حسن بهشتیپور، تحلیلگر مسائل بین الملل در یادداشتی اختصاصی برای دیدارنیوز، به تحلیل انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا پرداخته است که در ادامه میخوانید.

دیدارنیوز _ حسن بهشتیپور:
مقدمه
انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان و مجلس سنا آمریکا در ۱۲ آبان ماه آینده برگزار میشود. این انتخابات سیاست رئیسجمهوری آمریکا را تغییر نمیدهد، اما آرایش قدرتی سیاسی را در داخل کنگره آمریکا شکل میدهد که دو سال پایانی دولت دونالد ترامپ تحت تاثیر عمیق قرار میدهد. پرسش اصلی فقط این نیست که کدام حزب کرسیهای بیشتری بدست میآورد؛ بلکه پرسش مهمتر آن است که آیا رئیسجمهور با کنگرهای همسو، کنگرهای دوپاره، یا کنگرهای عمدتاً منتقد روبهرو خواهد شد. تفآگوست این سه وضعیت بر تصویب بودجه، انتصابات، نظارت بر دولت و ظرفیت سیاسی دولت در پروندههای سیاست خارجی از جمله ایران اثر مستقیم دارد.
در زمان نگارش این تحلیل، جمهوریخواهان اکثریت هر دو مجلس را در اختیار دارند، اما این برتری بهویژه در مجلس نمایندگان شکننده است؛ بنابراین حتی جابهجایی محدود کرسیها میتواند کنترل دستورکار قانونگذاری را تغییر دهد. با این همه، در نظام انتخالباتی پیچیده آمریکا تبدیل نارضایتی ملی از دولت به پیروزی انتخاباتی خودکار نیست. زیرا ساختار حوزههای انتخابیه، ترکیب نامزدها، درصد مشارکت مردم در انتخابات میاندورهای و کیفیت سازمان انتخاباتی در هر ایالت و حوزه انتخابیه، اهمیت تعیینکنندهای دارند.
۱. ساختار رقابت و منطق عددی کنترل کنگره
تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا در معرض رأیگیریاند؛ ۳۳ کرسی، انتخابات عادیِ مرحله دوم سنا، و دو کرسی (فلوریدا و اوهایو)، انتخابات ویژه است. در سنا، جمهوریخواهان ۵۳ کرسی در برابر ۴۷ عضوِ حزب دموکرات دارند. از این رو، دموکراتها برای کنترل سنا به دستکم چهار تغییر خالص نیاز دارند؛ آرایش ۵۰–۵۰، به سبب رأیشکن معاون رئیسجمهور، کنترل را در اختیار جمهوریخواهان نگه میدارد.
این واقعیت، نامتقارن بودن مسیر دو حزب را توضیح میدهد. دموکراتها باید افزون بر دفاع از کرسیهای خود در جورجیا، میشیگان، نیوهمپشایر و مینهسوتا، دستکم چهار کرسی جمهوریخواه را تصاحب کنند. در مقابل، جمهوریخواهان با حفظ اکثریت کنونی یا حتی تساوی ۵۰–۵۰ کنترل سنا را نگاه میدارند. برای مقایسه، در مجلس نمایندگان این نامتقارنی برعکس است: با اکثریت حداقلی کنونی جمهوریخواهان (حدود ۲۲۰ کرسی در برابر ۲۱۳ تا ۲۱۵ کرسی دموکرات)، دموکراتها تنها به سه کرسی خالص برای تصاحب اکثریت نیاز دارند. به همین علت، هر تحلیل جدی باید میان «درصد احتمال پیروزی در یک رقابت» و «نقش آن رقابت در تولید اکثریت سنا یا مجلس» تمایز بگذارد.
۲. نقشه سنا؛ رقابتهای اصلی و سطح عدمقطعیت
به جای توصیف ایالتها با برچسبهای ثابتِ قرمز (جمهوریخواه)، آبی (دموکرات) یا خاکستری (ایالتهایی که دارای رای متغییر هستند)، مناسبتر است آنها را بر اساس نقششان در کسب یا دفاع از اکثریت دستهبندی کنیم. رأی ریاستجمهوری ۲۰۲۴ در ایالتهای مختلف، تنها یکی از شاخصهاست؛ زیرا رأیدهندگان آمریکایی بارها در انتخابات ریاستجمهوری و سنا به احزاب متفآگوست رأی دادهاند. شهرت نامزد، سابقه محلی، نوع رقابت، هزینه تبلیغات و موضوعهای ایالتی میتوانند فاصله معناداری میان دو رأی ایجاد کنند. در این میان ایالت تگزاس همچنان برجستهترین آزمون این نقشه است. نامزد دموکرات، جیمز تالاریکو، و کن پکستونِ جمهوریخواه، در رقابتی نزدیک قرار گرفتهاند.
نظرسنجیهای ماههای جولای تا اوایل سپتامبر ۲۰۲۶ در نوسان بودهاند: از برتری ۵ تا ۷ درصدی تالاریکو در نظرسنجیهای اواخر جولای و آگوست (از جمله تگزاس پابلیک اوپینیون ریسرچ و ۲۵۴ لبز)، تا تساوی کامل ۴۷ به ۴۷ در نظرسنجی نیویورکتایمز/سینا در اواخر آگوست، و حتی تساوی ۵۰ به ۵۰ در نظرسنجی آورتون استراتجیز در آغاز سپتامبر. در مقابل، بازارهای پیشبینی مانند Kalshi و Polymarket تا اوایل آگوست همچنان پکستون را با اختلافی نزدیک به ۵۲ تا ۵۳ درصد در جایگاه برتر میدانستند. این شکاف میان نظرسنجیها و بازار پیشبینی خود گواهی است بر اینکه هیچیک از این دو نظرسنجی را نباید بهتنهایی حکم قطعی دانست؛ نظرسنجی معتبر باید همراه با تاریخ اجرا، حجم نمونه، جامعه هدف و خطای نمونهگیری خوانده شود، و در ایالتی مانند تگزاس، مشارکت لاتینتباران، رأیدهندگان حومهنشین، استقلالیافتگان و جمهوریخواهان ناراضی، میتواند از میانگین نظرسنجی مهمتر شود.
تغییرات جمعیتی در تگزاس واقعیت دارند، اما رابطه آنها با پیروزی دموکراتها خطی نیست. مهاجرت داخلی، ناهمگونی سیاسی لاتینتباران، نرخ ثبتنام و مشارکت، و کیفیت نامزدها تعیین میکنند که تغییر جمعیت به تغییر ائتلاف رأی تبدیل شود یا نه؛ بنابراین بهتر است تگزاس «رقابتیِ بالقوه» توصیف شود، نه ایالتی که پیشاپیش به دموکراتها متمایل شده است.
|
ایالت |
جایگاه در نقشه سنا |
دلیل اهمیت تحلیلی |
|
جورجیا، میشیگان، نیوهمپشایر، مینهسوتا |
کرسیهای دفاعی دموکراتها |
حفظ این کرسیها پیششرط هر مسیر دموکراتها به سوی اکثریت است؛ میشیگان و نیوهمپشایر کرسیهای باز هستند (بهترتیب با بازنشستگی گری پیترز و جین شاهین)، و مینهسوتا نیز پس از اعلام بازنشستگی تینا اسمیت به فهرست کرسیهای قابلپیگیری افزوده شده است. |
|
آلاسکا، مین، کارولینای شمالی، اوهایو |
فرصتهای اصلی کسب کرسی برای دموکراتها |
اینها مهمترین مسیرهای واقعبینانه برای جبران فاصلهاند؛ اما هر یک سازوکار محلی و نامزدهای متفآگوستی دارد (از جمله کرسی ویژه اوهایو با رقابت جان هاستد در برابر شرود براون). |
|
آیووا و تگزاس |
میدانهای گسترش نقشه رقابت |
رقابت نزدیک میتواند این دو ایالت را به فرصت تبدیل کند، اما اتکا به آنها بدون موج ملی یا خطای نامزدیِ جمهوریخواهان پرریسک است. |
۳. مجلس نمایندگان؛ حلقه مغفول، اما احتمالاً تعیینکننده
عنوان «نبرد برای کنگره» بدون تحلیل مستقل مجلس نمایندگان ناقص میماند. دموکراتها برای گرفتن مجلس نمایندگان تنها به سه کرسی خالص نیاز دارند؛ رقمی بهمراتب کوچکتر از چهار کرسیِ لازم برای تصاحب سنا. با این حال، این نتیجه فقط از محبوبیت ملی رئیسجمهور به دست نمیآید. بازترسیم حوزهها، تمرکز کرسیهای دموکرات در شهرهای بزرگ، تعداد دموکراتهای حاضر در حوزههای ترامپپسند، نامزدهای بازنشسته، و منابع مالی دو حزب، تبدیل رأی ملی به کرسی را تعیین میکنند.
با وجود این موانع ساختاری، منطق معمول انتخابات میاندورهای به زیان حزب مستقر در کاخ سفید عمل میکند؛ بهویژه هنگامی که ارزیابی اقتصاد و هزینه زندگی منفی باشد. تحلیل سطح نخبه باید از دو خطای رایج پرهیز کند: نخست، نتیجهگیری از رأی ملی به نتیجه هر حوزه؛ دوم، نادیده گرفتن امکان آنکه دموکراتها مجلس را بگیرند، اما سنا در اختیار جمهوریخواهان بماند. این سناریوی «کنگره دوپاره» در سال ۲۰۲۶ کاملاً محتمل است، بهویژه با توجه به اینکه آستانه پیروزی در مجلس (سه کرسی) بهمراتب پایینتر از آستانه پیروزی در سنا (چهار کرسی) است.
۴. اقتصاد، جنگ و سایر متغیرهای علّی
اقتصاد مهمترین متغیر ملی این انتخابات است، اما باید آن را دقیق تعریف کرد. نظرسنجیهای پیو در تابستان ۲۰۲۶ نشان میدادند تنها حدود یکچهارم آمریکاییها (۲۴ درصد) وضعیت اقتصاد را خوب یا عالی ارزیابی میکنند، رقمی که نسبت به ۲۸ درصدِ ژانویه همان سال نیز افت کرده است. موضوعهای ملموس برای رأیدهنده—هزینه مسکن، مواد غذایی، انرژی، بیمه و دستمزد واقعی—معمولاً از شاخصهای کلان در تعیین ادراک سیاسی اثرگذارترند. از این جهت، فشار هزینه زندگی میتواند به رأی تنبیهی علیه حزب حاکم تبدیل شود.
در عین حال، رابطه میان اقتصاد و رأی مکانیکی نیست. قطبیشدن حزبی سبب میشود بسیاری از رأیدهندگان یک وضعیت اقتصادی مشابه را بهگونهای متفاوت تفسیر کنند. جنگ با ایران نیز باید نه بهعنوان یک علت مستقل و قطعی، بلکه از طریق چهار کانال تحلیل شود: هزینه انرژی و تورم، ارزیابی از مدیریت بحران، تلفات یا طولانیشدن درگیری، و امکان بسیج یا فرسایش پایگاههای حزبی. موضوعهایی، چون مهاجرت، سقط جنین، امنیت مرزی، تعرفهها و سلامت نیز میتوانند در ایالتها و حوزههای متفاوت وزنهای متفاوت پیدا کنند.
در نتیجه، مدل تحلیلی مناسب باید دستکم پنج متغیر را همزمان بسنجد: ارزیابی از اقتصاد و عملکرد رئیسجمهور؛ رأی ملیِ فرضی برای کنگره؛ وضعیت نامزدها و حامیان مالی آنها؛ الگوی مشارکت میاندورهای؛ و ساختار انتخاباتی هر ایالت یا حوزه. پیشبینیهای رسانهای و حتی بازارهای پیشبینی باید بهعنوان برآوردهای مقید به زمان دیده شوند، نه واقعیتهای قطعی.
۵. سناریوهای محتمل و پیامدهای نهادی
سناریوی نخست: جمهوریخواهان هر دو مجلس را حفظ میکنند. در این حالت، دولت ترامپ از نظر قانونگذاری، بودجه و تأیید انتصابات با مانع کمتری روبهروست؛ هرچند اختلافهای درونحزبی، بهویژه در سنا، همچنان میتواند ظرفیت دولت را محدود کند.
سناریوی دوم: دموکراتها مجلس نمایندگان را میگیرند، اما سنا جمهوریخواه میماند. این محتملترین صورتِ تغییر محدود قدرت است، بهویژه با توجه به فاصله کوچکتر لازم برای پیروزی در مجلس نمایندگان. دموکراتها در این مجلس میتوانند دستورکار قانونگذاری، بررسی بودجه، تحقیقات و جلسات نظارتی را کنترل کنند، اما تصویب قوانین یا محدودیتهای پایدار بر دولت معمولاً به همکاری سنا و، در بسیاری موارد، امضای رئیسجمهور نیاز خواهد داشت.
سناریوی سوم: دموکراتها اکثریت هر دو مجلس را به دست گیرند. این حالت ظرفیت نظارتی و چانهزنی آنها را به شکل محسوسی افزایش میدهد، اما به معنای «فلجشدن» کامل رئیسجمهور نیست. رئیسجمهور همچنان از اختیارات اجرایی، دیپلماتیک و فرماندهی برخوردار است و سنا نیز برای پایان دادن به بحثِ بسیاری از لوایح به ۶۰ رأی نیاز دارد. بنابراین، واژه «سونامی آبی» فقط در صورت جابهجایی گسترده کرسیها و نه صرفاً یک اکثریت شکننده مناسب است.
۶. دلالتها برای ایران؛ میان محدودسازی و اختیار اجرایی
برای مخاطب ایرانی، نتیجه انتخابات باید با دقت نهادی خوانده شود. از دستدادن اکثریت کنگره به این معنا نیست که ترامپ تا پایان دورهاش—۲۰ ژانویه ۲۰۲۹، تقریباً اول بهمن ۱۴۰۷—فاقد امکان اقدام در برابر ایران خواهد بود. سیاست خارجی و امنیتی آمریکا بخش مهمی از خود را از اختیارات اجرایی، دیپلماتیک و نظامی رئیسجمهور میگیرد.
اما این گزاره نیز نادرست است که بدون اکثریت دوسوم، کنگره هیچ ابزار مؤثری برای محدودسازی ندارد. اکثریت در یک یا هر دو مجلس میتواند از راه کنترل بودجه و شروط هزینهکرد، تحقیق و احضار، فشار رسانهای، قانونگذاری، تأخیر یا رد برخی انتصابات و شکلدهی به هزینه سیاسی اقدامات دولت اثر بگذارد. دوسوم عمدتاً برای عبور از وتوی رئیسجمهور لازم است، نه برای همه اشکال نظارت یا اعمال فشار نهادی. نمونه تاریخی روشن این ظرفیت، تصویب قانون CAATSA در سال ۲۰۱۷ است که کنگره—با اکثریتی کمتر از دوسوم و حتی در نبود همراهی کامل کاخ سفید—چارچوب تحریمی الزامآوری علیه ایران، روسیه و کره شمالی وضع کرد؛ این نمونه نشان میدهد که کنترل کنگره، حتی بدون اکثریت مطلق، میتواند مسیر سیاست ایران را محدود یا شکل دهد.
همچنین باید میان روز انتخابات و انتقال واقعی قدرت تفکیک کرد. کنگره جدید در ۳ ژانویه ۲۰۲۷ آغاز میشود؛ بنابراین از نوامبر تا آغاز کنگره تازه یک دوره انتقالی وجود دارد. پس از آن نیز میزان اثرگذاری کنگره بر ایران وابسته به ترکیب هر دو مجلس، انسجام حزبی، نوع اقدام دولت، مبنای قانونی آن و فضای افکار عمومی خواهد بود. نتیجه دقیقتر این است: شکست جمهوریخواهان میتواند هزینه و محدودیت اقدامات دولت را افزایش دهد، اما بهتنهایی تضمینکننده تغییر فوری یا بنیادی در سیاست ایران نیست.
جمعبندی
انتخابات ۲۰۲۶ را باید همهپرسی ساده درباره ترامپ ندانست؛ این انتخابات آزمون همزمان اقتصاد، عملکرد دولت در بحران خارجی، قطبیشدن سیاسی، کارآمدی سازمانهای حزبی و قواعد نهادی آمریکا است. دادههای موجود برای دموکراتها فرصت واقعی و نسبتاً محتملتر در مجلس (با آستانه پایینتر سه کرسی) و مسیر دشوارتر، اما ممکن در سنا (با آستانه چهار کرسی) ترسیم میکنند. با این همه، پیشبینی معتبر باید به جای اتکا به یک نظرسنجی، یک مدل یا حتی یک بازار پیشبینی، بر همگرایی شاخصهای ملی و محلی استوار باشد. برای ایران، متغیر تعیینکننده نه صرف نتیجه پیروزی یک حزب، بلکه نوع آرایش قدرت میان کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا و توان هر کدام برای تبدیل ترجیح سیاسی به سیاست عملی است.
یادداشت منابع و دادهها
• U.S. Senate, "About Voting" و "Votes to Break Ties in the Senate".
• Pew Research Center, "Americans' evaluations of the economy remain negative", ۲۳ July ۲۰۲۶ (نظرسنجی ۶ تا ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶).
• Texas Public Opinion Research؛ ۲۵۴ Labs؛ Texas Southern University (Barbara Jordan Center)؛ New York Times/Siena؛ Overton Strategies — گزارشهای نظرسنجی رقابت سنای تگزاس، ژوئیه تا اوایل سپتامبر ۲۰۲۶.
• Kalshi و Polymarket — دادههای بازار پیشبینی برای رقابت سنای تگزاس، اوایل آگوست ۲۰۲۶.
• Associated Press؛ Reuters؛ Ballotpedia؛ Inside Elections — گزارشهای رقابتهای کلیدی سنا و مجلس، ۲۰۲۶.
• Congressional Research Service, Congressional Oversight Manual.
• National Archives — متن متمم بیستم قانون اساسی آمریکا درباره آغاز دوره کنگره.
• Congress.gov — متن قانون CAATSA (Countering America's Adversaries Through Sanctions Act, ۲۰۱۷).