تیتر امروز

«تحریم» ام‌الفساد اقتصاد ایران است/ قرار نیست همه مردم ارز بخرند/ باید به سمت ترک تخاصم برویم
گفت‌وگوی دیدارنیوز در برنامه «تنگنا» با حمید حسینی، فعال اقتصادی

«تحریم» ام‌الفساد اقتصاد ایران است/ قرار نیست همه مردم ارز بخرند/ باید به سمت ترک تخاصم برویم

در نهمین قسمت از فصل جدید برنامه «تنگنا» میزبان حمید حسینی، فعال اقتصادی بودیم و درباره سقوط ارزش پول ملی، اقدام بانک مرکزی برای فروش ارز، اهمیت مذاکرات ایران و آمریکا، نقش جنگ و تحریم‌ها در...
لوفت هانزا پرواز‌های خود را به عربستان تعلیق کرد/ ترامپ: قبل از انتخابات حمله نمی‌کنیم/ حمله مرگبار روسیه به دو اتوبوس مسافری در اوکراین
تحولات هرمز و تحریم‌های اقتصادی (روز صد‌وهشتادوچهارم آتش‌بس)

لوفت هانزا پرواز‌های خود را به عربستان تعلیق کرد/ ترامپ: قبل از انتخابات حمله نمی‌کنیم/ حمله مرگبار روسیه به دو اتوبوس مسافری در اوکراین

در پی آغاز تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران از روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، تنش‌های گسترده در خاورمیانه و درگیری‌ها میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد و آتش‌بس شکننده پس از جنگ چهل روزه، فعلا...
جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟
یادداشتی به قلم رحمت‌اله بیگدلی

جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟

رحمت‌اله بیگدلی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی با عنوان «جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟» به انتقاد از برخی واکنش‌ها به سیاست جدید بانک مرکزی در خصوص فروش ارز پرداخت...
یادداشتی از غلامرضا ظریفیان

۵ سال با رسانه‌ای که ملی‌تر نشد

غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه در یادداشتی با عنوان «۵ سال با رسانه‌ای که ملی‌تر نشد» به دوران پیمان جبلی در صداوسیما اشاره کرد و نوشت: صداوسیما در این پنج سال چه نسبتی با جامعه ایران پیدا کرده است؟ این پرسش را نمی‌توان با تعداد شبکه‌ها، حجم تولیدات، بودجه، آمار برنامه‌ها یا حتی شمار مخاطبان پاسخ داد.

کد خبر: ۲۰۵۶۶۱
۱۴:۴۷ - ۲۶ شهريور ۱۴۰۵

۵ سال با رسانه‌ای که ملی‌تر نشد

دیدارنیوز _ غلامرضا ظریفیان:

در آستانه پایان ۵ سالگی ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما، شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسش تکراری «رییس بعدی چه کسی خواهد بود؟» پرسش بنیادی‌تری را مطرح کنیم: صداوسیما در این پنج سال چه نسبتی با جامعه ایران پیدا کرده است؟ این پرسش را نمی‌توان با تعداد شبکه‌ها، حجم تولیدات، بودجه، آمار برنامه‌ها یا حتی شمار مخاطبان پاسخ داد. مساله اصلی، اعتماد، مرجعیت و نمایندگی اجتماعی است.

پیمان جبلی در ۲۹ شهریور ۱۴۰۰ ریاست سازمان را آغاز کرد و وحید جلیلی نیز چند ماه بعد به قائم‌مقامی رییس سازمان در امور فرهنگی و دبیری ستاد تحول رسانه ملی منصوب شد. بنابراین اگر بخواهیم از «دوره جبلی - جلیلی» سخن بگوییم، تعبیر بی‌راهی نیست، زیرا جلیلی یکی از چهره‌های محوری سیاست فرهنگی این دوره بوده است. اکنون، پس از پنج سال، پرسش این است: آیا این دوره توانسته صداوسیما را به رسانه‌ای فراگیرتر، گفت‌وگومحورتر و نزدیک‌تر به جامعه تبدیل کند؟ نشانه‌های موجود دست‌کم اجازه یک پاسخ ساده و مثبت را نمی‌دهد. مساله صداوسیما «مخاطب» نیست، «رابطه با مخاطب» است. ممکن است مدیران سازمان بگویند مخاطب داریم؛ ممکن است منتقدان آمار دیگری ارایه کنند. حتی ممکن است هر دو طرف بخشی از واقعیت را در اختیار داشته باشند، اما مساله عمیق‌تر از عدد مخاطب است.

مردم فقط وقتی رسانه‌ای را می‌بینند که احساس کنند آن رسانه آنها را هم می‌بیند؟ رسانه‌ای که از جامعه فقط آن بخش را نشان می‌دهد که با پیش‌فرض‌های سیاسی و فرهنگی خودش سازگار است، دیر یا زود با بحران مرجعیت مواجه می‌شود. صداوسیما در این سال‌ها بار‌ها نشان داده است که هنوز میان «جامعه واقعی» و «جامعه مطلوب مدیران رسانه» فاصله وجود دارد. ایران امروز جامعه‌ای چندصدایی است؛ از نظر سیاسی، فرهنگی، نسلی، سبک زندگی، نگاه به دین، اقتصاد، سیاست خارجی و حتی تعریف از ایران. رسانه ملی اگر فقط یک صدای ایران را پخش کند، رسانه ملی نیست؛ رسانه یک روایت از ایران است. آیا صداوسیما جامعه را دوقطبی کرده است؟ نه؛ این گزاره اگر به صورت مطلق بیان شود، دقیق نیست. جامعه ایران پیش از این دوره نیز با شکاف‌های سیاسی و اجتماعی متعدد روبه‌رو بوده است.

بحران اقتصادی، شکاف نسلی، مهاجرت، شبکه‌های اجتماعی، تحولات سبک زندگی، اعتراضات سیاسی و بی‌اعتمادی عمومی، همگی در شکل‌گیری این شکاف‌ها موثر بوده‌اند. اما پرسش مهم‌تر این است: آیا صداوسیما در پنج سال گذشته از ظرفیت خود برای کاهش این شکاف‌ها استفاده یا در مواردی به بازتولید آنها کمک کرده است؟ اینجا پاسخ نیازمند تامل جدی است. رسانه فقط خبر را منتقل نمی‌کند؛ به مخاطب می‌گوید چه چیزی مهم است، چه کسی قابل اعتماد است، چه کسی «خودی» است و چه کسی «دیگری». اگر یک گروه اجتماعی دائما احساس کند در رسانه ملی غایب است یا فقط هنگامی دیده می‌شود که قرار است نقد یا محکوم شود، رسانه ناخواسته به بخشی از تجربه طردشدگی آن گروه تبدیل می‌شود. این همان جایی است که رسانه می‌تواند از پل اجتماعی به دیوار اجتماعی تبدیل شود. «منتقد» را چرا باید بیرون از دایره دید؟ یکی از مسائل مهم در فرهنگ سیاسی ما، خلط سه مفهوم است: مخالف، منتقد و دشمن. مخالف، ممکن است با یک سیاست موافق نباشد. منتقد، ممکن است حتی با اصل نظام یا یک نهاد همدل باشد، اما عملکرد آن را نقد کند. دشمن، تعریف دیگری دارد. وقتی این سه مفهوم در هم ادغام می‌شوند، فضای گفت‌و‌گو از بین می‌رود.

صداوسیما بیش از هر نهاد دیگری باید در برابر این وسوسه مقاومت کند. منتقد صداوسیما، دشمن صداوسیما نیست. کسی که می‌گوید برنامه‌های سازمان ضعیف است، لزوما ضد ایران نیست. کسی که درباره سیاست‌های فرهنگی سازمان سوال دارد، لزوما مخالف اسلام نیست و کسی که خواهان اصلاح ساختار رسانه ملی است، لزوما خواهان تضعیف آن نیست. اتفاقا اگر صداوسیما قرار است رسانه ملی باشد، باید بیش از همه نهاد‌ها تحمل نقد داشته باشد. ماجرای پزشکیان و جبلی؛ یک نشانه مهم در روز‌های اخیر، سخنان مسعود پزشکیان درباره اینکه تلویزیون نگاه نمی‌کند و دیدن برخی برنامه‌های آن اعصابش را خراب می‌کند، واکنش رییس سازمان را در پی داشت. می‌توان درباره لحن رییس‌جمهور بحث کرد و حتی گفت رییس‌جمهور نیز باید در نقد یک نهاد ملی ملاحظات بیشتری داشته باشد. اما از منظر رسانه‌ای، اصل ماجرا مهم‌تر از لحن دو طرف است. اگر رییس‌جمهور کشور می‌گوید تلویزیون کشور را نمی‌بیند، این برای مدیر رسانه باید موضوع یک بررسی جدی باشد، نه صرفا یک مجادله لفظی. مدیریت رسانه باید بپرسد: چرا؟ چه چیزی در برنامه‌های ما وجود دارد که حتی رییس دولت را از تماشای آن دور کرده است؟ 

چرا بخشی از جامعه احساس مشابهی دارد؟ آیا مشکل فقط برنامه‌سازی است یا به اعتماد برمی‌گردد؟ آیا مشکل فقط مجری و محتواست یا نوع نگاه به مخاطب؟ و پاسخ به این پرسش‌ها نباید دفاعیه روابط عمومی باشد؛ باید آسیب‌شناسی واقعی باشد. رسانه‌ای که هر انتقاد را حمله تلقی کند، امکان اصلاح خود را از دست می‌دهد. هویت ایرانی‌-‌اسلامی؛ با حذف یا با گفت‌و‌گو؟ در مواضع اخیر رییس سازمان نیز بر ماموریت رسانه ملی در چارچوب هویت ایرانی‌-‌اسلامی تاکید شده است و جبلی از ضرورت روایت دیدگاه‌های گوناگون و اتحاد و یکپارچگی سخن گفته است. اصل این هدف محل مناقشه نیست، اما یک پرسش اساسی وجود دارد: چه کسی حق دارد درباره هویت ایرانی‌- اسلامی سخن بگوید؟ آیا هویت ایرانی‌-‌اسلامی یک تعریف بسته و از پیش تعیین شده است یا یک امر تاریخی و زنده که نسل‌های مختلف درباره آن گفت‌و‌گو می‌کنند؟ ایران را نمی‌توان بدون فردوسی و حافظ و سعدی، بدون فلسفه و عرفان و هنر، بدون تشیع و تسنن، بدون اقوام و زبان‌ها، بدون شهر و روستا، بدون سنت و تجدد و بدون نسل جوان امروز فهمید. اسلام نیز یک واقعیت تاریخی و تمدنی چندلایه و متکثر است. پس اگر قرار است صداوسیما از «الگوی ایرانی-اسلامی» سخن بگوید، نخست باید اجازه دهد ایرانیان درباره ایرانی بودن و مسلمان بودن خود سخن بگویند. هویت با تک‌صدایی حفظ نمی‌شود. هویت زمانی قدرتمند است که بتواند پرسش و نقد را تحمل کند. دوره جبلی را باید با یک معیار مهم سنجید، به نظر من، مهم‌ترین معیار ارزیابی این پنج سال نباید این باشد که صداوسیما چقدر در ترویج گفتمان رسمی موفق بوده است. معیار مهم‌تر این است: آیا صداوسیما توانسته فاصله میان بخش‌های مختلف جامعه ایران را کمتر کند؟ اگر پاسخ منفی باشد، حتی تولیدات بسیار حرفه‌ای نیز نمی‌تواند مساله اصلی را حل کند. در جامعه‌ای که رییس‌جمهور از «وفاق» سخن می‌گوید، صداوسیما نمی‌تواند همان منطق رسانه‌ای دوره‌های چندقطبی‌سازی را ادامه دهد. وفاق یعنی چه؟ یعنی همه مردم هم‌نظر شوند؟ نه. وفاق یعنی بتوانیم با وجود اختلاف‌نظر، یکدیگر را به رسمیت بشناسیم. تلویزیون وفاق باید دقیقا همین کار را انجام دهد. صداوسیما نباید دولت باشد. یک خطای دیگر این است که صداوسیما را صرفا رسانه دولت بدانیم. صداوسیما نباید رسانه دولت پزشکیان باشد؛ همان‌طور که نباید رسانه دولت رییسی، روحانی، احمدی‌نژاد یا هر دولت دیگری باشد. اما از آن مهم‌تر، صداوسیما نباید رسانه یک جناح در برابر جناح دیگر نیز باشد. دولت‌ها تغییر می‌کنند؛ جناح‌ها تغییر می‌کنند؛ جامعه می‌ماند. رسانه ملی باید از روزمرّگی سیاست فاصله بگیرد و خود را در سطح جامعه تعریف کند. اگر قرار است دولت وفاق داشته باشیم، رسانه وفاق نیز لازم داریم. رسانه وفاق چه شکلی دارد؟ به گمان من، رسانه وفاق پنج ویژگی دارد: 

یک) همه جامعه را می‌بیند، نه فقط کسانی را که با آن موافقند. 
دو) اختلاف را جرم نمی‌کند. اختلاف سیاسی و فرهنگی را بخشی از زندگی اجتماعی می‌داند. 
سه) منتقد را به رسمیت می‌شناسد. منتقد می‌تواند مهمان باشد، تحلیلگر باشد و حتی درباره عملکرد خود سازمان حرف بزند. 
چهار) از انحصار روایت خارج می‌شود. خبر یک اتفاق سیاسی را فقط از زبان یک طرف نقل نمی‌کند.
پنج) به جای سخن گفتن درباره مردم، با مردم سخن می‌گوید. این تفاوت بسیار مهم است. رسانه‌ای که درباره مردم حرف می‌زند، ممکن است آنها را موضوع خود قرار دهد. اما رسانه‌ای که با مردم حرف می‌زند، آنها را شریک گفت‌و‌گو می‌داند. در پایان این پنج سال، شاید مهم‌ترین خطا این باشد که تصور کنیم مساله صداوسیما با آمدن یک رییس جدید حل خواهد شد. اگر همان ساختار تصمیم‌گیری، همان نظام انتخاب مدیران، همان منطق گزینش مهمانان، همان تعریف از «خودی و غیرخودی» و همان رابطه با جریان‌های سیاسی باقی بماند، تغییر رییس فقط تغییر یک نام است. بنابراین مساله اصلی امروز این نیست که چه کسی جانشین جبلی شود. مساله این است که رسانه ملی قرار است چه نسبتی با ملت ایران داشته باشد.

پنج سال آینده می‌تواند ادامه همان مسیر باشد یا فرصتی برای بازتعریف رابطه صداوسیما با جامعه. انتخاب میان این دو مسیر، بیش از آنکه انتخاب یک مدیر باشد، انتخاب یک فلسفه رسانه‌ای است. یک پیشنهاد روشن صداوسیما برای بازسازی اعتماد عمومی، نیازمند یک «پیمان رسانه‌ای جدید با جامعه» است. پیمانی که در آن به صراحت پذیرفته شود: منابع عمومی، متعلق به همه مردم است؛ تریبون ملی، ملک یک جریان سیاسی نیست؛ نقد، دشمنی نیست؛ اختلاف، بی‌وطنی نیست؛ دین و ایران، با پرسش و گفت‌و‌گو تضعیف نمی‌شوند و «وفاق» به معنای حذف اختلاف نیست، بلکه یعنی اختلاف را به گفت‌و‌گو تبدیل کنیم. صداوسیما اگر می‌خواهد دوباره رسانه ملی باشد، نباید از مردم بخواهد که آن را دوست داشته باشند یا به آن افتخار کنند. باید کاری کند که مردم، خودشان را در آن ببینند. شاید بهترین آزمون رییس آینده صداوسیما همین باشد: وقتی یک اصلاح‌طلب، اصولگرا، مستقل، منتقد، روحانی، دانشگاهی، کارگر، جوان، زن، روستایی، شهری، کرد، بلوچ، عرب، ترک، فارس، شیعه، سنی و حتی کسی که با سیاست‌های رسمی مخالف است تلویزیون را روشن می‌کند، آیا احساس می‌کند این رسانه سهمی از صدای او نیز دارد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، می‌توان از «رسانه ملی» سخن گفت. اگر پاسخ منفی باشد، هر قدر عنوان «ملی» تکرار شود، مشکل همچنان پابرجاست. مساله صداوسیما در پایان دوره جبلی، تغییر مدیر نیست؛ تغییر نگاه به ملت است.

منبع: اعتماد
ارسال نظرات
امروز شنبه ۱۸ مهر
امروز شنبه ۱۸ مهر
امروز شنبه ۱۸ مهر
امروز شنبه ۱۸ مهر