ، میتوانند برخی مشاغل را دگرگون یا حذف و نابرابری را تشدید کنند.
۸. بحران سالمندی و بازنشستگی
افزایش جمعیت سالمند، فشار بر صندوقهای بازنشستگی، نظام سلامت و بازار کار را افزایش میدهد.
۹. نابرابری و پوپولیسم
افزایش احساس نابرابری اقتصادی و اجتماعی میتواند اعتماد به نهادها و نظامهای سیاسی را تضعیف و زمینه رشد سیاستهای پوپولیستی را تقویت کند.
۱۰. بحرانهای مالی و ارزی
وقتی بدهی، تورم، ضعف رشد، بیاعتمادی و فشارهای ژئوپلیتیکی همزمان شوند، بحران مالی میتواند از یک بخش اقتصاد به بخشهای دیگر سرایت کند. روبینی بر پیوند میان این حلقهها تأکید میکند.
مسئله اصلی: خودِ ابرتهدید نیست؛ «اتصال ابرتهدیدها» ست این مهمترین درس کتاب است.
مثلاً:
تنش ژئوپلیتیک → محدودیت تجارت → افزایش قیمت انرژی و کالا → تورم → افزایش نرخ بهره → افزایش هزینه بدهی → فشار بر بودجه → کاهش سرمایهگذاری → رشد ضعیف → نارضایتی اجتماعی یعنی بحرانها جمع سادهای از مشکلات نیستند؛ یکدیگر را تقویت میکنند.
روبینی دقیقاً بر همین «شبکه متقابل تهدیدها» تأکید دارد.
تطبیق با ۱۲ ابرچالش ایران:
در گفتوگوهای قبلی، ۱۲ ابرچالش ایران را چنین برشمردیم:
ابرتهدیدهای روبینی ابرچالش متناظر ایران
تغییر اقلیم آب و محیطزیست
انرژی و شوکهای عرضه انرژی
سالمندی بازنشستگی و جمعیت
بدهی و کسری بودجه
نابرابری و بیاعتماد
سرمایه اجتماعی
فناوری و بهرهوری
ژئوپلیتیک و جهانیزدایی سیاست خارجی و تجارت
مهاجرت و بازار کار
مهاجرت نخبگان
بحران مالی تورم، ارز و اقتصاد
حکمرانی ناکارآمد
حکمرانی
نابرابری و فساد
فساد و تعارض منافع
فشارهای اجتماعی
جمعیت و مسائل اجتماعی.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد: ایران بسیاری از این مسائل را همزمان و بهصورت درهمتنیده تجربه میکند؛ بنابراین حل یک مسئله به تنهایی کافی نیست. مثلاً مسئله آب فقط محیطزیستی نیست: آب → کشاورزی → اشتغال → مهاجرت → شهرنشینی → بودجه → سرمایه اجتماعی → امنیت اجتماعی
همین منطق درباره انرژی، بازنشستگی و مهاجرت نخبگان نیز صدق میکند.
پنج درس بزرگ برای حکمرانی ایران
۱. از «حل مسئله» به «مدیریت شبکه مسائل» برویم
نباید آب، انرژی، بودجه، بازنشستگی، مهاجرت و سرمایه اجتماعی را در اتاقهای جداگانه مدیریت کرد.
ایران به یک اتاق فرمان ابرچالشها نیاز دارد.
۲. پیشگیری ارزانتر از بحران است
هر سال تأخیر در اصلاح صندوقهای بازنشستگی، انرژی، آب، بودجه و حکمرانی، هزینه اصلاح آینده را بیشتر میکند.
۳. سرمایه اجتماعی خودش یک زیرساخت ملی است
اعتماد مردم به دولت، قانون، آمار رسمی و آینده اقتصادی کشور، یک دارایی نامرئی، اما حیاتی است.
وقتی اعتماد سقوط کند، هزینه همه سیاستها بالا میرود.
۴. سیاست خارجی از اقتصاد جدا نیست
تحریم، جنگ، تنش منطقهای، تجارت، سرمایهگذاری، انتقال فناوری و صادرات انرژی به هم متصلاند.
بنابراین:
دیپلماسی موفق = بخشی از سیاست اقتصادی و امنیت ملی.
۵. ایران باید از «مدیریت روزمره بحران» به «تابآوری ملی» برسد
کشوری که دائماً منتظر بحران بعدی است، منابعش را صرف خاموشکردن آتش میکند. کشوری که آیندهنگر است، پیش از بحران، ذخیره، سناریو، برنامه و ظرفیت جایگزین میسازد.
سه راهکار فوری و راهبردی:
راهکار اول: «ستاد ملی ابرچالشهای ایران»
با حضور متخصصان مستقل اقتصادی، اجتماعی، محیطزیست، انرژی، آب، فناوری، جمعیت و سیاست خارجی؛ با شاخصهای قابل اندازهگیری و گزارش عمومی فصلی.
راهکار دوم: «برنامه تابآوری ۵ ساله»
پنج اولویت غیرقابل تعویق: آب ـ انرژی ـ صندوقهای بازنشستگی ـ بودجه ـ سرمایه اجتماعی
و برای هرکدام، هدف کمی، مسئول مشخص، بودجه مشخص و زمانبندی مشخص.
راهکار سوم: «سرمایه اجتماعی را به شاخص حکمرانی تبدیل کنیم»
در کنار GDP و تورم و رشد اقتصادی، باید سنجید:
اعتماد عمومی، مهاجرت نخبگان، رضایت از خدمات عمومی، احساس عدالت، فساد ادراکشده و امید به آینده.
ایران؛ پیش از آنکه ابرچالشها به ابر بحران تبدیل شوند
پیام اصلی کتاب روبینی برای ایران را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
> خطر اصلی آن نیست که ایران دوازده مشکل بزرگ دارد؛ خطر آن است که این دوازده مشکل به یکدیگر متصل شوند.
آب ضعیف شود، کشاورزی آسیب میبیند.
کشاورزی آسیب ببیند، مهاجرت افزایش مییابد.
مهاجرت افزایش یابد، شهرها تحت فشار قرار میگیرند.
اقتصاد ضعیف شود، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند.
اعتماد کاهش یابد، اصلاحات دشوارتر میشود.
و اصلاحات دشوارتر شود، هزینه بحران بعدی بالاتر میرود.
اینجاست که حکمرانی آیندهنگر معنا پیدا میکند:
نه ترس از بحران.
نه انکار بحران.
بلکه شناخت زودهنگام، تصمیم شجاعانه، اصلاح تدریجی و مشارکت مردم؛ و شاید مهمترین پیام Megathreats همین باشد:
ابرتهدیدها سرنوشت محتوم بشر نیستند؛ اما نادیدهگرفتن آنها میتواند آنها را به بحرانهای بزرگتر تبدیل کند. خود روبینی نیز در نوشتههای بعدیاش تأکید کرده که در کنار این تهدیدها، فناوریهای جدید و سیاستهای درست میتوانند امکان حرکت به سوی دورهای از رشد و شکوفایی را فراهم کنند.
ایران امروز بیش از هر چیز به یک «نقشه ملی عبور از ابرچالشها» نیاز دارد؛ نقشهای که اقتصاد، آب، انرژی، جمعیت، سرمایه اجتماعی، حکمرانی و سیاست خارجی را یک منظومه واحد ببیند.