علی هاشمی، مدرس دانشگاه در یادداشتی اختصاصی برای دیدارنیوز، درباره حادثه هفده شهریور نوشت: حکومت مقتدر حکومتی نیست که مردم از آن بترسند؛ حکومتی است که مردم به آن اعتماد کنند.

دیدارنیوز _ علی هاشمی:
هفده شهریور فقط یک حادثه تاریخی نیست؛ یک هشدار جاودانه درباره رابطه قدرت و مردم است. تاریخ نشان داده است که حکومتها الزاماً زمانی سقوط نمیکنند که مخالفانشان قدرتمند شده باشند؛ گاه زمانی سقوط آغاز میشود که فاصله میان حکومت و مردم آنقدر عمیق شود که دیگر صدای یکدیگر را نشنوند. یکی از بزرگترین خطاهای حکمرانی این است که اعتراض را صرفاً تهدید امنیتی ببینیم. اعتراضِ مسالمتآمیز، اگر شنیده و مدیریت نشود، میتواند به بحران تبدیل شود؛ اما اگر با گفتوگو، اصلاح و احترام پاسخ داده شود، میتواند به فرصتی برای ترمیم حکمرانی تبدیل گردد.
درس نخست: مردم دشمن نیستند
شهروند ناراضی، الزاماً برانداز نیست. منتقد، الزاماً دشمن نیست. معترض، الزاماً وابسته به بیگانه نیست. تفکیک «دشمن» از «معترض» یکی از نخستین نشانههای خرد حکمرانی است. حکومتی که هر صدای مخالف را دشمن بداند، در نهایت ممکن است فقط صدای موافقان خود را بشنود؛ و این آغاز بحران ادراکی قدرت است.
درس دوم: خشونت ممکن است سکوت بسازد، اما اعتماد نمیسازد
قدرت میتواند خیابان را برای مدتی آرام کند. اما نمیتواند با زور، رضایت عمومی تولید کند. خشونت علیه شهروندان، اگر رخ دهد، فقط یک مسئله امنیتی نیست؛ میتواند به زخمی عمیق در حافظه جمعی تبدیل شود و فاصله دولت و ملت را افزایش دهد. حکومت مقتدر حکومتی نیست که مردم از آن بترسند. حکومتی است که مردم به آن اعتماد کنند.
درس سوم: «خالصسازی» میتواند قدرت را خالص، اما جامعه را تهی کند
هیچ نظام سیاسی با حذف دائمی صداهای متفاوت، پایدارتر نمیشود. حکمرانی پایدار به تنوع دیدگاه، رقابت سالم، گردش نخبگان، نقدپذیری و امکان اصلاح نیاز دارد. هرچه دایره مشارکت کوچکتر شود، ممکن است آمار رسمی زیباتر شود؛ اما واقعیت اجتماعی لزوماً بهتر نمیشود. انتخابات بدون رقابت واقعی، آمار میسازد. اما اعتماد نمیسازد.
درس چهارم: خطرناکترین لحظه برای یک حکومت، زمانی است که همه گزارشها خوب باشند
اگر همه مدیران فقط خبرهای خوب بدهند. اگر منتقدان حذف شوند. اگر رسانهها فقط یک روایت را تکرار کنند. اگر اعتراضها فقط «توطئه» تلقی شوند. ممکن است حکومت در اتاقهای تصمیمگیری آرام باشد، اما جامعه در بیرون از آن اتاقها مسیر دیگری را طی کند. حکمرانی عاقلانه باید حتی تلخترین حقیقت را پیش از آنکه به بحران تبدیل شود بشنود.
درس پنجم: ستونهای نظام را زیاد کنید، نه اینکه آنها را کم کنید
پایداری ایران در گرو حضور همه نیروهای وفادار به کشور در ساختن آینده است. اصلاحطلب و اصولگرا. منتقد و موافق. جوان و پیشکسوت. دانشگاهی و کارآفرین.
کارگر و کارفرما. و همه شهروندانی که ایران را خانه مشترک خود میدانند. ایران با حذف ایرانیان قوی نمیشود. با مشارکت ایرانیان قدرتمند میشود.
پیام هفده شهریور برای امروز:
اگر تاریخ را فقط برای یادآوری گذشته بخوانیم، هنوز درس تاریخ را نیاموختهایم. درس واقعی هفده شهریور این است: پیش از آنکه اعتراض به انفجار تبدیل شود، صدای مردم را بشنوید. پیش از آنکه بیاعتمادی به گسست تبدیل شود، اعتماد را بازسازی کنید. پیش از آنکه منتقد به دشمن تبدیل شود، با او گفتوگو کنید. و پیش از آنکه جامعه را خالص کنید، بدانید که کشور متعلق به همه شهروندان آن است. ایران امروز بیش از «قدرت در برابر مردم» به قدرت با مردم نیاز دارد. باید از سیاست ترس به سیاست اعتماد رفت. از حذف به مشارکت. از خالصسازی به همگرایی ملی. از تقابل به گفتوگو. و از حکمرانی بر مردم به حکمرانی برای مردم.
هشدار آخر:
تاریخ با هیچ حکومتی تعارف ندارد. حکومتها ممکن است مخالفان خود را شکست دهند. اما اگر اعتماد مردم را از دست بدهند، بزرگترین شکست را در درون خود تجربه خواهند کرد. هفده شهریور را باید نه فقط با سوگ، بلکه با خرد به یاد آورد. چرا که تاریخ، اگر درست خوانده شود، فریاد میزند: مردم را نترسانید؛ صدایشان را بشنوید. منتقدان را حذف نکنید؛ از آنان بیاموزید. جامعه را خالص نکنید؛ ایران را یکپارچه کنید؛ و پیش از آنکه دیر شود، راه گفتوگو را باز کنید. زیرا هیچ کشوری با حذف مردم پایدار نمیماند. اما کشوری که مردمش را صاحب خانه بداند، از طوفانهای بزرگ نیز عبور خواهد کرد.
«فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ»
پسای صاحبان بصیرت، عبرت بگیرید.
(حشر، ۲)